روزنامه های کابل: دوشنبه، ۱۸ اسد

همایش شماری از روحانیان در کابل، موضوع اصلی بیشتر روزنامه های چاپ امروز کابل است.

روز یکشنبه، ۱۷ اسد/مرداد، دولت افغانستان ده ها چهره بانفوذ مذهبی را برای مشورت در مورد گفتگو و مصالحه با طالبان به کابل دعوت کرد.

هشت صبح نوشته که حکومت ها در طول تاریخ افغانستان کوشش کرده اند که برای مشروع جلوه دادن کارکردهای خود در پشت سر کسانی که خود را "عالم" و "روحانی" می خوانند، اخذ موقع کنند و در مواردی هم توانسته اند که تصمیم های خود را به اجرا بگذارند.

روزنامه افزوده که عبدالرحمان خان با فتوای کسانی که خود را "عالم دین" می خواندند، دست به قتل عام و ویرانی هزاره جات زد، نادرشاه هم تلاش کرد با تشکیل نهادی به نام "جمعیت العلما" کارکردهای خود را مشروعیت بخشد و ببرک و نجیب الله هم خود را بی نیاز از روحانیان نمی دانستند.

هشت صبح افزوده که طالبان که خود را "طالب" می دانند و شماری از آنها از مدارس دینی بیرون آمده اند، اما این کار مانع از آن نشد که دست به "کشتار مسلمانان بی دفاع" بزنند. نویسنده پرسیده که مگر ملا عمر، مولوی جلال الدین حقانی و ملا ربانی "ملا نبودند و نیستند؟"

این روزنامه همچنین نوشته که به اعتبار این که علمای پاک نهاد و پارسای زیادی در تاریخ کشور بوده اند، نمی توان همه کسانی را که خود را تحت عنوان مقدس علم و عالم موجه و مقدس می شمارند، قابل اعتماد دانست.

باختر با اشاره به تلاش این روحانیان برای تشویق طالبان به ترک شورش و مخالفت مسلحانه با دولت افغانستان، نوشته که این تصور که ملاها می توانند طالبان را "به سر عقل بیاورند و به ترک شورش تشویق کنند، خیال خام است".

به نظر نویسنده، طالبان به حرفهای ملاها گوش نخواهند داد و ملاهایی که در این "پروژه" سهیم هستند، ممکن است بتوانند تنها فرزندان خود را در بدل "امتیازات مالی" از شورش باز دارند، اما همه طالبان فرزندان و شاگردان ملاها نیستند.

باختر افزوده که شمار زیادی از طالبان در پس و پیش نامهای خود واژه های "ملا" و "آخند" را قرار داده اند، اما نه خود ملا هستند و نه حاضرند به ملایی حساب پس بدهند. به نوشته باختر، طالبانی که در مسجد حمله انتحاری انجام می دهند و آدم کشی هنر اصلی شان است، استادان آنها "ژنرالان ناملا" هستند و با چوب ملای مسجد ادب صلح نخواهند آموخت.

این روزنامه به این نظر است که طالبان "استخدام شدگان حقوق بگیر وابسته ای هستند که در بسیاری موارد جز نام، دیگر هیچ وجه مشترکی با ملا ندارند. آنان مانند هر فرداستخدام شده دیگر بخاطر پول و به اساس دستورهایی که از سوی کارفرمایان شان داده می شود، عمل می کنند".

ماندگار نوشته که مقامهای دولت افغانستان "با خوشبینی" باور دارند که روحانیان می توانند با توجه به نفوذی که در میان مردم دارند، در کار آغاز گفتگو با طالبان موثر واقع شوند.

به نظر روزنامه، تلاشهای آشتی جویانه دولت حامد کرزی از چند سال پیش در این زمینه آغاز شده، اما تا حال هیچ نتیجه ای در پی نداشته و "بیهوده" بوده است.

اما راه نجات در سرمقاله خود با عنوان "علما؛ بازگشت به اصل" نوشته که تاریخ اسلام نشان می دهد که علمای مسلمان همواره توانسته اند که با مرجعیت دینی و رهبری سیاسی عنان حکومت را به دست گیرند و کارهای بزرگی انجام دهند.

روزنامه اما افزوده که با این که جامعه افغانستان سنتی و پابند به مسائل اسلامی است، برخلاف تصور، کارکردهای علمای دینی در میان مردم چندان موثر نیست.

سرمقاله نویس راه نجات تاکید کرده که در افغانستان بهترین راه برای حکومت، تکیه بر اصول اسلامی و ارتقای جایگاه علما و استفاده بهینه از نقش آنان در جامعه است.

روزنامه خدمتگار با اشاره به قتل ۱۰ امدادگر در ولایت بدخشان، در شمال شرق کشور، در مطلب اصلی خود تاکید کرده است که از برخورد سیاسی با امدادگران خودداری شود و آنها به مردم خدمات ارزشمندی ارائه می کنند.

خدمتگار نوشته که سه دهه جنگ در کشور مردم را نیازمند خدمات امدادگران کرده است و این امدادگران در افغانستان اهداف سیاسی ندارند و بی طرف هستند.

به باور این روزنامه، دشمنی با نهادهای امدادرسانی و جلوگیری از خدمات آنها، مردم و کشور را از کمک های خارجی، بازسازی و پیشرفت محروم می کند. به نوشته خدمتگار تلاش برای توقف خدمات نهادهای امدادرسانی مبتنی بر "منطق سالم" نیست.

آرمان ملی با اشاره به درخواست حامد کرزی از جامعه جهانی برای بستن شرکت های خصوصی امنیتی، پرسیده که چرا آقای کرزی خود این شرکت ها را نمی بندد. به نظر روزنامه، آقای کرزی با استفاده از اختیارات قانونی خود می تواند این شرکت ها را با صدور فرمانی ببندد.

اخیراً آقای کرزی از کارکردهای این شرکت ها انتقاد کرد و گفت که آنها خلاف منافع ملی افغانستان عمل می کنند و با تقویت نیروهای امنیتی این کشور دیگر نیازی به فعالیت های این شرکت ها نیست.

آرمان ملی نوشته که سخنان آقای کرزی نه تنها دور از حقیقت نیست، بلکه ناشی از فهم حقیقی او است که مردم افغانستان هم به آن باور دارند. به نوشته روزنامه، مردم از قبل می دانستند که این شرکت ها مانند ملیشیای دوران دکتر نجیب الله عمل می کنند.

نویسنده پرسیده که دولت آقای کرزی به این شرکت ها مجوز فعالیت داده و اگر او خود را رهبر مردم و کارهایی را که انجام می دهد به خیر آن ها می داند، حالا نمی تواند این محوزها را باز پس گیرد. آرمان ملی انتقاد کرده که حقی را مردم به او داده، او از خارجی ها می خواهد.

افغان جرگه اما نوشته که این موضع همیشگی آقای کرزی بوده که شرکت های خصوصی امنیتی را چالشی در برابر امنیت کشور می دانسته و بر بسته شدن آنها تاکید کرده است.

به نظر نویسنده، برخی از این شرکت ها "حامیان جهانی" دارند که بر اساس منافع خود از آنها حمایت می کنند و از پذیرفتن درخواست آقای کرزی با تراشیدن بهانه هایی مانند فساد در ادارات دولتی، طفره می روند.

افغان جرگه در ادامه آورده است که اگر دولتمردان افغانستان برای بستن شرکت های خصوصی امنیتی قاطعانه عمل کنند، مردم این کشور از آنها حمایت خواهند کرد و این عمل آنها باعث افزایش محبوبیت آنها خواهد شد.