افغانستان فدرال؛ هیاهوی بسیار برای هیچ؟

Image caption دولت های غربی در مورد نگاه داشتن نیرو در افغانستان تحت فشار افکار عمومی هستند

یکی از معتبرترین مراکز تحقیقاتی بریتانیا خواستار تغییر بنیادی دراستراتژی غرب در قبال افغانستان شده است. انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک (آی آی اس اس)، با حمایت از خروج بیشتر نیروهای غربی از افغانستان و جابجایی نظامیانی که در افغانستان باقی می مانند به مناطق دیگر در داخل این کشور، خواهان باز اندیشی کامل در استراتژی جنگ در افغانستان شده است.

انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک پیشنهاد می کند که یک حکومت نامنظم فدرالی برای افغانستان بهتر است. این سازمان می گوید که طرح مورد نظرش نمی تواند به عنوان پایان نقش بین المللی در افغانستان باشد اما هرگاه این برنامه عملی شود، بسیاری از سربازان ناتو می توانند از افغانستان بیرون آورده شوند و آنانی که در آنجا باقی می مانند می توانند، به جای جنوب در شمال تمرکز کنند.

به عبارتی- این طرح افغانستان را با خطی فرضی به دو بخش شمال و جنوب تقسیم می کند.

بدین ترتیب این طرح برای طالبان این زمینه را میسر می کند تا مناطق خودشان را اداره کنند و عملیات نظامی در افغانستان در مناطق آنها (یعنی جنوب) در صورتی انجام شود که القاعده به این مناطق برگردد.

پیشنهادی نه چندان تازه

پیشنهادات انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک در اصل پیشنهاد تازه ای نیست.

کمی پیشتر رابرت دی بلک ویل - سفیر سابق آمریکا در هند و از نخبگان سیاسی این کشور نیز در مقاله ای در نشریه تایمز مالی پیشنهاد مشابه ای را ارایه کرده بود.

او نوشته بود که چون آمریکا نمی تواند در جنگ جاری در افغانستان برنده شود، پس باید تجزیه بالفعل این کشور را بررسی کند.

جنوب پشتون نشین را به طالبان بگذارد و از شمال که در آن ازبک ها، تاجیک ها و هزاره ها زندگی می کنند حمایت کند.

آقای بلک ویل همچنین قرار است در همین خصوص هفته آینده (دوشنبه ۱۳ سپتامبر) در انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک سخنرانی کند حتی پیشتر از آن هم طرح فدرال در افغانستان در روزهای منتهی به کنفرانس بن و در هیاهوی آن مطرح شده بود بویژه از سوی برخی از دولتمردان آلمان در نهایت این طرح البته بدلایل مختلف ساختاری و بالغ نبودن روند "ملت سازی" در افغانستان بدلیل سالها جنگ داخلی و بویژه به دلیل مخالفت آمریکایی ها و برخی از دولتمردان افغانستان مورد تایید قرار نگرفت.

چرا حالا

اما سوالی که مطرح می شود شاید این باشد که چرا چنین پیشنهاداتی بار دیگر و آنهم در این سطح مطرح می شود؟

یکی از دلایل آن را شاید بتوان در سخنان جان چپمن، رئیس انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک یافت.

او در سخنرانی افتتاح جلسه رونمایی از سالنامه ۲۰۱۰ این انستیتو در مورد مسائل جهانی (سه شنبه ۷ سپتامبر) گفت در حالی که جنگ در افغانستان از مرز ده سال فراتر می رود، صبر و حوصله مردمی که کشور هایشان در افغانستان حضور نظامی دارند، برای حضور نظامی دراز مدت در این کشور کمرنگ تر می شود.

Image caption انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک خواهان تغییر عمده استراتژی در افغانستان شده است

حضور نظامی دول غربی به رهبری آمریکا در افغانستان به مدت تقریبا یک دهه بار سنگینی را بر دوش این دولتها قرار داده است و با توجه به سطح نا آرامی ها و تا حدی عدم توانایی دولت مرکزی کابل در کنترل اوضاع - این کشورها به دنبال راهی برای خروج از این بحران هستند بحرانی که به نظر آنها با ایجاد نوعی حکومت نامنظم فدرالیسم و دادن امتیازاتی به مناطق مختلف ممکن است از سطح خشونتها بکاهد و تنش بین اقوام مختلف را دست کم در ظاهر و در کوتاه مدت کاهش دهد.

مذاکره با طالبان

اما در همین راستا و از سوی دیگر این اظهارات می تواند به عنوان مقدمه ای باشد در چارچوب طرح مذاکره با طالبان که اساس آن در اوایل سال جاری در کنفرانسی در لندن گذاشته شد و سپس در جرگه ای در کابل مورد بررسی قرار گرفت و اخیرا هم شورایی برای پیش برد طرح مذاکره با طالبان از سوی حامد کرزی رپیس جمهور افغانستان اعلام شد.

اعضای این شورا و جزییات بیشتر درباره آن قرار است پس از ماه رمضان اعلام شود.

