رکن چهارم: روزنامه‌ها و مخاطبان (۸)

مبارز راشدی
Image caption راشدی: مقامهای دولتی از افشاگری مطبوعات بیشتر از دادگاهها می ترسند

مطبوعات در بسیاری از کشورهای جهان از راه‌های عمده ورود به عرصه افکار عمومی است. آیا روزنامه‌های افغانستان هم توانسته‌اند همین نقش را به عهده بگیرند؟

بی‌سوادی گسترده مردم در افغانستان ورودی افکار عمومی را به روی روزنامه‌ها تنگ کرده و تیراژ پایین روزنامه‌ها هم محدوده پوشش آن‌ها را محدود ساخته است.

به همین دلیل، طیف‌های گسترده‌ای از مردم افغانستان شامل مخاطبان روزنامه‌ها نمی‌شوند. سنجر سهیل، صاحب امتیاز روزنامه هشت صبح می‌گوید عمدتاً سیاستمداران، نخبگان و شمار کمی از افراد باسواد شامل مخاطبان روزنامه‌ها هستند.

آقای سهیل گفت: "مخاطب اصلی روزنامه در افغانستان سیاستمداران هستند. تلاش کسانی که روزنامه چاپ می کنند هم این است که از طریق نشر روزنامه، می خواهند یا عقده‌های خود را به نهادهای سیاسی منتقل کنند و یا افکار آن‌ها را تغییر بدهند."

او افزود: "هیچ وقتی مخاطبان عادی مطمح نظر روزنامه‌نگاران نبوده‌اند. مردم عادی به دلیل سطح پایین سوادشان معمولاً به رسانه‌های الکترونیک توجه می‌کنند تا روزنامه‌ها."

مقامات می‌ترسند؟

سوال این است که مقامات و کارمندان دولت به عنوان مخاطبان اصلی روزنامه‌ها تا چه حدی به روزنامه‌ها توجه دارند؟ دین محمد مبارز راشدی، معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ می‌گوید دولت برای جلب توجه مقامات به مطالب و انتقادهای روزنامه‌ها مرکز ویژه‌ای ایجاد شده است.

آقای راشدی گفت: "انتقادهایی که در سطح مطبوعات افغانستان مطرح می‌شود، ما آن‌ها را به همه کسانی (مقام‌هایی) که مورد انتقاد قرار می‌گیرند- وزیران و رؤسا- می‌فرستیم و از آن‌ها جواب می‌گیریم."

معاون نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ گفت که این مرکز به طور منظم از مقام‌های دولتی مورد انتقاد پاسخ می‌گیرد و به نشانی روزنامه‌هایی که انتقاد در آن‌ها چاپ شده، می‌فرستد.

Image caption "در پارلمان، ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی یقیناً روزنامه‌ها را مطالعه می‌کنند"

بیشتر روزنامه‌نگاران هم باور دارند که سیاستمداران و مقامات دولتی روزنامه‌ها را می‌خوانند. حلیمه حسینی، از نویسندگان روزنامه ماندگار گفت: "در پارلمان، ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی یقیناً روزنامه‌ها را مطالعه می‌کنند و ما دیده‌ایم. ما نمونه‌های زیادی را هم دیده ایم که حتی واکنش هم نشان داده‌اند."

او افزود: "در رابطه به جریانات سیاسی که اخیراً اتفاق افتاد یا اتفاق می‌افتد، و اگر رسانه‌ای چاپی توانسته باشد که آن را به صورت انتقادی یا تحلیل قوی ارائه کند، بدون واکنش نمانده و توانسته که در افکار رجال سیاسی تاثیر مستقیم داشته باشد." هنوز بررسی دقیقی انجام نشده که مقامات تا چه حدی انتقادهای روزنامه‌ها را جدی می‌گیرند، اما آقای مبارز راشدی می‌گوید مقامات از مطبوعات بیشتر از دادگاه‌ها می‌ترسند.

آقای راشدی گفت: "اگر شما توجه سطحی هم کنید، درمی‌یابید که مطبوعات در واقع به جای محاکم قضایی نشسته‌اند و همه مقامات حکومتی امروز بیش از آن که از مراجع قضایی در هراس باشند، از افشاگری مطبوعات در هراس هستند. لذا همه مقامات و کارمندان حکومت به رسانه‌ها بسیار توجه می‌کنند. من معتقدم که آنان روزنامه‌ها را می‌خوانند."

