هشتم ثور، چهار دیدگاه متفاوت

هژده سال پس از پیروزی جهاد و به قدرت رسیدن گروه های مجاهدین، حالا مردم در مورد این مسائل چگونه فکر می کنند؟ چه آنهایی که در جهاد شرکت داشتند و خود مجاهد بودند، چه آنهایی که در صفوف مخالف مجاهدین بودند و چه کسانی که در آن سالها سن و سالی نداشتند که نقشی در تحولات سیاسی داشته باشند اما حالا نیروی تاثیر گذار و فعال جامعه هستند. آیا نگاه این افراد به داستان جهاد و مجاهدین یکسان است؟

دیانا ثاقب، فیلم ساز: هشتم ثور در خاطره جمعی مردم ما به عنوان روزی که سرنوشت و تاریخ افغانستان را به سوی سیاهی برد شکل گرفت.

ما پس از ۲۰ سال به افغانستان بازگشته بودیم. شش ماه می شد که به کشور باز گشته بودیم و تصمیم داشتیم که در افغانستان زندگی کنیم. ولی متاسفانه تلخ ترین و سیاه ترین روزهای زندگی خود را در این جا تجربه کردیم.

من هیچ گاه آن روزها را فراموش نمی کنم؛ با این که من هنوز یک دختر نوجوان بودم و بسیاری از مسائل را به درستی درک و تحلیل نمی کردم، ولی احساسی که با دیدن آن همه وحشت، ترس، جنگ، قتل و غارت بر من غالب شد، قابل توصیف نیست.

چیزی که مهم است این است که در هشتم ثور افغانستان و مردم افغانستان به عقب برگردانده شدند. شاید ما به اندازه صد سال به عقب بازگشتیم. دلیل آن هیچ چیزی نمی تواند باشد، جز برخورد احساساتی، بدون تفکر و بدون منطق با مسائل پیچیده ای که در افغانستان وجود دارد.

من فکر می کنم یک عده آدمهایی براساس باورهای دینی و ارزشی دور که هم جمع شده بودند، فکر می کردند با دستیابی به هدف مشترکی که داشتند، پایدار می مانند و همه چیز به بهترین شکل پیش می رود. اما آن چنان اتفاق نیفتاد و همه ما دیدیم که این باورها و ارزشها فرو ریخت و تنها چیزی که باقی ماند جنگ بر سر تصاحب قدرت و مال بود.

ما حدود سه سال در کابل ماندیم و تمام این مدت در زیرزمینی ها بسر بردیم. یادم نمی رود که در شهر کهنه کابل در خانه پدر بزرگم بودم و پدر و مادرم در محله مکروریان بودند. ما از آن جا مکروریان را می دیدیم که در زیر آتش است و آن ها از آن جا شهر کهنه را می دیدند که در زیر آتش است. همه فکر می کردیم که آن دیگری از بین رفته است.

وقتی می خواهم با احساسم صحبت کنم، نفرت همه وجودم را فرامی گیرد. با این که سعی می کنم با این مساله برخورد منطقی کنم، ولی هنوز وقتی آن آدم ها را در صفحه تلویزیون ها و در راس قدرت می بینم، باز هم احساس نفرت همه وجودم را فرا می گیرد. چطور فراموش کنم همه آن چیزهایی را که این ها بر سر ما آوردند؟

محمد حسین فهیمی، از فرماندهان مجاهدین سابق و عضو کنونی مجلس: از این زاویه که با حرکتی که در هشتم ثور بود، نظامی که برخلاف خواست مردم بود از میان رفت، نظر من مثبت است.

اما از زاویه دیگر نظرم این است که خواست هایی که باید برآورده می شد و بر اساس همین خواست ها (مجاهدین) حرکت کرده بودند و مردم به آن خواست های خود آن چنان که مطلوب بود، نرسیدند.

حوادثی که بعد از این حرکت (هشتم ثور) اتفاق افتاد، جنگ های داخلی اثرات بسیار منفی روی وضعیت زندگی مردم داشت. دلائل آن هم مشخص است. کشورهای همسایه و کشورهای دخیل در مسائل هم در این مسائل دخالت داشتند. همچنین یک سلسله خودمحوری ها و استبداد رای که در محوریت احزاب حاکم آن وقت موجود بود هم بر روی دادن حوادثی که اتفاق افتاد تاثیرگذار بود.

فکر می کنم هشتم ثور برای مجاهدین هم آن چنان که باید و شاید نتایج مطلوب نداشت. خواستهای مردم و مجاهدین افغانستان برآورده نشد و بسیاری از مجاهدین احساس یاس دارند و فکر می کنند به آن چه که می خواستند، نرسیدند.

