برای پیگیری کار های نیمه تمام می خواهم بمانم

انتخابات پارلمانی سال 1384 بعد از چند دهه، اولین تجربه بود که مردم افغانستان با توقعات و انتظارات مختلف آن را تجربه کردند.

پیامد آن پارلمان پیشین افغانستان شد. پارلمانی که در آن با تجربه ترین افراد هم در عرصه کار پارلمانی بی تجربه بودند. چون از یک طرف انتخابات بعنوان تجربه جدید از جایگاه نهادینه شدۀ خویش در افغانستان بر خوردار نبود. از جانب دیگر تحلیل واقعی در سطح افکار عمومی نسبت به جایگاه و نقش پارلمان تا هنوز بصورت دقیق و همه جانبه آن شکل نگرفته بود.

از این جهت پارلمان پیشین افغانستان همواره با چالش های مواجه بوده است. اما با تمام اینها خواسته است از یک طرف تلاش های در راستای نهادینه سازی جایگاه پارلمان انجام دهد و از جانب دیگر بتواند خواسته ها و انتظارات مردم افغانستان را در محدود صلاحیت های سپرده شدۀ قانونی انعکاس دهد.

ترکیب کاملا نامتجانس و نا همگون پارلمان پیشین، چالش دیگری بود. از اینرو دور گذشتۀ پارلمان افغانستان مملو از تجربه های جدید است که مردم افغانستان شاهد آن بوده است.اعضای پارلمان نیز سالهای پرخاطره، اضطراب و به یاد ماندنی را سپری کردند.

وقتی در پارلمان شاهد صحنه هایی بودیم که یکی از اعضای پارلمان بعنوان قانونگذاران مملکت بجای استدلال منطقی، از زور حرف می زد و یا زمانی که شاهد صحبت عضو دیگری بودیم که بخشی از ساکنان این مملکت و شهروندان آن را مهاجر خطاب می کرد و یا وقتی شاهد برخورد هایی با معیار های قومی و منطقوی بودیم، ناراحت می شدیم از دید من چنین رفتار هایی در حقیقت شکسته شدن اصول و معیارات اصولی و مرگ روند ملت شدن است.

برخورد هایی که می تواند آرزوی یک شهروند واقعی را بشکند. چنین روزهایی در واقع می تواند بدترین روز های کاری ام در مجلس قلمداد شود.

اما زمانی دیگر که می دیدیم بعنوان فریاد گر مشکلات و آرمان های مردم با وجود شرایط نسبتا نا مساعد افغانستان، می توانیم صدای رسا از آدرس مردم باشیم، احساس غرور می کردیم. خلاصه سالهایی بود که مارا (نمایندگان مجلس را) بار بار و لحظه به لحظه در برابر قضاوت تاریخ قرار می داد.

با توجه به این موضوع هیچگاه اظهار نظر در مورد قوانین و تصویب آن را ساده و سطحی فکر نکردم بلکه رأی مثبت و یا منفی در مورد قوانین را مساوی به تعین و یا تغیر سرنوشت شمار قابل ملاحظه از مردم می دانستم.

از این رو درتمام عرصه ها و بخصوص عرصه قانونگذاری، معیار منافع مردم را معیار اصلی و اساسی دانسته و تصویب ماده های قوانینی مثل منشورمصالحه ملی را در صلاحیت خود ندانسته و آنرا تصمیم گیری بجای قربانیان واقعی وقایع گذشته افغانستان پنداشتم .

لذا هیچگاه نخواستم پاجای پای قاضی بگذارم دوست نداشتم پارلمان به دادگاه تبدیل شود، از این رو به منشور مصالحه ملی رای ندادم چون فکر می کنم در مورد حوادث گذشته و عاملان آن فقط دادگاه و قربانیان واقعی این حوادث می توانند تصمیم بگیرند.

