فراز و فرو دهای یک ماموریت خطیر

مک کریستال
Image caption ژنرال مک کریستال کارش را از روستاهای جنوب افغانستان شروع کرد

ژنرال مک کریستال کارش را نه از میدان که از مطالعه ذهنیت جامعه افغان در روستاهای پیچیده بافت جنوب افغانستان آغاز کرد. ارزیابی سه صد صفحه ای او اساس استراتیژی جدیدی را تشکل داد که رئیس جمهور اوباما سال گذشته آنرا ملاک عمل دولتش در برخورد با افغانستان قرار داد.

حمایت از مردم در برابر شورشیان، متوازن کردن عملیات های نظامی با برنامه های بازسازی و رونق اقتصادی، تضعیف طالبانی که ترجیح می دهند به جنگ ادامه بدهند و تعقیب شورشیان در لانه های اصلی شان در آنسوی مرزها، خطوط برجسته این استراتیژی است.

ژنرال مک کریستال، برای تحقق این طرح، روش های متفاوتی را در پیش گرفت. ابتدا سیاست رویا رویی و صراحت لهجه با رهبران افغان و سپس روش اقناع و تبعیت . او با دو سرفرمانده اعلی سر و کار داشت. بارک اوباما و حامد کرزی. دو مرد با روش های عمل متفاوت برای یک مبارزه مشترک. چیزی که شرایط را برای ژنرال مک کریستال دشوارتر می کرد.

دو دستگی در واشنگتن برای برخورد با قضیه افغانستان، عدم تحقق تعهد برای متوازن کردن برنامه های بازسازی و رونق اقتصادی ازسوی غرب، رقابت های پنهانی ژنرالان سرِکار و بازنشسته مانند او وآیکن بری که اکنون سمت سفیر آمریکا را در افغانستان عهده دار است، پیچیدگی ماموریت او را مضاعف می کرد.

مارجه آزمایش نخست

عملیات مارجه در هلمند از اهمیت استراتیژیکی برای تحقق طرح جدید ، راه افتاد. انتظار ژنرال مک کریستال از نتایج این عملیات که روی آن سرمایه گذاری سیاسی و نظامی کافی انجام داد، دلخواه نبود.

او می خواست با بیرون راندن شورشیان، مارجه به ولسوالی نمونه مبدل شود. تهدید شورشیان امحاگردد. بازسازی پر رونق شود و مردم در زندگی روزانه خود به دو نتیجه مهم دست یابند:

اعتماد بر نیروهای بین المللی و دولت با حضور دوامدار و نیرومند نظامیان در منطقه.

رفاه و بهبود ضع اقتصادی که مردم همکاری با دولت را برحمایت از شورشیان ترجیح بدهند.

نظریه پردازان در آنسو، شورشیان را بر ضد این استراتیژی بسیج کردند. طالبان ترغیب شدند تا در محل باقی بمانند و با عملکرد پنهانی به تهدید علیه افرادی که تمایل با همکاری با دولت یا نیروهای بین المللی دارند ادامه بدهند. سهمگیری مردم محل در هر پروژه اقتصادی، همکاری با دولت تعبیر شده که مجازات برای آن می توانست مرگ باشد. ادامه حمله بر پولیس محلی که از توانایی لازم برای مقابله برخوردار نیستند.

تسخیر دل ها

تلاش های متعد دولت ونیرو های بین المللی در بدست آوردن دل و ذهن مردم موفق با اقبال خوبی روبرو نشده است . نماینده های وزارت خانه و سازمان های غیر دولتی برای راه اندازی پروژه ها در مارجه نتواستند فضای مناسب امنیتی را شاهد باشد. در یک نمونه در پروژه کار برای ایجاد شبکه آبیاری که برای دوازده هزار طراحی شده بود، برغم نیاز اقتصادی خانواده ها فقط کمی بیشتر از یک هزار نفر ثبت نام کردند.

سربازان زن آمریکایی در مارجه، برنامه ای را برای زنان راه انداختند ولی حتی یک زن حاضر نشد در آن شرکت کند. بیم ازطالبان و پیچیدگیهای قومی و سنتی عامل اصلی است که نشان می دهد بحران افغانستان بسیار پیچیده تر از عراق است.

تجربه های ناکارآمد عراق درافغانستان

ژنرال مک کریستال با تحقق برنامه معروف به "شوراهای بیداری" در عراق با بسیج گروه های ناراضی سنی بر ضد القاعده موفقیتی در جنگ برضد شورشیان به دست آورد. چیزی که موجب ارتقای او در ارتش شده و فصل نوی در جنگ ضد شورشیان در آن کشور بود. انگیزه اصلی برای فرمانده شدن او در افغانستان نیز همین بود.