طالبان با مذاکرات مخالف است. اما البته همه راههای مذاکره بسته نیست. آنها در کل مخالف حضور نیروهای خارجی و از سوی دیگر خواهان ایجاد قوانین اسلامی به سبک خود در افغانستان هستند.

این عامل دوم شاید بیشتر از عامل اول مشکل آفرین باشد چراکه در عمل می تواند با قانون اساسی افغانستان در تضاد قرار گیرد.

طرح فدرالی پیشنهاد شده که البته با ساختارهای فدرال در جهان شاید به دلایل ساختار قومی و مذهبی افغانستان متفاوت باشد بالقوه این مشکل دوم را حل می کند و در نتیجه می تواند به از بین بردن مشکل اول نیز کمک بسیاری کند.

با چنین برداشتی به نظر می رسد که پیشنهاد کنندگان آن به نوعی راه را برای نوعی حاکمیت طالبان در نقاطی که آنها بیشترین قدرت را دارند (یعنی جنوب افغانستان) فراهم می کند و خواسته آنها را به نوعی در اجرای قوانین به سبک خود فراهم آورد.‎

به نظر نمی رسد که پیشنهاد کنندگان این طرح خواهان تجزیه افغانستان باشند بلکه آنها در عمل خواهان دو ساختار حقوقی- اجرایی در چارچوبی فدرالی در افغانستان با حفظ تمامیت ارضی افغانستان هستند.

اما البته قضیه شاید به این سادگی نباشد چرا که این پیشنهاد در ظاهر دو بخش فدرالی را در نظر می گیرد (شمال و جنوب) و این نکته بالقوه می تواند باعث ایجاد تنشهای قومی بین اقوام دیگر شود که بطور جداگانه در این چارچوب قرار نگرفته اند.

البته باید گفت که این طرح فقط در حد پیشنهاد کلی ارایه شده و جزییاتی از آن در دسترس نیست حتی از سوی پیشنهاد کنندگان آن و بنابر این نمی توان با صراحت در خصوص آن سخن گفت.

در عین حال تاریخ افغانستان چه در گذشته و چه در دوران معاصر نشانگر مخالفت با برداشتی جدایی طلبانه در کشور است.

از سوی دیگر چنین طرحی باعث ایجاد نوعی خود مختاری به قومی خاص در افغانستان در مناطق جنوبی می شود که می تواند پاکستان همسایه جنوبی افغانستان را به نوع خاصی وارد این بازی کند یعنی از سویی این کشور را در قبال حامیان اقوام دیگر افغانستان مانند ایران - ازبکستان و تاجیکستان قرار دهد و از سوی دیگر درگیر مسایل قومی داخلی خود شود.

اقوام پشتون در جنوب افغانستان(البته در جارچوب طالبان) در مرکز پیشنهاد حاکمیت نامنظم فدرالی در افغانستان قرار دارد. مناطق هم مرز پاکستان با افغانستان نیز عموما از پشتونها هستند که قرابتهای نسبی و سببی با قبایل پشتون در آن طرف مرز دارند.

پاکستان دارای نگاهی با عمق استراتژیک به افغانستان است بویژه در قبال موقعیت افغانستان در برابر آنچه که پاکستان دشمن اصلی خود می خواند یعنی هند.

بسیاری از ناظران حمایت پاکستان از طالبان را در راستای استفاده از آنها به عنوان عاملی برای نزدیکی بین کابل و اسلام آباد بویژه در شرایط بحران بین پاکستان و هند تعبیر می کنند.

پیشنهاد ایجاد نوعی فدرالیسم نامنظم برای افغانستان بین شمال و جنوب بالقوه می تواند عمق استراتژیک مورد نظر پاکستان در قبال هند را تا حدی برآورده کند و مسایل دیگری مانند دسترسی پاکستان به بازارها و انرژی آسیای میانه را در اولویت دوم قرار دهد.

بدین صورت در ظاهر شاید پاکستان به نوعی به منافع خود در افغانستان دست یابد اما این اقدام می تواند بالقوه باعث نوعی از یکپارچگی بین قبایل مختلف پشتون در دو سوی مرز شود و در دراز مدت مشکلات عدیده ای برای دولت فدرالی پاکستان که در حال حاضر نیز کنترل چندانی بر مناطق قبیله ای پشتون نشین خود ندارد بوجود آورد.

به هر صورت این پیشنهاد در حد یک اظهار نظر است و شاید هدف اعلام آن بدین صورت تحصیل نوعی از واکنشها بدین طرح با هدف ارزیابی آن باشد.

اما یک چیز شاید کاملا مشخص باشد و آن اینکه اگرچه این طرح دارای فوایدی است اما عاری از مشکلات بالقوه و خطرناک نیست و اگر با دقت بررسی نشود و فقط به عنوان راهی از سوی دولت های غربی برای فرار از معضل افغانستان ارایه شود مشکلات بیشتری را برای افغانستان و منطقه بوجود خواهد آورد.

مطالب مرتبط