"ارتباط تصمیم اخیر پارلمان و کنفرانس لندن"

مجلس نمایندگان افغانستان
Image caption "حالا سوال شهروندان از نمایندگان مجلس این است که تفاوت میان وزرای که رد شدند با وزرای که تائید شدند در چه بوده است؟"

از جمع هفده وزیر پیشنهادی آقای کرزی در لیست دوم او، باز هم ده نفر حذف شده و هفت نفر تائید شدند. در جمع وزرای رد شده، تقریبا اکثریت قاطع را کسانی تشکیل می‌دهند که یا با هویت جامعه مدنی در لیست آقای کرزی جا گرفته بودند و یا از متحدان سیاسی غیر پشتون آقای کرزی نمایندگی می‌کردند.

در یک نگاه گذرا به نظر می‌رسد که رای اکثریت پارلمانی بعد از تقریبا پنج سال، اکنون هم جامعه‌ مدنی افغانستان و هم مدافعین بین‌المللی آن را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

تصمیمی دموکراتیک؟

اطرافیان آقای کرزی هنوز هم اصرار دارند که در تصمیم پارلمان معیار و گرایشهای قومی نقشی نداشته و این یکی از الزامات دموکراسی است که باید همه نسبت به آن وفادار باشند.

به تعبیر آنان رئیس جمهوری نیز با ابراز تأسف از این تصمیم مجلس کشور، به تصمیم اعضای پارلمان احترام می‌گذارد و تلاش می‌کند تا لیست سوم خود را به پارلمان معرفی کند.

اما آیا واقعا اکثریت پارلمانی به جز گرایشات قومی معیار دیگری نیز برای تصمیم خود به رای اعتماد و یا عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی داشته است؟ حالا سوال جدی شهروندان افغانی از نمایندگان شان در پارلمان این است که مثلا تفاوت میان سرور دانش و خانم ثریا دلیل و سلطان حسین حصاری و عصمت‌اللهی و غلام محمد اییلاقی و حمید و اوراز و پلوشه حسن که از سوی پارلمان رد شدند، با آقایان غالب و ارغندیوال و نیازی و زلمی رسول که از سوی پارلمان تائید شدند، در چه بوده است؟

ارتباط رای پارلمان و کنفرانس لندن؟

به نظر می‌رسد تصمیم پارلمان با کنفرانس لندن که در 28 جنوری/ژانویه برگزار خواهد شد، نیز بی‌ارتباط نبوده است. این روش خاص اتخاذ شده از سوی پارلمان می‌تواند نقش و آجندای «سیاستمداران افغانی» در کنفرانس لندن را نیز به گونه‌ای توجیه کند. سیاستمداران افغانی در کنفرانس لندن، بیشتر از همه بر راه حل‌های مذاکره با طالبان تأکید داشته و مذاکره با طالبان را یکی از اولویت‌های مهم در این کنفرانس تلقی می‌کنند.

تا کنون تصور می‌شد که موضوع اصلی در کنفرانس لندن با دو نگرش متفاوت میان «سیاستمداران افغانی» و «جامعه بین‌المللی» نوسان دارد. سوال عمده این بود که آیا رفتارهای سیاسی در افغانستان بر رشد دموکراسی و جامعه‌ مدنی و حکومتداری خوب و حقوق بشر و رعایت کنوانسیون‌های بین‌المللی اتکا داشته باشد یا بر رعایت سنت‌های افغانی و خواسته‌های طالبان و کنار آمدن با تمام پیشنهاداتی که از طرف این گروه مطرح می‌شود؟

همزمان با تصمیم پارلمان، آقای کرزی اعلام کرد که طرح مذاکره با طالبان را برای ارایه به کنفرانس لندن آماده کرده است. تأکید و اولویت یافتن طرح مذاکره با طالبان به جای طرحی بزرگتر که راه و روش حکومتداری خوب و حرکت دموکراسی و جامعه‌ مدنی در افغانستان را مشخص می‌کرد، به گونه ‌ای می‌تواند خط حرکت «سیاست افغانی» جاری را نیز نشان دهد.

بر اساس این دیدگاه و "سیاست افغانی" به نظر می رسد مشکل اصلی در سیاست افغانستان، انطباق با نورم‌ها و پایه های جامعه‌ مدنی و حکومتداری خوب و تحقق ارزشهای حقوق بشری نیست. مشکل اصلی جلب رضایت گرایشات قومی در این کشور است که در قالب جنگجویی و رفتارهای خشونت‌طلبانهی طالبان تبارز یافته است.

به نظر می‌رسد ترکیبی که اکنون در کابینه آقای کرزی راه یافته و تصمیمی که از سوی «اکثریت پارلمانی» ابراز شده است، استدلال «سیاستمداران افغانی» را در خصوص مذاکره با طالبان و "سیاست افغانی" بر پایه استدلال جلب رضایت گرایشات قومی در کنفرانس لندن از موقعیت بهتری برخوردار خواهد ساخت.

پارلمان و جایگاه اقلیتها در افغانستان

تصمیم پارلمان موقف و جایگاه اقلیت‌ها را نیز در «سیاست افغانی» مشخص ساخت. به عبارتی وقتی «اقلیت» گفته می‌شود تنها اقلیت قومی یا مذهبی هدف نیست بلکه اقلیت‌های دموکراتیک در برابر اکثریت غیردموکراتیک.