در مقابل اما شماری از کارشناسان می‌گویند مقامات ارشد دولت نه تنها روزنامه‌ها را جدی نمی‌گیرند، بلکه اصلاً میلی به خواندن آن‌ها ندارند.

رزاق مامون، سردبیر روزنامه تعطیل شده پیمان گفت: "وزرا و حتی شخص رئیس جمهوری کشور به روزنامه‌خوانی علاقه ندارند. چون روزنامه‌ها به دفاترشان فرستاده می‌شوند، صرفاً به رسم معمول سر میزشان گذاشته می‌شوند؛ چه بسا که سر میزشان گذاشته می‌شوند و خوانده نمی‌شوند. آن‌ها در حالتی روزنامه می‌خوانند که فکر کنند در باره شخص خود این حضرات چیزی نوشته شده باشد."

اما شماری از روزنامه‌نگاران به این نظرند که اگر مقامات روزنامه‌ها را خیلی جدی هم نگیرند، دست کم نوع نگاه آنان به روزنامه‌ها نسبت به گذشته تغییر کرده است.

سنجر سهیل، صاحب امتیاز روزنامه هشت صبح گفت: "ما پس از هشت سال شاهد این هستیم که مقداری نحوه برخورد سیاستمداران و نهادهای حکومتی با رسانه‌های چاپی دارد کم کم تغییر می‌کند. شیوه قلدری و بی توجهی نسبت به دیدگاه‌ها و گزارش‌های رسانه‌ها دیگر تغییر کرده است."

مثال‌های مشخص؟

Image caption "نه تنها دولت افغانستان بلکه جامعه جهانی تحت فشار کار رسانه ای بودند که تن به این مساله (رفتن انتخابات به دور دوم) دادند"

میزان موفقیت هر رسانه‌ای بستگی به میزان اثراتی که بجا می‌گذارد دارد. آیا روزنامه‌های افغانستان توانسته‌اند اثرات مشخصی بجا بگذارند؟ آیا مثال‌های مشخصی در این مورد وجود دارد؟ سیاستمداران و مقامات دولتی از مخاطبان اصلی روزنامه‌ها هستند، آیا روزنامه ها توانسته‌اند بر کارکردهای آنان، به عنوان مخاطبان اصلی خود اثر بگذارند؟

پاسخ بسیاری از روزنامه‌نگاران به این پرسش مثبت است. حفیظ منصور یکی از این روزنامه‌نگاران است. آقای منصور می‌گوید رفتن دومین انتخابات ریاست جمهوری تنها در پی افشاگری‌های رسانه‌ها، از جمله روزنامه‌ها امکان‌پذیر شد.

آقای منصور گفت: "این مساله‌ای را که در انتخابات پسین ریاست جمهوری به میان آمد و اعتراضاتی که صورت گرفت و بعد هم بحث تقلب و آرای تقلبی به میان آمد، تنها رسانه‌ها بودند که به وجود آوردند. نه تنها دولت افغانستان بلکه جامعه جهانی تحت فشار کار رسانه ای بودند که تن به این مساله (رفتن انتخابات به دور دوم) دادند و این دستاورد کوچکی نیست."

اما سنجر سهیل به این نظر است که مثال‌های مشخصی از اثرگذاری روزنامه‌ها بسیار کم است. او افزود: "البته مواردی بوده که دولت، سفارتخانه‌های خارجی و نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان را به واکنش واداشته است. اما شمار این واکنش‌ها بسیار معدود است."

اما تاثیرات روزنامه‌ها بر مخاطبان عادی آن‌ها در چه حدی بوده است؟ آقای منصور می‌گوید مطبوعات بر ادبیات و آگاهی عمومی مردم اثر مثبتی بر جا گذاشته است. آقای منصو افزود: "تحلیل‌هایی که مردم امروز ارائه می‌دهند در مقایسه با تحلیل‌های آن‌ها درهشت سال پیش، نشان می‌دهد که میزان آگاهی مردم نسبت به آنچه که در افغانستان و حتی بیرون از آن می‌گذرد، بالا رفته است."

ولی بسیاری‌ها می گویند به دلیل این که مردم عادی مخاطب اصلی روزنامه‌نگاران نبوده‌اند، تاثیرات روزنامه ها بر نظریات این گونه مخاطبان چندان قابل توجه نیست.

