آیا برنامه صلح کرزی موفق خواهد شد؟

طالبان
Image caption طالبان با حضور نظامی خارجی در افغانستان مخالف است

مدافعان حقوق بشر همیشه از صلح حمایت می کنند. زیرا تامین امنیت، عدالت و صلح، پیش شرطهای اساسی تطبیق موازین حقوق بشر در هر کشوری به حساب می آید.

اما آیا برنامه صلح آقای کرزی با طالبان نیز از این جنس است؟

برنامه صلح آقای کرزی هنوز با سوالات جدی زیادی روبرو است از جمله این که چگونه می توان صلح را تامین کرد در حالی که حامیان غربی دولت آقای کرزی با انبوهی از نیروهای رزمی و تنکنولوژی پیشرفته، کارزار گسترده جنگ علیه طالبان را در جنوب کشور راه اندازی کرده است؟ چگونه می توان طالبان را به صلح قانع کرد، درحالی که با یک دست، دعوت به صلح و با دست دیگر تهدید به جنگ را سامان بخشیده اند؟

اما، مهمترین عنصر مخالفت بسیاری با این برنامه، در جای دیگری است. برای آنکه صلح بتواند برقرار شود، نیاز به ایجاد میزان متناسب نقشهای ملی و بین المللی برای مذاکره است. سفر اخیر آقای حامد کرزی به عربستان سعودی برای جلب حمایت سعودی ها به برنامه های صلح، از مشروعیت کافی برخورد دار نیست، زیرا وزنه ملی این تلاشها به تناسب فشار بین المللی آن خیلی ضعیف به نظر می رسد.

جاگزین این برنامه ها و تلاشها چیست؟

به نظر می رسد ابتدا لازم است تا گفت و گوی گسترده و سازنده ای در سطح کشور راه اندازی شود، تا اجماع ملی برای ایجاد زیر بنا های صلح شکل گیرد. برای این که این معمول به درستی راه اندازی شود، نیاز مبرم برای پژوهش کارشناسانه دیده می شود تا به پرسش های زیر پاسخ داده شود: چه عواملی سبب منازعات گوناگون در کشور است؟ طالبان بصورت دقیق کی ها هستند؟ آیا آنها یک جنبش سیاسی هستند؟ یا جنگجویانی هستند که مخارج آنها از راه های مختلف از جمله مواد مخدر تأمین می شود؟ چه تفاوت هایی مهمی میان طالبان افغانی و پاکستانی وجود دارد؟ نقش سعودی ها، ایرانی ها و پاکستانی ها در حمایت و تامین طالبان چگونه است؟

دوم اینکه، ما باید از اشتباهات موافقتامه های صلح بالکان درس های بزرگی بیاموزیم، جائیکه صلح از بیرون برآنها تحمیل شد. این به آن معنی است که جامعه جهانی باید حق خود ارادیت ملت ها و قوانین بین المللی که خود خالق آنند، احترام بگذارند.

آنها باید مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیرند و از درس های گذشته خود بیاموزند. کنوانسیونهای چهارگانۀ سازمان ملل متحد منعقدۀ ژنو سال 1949 که متضمن امنیت جانی و مالی افراد بی گناه و غیر نظامی در جریان منازعات و جنگ هاست، باید از سوی ناتو در افغانستان بصورت جدی درنظر گرفته شود. هربار که ازاین هنجارهای بین المللی توسط نیروهای ناتو در افغانستان تخطی صورت می گیرد، نارضایتی مردم عادی از نقش جامعه جهانی در افغانستان بیشتر می شود.

کمال مطلوب این است که افغانها بتوانند مکانیسم های صلح سازمان ملل متحد را در کشور خود پیاده کنند. اما با تأسف نبود پیوستگی و هماهنگی میان استراتژی های سازمان ملل متحد و ایالات متحده آمریکا در افغانستان، سبب ناکامی این برنامه نیز شده است.

دین، حقوق بشر و حاکمیت قانون

یکی از مولفه های مهم دیگر برای تقویت صلح، برخورد درست با دین است. بجای آنکه به اسلام به عنوان یک دشواری نگریسته شود، باید ارزشهای آن را به مثابه امکان مفید برای صلح استفاده کرد. باید از رهبران و مبلغان مذهبی برای دعوت کرد و حمایت مهم آنان را جلب نمود. صلح و عدالت مهمترین اهداف اسلام به شمار می روند. گروه های کوچک و اقلیت های بنیادگرای اسلامی نباید چشم ها را در برابر دنیای بزرگ اسلام واقعی و معتدل کور سازد.

افزون بر احترام به اسلام احترام به موازین حقوق بشری باید در میان افغانها نهادینه شود. در غیر این صورت نباید انتظار صلح دائمی و پایدار را داشت. ارزشها و هنجارهای حقوق بشر باید در سیستم های آموزش وپرورش شامل شود.

حاکمیت قانون از دیگر مولفه هایی است که یک صلح پایدار به آن نیازمند است. از این رو باید بیشتر بر ایجاد پلیس ملی که با جوهر ارزشهای صلح و حقوق بشر آشنا باشد توجه شود. تمرکز زیاد بر ارتش، خطر ایجاد دیکتاتوری های قوی نظامی را در کشور تقویت می کند.

افغانها باید به سوی جامعه ای حرکت کنند که این توان را بیابند که جنایتکاران جنگی را به پای میز حساب بکشانند. بدون این کار، دسترسی به اعتماد ملی و نهاد سازی اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود.

روشن است که عملی کردن چنین راه کار هایی به مراتب دشوار تر از آن است که به سادگی شعار صلح را با طالبان سر داد و در عمل به راه حل نظامی تکیه کرد، اما بدون حمایت ملی و ایجاد اعتماد مردمی در افغانستان، بیم آن می رود که تلاش های کنونی آقای کرزی جز آتش بس کوتاه مدت و ناپایدار، پیامد دیگری نداشته باشد و فرصت صلح که آرزوی افغانها است بیهوده تلف شود.

مطالب مرتبط