"برادران ناراضی" از چه ناراضی اند

تابلوی تبلیغی جرگه صلح

پس از دوبار تاخیر بالاخره مسلم شد که جرگه مشورتی صلح برگزار خواهد شد، فاروق وردک رئیس کمیسیون برگزاری جرگه مشورتی صلح دو هدف را برای برگزاری این جرگه مشخص کرده است.

۱- تعریف و دسته بندی مخالفان دولت و اینکه با کدام دسته یا دسته هایی از آنها می توان مذاکره کرد. ۲- گفت و گو با مخالفان باید چه میکانیسمی داشته باشد.

مقام های افغان همواره گفته اند با کسانی که با القاعده مرتبط اند، مذاکره نمی کنند اما عده ای از کسانی که علیه دولت می جنگند، با القاعده رابطه ندارند، دولت این دسته از طالبان را "برادران ناراضی" نام داده

اما توضیح نداده که این برادران از چه ناراضی اند.

اگر بپذیریم که برای حل نارضایتی های شخصی نمی توان "جرگه ملی مشورتی" برگزار کرد. می توان گفت که کسانی را که دولت آنها را "برادران ناراضی" می خوانند، از ساختار سیاسی و تقسیم قدرت نا راحت و ناراضی هستند. شکل اصلی ساختار قدرت در افغانستان

دولت کنونی ادامه روندی است که در سال ۲۰۰۱ میلادی در "بن" بنا گذاشته شد. اساس اجلاس بن بر مشارکتی کردن قدرت سیاسی میان اقوام بود. دقیقا پذیرش همین واقعیت جدی افغانستان، یعنی توجه به مساله قومی بود که اجلاس بن را، به موفق ترین حرکت سیاسی در تاریخ این کشور بدل کرد.

بعد از اجلاس بن، از اقوام ازبک، تاجیک و هزاره، چهره هایی به قدرت رسیدند که در طول سی سال گذشته با تشکل احزاب سیاسی مستقیما درمنازعات قدرت در افغانستان دخیل بودند. احزاب را رهبری کردند و تبدیل به رهبران با نفوذ در میان اقوام خود شدند.

این چهره ها هنوزهم پایگاه های سنتی خود را در میان طرفداران شان حفظ کرده اند. به سختی می توان حزب سیاسی و یا تشکل مدنی مدرنی را در میان این اقوام پیدا کرد که بتواند نفوذ رهبران سنتی این اقوام را به چالش بکشد.

به همین دلیل این رهبران توانستند، حمایت اقوام تحت نفوذ خود را با روندی که از بن آغاز شده بود، جلب کرده و از دولت به رهبری حامد کرزی حمایت کنند.

اما در میان پشتونها چنین اتفاقی نیفتاد. پشتونها نیز مانند اقوام دیگر درسی سال گذشته تشکل های سیاسی داشتند. وقتی گروه طالبان به میان آمد. این تشکل ها یا جذب طالبان شدند ویا هم اگر در مقابل طالبان ایستادند، ضعیف شدند و به حاشیه رفتند. که حزب اسلامی به رهبری حکمتیار برجسته ترین نمونه آن است.

به این ترتیب نمایندگی سیاسی پشتونها در گروه طالبان و حزب اسلامی خلاصه می شد اما هیچ کدام از اینها در اجلاس بن حضور نداشتند و تاکنون نیز علیه دولت کنونی می جنگند.

اخضر ابراهیمی که در سالهای نخست بعد از سقوط طالبان فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان بود، بعد های اذعان کرد که عدم حضور طالبان در اجلاس بن یک اشتباه بود.

جای خالی رهبران با نفوذ و تشکل های سیاسی پشتونها در ساختار سیاسی بعد از بن را تکنوکرات های بازگشته از غرب پر کردند. با منابع بین المللی در تماس بودند، اما نقش چندانی در تحولات سی سال اخیر نداشتند.

در حال حاضر همه پست های کلیدی کابینه یعنی وزارت های دفاع، داخله(کشور)، خارجه، دارایی، آموزش و پرورش و چند پست دیگر، ریاست قوه قضایی و دادستانی کل، در اختیار پشتونها است.

