مهاجرت، آشنایی، ازدواج و جدایی

هر وقتی نام افغانستان و پاکستان در رسانه ها کنار هم ذکر می شود، معمولا یا خبر از تنش سیاسی بین دولت مردان دو کشور است که اتهام سیاسی رد و بدل می کنند و یا هم سخن از تجارت و آمد و شد های رسمی.

اما در کنار اینها مهاجرت جمعیت عظیمی از افغانها در پاکستان و سی سال زندگی آنها در این کشور، رابطه میان مردمان این دوکشور بسیار عمیق تر از آن حدی است که معمولا در خبرهای روزانه از رسانه ها باز تاب می یابد.

خانواده های زیادی را می توان در پاکستان یافت که از یک مرد پاکستانی و یک زن افغانی و یا هم بالعکس تشکیل شده است.

از حدود سی سال قیل با یرهم خوردن اوضاع سیاسی در افغانستان و اغاز تشنج و درگیری ها سلسله مهاجرت از نقاط مختلف افغانستان بسوی کشور های همسایه به ویزه پاکستان اغاز یافت .

افغانهایی که به پاکستان پناهنده شدند ابتدا در اردوگاههای ویژه مهاجرت در پاکستان جابجا شدند، اما آهسته آهسته افغانها وارد جامعه پاکستان شدند. زبان و فرهنگ مشترک به افغانها کمک کرد که به زودی با میزبانان خود خو بگیرند و با آنها قاطی شوند.

حلیمه خانم افغان که 6 سال از ازدواجش با یک شهروند پاکستانی که داکتر است می گذرد و ثمره این ازدواج دو پسر است. حلیمه ندانستن زبان را مشکل اساسی در آغاز ازدواجش عنوان می کند مشکلی که به گفته حلیمه با حمایت خانواده شوهرش حل شد.

حلیمه در آغاز بسیار حیرت زده می شد وقتی می دید زبان پشتو که زبان رسمی در افغانستان است و او و امثال او آنرا در مکتب و دانشگاه آموخته بودند با زبان پشتو که مردمان ایالت سرحد پاکستان با آن حرف می زنند فرق کلی دارد.

نسل سوم

عده ای از جامعه شناسان معتقدند که بیشتر فقر و درماندگی افغانها سبب بسیاری از ازدواجها بین افغانها و پاکستانی ها شده است، یعنی از یک سو افغانها به فکر یافتن کار و زندگی تازه بودند و از سوی دیگر عده ای از پاکستانی ها به دنبال ازدواج ارزان و راحت تر اما این نظر طرفداران زیادی ندارد.

بیشتر کارشناسان باور دارند که فرهنگ و زبان مشترک سبب شده است این پیوندها گره های محکم تری بخورند. پروفیسور تقی بنگش استاد دانشگاه پشاور از این جمله است او می گوید:" بعد از انقلاب ثور در افغانستان ملیونها تن از برادران و خواهران افغانی اینجا آمدند و کم کم وارد جامعه شدند و در سطوح مختلف ازدواج کردند، اساتید دانشگاه پشاور ازدواج کردند با خانم های افغانی. فرهنگ استان سرحد در نظر من هیچ فرقی ندارد افغانها خوبی هایی زیادی دارند مثلا دیانتداری. خانم های افغانی از نظر حسن شباب عصمت و حیااز نظر تعلیم از نظر ذهنیت هوشیاری و از نظر قدرشناسی خودشان هیچ کمی و کاستی ندارند. یک مرد افغان اگر خوش هیکل است جوان است نیرومند است و وجاهت مردانه دارد درین صوردت ازدواج یک دختر پاکستانی با او امر طبیعی است و از نظر من این قوی ترین دلیل برای ازدواج یک پاکستانی با یک افغانی است."

به هر حال دلیلش هر چه باشد آنچه را نمی شود دیگر انکار کرد، نسل سومی است که از پدر پاکسانی و مادر افغانی و یا برعکس، شکل گرفته اند وتعداد شان هم کم نیست.

