'بسیاری از افغانها خواهان بازگشت طالبان نیستند'

جیمز آرتباتونات، رئیس کمیته دفاعی مجلس عوام بریتانیا
Image caption "شاید اگر همه را طالبان خطاب کنیم کار به نظر ساده تر شود ولی در عين حال می تواند گمراه کننده باشد"

بدنبال طرح احتمال گفت و گو با طالبان، سوال اساسی نگاه گروه های مختلف درگیر در مساله افغانستان به این گروه است. در این میان نگاه بریتانیا به عنوان یکی از شرکای اصلی آمریکا در افغانستان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یوهانس دل، سر دبیر بخش آسیای میانه بی بی سی، در گفت و گویی با جیمز آربنات، رئیس کمیته امور دفاعی مجلس عوام بریتانیا، دیدگاه بریتانیا را در خصوص طالبان پرسیده است.

سئوال: مذاکره با طالبان یک موضوع بحث برانگیز ولی بسیار مهم است که هر چند گاه یکبار از سوی برخی مطرح می شود. تا جاییکه به نظر دولت بریتانیا و متحدان آن بازمی گردد از نگاه غرب طالبان کیستند و آن بخش از طالبان که غرب طرفدار مذاکره دولت کابل با آنهاست کدامند؟

پاسخ: یکی از مشکلات ناشی از استفاده از مفهوم « طالبان » این است که همواره برای تدقیق مباحث سعی می شود که یک قالب خشکی برای هر مفهوم یا گروهی تعیین شود. اما در مورد افغانستان تراشیدن این قالب های خشک کار درستی نیست چون در این کشور گروههای مختلفی از مردم ممکن است دوره ای با طالبان همکاری کرده و یا به این گروه بپیوندند، در یک دوره دیگر ممکن است به القاعده بپیوندند و همین افراد یک زمان دیگری به دنبال منافع خود بطور مستقل عمل می کنند.

به همین خاطر اوضاع افغانستان مرتب در حال تغییر و تحول است و درک تمام جزییات این جابجایی ها و اتحادها و ائتلاف ها برای ما کار ساده ای نیست. به همین خاطر گذاشتن تمام این طیف های گوناگون در قالب خشکی به نام « طالبان » کار درستی نیست. باید با تک تک این افراد و گروهها براساس نگرش آنها به اوضاع جاری وآينده کشور برخورد کرد و این باید مبنای تصمیم ما برای مذاکره و یا عدم مذاکره با آنها باشد.

سئوال: مسلما یکی از عواملی که می تواند در تعیین سیاست مذاکره با هر یک از این افراد و گروهها موثر باشد میزان نفوذ آنهاست. چطور می توان تعیین کرد که چه کسانی و یا چه افرادی در مجموعه ای که طالبان خوانده می شود صاحب نفوذ هستند و یا نه ؟

پاسخ: شاید اگر همه را طالبان خطاب کنیم کار به نظر ساده تر شود ولی در عين حال می تواند گمراه کننده باشد. به عنوان مثال اگر یک گروه مسلح و سازمان یافته برود و یک کارگر کشاورزی را که روزی 2 دلار حقوق می گیرد اجیر کرده و به او بگوید که ما به تو 5 دلار می دهیم و بیا علیه ارتش بریتانیا بجنگ، این فرد حتی از نگاه خودش یک طالبان تمام و کمال نیست ولی خوب در روزهایی که علیه ارتش بریتانیا می جنگد از نگاه ما ممکن است یک طالبان قلمداد شود.

سئوال کلیدی و مهم این است که آیا این افراد ظرفیت و تمایل آشتی و انطباق با روند تثبیت افغانستان را دارند، به طوری که افغانستان دیگر برای مردم آن کشور و برای غرب خطرآفرین نباشد. اگر این افراد قابلیت انطباق با این هدف و روند را دارند در آن صورت ما باید با آنها در مراحل متفاوتی وارد گفتگو شویم. مسلما ما ابتدا باید با آنهایی که بیشتر با این روند همخوانی دارند گفت و گو کنیم و با کسانی که انطباق و سازگاری آنها با صلح در افغانستان کمتر است باید در مراحل بعدی مذاکره کنیم.

سئوال: فکر می کنید که توافق بین دولت حامد کرزی با متحدان غربی افغانستان در مورد چگونگی پیشبرد سیاست مذاکره کار ساده ای خواهد بود؟ به عنوان مثال گزارشهایی منتشر شده از آنکه حامد کرزی اکنون خواستار خارج کردن نام دهها تن از مقامات حکومت سابق طالبان از فهرست تروریست هاست که توسط سازمان ملل متحد تنظیم شده است. به نظر می رسد که این عرصه بسیار دشواری است. نظر شما در این زمینه چیست؟

پاسخ : بله موضوع دشوار و پیچیده ای است. در نمونه روند صلح ایرلند شمالی نیز موضوعاتی شبیه به این بسیار دشوار و بحث برانگیز بودند. اما در آن روند ما این نکته را آموختیم که می توان و گاه باید با افرادی که درگذشته سربازان و غیرنظامیان بریتانیایی را کشته اند گفتگو کرد. مسلما به خاطر دشواریهای این مسئله اختلاف سلیقه هایی وجود خواهد داشت اما اگر به جای نگاه غربی ما از زاویه دید افغانها به این مسئله نگاه کنیم مسلما ارزیابی متفاوتی به دست خواهد آمد. حتما دیدگاه دولت بریتانیا و یا فرضا دولت آمریکا با دیدگاه سازمان ملل متحد و یا دیدگاه آيساف در این زمینه تفاوت هایی خواهد داشت و همه این دیدگاهها با زاویه نگاه خود افغانها نیز تفاوت خواهد داشت.