این طرح درعراق بریا آنکه آن سرمایگذاری کلان نظامی و مالی برای موفقیت آن صورگرفت ،عمل کرد. رهبران سیاسی و محلی ازآن حمایت کردند. مهمتر از آن یک اراده ملی برای غالب آمدن بر شورشیان به وجود آمد، چیزی هنوز درافغانستان دیده نمی شود. تقسیم قدرت سیاسی در عراق به خوبی انجام شد و مجال برای گروگان گیری های سیاسی و غصب قدرت توسط افراد و گروه های سیاسی مجال نیافت. مواردی که افغانستان هنوز از آن فرسخها فاصله دارد.

جلب حمایت مردم وقانع کردن آنها برای اینکه متقاعد شوند، نیروهای بین المللی اینجا برای "همکاری و کمک" اند عملی نشد. مک کریستال در وضعیت جاری برغم دیدارهای دوامدار با نخبگان قومی در جنوب و حضور دومدار در دیدار های ریس جمهور کرزی با سران و بزرگان قومی، کمترین حمایت عملی را برای تحقق برنامه هایش جذب نتوانست.

لبخندهای بی ثمر

محبوبیت او به عنوان فرماندهِ که سعی می کرد تلفات غیرنظامیان کاهش یابد و به بافت های قومی و نزاکت های محلی توجه داشته باشد یک سوی قضیه و یک امر شخصی شد تا اینکه اثرگذار بر طرح های نظامی او باشد. آنهایی که دست اورا در محلات می فشردند و با لبخند و چای سبز استقبالش می کردند، کسانی نبودد که بتوانند قدرت عمل برضد شورشیان داشته باشند یا برای او در جلب حمایت افکار عامه معجزه کنند. آنهایی که خواستند ترور شدند . قندهار شاهد بد ترین نمونه های است.

افزایش تلفات سربازان خارجی

یکسال گذشته که سال دشواری در جنگ افغانستان بود. کمترین هفته ای بود که یک یا چند سرباز خارجی کشته نشود. موارد سقوط هلیکوپتر های نظامی مساله دیگری است که اگر ثابت شود کار شورشیان است به معنی باز شدن باب نوی در جنگ باید ارزیابی شود .

شورشیان فعالیت های شان را تشدید کرده، هرماه دست کم یک حمله بزرگ انتحاری برنامه ریزی کردند. جدا از خبر خوش در کاهش تلفات غیر نظامیان و تقویت هماهنگی ها میان دولت افغانستان و نیرو های بین المللی، برای بسیاری از مردمی که دربرخی مناطق جنوب افغانستان زمین زیرپای شان دوزخ تمام عیار است ، استراتیژی جدید ژنرال مک کریستال تغییر واقعی بوجود نیاورد.

سردرگمی های مصالحه

ژنرال مک کریستال نیز مانند سایر مقامات بینامللی ودولت مداران افغان در بحث مصالحه با شورشیان و بازی در میان خط های سرخ دوطرف سردرگم ماند. روشن نبود که مرز آشتی و مصالحه تا کجاست، باکیست و چگونه عمل می کند.

عملیات قندهار که دومین مرحله تحقق استراتیژی نظامی او بود ازحمایت مردم محل و مقام های افغان برخوردارنشد و پیهم به تعویق افتاد. بسیاری ها تصور دارند تحقق این عملیات با توجه به نتایج عملیات مارجه سرنوشت مشابهی درقبال می داشت. تلفات بیشتر و موثریت کمتر. عملیاتی که بادی پیش از جرگه مشورتی صلح انجام می شد.

افزایش نیرو طرح غیر موثر

برخی ازکارشناسان نظامی با درنظرداشت خصوصیت جنگ درافغانستان ، با اصل طرح افزایش نیروهای بین المللی و محاسبه اعتمادسازی و ثبات سازی توسط نیروهای بین المللی در جنوب افغانستان موافق نیستند. استانلی مک کریستال در کشوری فرماندهی نیروهای بین المللی را به عهده داشت که برای حل مشکلات آن بدون توجه به همکاری های منطقه ای و طرح استراتیژی قابل عمل، نباید چشم انتظار معجزه و موفقیت بود.

شورشها درافغانستان از دوران مقاومت برضد اشغال افغانستان به دست نیروهای اتحاد شوروی سابق تا وضعیت موجود ، ژنرالان وسربازان زیادی را بلعیده است. طرح های زیاد نظامی را ناکارآمد ثابت کرد و ژنرال مک کریستال نیز نه اولین ژنرال در این جنگ بود و نه هم آخرین خواهد بود. بحران افغانستان را باید از نو نگاه کرد و دوباره آنرا ریخت تا بتوان شورش را به هم زد و آرامش را در این منطقه حساس و استراتیژیک منطقه بازگرداند. طرحی که اراده ملی می طلبد و همکاری واقعی بین المللی نه فقط همکاری و مداخلت کشورهای غربی و اعضای ناتو را.

مطالب مرتبط