به سیاستمداران درس محبت می دهیم

رفیق احمد جوان پاکستانی که از ازدواج یگانه خواهرش با یک افغان راضی به نظر می رسد به این باور است که درآغاز غربت، سبب قربت شد و فقر نزدیکی به بار آورد و این نزدیکی و قربت به ازدواج انجامید. رفیق می گوید از آنجایی که تنش های سیاسی میان دو کشور روز تا روز افزایش میابد مردمان دو کشور که از هم اند و با هم اند برای اینکه از دشمنی ها جلوگیری کرده باشند و رشته های دوستی را محکمتر سازند ازدواج مشترک را یگانه راه می دانند.

خواهر رفیق حالا به بلخ باز گشته است، رفیق می گوید از اینکه خواهرش فارسی را بسیار روان یاد گرفته و سخن می گوید تعجب می کند و با خنده می گوید:" می بینید که سرانجام محبت برنده شد نه تضادهای دولتی و حساسیت های افغانی یا پاکستانی."

به باور رفیق او و امثال او که شمار شان اندک نیست به رهبران و مقامهای کشو ر های افغانستان و پاکستان درس دوستی صفا و صمیمیت یکدلی و یکرنگی می دهند تا باشد دشمنی های ظاهری را فراموش کنند.

تلخی های جدایی

اما چنین ازدواجها تلخی هایی نیز داشته است، این تلخیها وقتی بیشتر احساس شد که افغانها بعد از 30 سال به بازگشت به وطن خود آغاز کردند. خانم جوان افغان با اندوه می گوید اگر از یک سو بازگشت خانواده های مهاجر به افغانستان خبر خوش است اما از سوی دیگر برای او درد آور است زیرا او مجبور به ماندن کنار خانواده شوهر و دور از خانواده خودش می شود.

او دعا می کند تا علاوه بر فرهنگ مشترک مرز ها نیز مشترک شوند تا برای رفت و آمد میان اعضای یک خانواده نیازی به داشتن پاسپورت و ویزا نباشد.

همیشه غریب

یکی از مشکلاتی که فرا راه چنین خانواده هایی باقی می ماند، این است که دولت پاکستان حاضر نیست در صورت چنین ازدواج به افغانها تابعیت بدهد.

ناصر محفوظ قاضی ارشد در دادگاه عالی پشاور می گوید:" در قانون اساسی پاکستان بخشی است بنام قانون تابعیت یا فرامین شهروندی 1951. بر اساس این فرامین فرد یا افرادی که خواستار دریافت تابعیت پاکستان باشند می توانند بصورت رسمی درخواست کنند که پس از پیمودن مراحل قانونی دولت با در نظر داشت اسباب و دلایل درخواست دهنده در مورد تصمیم می گیرد."

اما اقای محفوظ میگوید موقف مهاجرین افغان با سایر خارجی ها متفاوت است زیرا افغانها در پاکستان حکم قانونی مهاجر را دارند و این مهاجر بودن مانع درخواست قانونی تابعیت شان می گردد. به گفته او دختران افغانی که با پسران پاکستانی ازدواج کرده اند چون شوهران شان تابعیت این کشور را دارند به انها با در نظرداشت تابعیت شوهران شان تابعیت داده می شود اما دختران پاکستانی که با پسران افغان ازدواج کرده اند به شوهران شان تابعیت پاکستانی داده نمی شود آنها باید با شوهران خود به افغانستان برگردند و تابعیت افغانی بدست آورند و در این مورد که قانون اساسی افغانستان چه حکم می کند نمیداند.

در این صورت بسیاری از افغانهایی که با شهروندان پاکستانی ازدواج کرده اند، در صورتی که بخواهند در پاکستان زندگی کنند، برای همیشه مهاجر خواهند ماند.