سفر چگونه آغاز شد

نسیم فکرت، وبلاگ‌نویس معروف افغان، زمانی به یکی از نقاط دورافتاده افغانستان سفر کرده بود تا تصویر و گزارش تهیه کند. مردمانی که در محل بودند او را نشناخته و فکر کرده بودند از چین و یا کدام کشوری دیگر است. وقتی او گفته بود من از افغانستانم به تعجب افتاده بودند که یعنی چه؟ از کجای افغانستان؟

نسیم از این خاطره بارها یاد می‌کرد. با همین اندیشه سوالی به ذهنش رسید که چگونه می‌شود باور کرد که مردمان یک کشور این همه از همدیگر بی‌خبر باشند و ندانند که در این یا آن گوشه‌ی کشور شان چه کسانی زندگی می‌کنند. با این سوال، او به طرحی رسید: عکس‌هایی از گوشه و کنار کشور گرفته شود و در جاهای مختلف نمایش داده شود. به نظر او، ارتباط به همین گونه برقرار می‌شود و آدم‌ها به همین گونه همدیگر را در می‌یابند.

طرح نسیم، زیربنای پروژه‌ مشترکی شد که به همکاری جف سترن و جو، از مسئولان مرکز قانون اساسی در فلادیلفیا به راه افتاد.

در دیداری که جو و جیف تابستان سال 1387 خورشیدی از کابل داشتند سری هم به مکتب/ مدرسه معرفت زدند. برنامه‌های آموزش مدنی در معرفت و تلاشی که در این مکتب برای زدودن آثار خشونت و نفرت و انتقام‌جویی می‌شد، آنها را به شوق انداخت که در مورد یک کار مشترک بین معرفت و مکتب قانون اساسی در فلادیلفیا فکر شود.

به نظر می‌رسید بیگانگی و ناآشنایی میان مردمان آمریکا و افغانستان نیز از مشکلاتی است که بر روابط و درک آنها از همدیگر تاثیر انداخته است.

جو دوستان خوبی در موزیم/ موزه ملی فلادیلفیا داشت. ما هم دوست نیک و وطندوستی در موزیم ملی کابل داشتیم: عمراخان مسعودی، رئیس موزیم ملی کابل. گفتیم می‌شود به همکاری این دو موزیم برنامه‌ای بریزیم و یک پروژه‌ عکاسی در دو مکتب اجرا شود که در آن دانش ‌آموزان خود بروند و از گوشه و کنار شهر و دیار خود تصویر بگیرند و این تصویرها را با همدیگر شریک سازند و در پایان، نمایشگاه مشترکی هم در فیلادیلفیا و هم در کابل برگزار شود.

انتخاب بچه‌ها در معرفت کار مشکلی بود. کسی عکاسی نمی‌دانست. بااینهم، با سابقه‌ی کار هنری که برخی از دانش‌آموزان در کلاس نقاشی معرفت داشتند، انتخاب اول را از میان آنها شروع کردیم. مسابقه‌ای نیز در مکتب برگزار شد که در آن دانش‌آموزان مختلف در چند نوبت آزمایش شدند و از فلترهای گوناگون عبور کردند تا بالاخره یک گروه کوچک ده‌نفری فراهم آمد و یک روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری اولین تجربه‌ی کار عکاسی آنها به رهنمایی جیف و نسیم آغاز شد.

در گروه معرفت، راضیه رضایی و زینب حیدری و نظیفه علیزاده و اسد پژمان به دلیل اینکه نقاش خوب بودند و دید هنری خوب داشتند و اندکی با کلمه و نوشته و شعر و نویسندگی ور می‌رفتند، انتخاب شدند. سعید مددی هم نقاش و هم نویسنده بود و هم انگلیسی را خوب بلد بود. قاسم میرزاده و بسم الله علیزاده و ریحانه و فاطمه از امتحان انگلیسی موفق بیرون آمدند و در درسهای مکتب هم استعداد خوبی داشتند. هادی رهنورد چون استاد بخش هنری بود برای همراهی و رهنمایی گروه وارد برنامه شد. در نهایت، پای استاد نجیب‌الله مسافر هم به برنامه کشانده شد تا به عنوان استاد فوتوگرافی برای دانش‌ آموزان در گرفتن عکس و تجزیه و تحلیل و نقد آنها کمک کند.

هر جمعه کلاس نقد عکس برگزار می‌شد و استاد مسافر برعلاوه‌ی نقد و بررسی عکس‌های گرفته شده، تکنیک‌های عکاسی را برای بچه‌ها یاد می‌داد. آثار بچه‌ها از هر دو مکتب، در یک وب سایت مشترک شترفلای گذاشته می‌شد و هر دو طرف در مورد عکس‌های همدیگر نظر می‌دادند و نقد می‌کردند و می‌ پرسیدند.

رشد گروه در هنر عکاسی امیدوار کننده بود. در فرصتی اندک صدها قطعه عکس زیبا از بخش‌های مختلف شهر و از واقعیت‌های گونا‌گونی که در زندگی روزمره‌ مردم وجود داشت، روی صفحه آمد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت. تبادل نظر و دیدگاه میان دانش‌آموزان دو مکتب از طریق وب سایت نیز هیجان و آموزندگی خاص خود را داشت.

گام دوم، برنامه‌ی سفر گروه معرفت به فیلادیلفیا بود تا هم با همتایان آمریکایی خود آشنا شوند و هم به کمک هم عکسها را مقایسه و گزینش کنند و برای نمایش به هیات داوران بسپارند.

استاد نجیب‌الله مسافر به خاطر مشکلات ویزا نتوانست شاگردان خود را همراهی کند. جای خالی او دریغ دیگری را نیز نصیب بچه‌ها کرد: اگر او می‌بود هر لحظه می‌توانست در تکمیل آموخته‌ های شان کمک کند و در نهایت، برنامه انتخاب عکس‌های نهایی برای نمایشگاه را نیز تسهیل کند.

در حاشیه‌ این برنامه‌ی مشترک، فرصت‌های آموزنده‌ نیکویی برای گروه معرفت و مکتب قانون اساسی فلادیلفیا فراهم شد که با هم دیگر صحبت کنند، از جاهای مختلف بازدید کنند، دوستان مختلف بیابند و وقتی برنامه به پایان می‌رسید برای همدیگر ده ‌ها و صدها سوغات و خاطره داشته باشند.

مو