نگاهی به کنفرانس لندن و انتظارات از آن

کنفرانس لندن در 28 جنوری (ژانویه) 2010 هشتمین کنفرانس عمده بین المللی است که از زمان سقوط طالبان در کشورهای مختلف برگزار میی شود. با توجه به اظهارات مقامات ارشد کشورهای غربی، به نظر می آید که مهمترین تفاوت این کنفرانس با دیگر نشست های بین المللی این خواهد بود که جامعه جهانی انتظار دارد که این نشست آغازگر تحول جدیدی در افغانستان، بخصوص از نظر امنیتی و نظامی باشد.

گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا هدف از برگزاری این کنفرانس را "پیشبرد تلاشها به منظور متعادل ساختن افزایش نیروی نظامی و افزایش اراده سیاسی" خواند که به اعتقاد او "زمینه را جهت تعیین یک جدول زمانی واضح برای سال 2010 و پس از آن" فراهم میسازد.

آقای براون در سخنان خود در اواخر نوامبر 2009 تصریح کرد که او می خواهد کنفرانس لندن شرایط لازم را برای سپردن مسئولیت امنیتی "ولسوالی ها یکی از پس از دیگری" به نیروهای افغان مهیا سازد.

نخست وزیر بریتانیا افزود: " محک ما این خواهد بود که در ظرف سه ماه دولت افغانستان باید قادر به معرفی سربازان بیشتر به هلمند جهت آموزش (توسط نیروهای بریتانیایی) باشد و در ظرف شش ماه باید برنامه روشنی در مورد آموزش پلیس داشته باشیم. "

گوردون براون تصریح کرد که چنین برنامه ای باید شامل مقابله با فساد باشد تا به این ترتیب نیروی پلیس افغانستان به گفته او "برای مردم و نه بر ضد مردم" کار کند.

"نقش بزرگتر افغانها در سرنوشتشان"

از دیگر نکاتی که آقای براون در سخنان خود به آن اشاره کرد برنامه افزایش پنجاه هزار نفری در قوای مسلح افغانستان است که باید در طول سال 2010 عملی شود. با این حال، نخست وزیر بریتانیا در پاسخ به این سوال که آیا آغاز روند واگذاری مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان به معنای آمادگی برای خروج نیروهای خارجیست گفت تا زمانی که افغانها توانایی برعهده گرفتن مسئولیت امنیتی شان را نداشته باشند، این امر به معنای خروج نیست.

آنرس فو راسموسن، دبیر کل ناتو نیز اخیرا با اشاره با اینکه تا توانمند شدن نیروهای افغان، سربازان بین المللی در این کشور باقی خواهند ماند، تاکید کرد که ماموریت نظامی نیروهای بین المللی در افغانستان، در سال آینده وارد مرحله جدیدی خواهد شد و افزود که نیروهای بیشتر افغان در سال آینده آموزش خواهند دید "تا به تدریج و هر زمانی که آنها آماده باشند، مسئولیت امنیت را عهده دار شوند."

با اینحال، دبیر کل ناتو، ظاهرا در واکنشی ضمنی به گفته های آقای بروان تاکید کرد که: "این انتقال (مسئولیت امنیت به نیروهای افغان) طبق شرایط خواهد بود نه براساس جدول زمانی."

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد که از جمله شرکت کنندگان در کنفرانس لندن خواهد بود نیز برگزاری این همایش را "به موقع" خوانده و گفته است که این کنفرانس "چارچوبی را فراهم خواهد کرد که افغانها بتوانند نقش بزرگتری در شکل دادن به سرنوشت خود داشته باشند."

انتظارات بالا

اظهارات آقای براون که کشورش میزبان کنفرانس لندن در مورد افغانستان خواهد بود نشان می دهد که شکیبایی کشورهای غربی در مقابل وضعیت افغانستان محدود شده است. نخست وزیر بریتانیا تاکید کرد که جامعه بین المللی انتظار دارد که حامد کرزی "پا پیش بگذارد و مسئولیت های خود را بر عهده گیرد" و افزود که "او باید بپذیرد که جامعه بین المللی محکهایی را تعیین خواهد کرد که بر اساس آن در مورد عملکرد او (حامد کرزی) قضاوت خواهد شد."

اگرچه این تبادل انتقادات تند میان رهبران افغان و کشورهای عمده دخیل در افغانستان سابقه دارد، اما به نظر می رسد که هم حکومت این کشور و هم رهبران غربی به این نتیجه رسیده اند که باید راه حلی اساسی برای معضل پیچیده افغانستان پیدا کرد.

