رابطه اقتصادی افغانستان با چین و تجربه آفریقا

حامد کرزی، هو جینائو
Image caption چین در 9 سال گذشته با بهره گیری از سرازیر شدن کمک های مالی به افغانستان و در نتیجه افزایش تقاضا به واردات دراین کشور، صادرات خود به افغانستان را نیز به سطح دو میلیارد دلار رسانده است

روابط اقتصادی افغانستان با همسایه شمال شرقی اش چین به صورت فزاینده در حال گسترش است.

محور اصلی سفر حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان به چین نیز تشویق این کشور برای افزایش سرمایه گذاری در افغانستان و تسهیل روابط تجاری میان دو کشور خوانده شده است. حامد کرزی را در این سفر یک گروه از بازرگانان و صنعتکاران افغانستان نیز همراهی می کنند.

چین در حال حاضر بزرگترین اقتصاد آسیا و دومین اقتصاد بزرگ جهان به شمار می رود و در سال 2009 نرخ رشد اقتصادی این کشور با وجود بحران مالی در جهان در سطح هشت درصد کماکان ادامه یافت.

تولید ارزان در نتیجه نیروی کار ارزان، چین را به بزرگترین کشور صادر کننده کالا های کار تمام در جهان تبدیل کرده است و در همین حال نیازمندیهای رشد سریع اقتصادی، این کشور را مبدل به یکی از بزرگترین وارد کنندگان مواد خام در جهان کرده است.

همین نیازمندی تهیه مواد خام همچنین پای سرمایه های چینی را از پاکستان تا کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین کشانده است. افغانستان نیز با سپردن قرارداد استخراج یک معدن بزرگ مس به یک شرکت دولتی چینی، در سال های اخیر شامل این لیست شده است.

اما تجارب شماری از کشورهای توسعه نیافته به ویژه در آفریقا نشان می دهد که گسترش روابط تجاری با چین و جلب سرمایه گذاریهای این کشور در کنار مزایا، مشکلات و چالش های جدی را نیز برای این کشورها در پی داشته است.

تجارت و تعرفه گمرکی:

مبادلات تجاری میان چین و آفریقا به بالاتر از صد میلیارد دلار می رسد که معمولا" حجم صادرات چین به آفریقا بالاتر از حجم واردات آن از آفریقا است. سودان، نیجریه، آفریقای جنوبی، کنیا و آنگولا از مهمترین شرکای تجاری چین در آفریقا به شمار می روند. بیشتر واردات چین از این کشورها را نفت و مواد خام تشکیل می دهد و در مقابل قسمت اعظم صادرات چین به این کشورها کالاهای مصرفی و بعضا" صنعتی است.

با آنکه کالاهای مصرفی چین از یک سو گزینه های بیشتر و ارزانتری را در اختیار مردم این کشورها قرار داده است؛ از سوی دیگر موجب ورشکستگی در صنایع داخلی، خروج سرسام آور ارز از این کشورها، از میان رفتن فرصت شغلی و کاهش عواید دولتی در نتیجه تنزیل تعرفه های گمرکی شده است.

چین در 9 سال گذشته با بهره گیری از سرازیر شدن کمک های مالی به افغانستان و در نتیجه افزایش تقاضا به واردات دراین کشور، صادرات خود به افغانستان را نیز به سطح دو میلیارد دلار رسانده است.

بدین ترتیب چین در کنار پاکستان و ایران به یکی از مهمترین شرکای تجاری افغانستان مبدل شده است. به گفته یکی از سخنگویان رئیس جمهوری افغانستان قرار است در دیدار حامد کرزی از چین توافقنامه دو جانبه ای امضا شود که براساس آن تعرفه گمرکی برای واردات و صادرات میان دو کشور کاهش خواهد یافت. هر چند جزییات این توافقنامه تا هنوز روشن نیست اما با توجه به اینکه صادرات چین به افغانستان ده مرتبه بیشتر از صادرات افغانستان به چین است و افغانستان بیشتر مواد خام به چین صادر می کند، احتمال دارد که کاهش تعرفه های گمرکی به سود افغانستان تمام نشود.

دکتر عبدالله کاظم اقتصاد دان در واشنگتن می گوید که کاهش یا از میان برداشتن تعرفه های گمرکی با چین از دو راه می تواند به اقتصاد افغانستان زیان برساند. نخست این اقدام موجب پایین آمدن در آمد دولت افغانستان می شود که یک قسمت عمده آن از راه محصولات گمرکی بدست می آید و دوم این اقدام می تواند تولیدات داخلی افغانستان به شمول تولید محصولات زراعتی را با مشکلات جدی روبرو سازد.