به خاطر همین تفاوت دیدگاههاست که تماس و هماهنگی بین آيساف و سازمان ملل متحد با دولت افغانستان و سایر دولتهای عضو ائتلاف بین المللی بسیار مهم است و بر آن مبنا شاید بتوان به یک درک هماهنگ رسید. اما هیچگاه تمام اعضای ائتلاف بین المللی در این زمینه به توافق نظر مطلق نخواهند رسید.

سـئوال: دیدگاهی مطرح می شود مبنی بر اینکه اکثریت طالبان و یا کلا جنگجویانی که به نوعی مرتبط با طالبان شناخته می شوند مردمان محلی ساکن مناطق نفوذ طالبان هستند. آیا این به آن معنا است که طالبان در حال تبدیل شدن به یک نیروی مقاومت است در حالی که تا کنون غرب آنها را نیروهای شورشی معرفی می کند که از مناطق دیگر می آیند؟

پاسخ: ممکن است این ارزیابی درست باشد که اکثر افرادی که اکنون علیه نیروهای آيساف می جنگند مردم ساکن همان مناطقی هستند که نبردها در آن جریان دارد. این ویژگی به آنها توان بیشتری می دهد چون از جنبه های مختلف فعالیت شورشیان را تقویت می کند. اما من در مورد پيامدهای یک چنین وضعیتی کاملا مطمئن نیستم. من بعید می دانم که بخش قابل توجهی از مردم افغانستان خواهان بازگشت رژیم طالبان باشند. آنها دوران طالبان را به خوبی به یاد دارند و هیچ علاقه ای به آن وضعیت ندارند. این را می شود از نتیجه نظر سنجی هایی که در افغانستان انجام شده به خوبی دریافت. مردم افغانستان بازگشت طالبان را نمی خواهند ولی در عین حال حضور طولانی مدت نیروهای خارجی را در خاک خود نمی خواهند و به همین خاطر است که ما باید به سرعت و به موثرترین شکل ممکن ماموریت خود را انجام داده و در اسرع وقت دولت مرکزی و تشکیلات دولتی در نواحی مختلف افغانستان را طوری تقویت کنیم که بتواند بطور مستقل وظایف خود را به شکلی که مردم افغانستان می پسندند انجام دهد.

سئوال: این نظرسنجی ها در عین حال نشان می دهند که مردم افغانستان از فساد مالی و اداری در این کشور به تنگ آمده و شاید بخشی از افزایش محبوبیت طالبان را باید با این نکته توضیح داد که در دوران حکومت طالبان میزان فساد دولتی بسیار کمتر از حالا بود؟

پاسخ : بله مردم افغانستان از فساد مالی و حکومتی بیزارند اما این مشکل را نمی توان به راحتی ریشه کن کرد. علاوه بر این مردم افغانستان ادامه جنگ که در سی سال گذشته باعث ویرانی این کشور شده است را نیز دوست ندارند. مردم خواهان بهبود اوضاع کشور هستند و من واقعا معتقدم که فرصت و امکان خوبی برای پایان دادن به این مشکلات وجود دارد و ما باید با تمام تلاش خود در این زمینه به آنها کمک کنیم.

سئوال : با توجه به تبلیغات طالبان که در دوره اخیر که خود را جنبش مقاومت علیه خارجی ها قلمداد کرده و حتی اخیرا اعلام کرده است که در حال پیروزی است و بنابر این مذاکره نخواهد کرد، متحدان غربی دولت افغانستان برای مقابله با این نوع تبلیغات و کسب حمایت و اعتماد مردم افغانستان چه می توانند بکنند.

پاسخ : بله، بدون شک هدف اصلی این تبلیغات طالبان از بین بردن اعتماد مردم به نیروهای خارجی و کشورهایی است که از دولت مرکزی حمایت می کنند. و این سئوال بسیار مهمی است که ما چگونه می توانیم با تبلیغاتی که طالبان را موفق و نیرومندتر از آنچه که هست معرفی می کند مقابله کنیم.

در عرصه های عملی یکی از ابزارهایی که می توان به آن تکیه کرد نتایج همان نظر سنجی هایی است که به آن اشاره کردیم. به عنوان مثال در نظرسنجی که در اواخر سال میلادی گذشته انجام شد دیدیم که درصد مردمی که فکر می کننند افغانستان در جهت درستی حرکت می کند به شکل چشمگیری افزایش یافته است. من فکر نمی کنم که نشان دادن این حد از امیدواری به اوضاع و آینده کشور به این خاطر نبود که مردم منتظر بازگشت طالبان هستند. دلیل این خوشبینی بهبود وضعیت اقتصادی و امید بهبود زیرساختها و امکانات اجتماعی مثل بهداشت و آموزش بود. مسلما تا رسیدن به یک آینده مطلوب راه درازی در پیش است اما ما باید همیشه از دستاوردهای مثبت و پیروزی های مقطعی خود دفاع کرده و با خوشبینی آنها را مطرح کنیم. به این خاطر که در تمام جبهه های نبرد موفق نبوده ایم نباید دچار یاس و سرخوردگی شد.