کرزی در واشنگتن و فهرست بلند بالای درخواستها

کرزی
Image caption دولت افغانستان همیشه تاکید کرده است که رفتارهای نیروهای خارجی و مشخصا نیروهای آمریکایی سبب شده است تا مردم از دولت رو گردان شوند

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان که به واشنگتن، پایتخت آمریکا سفر کرده است با هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا دیدار کرده است. آقای کرزی و تیم همراه وی متشکل از وزاری ارشد کابینه افغانستان، با مقامات ارشد آمریکایی بر سر مسایل مختلف و مورد علاقه بین دو طرف دیدار و گفتگو خواهند کرد.

این بار فهرست مسایل مورد بحث میان کابل- واشنگتن طولانی است. شاید به همین دلیل فهرست هیاتی که از کابل به واشنگتن رفته است بلند است و زمان آن نیز چهار روز است.

کارهای زیادی در افغانستان به نتیجه این سفر موکول بوده است. جرگه صلح، انتخابات پارلمانی و عملیات نظامی علیه شورشیان در مناطق مختلف.

آنچه نشست دو رهبر را در کاخ سفید جالب تر و جدی خواهد کرد، اتفاقهایی است که ظاهرا به طور تصادفی با این سفر همزمان شده اند اما به هرحال برملاقاتهای دو رهبر سایه می افکند.

یکی از این اتفاقها گزارش اخیر صلیب سرخ جهانی است که از وجود زندانی تازه در فرودگاه بگرام و شکنجه در آن پرده برمی دارد.

این گزارش برای آقای کرزی درملاقات با اوباما برگ برنده ای است، تا استدلال کند که چرا آنگونه که پنتاگون در هفته گذشته گزارش داد، سه چهارم از مناطق کلیدی از حکومت کرزی حمایت نمی کنند.

دولت افغانستان همیشه تاکید کرده است که رفتارهای نیروهای خارجی و مشخصا نیروهای آمریکایی سبب شده است تا مردم از دولت رو گردان شوند. علاوه برتلفات غیرنظامیان در بمباران ها، کرزی این بار نمونه تازه ای هم دارد: گزارش صلیب سرخ و شکنجه در زندان مخفی.

دست آقای اوباما نیز خالی نیست، آنهم در زمانی که کنگره آمریکا پروژه ای را بررسی می کند که نشان می دهد بیشتر از همه، جنگ سالاران از کمک های آمریکا نفع برده اند، جنگ سالارانی که بیشتر آنها حامیان کلیدی آقای کرزی در نه سال گذشته و به ویژه در انتخابات گذشته بودند.کسانی که آقای کرزی همیشه در تصمیم گیری های مهم به انها مراجعه کرده و در گذار از چالشهای جدی به آنها تکیه کرده است.

اتفاق سومی که شاید تاثیر خیلی جدی و مستقیمی نداشته باشد، وضعیت سیاسی کنونی در بریتانیا پس از انتخابات است. به این معنا که بریتانیا به عنوان حامی و حتی طراح مذاکره با طالبان و در نهایت مشارکت آنها در قدرت سیاسی فعلا درگیر جنجالهای داخلی است، این مساله از این نظر مهم است که بریتانیا طرفدار جذب طالبان و هضم آنها در سیستم کنونی است، درحالی که آمریکا از مذاکره با طالبان در حد، گفت و گو برای پایان دادن به شورشها است.

حالا سوال این است که درجرگه صلح تا کجا می توان پیشرفت؟ سوالی که روشن نبودن آن سبب شد برگزاری جرگه صلح ناگهان 12 روز قبل از برگزاری به تاخیر افتد.

ظاهرا به نظرمی رسد که آقای کرزی به دلیل گرفتاری بریتانیا در جنجالهای داخلی، در دفاع از طرح جذب طالبان در بدنه دولت، در مقابل میزبان تنها است. و بعید نیست که خط قرمز جرگه صلح، دعوت از طالبان برای سلاح به زمین گذاشتن در مقابل دادن تضمین های امنیتی، تعریف شود و سخنی از پیوستن و ادغام آنها در دولت نباشد.

