به روز شده:  14:04 گرينويچ - دوشنبه 18 ژانويه 2010 - 28 دی 1388

کنفرانس لندن و مذاکره با طالبان

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، روز شنبه (۱۶ ژانویه) در دیدار با دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا، اعلام کرد که طرح آماده ای برای مذاکره با طالبان در دست دارد و این طرح را در کنفرانس لندن ارائه خواهد کرد.

کنفرانس لندن قرار است در ۲۸ ماه روان، برگزار شود.

مساله اصلی در کنفرانس لندن، امنیت است. طالبان عمده ترین گروهی است که امنیت را در مناطقی از جنوب و شرق و اخیرا در شمال افغانستان، ناامن کرده است.

حمله روز دوشنبه (۱۸ ژانویه) این گروه به اهدافی در کابل و تنها ده روز پیش از این کنفرانس و همزمان با تحلیف وزرای جدید کابینه افغانستان می تواند به نوعی به چالش کشیدن دولت و تلاشی برای ابراز قدرت در آستانه کنفرانس لندن تعبیر شود.

مذاکره با طالبان در واقع بحث جدیدی نیست و دولت افغانستان دست کم از دو سال پیش به این سو، تلاش کرده است تا با طالبان یا دست کم برخی از اعضای طالبان وارد مذاکره شود.

پیشتر آقای کرزی تا آنجا پیش رفت که در اظهاراتی با خطاب قرار دادن ملا محمد عمر، رهبر طالبان، گفت که حتی اگر او بخواهد، وی حاضر است در جایی که ملا محمد عمر تعیین می کند با او ملاقات کند.

اگر چه بحث مذاکره با طالبان در تئوری می تواند بحثی جذاب باشد و به نوعی یک تحول در سیاست داخلی افغانستان، اما در عین حال می تواند به مفهوم عقب نشینی دولت افغانستان و حامیان غربی آن تعبیر شود به خصوص هنگامی که دولت قادر به کنترل امنیت نباشد و حملاتی مانند آنچه که روز دوشنبه (۱۸ ژانویه) در کابل رخ داد، صورت گیرد.

از سوی دیگر در عمل برنامه مذاکره با طالبان دست کم با سه مشکل اصلی روبروست.

طالبان؛ گروهی منسجم یا متکثر

گروهی که بعدها موسوم به طالبان شد در واقع در سال ۱۹۹۴ در اسپین بولدک قندهار و در واکنش به یک حادثه محلی، و از جنگجویانی که با اصطلاح از بی انسجامی و عدم امنیت در کشور تحت حاکمیت مجاهدین به ستوه آمده بودند، تشکیل شد.

نیروهای مجاهدین مخالف دولت دکتر نجیب الله در سال ۱۹۹۲ موفق شدند کابل را به تصرف خود درآورند، اما درگیرهای داخلی و درون گروهی بین مجاهدین شروع و منجر به سالها خشونت و ناامنی در کشور شد.

ملا محمد عمر

طالبان به هنگام قدرت در افغانستان از انسجام بیشتری برخوردار بود.

گروه طالبان که در اصل برخاسته از این حوادث بود (بدون در نظر گرفتن نقش برخی از کشورها در حمایت از آن) دو سال بعد موفق به تصرف کابل شد و احتمالا از این زمان بود که نام طالبان به طور اخص در محافل سیاسی و مطبوعاتی به عنوان یک گروه مطرح شد.

رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ و پس از حمله آمریکا به افغانستان سقوط کرد.

تا این زمان اگرچه گروه طالبان و رژیم تحت حاکمیت آن تفاوتهایی با ساختاهاری دولت مدرن در ساختار و عمل داشت اما به هر صورت از طالبان به عنوان یک گروه منسجم یاد می شد؛ گروهی که در کابل مستقر بود دارای شورایی منسجم در کابل (به حیث مرکز سیاسی) و شورایی در قندهار (به حیث مرکز معنوی) بود که تحت رهبری فردی به نام ملا محمد عمر قرار داشت.

