مجلس پیشین گام نخست در راه دراز

Image caption عباس نویان نماینده کابل در مجلس نمایندگان

من پارلمان پیشین را که بعد از چند دهه نبود پارلمان در افغانستان تشکیل شد، به عنوان گام اول هم داری ضعف هایی می دانم که گاهی بسیار جدی هم بوده اند و هم امیدوار کننده ارزیابی می کنم.

به نظرم باید در نظر داشته باشیم که این پارلمان از درون سنت و فرهنگ سیاسی جامعه ای برآمده است که تاریخ طولانی استبدادی داشته و زمان زیادی انحصار و فساد و بی قانونی و تعصبات مختلف قومی، قبیلوی، مذهبی، زبانی، سمتی، گروهی و جنسیتی و مهم تر از همه تجربه سه دهه جنگ بر گرده آن فشار آورده است.

این پارلمان در زمینه‏ای به وجود آمد که از یک سو جنگ سالاران قدرت و موقعیت اصلی را در جامعه داشتند و از سوی دیگر افغانستان هنوز گرفتار ناامنی بود. طبیعی بود که ترکیب پارلمان نیز متأثر از این شرایط باشد. اما چیزی که به نظر من بسیار اهمیت داشت ایجاد پارلمان به عنوان یک نهادی بود که در آن به جای تفنگ منطق گفتگو نشسته بود و کسانی که پیش از این بجز از زبان جنگ و خشونت سخن نمی گفتند اینک مجبور بودند که به صدای مخالف خود نیز گوش بسپارند.

هرچند که این صدا در این دوره بسیار ضعیف هم بود و حتی گاهی غرش خشونت و تهدید نیز در آن به گوش می رسید. اما پارلمان منطق بازی سیاسی را تغییر داد. به نظر من این به عنوان گام اول مهم ترین دستاوردی بود که ما داشتیم.

با این وضع روشن است که روزهای خوب و بد فراوانی را شاهد بوده ایم و ناکامی ها و دستاوردهای زیادی را داشته ایم. برای من به عنوان یک عضو از پارلمان و نیز به عنوان یک شهروند مدنی کشور تلخ ترین خاطره زمانی بود که «قانون مصالحه‏ی ملی» در پارلمان تصویب و بعدا توسط رییس جمهوری نیز امضا شد.

Image caption من همواره به موکلان خود حق می دهم که از من بازخواست کنند که چه کاری انجام داده ام یا نداده ام

این قانون در واقع تمام جنایاتی را که در طول سی سال گذشته به وقوع پیوسته بود به فراموشی می سپرد و همه جنایت کاران را برائت می داد. من که خود یکی از قربانیان سالهای جنگ بودم، در این روز دوباره خود را یک قربانی احساس کردم.

امید و خواست تاریخی من و تعداد زیادی از مردم افغانستان، که در طول سال های جنگ به نحوی قربانی شده بودند، از دست می رفت و جنایت کاران دوباره سرخروی می شدند و بر سرنوشت قربانیان خود تسلط می یافتند. این بدترین چیزی بود که من در طول این پنج سال تجربه کردم. من به همین دلایل به آن رای ندادم و از این تصمیم خود خیلی خوشحالم و احساس آرامش می کنم.

اما در مقابل روزهای هم بود که باعث خوشحالی من و تعدادی از همفکران پارلمانی ام بودند. ما توانستیم قانون‏هایی مثل قانون رسانه ها را تصویب کنیم که در راستای حاکمیت قانون یک گام ارزشمند به شمار می رفت. اما برای شخص من روزی که بودجه سال 1389 خورشیدی رد شد، یکی از روزهای خوش بود.

این بودجه یک بودجه غیرعادلانه بود و من برای اثبات غیرعادلانه بودن آن بسیار کار کردم و دلایل موجهی برای رد آن تهیه کردم. روزی که قرار شد بر سر آن بحث در پارلمان صورت بگیرد، من توانستم با ارایه دلایل مذکور موافقت تقریبا تمام اعضای پارلمان را در رد بودجه مذکور جلب کرده و آن ها را با خود هم نظر سازم. این تلاش سرانجام به اصلاح بودجه و تصویب صورت اصلاح شده آن منجر شد. مهم ترین موارد اصلاحات درج شده در آن عبارتند از:

تصویب بودجه اعمار جاده گردن دیوال الی هرات، که کابل را از طریق ولایات مرکزی به هرات وصل می کند، تصویب بودجه ایستگاه برق غرب کابل، دو طرفه شدن جاده خیرخانه الی جبل السراج از مواردی بود که در بودجه این سال افزوده و تصویب شد.