پایین‌ترین سطح؟

Image caption "اثرگذاری روزنامه‌ها در افغانستان با اثرگذاری روزنامه‌ها در ایران و پاکستان را اصلاً نمی‌توانم مقایسه کنم."

هر چند مطبوعات افغانستان ظرف هشت سال اخیر به اثرگذارترین مرحله در تاریخ صد و چند ساله خود رسیده، اما هنوز هم در مقایسه با رسانه‌های صوتی و تصویری پیشرفت چندانی نداشته است.

رزاق مامون، نویسنده و روزنامه‌نگار گفت: "تاثیرگذاری روزنامه در افغانستان در پایین ترین سطح خود قرار دارد. دلیلش این است که قبل از این که بستری برای توسعه و گسترش چاپ روزنامه و روزنامه‌خوانی ایجاد شود، وضع طوری پیش آمد که ایستگاه‌های رادیویی و شبکه‌های تلویزیونی سبقت گرفتند و جای ایجاد بسترهای مناسب روزنامه‌نگاری را گرفتند."

آقای مامون از سوی دیگر به این نظر است که تاثیرگذاری روزنامه‌ها در افغانستان در مقایسه با تاثیرگذاری روزنامه‌ها در کشورهای همسایه هم عقب مانده است.

او گفت: "اثرگذاری روزنامه‌ها در افغانستان با اثرگذاری روزنامه‌ها در ایران و پاکستان را اصلاً نمی‌توانم مقایسه کنم. من شخصاً در ایران و پاکستان شاهد بوده‌ام وقتی که صبح تازه می‌دمد، تقریباً در هر خانه روزنامه‌های صبح می‌رسد و سر میز صبحانه خوانده می‌شود، اما در افغانستان این وضع در بعضی خانه‌ها به طور پراگنده وجود دارد."

عوامل اصلی چیست؟

پرسش این است که چه عواملی باعث شده که میزان اثرگذاری روزنامه‌های افغانستان تا این حد کم باشد؟ چالش‌های اصلی بر سر راه مطبوعات در این زمینه چیست؟

هر چند محدودیت پوشش مطبوعاتی یکی از چالش‌های اصلی است، اما بسیاری‌ها به این نظرند که روزنامه‌ها در افغانستان هنوز از لحاظ فرهنگی به کیفیت لازم برای اثرگذاری نرسیده‌اند.

Image caption "هنوز هم در روزنامه‌ها صدای گلوله‌ها را می‌شنوید، شعارهای بسیار بالا را می شنوید، فتواها، تکفیر و تفسیق کردن را می‌شنوید"

عزیز رویش، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: "به نظر من، فقدان دیدگاه عمیق فرهنگی در عقب روزنامه‌نگاری ما است. ما هیچ گاه خود را فراتر از واقعیت‌های محسوس و ملموس کشانده نمی‌توانیم".

او همچین افزود: "هنوز هم متاثر هستیم از دیدگاه‌های ایدئولوژیک گذشته. هنوز هم افغانستان شرایط جنگی خود را حفظ کرده و به بیانی شما هنوز هم در روزنامه‌ها صدای گلوله‌ها را می‌شنوید، شعارهای بسیار بالا را می شنوید، فتواها، تکفیر و تفسیق کردن را می‌شنوید."

"فرقی نمی‌کند که حالا کسی بر ضد فتوا و تکفیر حرف می‌زند، ولی نحوه حرف زدنش به گونه‌ای است که فکر می‌کنید خود یک فتوای دیگر است. مرده باد و زنده باد، اتهام بستن و برچسب زدن‌ها بسیار زیاد است. این‌ها به جزمی شدن روزنامه‌ها بیشتر منجر می‌شود به عوض این که روزنامه‌ها را به تریبونهایی تبدیل کند که مردم در آن فکر کردن یا برخورد متفکرانه با حوادث را بیاموزند."

اما رزاق مامون به این نظر است که ناتوانی در تولید فکر، ترس و جبن در میان روزنامه‌نگاران و کمبود منابع مالی باعث کاهش اثرگذاری روزنامه‌ها شده است.

آقای مامون گفت: "کمبود ظرفیت برای تولید فکر دلیل اصلی کندی روند اشاعه رسانه‌های چاپی است. کمبود پول با این یک جا می‌شود و نوعی ترس و جبن که به طور ذاتی یا مصلحتی به ذهن مدیران روزنامه‌ها رخنه می‌کند؛ این‌ها همه دست به دست هم می‌دهد و در نتیجه روزنامه‌ای ضعیف و نازا، که جامعه را نمی‌تواند تکان بدهد، از آب درمی‌آید."