اما پشتونها هنوز نا راضی اند چون افرادی که عهده دار سهم سیاسی پشتونها در دولت شدند، در ۹ سال گذشته نتوانسته اند در میان مردم پشتون جا باز کنند و حمایت آنها را از دولتی که خود مقام ارشد آن هستند، جلب کنند. در حالی که سهم پشتونها در قدرت سیاسی را به خود اختصاص داده اند.

پس ریشه نارضایتی ها کجاست

میزان پائین آراء اشرف غنی احمد زی وعبدالطیف پدرام در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نشان داد که افغانها هنوز برای جایگزین کردن رهبران سنتی شان با چهره های جدید آماده نیستند.

هرکدام از رهبران اقوام دیگر که در حال حاضر در دولت کرزی مقامی دارند، به راحتی می توانند در میان مردم شان بروند. چنانچه در انتخابات ریاست جمهوری، آقای کرزی مجبور شد با رهبران سنتی هزاره تاجیک و ازبک، ائتلاف کند.

ژنرال دوستم برای جلب حمایت مردمش از آقای کرزی از ترکیه با شمال افغانستان باز گشت، محمد محقق و کریم خلیلی از رهبران هزاره به مناطق هزاره نشین در مزار، کابل، هرات و مناطق مرکزی افغانستان به نفع آقای کرزی کمپاین کرند. اما دیده نشد که یکی از وزرای ارشد کابینه آقای کرزی که اکثرا پشتون هستند، به مناطق جنوب بروند هفته ای در آنجا بمانند و با آنها رودررو صحبت کنند.

در حال حاضر وزرای دفاع و داخله دولت هردو پشتون هستند اما مردم پشتون یا آنها را ندیده اند یا اگر دیده اند در حصار امنیتی نیروهای ارتش و پلیس و حتی نیروهای خارجی دیده اند.

شمار سفر های گوردون براون که سه سال نخست وزیر بریتانیا بود، به ولایت هلمند، از تعداد سفرهای حامد کرزی که درهشت سال گذشته رئیس دولت افغانستان بوده بیشتر است.

درحالی که جنگجویان طالبان به راحتی می توانند درمیان مردم باشند، علیه دولت تبلیغ کنند و مشروعیت آنرا به چالش بکشند. گره کور کجاست

دست کم در ظاهر امر به نظر نمی رسد بدون پذیرش این که طالبان در قدرت سیاسی سهم می خواهند و خود را نمایندگان با صلاحیت پشتونها می دانند، تلاشهای آشتی جویانه دولت، به نتیجه برسد. گره کور تلاشهای صلح طلبانه شاید با سر انگشت وزرای ارشد کابینه آقای کرزی قابل باز شدن است آنهم در صورتی که آنها جای خود را برای رهبران سنتی پشتون خالی کنند، آیا نزدیک ترین و موثر ترین چهره های دولت آقای کرزی حاضرند برای عملی شدن طرح صلح رئیس جمهوری با او همکاری کنند؟ از سوی دیگر، اگر چنین تحولی صورت بگیرد آیا بر ائتلاف کنونی آقای کرزی با رهبران سنتی اقوام دیگر آسیب نمی رساند؟

آیا فضا در جرگه صلح به گونه ای خواهد بود که مسایل با صراحت، دقت و به طور همه جانبه بررسی شود؟

ازاینها که بگذریم، مساله دیگر جلب رضایت جامعه جهانی است متحدان آقای کرزی با آنکه با اصل برگزاری جرگه موافقت کرده اند اما مذاکره با طالبان را به خیلی چیزها مشروط کرده اند، به چیزهایی مانند پذیرفتن دستاوردهای هشت سال گذشته، حقوق بشر، حقوق زنان و بالاخره حقوق و آزادی های فردی و شهروندی. آنچه تا حالا روشن است این است که هرچه پیشتر برویم تعداد سوالات جدی بیشتر می شود.

مطالب مرتبط