در انتخابات ریاست جمهوری، آقای اشرف غنی احمدزی، به عنوان شخصیتی متعلق به جامعه‌ مدنی، کمترین رأی قومی را از آن خود کرد. در لیست اول پیشنهادی آقای کرزی، آقایان امیرزی سنگین و احدی و یوسف پشتون کنار رفتند تا جا برای آقایان غالب و ارغندیوال و نیازی و مقبل باز شود.

زنان و اقلیت‌های قومی پارلمان نیز پاسخ خویش را دریافت کردند. و به نظر می رسد که خانم ثریا دلیل و پلوشه حسن و آقای حصاری و دانش و حمیدی و عصمت‌اللهی به خاطر تعلقات قومی و جناح‌بندی‌های داخل پارلمان با پاسخ منفی اکثریت پارلمانی مواجه شدند.

«افغانیزه کردن» سیاست یعنی چه؟

به نظر می‌رسد «سیاستمداران افغانی» تلاش دارند که پس از تکمیل استخوان‌بندی اصلی کابینه‌ آقای کرزی و مشخص شدن سیمای حاکم بر «خانه‌ ملت»، نگرش و طرح‌های خود برای «افغانی کردن» سیاست را، با قدرت بیشتری توجیه کنند.

براساس این طرح، مشکل اصلی باید از کنفرانس بن تعقیب شود. در این کنفرانس، استخوانی لای چرخ سیاسی نظام افغانستان گذاشته شد که به موجب آن، هم اعتراض و مقاومت طالبان ادامه و گسترش یافت و هم حکومت افغانستان با سلیقه‌ها، خواسته‌ها و تمایلات گونه‌گون درگیر شد.

کنفرانس بن تأکید بر هویت چندقومی افغانستان از یک‌سو و رعایت اصول و اساسات دموکراسی و جامعه‌ مدنی و حقوق بشر از سوی دیگر داشت.

برخی از این نکته‌ها در قانون اساسی افغانستان نیز بازتاب یافتند. اما طالبان و مخالفان مسلح افغانستان، یکی از شرایط اصلی خود برای مذاکره و دست کشیدن از جنگ و سیاست براندازی را تغییر قانون اساسی و خروج نیروهای بین‌المللی به عنوان ضمانت اجرایی این قانون اعلام کردند. «سیاستمداران افغانی» نیز از هیچ فرصتی برای توجیه کردن این خواسته‌ طالبان دریغ نکرده و اکنون در کنفرانس لندن نیز بر این نکته پافشاری خواهند داشت.

به نظر می‌رسد تصمیم اخیر پارلمان چرخ «سیاست افغانی» را با صلابت و قدرت دیرینه‌ آن به حرکت انداخته است. اکنون تقریباً واضح شده است که تأکید بر «سنت‌های افغانی» در زبان «سیاستمداران افغانی» نه به معنای رعایت الزامات فرهنگی و محیطی برای تطبیق روشمند دموکراسی و جامعه‌ مدنی، بلکه برای انطباق دادن دموکراسی و جامعه‌ مدنی با «سنت‌های افغانی» بوده است.

به عبارتی دیگر، اصطلاح «افغانیزه ساختن» سیاست، که دولت مردان افغان آن را بکار می برند، به معنای «اافغانیزه ساختن» دموکراسی و ارزش‌های مدنی بر مبنای سنت‌های قومی افغانستان بوده، نه اینکه این سنت‌ها به تدریج و گام به گام اصلاح شده و «دموکراتیزه» شوند.

تصمیم پارلمان و جامعه مدنی؟

به نظر می‌رسد تصمیم پارلمان برای جامعه‌ مدنی افغانستان به اندازه‌ اقلیت‌های قومی در این کشور پیامی روشن داشت. ذایقه‌ سیاسی جامعه‌ مدنی و اقلیت‌های قومی در افغانستان از این تصمیم طعم شراب کهنه ‌ای را حس کرد که نشئه‌ چندین قرن را در کام شان چکانده است. این شراب برای برخی‌ها به طور آشکار مستی می‌آورد، ولی برای جامعه‌ مدنی باید تکان‌دهنده باشد.

یا این تصمیم «اکثریت پارلمانی»، آیا باز هم کسانی از جامعهی مدنی و اقلیت‌های قومی می توانند که بخت و مناعت و تخصص و شایستگی خود را در پنجه‌ این اکثریت آزمایش کنند؟ اگر لیست سوم آقای کرزی با افرادی که همچون جرأتی را داشته باشند به پارلمان معرفی شوند و رای اعتماد را نیز به دست آرند، آیا این رأی اعتماد همان لطف «برادر بزرگتر» نخواهد بود که از «دامن پراخ» خود به منتظران مشتاق هدیه می‌کنند؟

به نظر می‌رسد افغانستان پس از پنج سال حرکت شبه دموکراتیک، در دوراهه‌ خطرناکی قرار گرفته است. آقای کرزی و سایر سیاستمداران افغانی با مسئولیت سنگینی رو به رو شده اند.

مطالب مرتبط