خوانندگان

Image caption "اعتماد کامل به روزنامه‌ها وجود ندارد، به دلیل این که حتی روزنامه‌های دولتی هم جانبداری می‌کنند و طرفدار یک جناح هستند"

آیا خوانندگان روزنامه‌ها هم فکر می‌کنند روزنامه‌ها همین گونه‌اند؟ محمد شفیع، کارمند دولت و مشترک چند روزنامه می‌گوید روزنامه‌ها به دلیل طرح بیش از حد انتقادها، خوانندگان خود را خسته کرده‌اند.

آقای شفیع گفت: "اکثر روزنامه‌ها در بخش‌های سیاسی و نظامی انتقاد می‌کنند. به همین دلیل، مردم خسته شده و کمتر به روزنامه کمتر توجه می‌کنند. اگر در روزنامه‌ها مطلب‌هایی غیرسیاسی در باره پیشرفت و ترقی کشور چاپ شود، فکر می‌کنم مردم بیشتر به آن‌ها توجه می‌کنند."

نجیب‌الله، دانشجوی دانشگاه کابل می‌گوید روزنامه‌ها به دلیل عدم رعایت بی‌طرفی چندان مورد اعتماد مخاطبان خود نیستند. او گفت: "اعتماد کامل به روزنامه‌ها وجود ندارد، به دلیل این که حتی روزنامه‌های دولتی هم جانبداری می‌کنند و طرفدار یک جناح هستند. مسائل ملی را روزنامه‌ها هم مطرح نمی‌کنند."

اما حبیب‌الله خواننده دیگری است که می‌گوید اطلاعاتی که او از روزنامه‌ها به دست می‌آورد، "مفید" است. او گفت: "این روزنامه‌ها در باره بازسازی و سفرهای مقامات مطالبی را منتشر می‌کنند. اگر دست دیگران هم در کار این روزنامه‌ها دخیل است، باز هم چیزهایی دارند که مفید است."

روزنامه‌های دولتی

به عقیده بسیاری‌ها، روزنامه‌های دولتی از لحاظ اثرگذاری نسبت به روزنامه‌های خصوصی در سطح پایین‌تری قرار دارند.

افسر رهبین، معاون مدیر مسئول روزنامه دولتی اصلاح می‌گوید شیوه کهنه روزنامه‌نگاری باعث شده که این روزنامه‌ها مخاطبان خود را از دست بدهند.

Image caption افسر رهبین: می‌شود بسیار روشن بگویم که روزنامه‌های ما اصلاً خواننده ندارند

آقای رهبین گفت: "می‌شود بسیار روشن بگویم که روزنامه‌های ما اصلاً خواننده ندارند. ما خود با بررسی‌هایی که در جامعه و محیط مطبوعاتی انجام داده‌ایم، به این یقین رسیده‌ایم که با چنین سیاستی نمی‌شود در میان مردم راه باز کرد."

او افزود: "به دلیل این که مردم نیازمند بازتاب حوادث و رخدادهای تازه به گونه واقعی هستند، در حالی که در بسیاری موارد سیاست‌های دولتی باعث می‌شود که وقایع و حوادث در حاشیه قرار بگیرند و این مساله سبب می‌شود آنچه را که مردم از روزنامه و روزنامه‌نگاری توقع دارند، از روزنامه‌های دولتی بازنیابند."

آقای رهبین هشدار می‌دهد که اگر شیوه کار روزنامه‌های دولتی تغییر نکند و به همین منوال ادامه یابد، این روزنامه‌ها دیگر جایگاه خود را از دست خواهند داد.

او گفت: "تا راهکاری جدید در عرصه روزنامه‌نگاری دولتی ایجاد نشود و با دلسوزی تمام به این عرصه نگاه نشود، ممکن است بعد از مدتی اصلاً کسی به روزنامه‌های دولتی به عنوان یک روزنامه یا یک نشریه نگاه نکند."

به این ترتیب به نظر می‌رسد که روزنامه‌های افغانستان تا رسیدن به مرحله‌ای از رشد که بتوانند بر افکار عمومی، به ویژه مخاطبان نخود موثر واقع شوند، راه درازی در پیش دارند.