اما در عین حال تصویب عده ای از قوانین را که می تواند زمینه ساز تغیرات سالم شده و یا باعث آن شود که چارچوب قانونی در راستای تنظیم روابط در جامعه بوجود آورد، از وظایف قانونگذاری خود دانسته و دقت لازم در مورد هریکی از مواد آنها را از مسؤلیت های خود دانسته ام. از این رو قوانینی مثل قانون رسانه ها یا قانون احزاب سیاسی را حمایت کردم و به آن رای مثبت دادم.

Image caption قوانینی را که فکر می کردم تصویب آن تغییر مثبتی را در زندگی مردم ایجاد خواهد کرد حمایت کردم

در عرصۀ نظارت از عملکردهای حکومت با توجه به عدم روحیه نظارت پذیری د ر بخش اجرایی، عدم روحیه همکاری متقابل میان قوای سه گانه و عدم نهادینه شدن جایگاه نظارتی پارلمان در افغانستان؛ پارلمان با وجود تلاش های پیگیر همواره با چالش های جدی روبرو بود. نظارت در اکثر موارد خصومت تلقی شده و باعث می شد که نقش نظارتی پارلمان نهادینه نشود.

اما در عرصه نمایندگی از مردم تلاش هایی در راستای انعکاس مشکلات مردم و مطرح ساختن آنها با مراجع مربوطه هم از آدرس جمعی پارلمان و هم از آدرس وکلا بصورت انفرادی تلاشهایی صورت گرفت و در مواردی نتیجه مثبتی هم داشت.

مثلا در مورد اصلاح و تغییر واحد های اداری، اجرای برنامه های توسعه ای متوازن، عدالت اجتماعی و برخورداری مساویانه همه از امکانات ملی همواره به مراجع مربوطه رسانده شده است. رساندن خواسته های مردم به مراجع اجرایی از موارد دشوار و در عین حال دوست داشتنی برای من بود

حلقه وصل شدن برای اینکه نیازهای مردم به آموزش و پرورش، مراکز درمانی را به اولیای امور برساند برای من همیشه خواستنی و مهم بود. بویژه زمانی که این تلاشها نتیجه می داد و نیاز های مردم رفع می شد.

با همه اینها در یک نگاه کلی به پارلمان می توان گفت که اگر گاهی به مصوبه های قانونی پارلمان احترام گذاشته نشده است و یا اگر مردم افغانستان منتقد کارکردهای پارلمان بوده اند، با همۀ اینها افراد و شخصیت هایی هم در داخل پارلمان افغانستان حضور داشتند که با فکر و اندیشه ملی؛ منافع ملی افغانستان را در نظر گرفته و در راستای تحقق اهداف و خواسته های مردم خویش تلاش های صادقانه و متعهدانه انجام دادند.

اتخابات 1389 فرصت دیگری است برای تصمیم گیری سیاسی و شکل دهی دوباره پارلمانی که بتواند با تجارب پنج سال گذشته، گامهایی در راستای نهادینه سازی جایگاه پارلمان به عنوان نهاد قانونگذار و اعمال نقش نظارتی و نمایندگی صادقانه از مردم افغانستان جهت بهبود اوضاع و شرایط عمومی در افغانستان بردارند.

Image caption پیگیری کارهای ناتمام گذشته یکی از دلایلی است که بار دیگر مرا برای ماندن در پارلمان درگیر مبارزات انتخاباتی کرد

از این رو احساس می شود که پنج سال کار در پارلمان، تجربه بزرگ در عرصه قانونگذاری است. با استفاده از تجارب گذشته می توان نگاه بهتر به آینده داشت. به خوبی به مشکلات، خواسته ها و انتظارات مردم پی برده و می توان تشخیص داد که این همه از کدام مجرا قابل پیگیری، تطبیق و عملی می باشد.

از جانب دیگر فعالیت های نیمه تمام چند سال گذشته را قابل پیگیری جدی دانسته و باورمند به این هستم که اولویت های در نظر گرفته شده توسط مردم باید از مجاری قانونی پیگیری شود. این از دلایلی است که مرا وا داشت بار دیگر وارد کارزار مبارزات انتخاباتی شوم و اگر بتوانم در پارلمان بمانم.