Image caption یکی از نکات اصلی استراتژی اوباما این است که از نیمه دوم سال 2011 باید خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان اغاز شود، آیا این وعده عملی خواهد شد؟

مشخص شدن خط قرمز جرگه صلح، بسیاری از مسایل دیگر را نیز روشن می کند؛ از جمله تکلیف ژنرال مک کریستال را که پنجاه هزار نیروی تازه نفس خواسته است تا استراتژی آقای اوباما در افغانستان عملی شود. از این نیروها تاکنون تنها در عملیات پس گرفتن مارجه و نادعلی هلمند استفاده شده است. قرار بر انجام عملیات مشابه در قندهار و مناطق دیگر بود که تاکنون عملی نشده است.

تاثیر چنین عملیات هایی بر جرگه صلح و روند گفت و گو با طالبان چگونه است؟ و اصولا کدام یکی مهم است؟ درهم کوبیدن ماشین جنگی طالبان، یا متوقف کردن خشونت و جنگ برای تقویت اعتماد برای برقراری صلح محکم تر و دراز مدت تر. هر دو رهبر حداقل باید با خود مشخص کنند اولویت بندی نمایند و آنگاه گام بردارند.

یکی از نکات اصلی استراتژی اوباما این است که از نیمه دوم سال 2011 باید خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان اغاز شود، آیا این وعده عملی خواهد شد؟ دولت افغانستان معتقد است که راه عملی شدن این وعده، گفت و گوی جدی با طالبان و جرگه صلح است، طالبان حاضر به ترک جنگ بدون هیچ امتیازی نیستند، امتیاز دادن به طالبان با سوالات جدی همراه است، آیا سبب تقویت آنها و در نهایت افزایش مطالبات روز افزون شان نخواهد شد؟ امتیاز دادن به طالبان متحدان کنونی آقای کرزی یعنی جنگ سالاران را از او دور نخواهد کرد؟ در این صورت دولت و متحدانش به چه نیرویی می توانند تکیه کنند؟

این وضعیت قابل پیش بینی بود و بارها نهاد های مدنی و احزاب نسبتا تازه پا گفتند و تاکید کردند که تاکید آمریکا بر فرد، معامله تاکتیکی با جنگ سالاران و برخورد دو گانه گاه شدید و گاه با اغماض با طالبان، به نفع روند کنونی افغانستان نیست. اما این صداها کمتر شنیده شد.

شرایط به گونه ای است که هر دو رهبر برای یک دیگر نیاز دارند. به همین دلیل هم هست که علی الرغم تنش های لفظی شدیدی که علیه همدیگر داشتند، این دو مجبورند پشت یک میز بنشینند و با همدیگر توافق کنند، گزینه ها را یک و دو کنند و در مقابل دوربین های خبرنگاران وقتی هریکی دست دیگری را می فشارد مجبور است دندانهای خود را هم بفشارد.

برای برگزاری انتخابات پارلمانی هزاران نفر ثبت نام کرده اند. تاریخ برگزاری این انتخابات نیز مشخص شده است، اما اگر قرار شود که عملیات نظامی شدید در جنوب و شرق علیه شورشیان ادامه یابد، بعید به نظر می رسد که انتخابات پارلمانی زمینه ای برای برگزار شدن در زمان معین داشته باشد.

گفت و گو با طالبان باید در چه حدی باشد؟ بازهم همین سوال است که مشخص می کند ماه های جون و جولای ماه های نبردهای شدید در افغانستان باشد یانه؟

افزایش کمکهای آمریکا از طریق دولت افغانستان، کاهش تلفات غیر نظامیان در حملات هوایی و مبارزه با فساد، از دیگر مسایل مورد مناقشه میان دو رهبر است.

مطالب مرتبط