پیش از هشتم ثور فضای سیاسی سنگینی که در زندگی مردم وجود داشت و بعد از آن هم حرکت های نظامی که وجود داشت، شرایط زندگی بسیار سخت بود، حالا دیگر آن فضاها شکست شده و مقداری ارزشهای جدیدی هم مطرح شده، به نظر من احساسم در این مورد مثبت است.

ضیا نوین، دانش آموخته رشته اقتصاد در دانشگاه کابل: هشتم ثور همانگونه که ناهنجاری ها و مشکلاتی را که برای بسیاری از مردم افغانستان به وجود آورد، برای خانواده ما هم که در داخل افغانستان بودیم، به وجود آورد.

من دانش آموز بودم و بر اثر جنگ هایی که پس از هشتم ثور به وقوع پیوست، از مکتب (مدرسه) خارج و برای مدت طولانی از آموزش محروم شدم. چهار- پنج سال از آموزش عقب ماندم.

بدتر از همه این که زندگی عادی خود را از دست دادیم، همه دارایی ما از دست رفت. اما از دست دادن برادر بزرگ و خواهرم بزرگترین ضربه ای بود که در اثر حوادث پس از هشتم ثور به خانواده من وارد شد.

به طور دقیق نمی توانم بگویم، ولی احتمالاً اگر هشتم ثور روی نمی داد، شاید این همه تحولاتی که در زندگی من و خانواده من روی داد، روی نمی داد.

حالا رهبران همان گروههای جهادی که با هم جنگیدند و این وضعیت را برای ما وجود آوردند، همیشه در سخنان خود می گویند که جنگ های پس از هشتم ثور به اثر مداخلات همسایگان و زد و بندهای بین المللی به وجود آمد.

اما من می خواهم از این ها بپرسم اگر خارجی ها مداخله کردند، عاملان بالفعل این جنگ ها چه کسانی بودند؟ خب همین ها بودند. این ها باید به محاکمه کشانده شوند و سزای اعمال خود را ببینند. اما در شرایط فعلی متاسفانه دیده می شود که این کار عملی نیست.

محمد هاشم وطن‌وال، عضو سابق حزب دموکراتیک خلق و عضو کنونی مجلس: هشتم ثور بعد از (فروپاشی) اتحاد شوروی وقت نقطه تغییر در تاریخ افغانستان است.

البته این زمانی اتفاق می افتد که جنگ سرد به پایان می رسد و جهان یک قطبی می شود، در راس همه قدرت های غربی آمریکا قرار می گیرد و در این شرایط مجاهدین که در طول سالهای جنگ سرد حمایت کشورهای غربی را با خود داشتند، بعد از سقوط دولت دکتر نجیب الله به قدرت می رسند. وقتی که مجاهدین به قدرت رسیدند، بر خلاف انتظاری که مردم مسلمان افغانستان از به قدرت رسیدن آنها داشتند، بر سر قدرت سیاسی با هم توافق نکردند و با هم درافتادند. بالاخره پایتخت افغانستان، کابل، به گرداب خون مبدل شد و جنگ های داخلی میان مجاهدین صورت گرفت که بر اثر آن هزاران نفر کشته شدند. البته رسانه های گروهی ملی و بین المللی شاهد جنگ های کابل و دیگر مناطق میان مجاهدین بودند.

سرانجام قدرت مجاهدین رو به ضعف نهاد و بالاخره طالبان ظهور کردند و آنها بر کشور مسلط شدند. در زمان طالبان هم در افغانستان دوره تاریکی بود. در این دوره زمینه برای این مساعد شد که قوای خارجی، آیساف و ائتلاف، برای سقوط رژیم طالبان کمر ببندند.

بالاخره رژیم طالبان سقوط کرد و رژیم نوی با عنوان کردن دموکراسی، بشر دوستی و بازار آزاد بر سر اقتدار آمد. این ها همه پیامد هشتم ثور بود.

من خودم چون با رژیم قبل از هشتم ثور در پست های گوناگون کار کرده ام، اگر من تحلیل کنم، ممکن است به دلیل این که با رژیم های قبلی ارتباط داشته ام طوری توجیه شود که گویا دور از واقعیت است.

به هر حال، فکر می کنم مردم افغانستان که مزه جنگ های داخلی میان مجاهدین را چشیده اند، (در باره هشتم ثور) نظر منفی دارند.

مطالب مرتبط