اما آقای کاظم می فزاید که اگر یک چنین توافقنامه بتواند واردات ماشین آلات و تکنولوژی چینی را به افغانستان تسهیل کند، برای تقویت اقتصاد افغانستان سود آور خواهد بود.

Image caption روابط اقتصادی افغانستان با همسایه شمال شرقی اش چین به صورت فزاینده در حال گسترش است

سرمایه گذاری:

سرمایه گذاری مستقیم چین در معادن، پروژه های زیربنایی و کشاورزی در آفریقا به ده ها میلیارد دلار می رسد. چین در چند دهه اخیر تدریجا" جای سرمایه گذاران غربی را در آفریقا گرفته و نیازمندی شدید اقتصاد این کشور به مواد خام سرمایه های بخش دولتی و خصوصی چین را به کشورهای آفریقایی سرازیر ساخته است.

چین در سودان ، نیجریا و آنگولا مشغول استخراج نفت و گاز است، در زامبیا برای استخراج مس و در کنیا، تانزانیا و گانا برای تولید پنبه، چوب چهارتراش و قهوه سرمایه گذاری کرده است.

بدون تردید این سرمایه گذاریها افزایش در آمد در این کشورها را در پی داشته است اما چند مسئله در مورد سرمایه گذاری چینی ها در آفریقا بدبینی و حساسیت ایجاد کرده است. اول اینکه شرکت های خصوصی و دولتی چینی معمولا" همراه با سرمایه هایشان کارگران چینی را نیز وارد می کنند و از نگهبان گرفته تا متخصصان همه چینی استخدام می شوند که بدین ترتیب سرمایه گذاری چینی فرصت شغلی زیادی را برای افراد محلی ایجاد نمی کند.

دوم اینکه حتی در صورت استخدام کارگران محلی، دستمزد بسیار پایین برای آنان پیشنهاد می شود و شرایط محیط کاری معمولا" بد می باشد. به گونه مثال حساسیت ایجاد شده علیه شرایط کاری و کارگران چینی در زامبیا به یک معضله سیاسی درین کشور تبدیل شده است. البته مسائل دیگر مانند عدم توجه به توسعه محل که سرمایه گذاری در آن صورت گرفته و بی توجهی به محیط زیست نیز انتقاداتیست که بر سرمایه گذاری های چین در آفریقا وارد است.

چین در افغانستان نیز با بدست آوردن قرارداد استخراج معدن مس عینک که دومین معدن بزرگ مس در جهان به شمار می رود، سرمایه گذاری خود در افغانستان را به صورت قابل ملاحظه افزایش داده است.

شرکت دولتی مس و فلز جیانگشی در سال 2008 متعهد شد که حدود سه و نیم میلیارد دلار را در معدن مس عینک در جنوب کابل سرمایه گذاری کند. البته با توجه به چالش های امنیتی موجود در افغانستان کار این پروژه با سرعت متوقعه به پیش نمی رود اما چینی ها گفته اند که آنان متعهد به ادامه این پروژه هستند.

با آنکه افغانستان شرایط متفاوت دارد و جلب هر نوع سرمایه گذاری در این کشور به نحوی سود آور پنداشته می شود اما تجربه آفریقا نشان می دهد که افغانستان در جلب سرمایه گذاری های چینی دقت بیشتری باید بکار بگیرد تا بتواند در سطح مطلوب از این سرمایه گذاریها بهره ببرد.

گسترش رابطه اقتصادی افغانستان با چین مسلما" می تواند منافع زیادی را برای افغانستان در پی داشته باشد. از نظر کارشناسان استفاده از تکنولوژی چینی در صنعت و زراعت افغانستان می تواند اقتصاد افغانستان را متحول سازد.

جلب سرمایه های چینی در بخش های زراعت، معادن و زیربناهای افغانستان نیز تحت شرایط معین که حاوی منافع هر دو کشور باشد، برای افغانستان حیاتیست. چین علاقه مندیها ترانزیتی در افغانستان نیز دارد و میل دارد تا از راه پاکستان و افغانستان به ایران و خاور میانه وصل شود و افغانستان می تواند از این فرصت نیز بهره ببرد.