به عبارت دیگر افرادی که گروه طالبان را رهبری می کردند افرادی مشخص با مناصبی مشخص در ساختار قدرت طالبان بودند. اگرچه این ساختار چندان منسجم نبود.

اما با سقوط رژیم طالبان و پراکنده شدن این گروه این انسجام تقریبی نیز به نوعی از هم پاشید.

به گفته برخی از کارشناسان در صورتی که گروه طالبان به عنوان بخشی از ساختار سیاسی و قومی افغانستان در مذاکرات بن (آلمان) در سال ۲۰۰۱ شرکت داده می شدند، شاید این امید متصور بود که سران مشخص این گروه بتوانند در ساختار بعدی افغانستان مشارکت داده شوند به ویژه آنکه همزمان با روند مذاکرات بن، طالبان در قندهار هنوز قدرت خود را حفظ کرده بودند.

کنار گذاشتن این گروه از مناسبات سیاسی، فرار سران این گروه و مخفی شدن آنها به پراکندگی بیشتر این گروه دامن زد.

تحولات پاکستان و بی ثباتی سیاسی در این کشور باعث ایجاد بی ثباتی به ویژه در مناطق قبایلی هم مرز با افغانستان شد، مناطقی که گفته می شود بسیاری از رهبران طالبان و همچنین رهبران القاعده پس از سقوط رژیم طالبان به آنجا فرار کرده اند.

بیش از ۸ سال سیاست آمریکا و متحدین آن در منطقه که همواره مورد انتقاد بوده است، وجود دولتی نوپا درافغانستان پس ازسالها جنگ و خشونت داخلی و در ادامه آن ناکارآمدی این دولت در چند سال گذشته به همراه اوضاع بی ثبات در پاکستان، گروه های مختلف ستیزه جو در دو طرف مرز را بشدت متکثر کرده است.

به عبارت دیگر، گروههای مختلف ستیزه جو در دو طرف مرز دست کم با هدف مشترک مبارزه با آمریکا و غرب و حضور آن در افغانستان در نقاط مختلف مرزی مشترک دو کشور رشد و نمو پیدا کرد و با هم آمیخته و در عین حال از هم دیگر دور شدند.

این اتفاق در عمل بدین معنی است که اکنون هنگامی که سخن از طالبان به میان می آید، دیگر نمی توان با صراحت چند سال پیش از این گروه به عنوان یک گروه منسجم و واحد نام برد.

اظهارات ضد و نقیض رهبران مختلف طالبان به تحولات منطقه می تواند نشان دیگری بر این تکثر باشد.

طالبان پاکستان

تحولات پاکستان و بی ثباتی سیاسی در این کشور باعث ایجاد بی ثباتی به ویژه در مناطق قبایلی هم مرز با افغانستان شده است.

بطور مثال پیام رهبر طالبان در اواسط ماه سپتامبر و به مناسبت عید قربان با پیامهای قبلی منتسب به این گروه تفاوت هایی داشت و به نوعی حاکی از نوعی تغییر نگرش به اوضاع بود از جمله توجه به اوضاع داخلی و یا حتی حسن همجواری.

اما مدتی پس از این پیام و بلافاصله پس از سخنرانی رئیس جمهور آمریکا درباره استراتژی جدید این کشور در افغانستان، اطلاعیه منسوب به طالبان دراین باره منتشر شد.

روزنامه نگاران و کارشناسان مسایل سیاسی که این اطلاعیه را بررسی کرده اند، معتقدند که این اطلاعیه که در ظرف کمتر از ۲۴ ساعت بعد از سخنرانی آقای اوباما منتشر شده، نسبت به بسیاری از واکنش های طالبان در موارد مشابه متفاوت است.

در این اعلامیه دقیقا بر نکته هایی انگشت گذاشته شده که پیش از این بیشتر رهبران القاعده به آن اشاره می کردند.

