مجاهدین آلمانی طالبان

بدنبال طرح احتمال گفت و گو با طالبان، سوال اساسی نگاه گروه های مختلف درگیر در مساله افغانستان به این گروه است. در این میان نگاه اروپا که در قالب ناتو در افغانستان حضور دارد اهمیت دارد بویژه حضور تعدای از ستیزه جویان اروپایی در صفوف طالبان و ادعای گروهی آلمانی که خود را مجاهدین آلمانی طالبان نامیده است. یوهانس دل، سر دبیر بخش آسیای میانه بی بی سی، در گفت و گویی با یاسین مشراباش، تحلیلگر آلمانی، دیدگاه اروپا را در خصوص طالبان و آنچه طالبان آلمانی خوانده شده، پرسیده است.

آنچه که ما در مورد آنها می دانیم این است که این گروه تحت فرماندهی طالبان افغان فعالیت می کنند. این گروه حداقل چندین آلمانی و یک آمریکایی را شامل می شود که هنوز هویت وی مشخص نشده است. هیچکس دقیقا نمی داند که این گروه را تا چه حد باید جدی گرفت. کارهای عمده این گروه تاکنون در زمینه تبلیغات بوده، تاکنون چندین ویدئوی تبلیغاتی و چند اطلاعیه منتشر کرده اند. آنها درمورد احتمال وقوع حملات تروریستی در آلمان هشدار داده ولی نگفته اند که خود آنها چنین حملاتی را انجام خواهند داد.

آنچه که این گروه به تازگی انجام داده انتشار یک ویدئو است که در آن جنگجویان آلمانی و یک جنگجوی آمریکایی را در جریان دو عملیات در کنار طالبان افغان نشان می دهد. آنها مدعی هستند که این دو عملیات تحت رهبری آنها علیه نیروهای ارتش افغانستان و سربازان آمریکایی انجام شده است. این به آن معناست که این گروه اکنون مدعی است که در نبرد مسلحانه طالبان علیه ارتش افغانستان و نیروهای بین المللی مشارکت می کند.

در مورد هویت تک تک این افراد و اینکه چگونه آنها به افغانستان رفته و به طالبان پیوسته اند چه اطلاعاتی در دست است؟

نکته جالب این است که طالبان آلمانی که خود را مجاهدین آلمانی طالبان می خوانند از دل "واحد آلمانی اتحادیه اسلامی جهادیون" رشد کرده و بیرون آمده است. این موضوع در خاطرات شخصی یکی از اعضای این گروه درج شده که اریک براینیگا نام داشت و چند هفته پیش در یکی از درگیری های مسلحانه کشته شد. در خاطرات او که پس از مرگش منتشر شد گفته می شود که واحد مجاهدین آلمانی طالبان پس از آن تشکیل شد که تعدادی از اعضای آلمانی اتحاديه اسلامی جهادیون تصمیم گرفتند که فعالیت خود را برای آن گروه متوقف کرده و ترجیح دادند که تحت فرماندهی طالبان افغان بجنگند.

طالبان افغان به این افراد اجازه داد که واحد نظامی ویژه خود را تشکیل داده و اریک براینیگا که از اعضای سابق اتحادیه اسلامی جهادیون بود به این واحد نظامی تحت رهبری طالبان پیوست. بنابر این فرضیه، برداشت دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی دولت آلمان این است که حداقل تعداد دیگری از این افراد نیز مانند اریک براینیگا به تازگی از محافل وابسته به اتحادیه اسلامی جهادیون به احتمال زیاد در شهرهایی مثل هامبورگ و یا برلین عضو گیری شده و به افغانستان رفته اند.

در مورد روند عضو گیری و تشدید وابستگی این افراد به گروهای تندرو چه اطلاعاتی در دست است؟

ما در مورد این موضوع خاص اطلاعات چندانی نداریم ولی اینطور فرض می شود که تماس از طریق اینترنت و یا ارتباط با شبکه تبلیغاتی و سازماندهی دیجیتال اتحادیه اسلامی جهادیون نقش مهمی در این زمینه ایفا کرده است. آنچه که به عنوان یک واقعیت مسلم می دانیم این است که حداقل یکی از همین جنگجویان که تبار آلمانی – ترک داشت و اخیرا در افغانستان کشته شد راه ارتباط و انتقال گروه دیگری از این افراد به افغانستان را هموار کرد.

تا جاییکه شما می دانید موجوديت این گروه نشانه ای از وجود این تمایلات فقط در آلمان است و یا نمادی است از رادیکالیزه ( تندروتر شدن ) بخشی از جوانان مسلمان در کل اروپا ؟

در مورد اين گروه خاص - مجاهدین آلمانی طالبان- ما مشخصا می دانیم که این واحد متشکل از چندین آلمانی و یک آمریکایی است. اما درعین حال باید گفت که با وجودیکه در حال حاضر مسلمانان تندرو آلمانی در خط مقدم این گرایش هستند ولی به نظر من احتمالا افرادی از کشورهای اروپایی کوچک نیز در یک چنین فعالیت هایی شرکت دارند.