در اولین پارلمان کشور اکثریت کسانی که حضور یافته بودند با منطق دموکراتیک و زبان گفتگو بیگانه بودند و نیز تعداد زیادی از آنان از پشت جبهه های جنگ به صندلی های پارلمان نشسته بودند. این نکته چندان دور از انتظار هم نبود. اما کسانی هم بودند که به زبان و منطق دیگران احترام قائل بودند و مهم تر از همه با روحیه همگرایی و همدیگر پذیری در پارلمان حاضر می شدند.

این ها کسانی بودند که تعلقات قبیلوی شان را کمتر بروز می دادند و در پی ایجاد و تقویت روحیه ملی در پارلمان بودند. این ها نقطه های امیدواری من در پارلمان بودند که امیدوارم در پارلمان بعدی تعداد آنان بیشتر شود.

اما گاهی اتفاقات ناگوار را هم شاهد بودیم. برای من ناگوارترین آن ها رفتار غیراصولی رئیس جمهوری به عنوان حافظ و مجری قانون اساسی کشور و بالاترین مقام اجرایی کشور بود که گاهی از سوی ایشان بر خلاف اصول قانون اساسی کشور و بر خلاف نورم های دموکراتیک انجام می شد. مثلا قانون رسانه ها ماه ها طول کشید و سرانجام با تغییرات خودسرانه رئیس جمهوری امضا و در جریده رسمی چاپ شد.

همچنان کابینه حکومت بعد از یک سال از انتخابات ریاست جمهوری هنوز کامل نشده است. این ها نشان می دهد که رئیس جمهوری خود به اجرای قانون و ترویج قانونیت زیاد پابند نبوده است.

من دوباره خود را کاندید کرده ام که برای بار دوم نماینده مردم در پارلمان شوم. فکر می کنم از پارلمان اول تجارب زیادی آموختم که در پارلمان بعدی قطعا مرا کمک خواهد کرد. من شیوه سیاست پارلمانی و منطق حاکم بر سیاست افغانستان را تجربه کردم و آموختم که پارلمان مثل سنگر جنگ نیست که پیروزی خود را با نابودی حریف به دست آوریم.

ما باید حریف خود را احترام کنیم و او را در بازی حفظ کنیم اما یاد بگیریم که چگونه می توانیم با همدیگر تعامل کنیم. من پارلمان را جای تعامل منطق ها می دانم و معتقدم که نماینده پارلمان باید برای موفقیت در کار خود نظر دیگران را جلب کند و بتواند برای طرح و دیدگاه خود حمایت دیگر اعضای پارلمان را به دست آورد.

Image caption آموختم که پارلمان مثل سنگر جنگ نیست که پیروزی خود را با نابودی حریف به دست آوریم

پارلمان ماهیت دموکراتیک دارد و ما باید این ماهیت دموکراتیک را احترام کنیم و با آن برخوردهای قبیلوی و انحصارگرانه نداشته باشیم. از سوی دیگر به یاد داشته باشیم که مهم ترین نقش پارلمان انسانی تر و عادلانه تر ساختن سیاست در جامعه است. من این اصل را مهم ترین رسالت یک نماینده ملت در پارلمان می دانم.

من همانگونه که در اول گفتم، به هیچ وجه از پارلمان آینده نا امید نیستم. بلکه حتا پارلمان و تقویت این نهاد دموکراتیک را یکی از راه حل های بحران افغانستان می دانم. من امیدوارم که پارلمان بعدی بتواند بسیار موفق تر از پارلمان اول عمل کند. هرچند بر نگرانی های جدی ای که پارلمان آینده را تهدید می کند نیز واقفم؛ مثلا حضور طالبان و گروه های بنیاد گرا هم در پارلمان و هم در بدنه حکومت یکی از این نگرانی ها است.

من همواره به موکلان خود حق می دهم که از من بازخواست کنند که چه کاری انجام داده ام یا نداده ام. و نیز اذعان می کنم که کارهای زیادی بوده اند که نتوانسته ام انجام دهم و به خاطر این ها از موکلان خود حاضرم عذر خواهی نیز بکنم.

به نظرم این ناکامی ها بیشتر ناشی از همان محدودیت هایی بوده اند که اندکی از آن ها در بالا تذکر داده شد. با این حال من خوشحالم که تعهدم را نسبت به مردم از دست نداده ام و هیچ گاهی از خط منافع و مصالح ملی کشور عدول نکرده ام.

این مورد را با جرات ادعا می کنم. با این همه کارهایی هم بوده است که من توانسته ام انجام بدهم. بعضی از این کارها در راستای نقش قانونگذاری و انسانی تر ساختن سیاست کشور و ترویج و تقویت عدالت اجتماعی و حفظ و ضمانت حقوق برابر شهروندی شهروندان بوده است که پارلمان باید انجام می داد و بعضی دیگر نیز کارهای خاصی برای موکلان خودم.

اما باید بیافزایم که این دستاور باید تقویت شود و ما باید شاهد تغییر بیشتر وضعیت به نفع سیاست انسانی و عقلانی به جای خشونت و استبداد و انحصار باشیم.