اما اولین دشواری عمده ای که به نظر می رسد میان رهبران غربی و دولت افغانستان وجود داشته باشد، نگاه متفاوت آنها به وضعیت در افغانستان است.

این مسئله تا حدی قابل توجیه است. رهبران غربی در مورد افغانستان در تعاملی حساس با مردم خود قرار دارند. آنها ناچارند مصرف کردن میلیونها دلار از پول مالیات دهندگان خود در افغانستان را برای آنها توجیه کنند و تاکنون این توجیه حول محور امنیت جهانی و مبارزه با تروریسم می چرخد. بنابراین، ادامه شورشها در افغانستان و حتی گسترش آن به دیگر کشورها، از پاکستان گرفته تا سومالی و یمن رهبران غربی را در توجیه چگونگی عملکردشان در افغانستان و مصارف هنگفت نظامی اشان در تنگنای دشواری قرار داده است.

این طور به نظر می رسد که حداقل بخشی از انتقادات تند مقامات غربی در این اواخر از حامد کرزی و حکومتش به این دلیل است که مقامات غربی چندان بی میل نیستند که او و حکومتش را یکی از عوامل ناموفق بودن تلاشهای غرب برای بهبود وضعیت در افغانستان و مهار تروریسم جلوه دهند.

از سوی دیگر دولت افغانستان نیز با دشواریهای متعدد داخلی روبروست. از فساد حاکم بر دستگاههای دولتی گرفته تا قاچاق مواد مخدر و رقابتهای سیاسی داخلی. حامد کرزی نیز باید بتواند برای افغانها حضور نیروهای خارجی در این کشور و چگونگی مصرف کمکهای آنها را توضیح دهد و در عین حال عدمموثریت ادارات دولتی باعث می شود که مردم اعتماد خود را نسبت به توانمندی حکومت آقای کرزی از دست بدهند.

در نتیجه حامد کرزی و مقامات حکومت او نیز بارها به انتقاد از نحوه عملکرد جامعه بین المللی در افغانستان پرداخته اند و کشورهای غربی را در ناکامیها در افغانستان مقصر قلمداد کرده اند.

"پیروزیهای کوچک، شکست بزرگ"

در این میان و در آستانه برگزاری کنفرانس لندن مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی که یک نهاد مستقل پژوهشی آمریکایی ست، در گزارشی تحلیلی ارزیابی ناخوشایندی را از جنگ درافغانستان ارائه داده و می گوید نیروهای ائتلاف در افغانستان ممکن است در بیشتر درگیری ها با شورشیان پیروز شده باشند،اما با آن همکنترل بیشتر بخشهای افغانستان را از دست داده اند.

این گزارش که اخیرا (هفته گذشته) منتشر شده نتیجه گیری کرده که “ایالات متحده در تمرکز بر روی نیازها و تامین امنیت مردم افغانستان ناکام مانده است.” و افزوده که ناکامی دیگر امریکا در زمینه اختصاص منابع کافی و رهبری موثر برای جنگ بوده است.

آنتونی کوردسمن، از مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی، تهیه کننده این گزارش ، که عمدتا بر اطلاعات ارائه شده از سوی پنتاگون وزارت دفاع امریکا و پیمان اتلانتیک شمالی، ناتو، استوار است، می افزاید دولت افغانستان کمکهای خارجی حتی قادر به تامین نیازهای ابتدایی افغانها نیز نبوده اند.

چهار دهه جنگ

ممکن است در وهله اول این نکته کمتر قابل توجه باشد که فقط کمی بیش از یک سال دیگر مدت حضور نیروهای بین المللی در افغانستان به ده سال می رسد که با مدت زمان اشغال این کشور توسط شوروی سابق مساوی خواهد شد و جنگی که در افغانستان با ورود این نیروها در سال 1979 آغاز شد کم کم چهارمین دهه خود را پشت سر می گذارد.

ماهیت جنگ در افغانستان در پی حملات یازدهم سپتامبر به شدت تغییر کرده و این کشور را به جبهه جهانی مبارزه با تروریسمی تبدیل کرده که طولانی تر شدن جنگ در آن می تواند امنیت جهانی را به مخاطره بیندازد.

اما عملا پیروزی در این جنگ هم به گفته کارشناسان نظامی به سادگی امکان پذیر نیست. چراکه اولین دشواری کشورهای غربی این خواهد بود که بر روی تعریف معینی از "پیروزی" در افغانستان توافق کنند. سپس در کنار قوت نظامی، عملکرد حساب شده و برنامه ریزی دقیقی از سوی جامعه جهانی و دولت افغانستان لازم است تا مشکلات بر سر راه "پیروزی" را شناسایی و به حل آن بپردازند.

مطالب مرتبط