موضع کشورهای درگیر در افغانستان

از دیگر مشکلات مورد توجه منتقدان در برنامه آقای کرزی، مواضع برخی از کشورهای اصلی و درگیر در قضیه افغانستان به خصوص ایران، پاکستان، هند و روسیه و سیاست آنها درقبال طالبان است.

تمام این کشورها به استثنای پاکستان با طالبان مخالف هستند و در طول دوران حاکمیت طالبان بر افغانستان از جبهه مخالف طالبان حمایت می کردند.

برای مثال در سال ۲۰۰۱ و به هنگام شروع روند مذاکرات موسوم به بن هنگامی که صحبتهایی از مذاکره با طالبان و به نوعی "طالبان خوب و یا میانه رو شد" مقامات هندی در واکنشی یه این اظهارات اعلام کردند که واژه هایی ماند طالبان خوب و یا میانه رو در "نفس متضاد" هم هستند.

حتی مذاکره با طالبان از سوی دولت افغانستان برای پاکستان می تواند با نگرانیهایی همراه باشد. با توجه به سیاست دیرینه پاکستان در افغانستان و اینکه برنامه دولت افغانستان برای مذاکره چه خواهد بود و با چه عناصری از طالبان صورت می گیرد و به چه صورت تضمین کننده منافع پاکستان خواهد بود، این مذاکرات احتمالی با طالبان، بالقوه می تواند از سوی پاکستان با مشکلاتی مواجه شود.

در این رابطه حتی با توجه به تنشهای اخیر در شمال افغانستان بویژه در کندوز و حضور نیروهای طالبان در آن، کشورهای آسیای میانه نیز که نگرانی خود را از این حضور طالبان در شمال افغانستان اظهار کرده اند؛ بدون شک واکنش مثبتی به این گونه از مذاکرات نشان نخواهند داد. بویژه اینکه علیرغم گذشت پس از هشت سال نیروهای نظامی و امنیتی کشور در موقعیتی نیستند که بتوانند با خطر افراط گرایی در افغانستان با قدرت مقابله کنند.

فهرست سیاه

از سوی دیگر یکی از موانع اصلی در سر راه مذاکره با طالبان فهرست سیاهی است که نام ملا عمر رهبر طالبان و فرماندهان ارشد این گروه در آن درج شده است. ضمانت و مصونیت و در نتیجه حذف نام رهبران شان از فهرست سیاه شورای امنیت سازمان ملل متحد می تواند اولین قدم در اجرای مذاکرات با طالبان باشد.

اما حذف نام این افراد بالقوه می تواند مشکلات جدیدی را پیش روی دولت افغانستان بویژه در خصوص موارد نقض حقوق بشر بگذارد.

حضور تعدادی از اشخاص و چهرهای جهادی سابق و همچنین چهرهای وابسته به دولتهای پیشین در افغانستان در برخی از دستگاهای دولتی و حتی مجلس این کشور بدلیل برخی از سوابق سالهای جنگ در افغانستان با واکنش گروههای مدافع حقوق بشر مواجه شده است.

خارج کردن نام برخی از مقامات ارشد طالبان از فهرست سیاه و حضور احتمالی برخی از چهره های آنها در ساختار سیاسی کشور نیز در همین چارچوب می تواند مشکلات تازه و واکنشهای مشابه ای را به خصوص در زمینه نقض حقوق بشر در زمان طالبان بوجود آورد.

هنوز از جزئیات طرح دولت گزارشی منتشر نشده است و باید منتظر بود، اما آنچه به نظر می رسد این است که دولت افغانستان تحت فشار زیادی به خصوص از سوی حامیان غربی اش است تا در امور امنیتی پیشرفتهایی داشته باشد به ویژه اینکه حمله طالبان به کابل ده روز پیش از کنفرانس امنیتی لندن و همزمان با تحلیف وزرای جدید این فشارها را بیشتر می کند.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.