البته واحد آلمانی های تحت فرماندهی طالبان، اکنون تعداد کثیری دارد، ارزیابی ما نشان می دهد که حداقل صد نفر شهروند آلمان اکنون در افغانستان و پاکستان فعال هستند. ولی در عین حال دلایل و شواهد قابل اتکایی وجود دارد که نشان می دهد تعدادی از اتباع کشورهای اسکاندیناوی نیز همراه طالبان هستند. بنابراین اعضای آلمانی طالبان بزرگترین مجموعه یا واحد متشکل هستند اما تنها اروپایی هایی نیستند که به طالبان پیوسته اند.

در برخی محافل امنیتی این موضوع مطرح می شود که همکاری این واحدها یا افراد اروپایی با طالبان ممکن است دامنه تهدیدهای تروریستی را به اروپا بکشاند. البته چنین برداشتی ممکن است ناشی از فضای تبلیغاتی این گروههای تندرو باشد. دیدگاه این افراد برای کشاندن جنگ به اروپا تا چه حد با چارچوب سیاستهای طالبان انطباق دارد؟

این نکته بسیار جالب و مهمی است. بین آنچه که رهبری طالبان افغان به طور رسمی می گوید و آنچه که این گروه اجازه می دهد جنگجویان خارجی تحت نام آنها بگویند و انجام دهند، تناقض بزرگ و آشکاری وجود دارد. به اعتقاد من رهبری طالبان افغان در بیان این سیاست که قصد آنها دخالت در فعالیت های تروریستی بین المللی نیست صادق هستند. آنها تاکنون چنین کاری نکرده اند و با اساس ایدئولوژی آنها در تناقض است. اما در عین حال به نظر می رسد که رهبری طالبان قادر نیست که از طریق فرماندهان محلی خود جنگجویان خارجی را کنترل کرده و به آنها اجازه چنین کارهایی را ندهد.

همانطور که قبلا گفتم مجاهدین آلمانی طالبان وقتیکه در مورد وقوع حملات تروریستی در اروپا صحبت می کنند نمی گویند که خود آنها این حملات را انجام خواهند داد. بنابراین شاید هدف تبلیغات آنها این است که القاء کنند آلمان هدف حملات تروریستی قرار خواهد گرفت اما این حملات لزوما توسط تروریست های اعزامی از سوی طالبان انجام نخواهد شد.

و در سئوال پایانی می خواستم بپرسم که وجود یک واحد نظامی از جنگجویان آلمانی در کنار طالبان، آیا بیانگر نکته جالبی در مورد نوع فعالیت خود طالبان است؟ به عنوان مثال آیا می توان آنرا نشانه تنوع درونی طالبان دانست؟ و یا شناخت و ارزیابی دقیق از گروهی مثل طالبان را پیچیده و دشوار نمی کند؟

به نظر من آنچه که می توان از وجود این پدیده استخراج کرد این است که فرماندهان محلی که در تماس مستقیم با افراد قبایل و خانواده ها در دو سوی مرز پاکستان و افغانستان هستند در مورد اینکه چه کسانی در نبردها شرکت می کنند و این نبردها و حملات چگونه سازماندهی می شوند تصمیم گیران اصلی و نهایی هستند. بنابراین اکثر تصمیم های اجرایی توسط حلقه اصلی رهبری طالبان اتخاذ نمی شود. به عنوان مثال قبایل یا خانوده های بزرگی مثل حقانی و یا محسود در این نوع تصمیم گیری ها به نسبت حلقه اطرافیان ملاعمر و یا جانشین وی نقش مهم تری ایفا می کنند.

البته باید بر این نکته تاکید کرد که با وجودیکه وجود یک واحد نظامی صد و چند نفره از جنگجویان آلمانی در کنار طالبان یک پدیده جالب و از نظر دستگاه امنیتی آلمان یک موضوع بسیار حساس و مهم است، اما در عین حال یک جنبش بزرگ نیست و مسئله ای نیست که موجب نگرانی دستگاههای امنیتی آلمان شود.

ممکن است بزرگترین کاری که آنها انجام دهند سازماندهی حملات به واحدهای ارتش آلمان مستقر در افغانستان باشد. ولی هیچکس حقیقتا چنین اعتقادی ندارد که یک روزی این افراد به آلمان بازگشته و در این کشور دست به عملیات می زنند. هر چند که بطور قطع نمی توان یک چنین احتمالی را نیز مردود دانست.