رسوم و سنتهای افغانها در اعیاد

عید در افغانستان
Image caption تجلیل از عید در شهرها و مناطق مختلف افغانستان، از هم متفاوت است

عید در واژه نامه ها به معنای "جشن" و "روز جشن" آمده است. دکتر حسن عمید هم در فرهنگ لغت مشهورش در بین فارسی زبان ها عید را جشن، روز جشن یا هر روزی که در آن یادبودی باشد از خوشی و شادی برای گروهی از مردم معنا کرده است.

مردم کشورهای فارسی زبان هم مانند همه مردم دنیا دارای اعیادی هستند که بعضی از این اعیاد حتی به پیش از ظهور اسلام بر می گردد و در قسمت هایی از این جغرافیای بزرگ زبانی مثلا روزی مانند نوروز هنوز به گستردگی تمام جشن گرفته می شود.

اما در افغانستان بزرگ ترین جشن ها "عید قربان" و "عید رمضان" است. اعیادی اسلامی که همه مسلمانان جهان در آن روزها جشن دارند و در کنار یک سلسله اصول و آداب دینی و فرهنگی را اجرا می کنند، مانند ادای نماز عید، قربانی کردن حیوانات و فطریه دادن و پاککاری و خانه تکانی.

همچنین، مردم در این روزها، برای پذیرایی از مهمان هایی که به دیدار آنها می آیند، از پیش شیرینی و تنقلات تهیه می کنند، لباس نو می پوشند؛ به دیدار هم می روند، سری به اهل قبور می زنند، برای رفع کدورت ها و کینه ها روبوسی می کنند، بزرگترها به کوچکترها عیدی می دهند و خلاصه روز از نو می شود و روزی از نو.

اما این اعیاد به مرور زمان ویژگی های خاصی هم در کشورها و حتی شهرهای مختلف پیدا کرده است. به طور مثال در بعضی از ولایت های افغانستان رسم بر این است که در روزهای جشن عید قربان اگر هر ساعتی از روز برای بازدید به خانه کسی بروی برعلاوه شیرینی ای که در نظر گرفته شده، معمولا دست هایت را می شورد و سفره شوربا را هم پهن می کند.

یا در بیشتر روستاها و گاهی شهرهای افغانستان رسم بر این است که در روزهای عید وقتی به خانه کسی می روی یک بشقاب شیرینی یا میوه خشک (آجیل) روبرویت می گذارد که مخصوص توست، به این معنا که مشمول ضرب المثل "خوردن حلال، بردن حرام" نمی شوی؛ اگر خواستی می توانی بخوری و اگر خواستی می توانی در جیبت بریزی و با خود ببری، حتی گاهی هم مجبوری ببری وگر نه صاحب خانه ناراحت خواهد شد.

در نقاطی از افغانستان رسم بر این است که کودکان را جز وقتی که قرار است به خانه نزدیکان بروند با خود نمی برند و وظیفه دید و بازدید در روزهای عید معمولا به گردن پدر یا پدر بزرگ و یا هم پسر بزرگ خانواده است که بین خود نوبت می گذارند، به این شرح که یکی باید در خانه باشد تا از مهمان هایی که برای عیدی می آیند پذیرایی کند و یکی دو نفر هم به خانه های اقوام و آشنایان می روند.

عید کودکان، جذاب و پررنگ

کودکان به همان قول معروف دنیای خودشان را دارند. یکی از نکاتی که اگر به دقت مدیریت نکنند ممکن است کلاه شان پس معرکه بماند گرفتن عیدی است که البته شیرین ترین بخش عید برای آن ها به شمار می رود؛ به این دلیل که مقدار عیدی های گرفته شده متضمن چگونه گذشتن روزهای عید است.

مادران خانواده معمولا از قبل تخم مرغ هایی جوش می دهند. تخم مرغ هایی که یا موقع جوشیدن از پوست پیازی که همراه شان جوشیده است رنگ گرفته اند و یا هم این که بعدا به شکل های مختلف رنگ می شوند. این تخم مرغ ها قسمتی از عیدی کودکان به شمار می رود که می توانند با آن ها بازی جالبی داشته باشند.

Image caption عید کودکان در افغانستان

مرغ جنگی یکی دیگر از تفریحاتی است که در نقاطی از افغانستان رایج است که تا اندازه زیادی ویژه بزرگ سالان است و شرط بندی هایی را هم در پی دارد. خوب ظاهرا این جمله ارتباطی به آنچه تا این جا گفتیم نداشت اما می خواهم بگویم وقتی پدران بازی ای به نام مرغ جنگی دارند بچه ها هم باید بازی ای به نام تخم مرغ جنگی داشته باشند یا به عبارت معکوس این همان تخم مرغ باز است که مرغ باز می شود.

خلاصه یکی از بازی های بچه ها به خصوص در روزهای عید تخم مرغ جنگی است، به این شرح که یکی از طرفین بازی تخم مرغ جوشیده اش را پایین نگه می دارد و دیگری با تخم مرغ خود چند ضربه به آن می زند. هر تخم مرغی که شکست صاحبش بازنده است و باید آن را به طرف مقابل بدهد.

البته حاشیه های این بازی نیز جالب است، مثلا این که کی باید تخم مرغ خود را پایین نگه دارد و کی باید با تخم مرغ خود از بالا ضربه بزند یا کسی که قرار است از بالا ضربه بزند نباید ضربه بر تخم مرغ طرف را کج وارد کند. گاهی هم قرار گذاشته می شود که نباید چند ضربه آهسته زده شود با این وصف حتی اگر هیچ وقت این بازی را هم نکرده باشید با ظرایفی که شرح داده شد متوجه شده اید که ممکن است گاهی به زد و خورد هم کشیده شود.

در روزهای عید گاهی جوز (گردو) جنگی، تفنگ بازی، حتی اسب سواری و چرخ فلک سوار شدن هم جز بازی هاییست که بچه ها را سرگرم و شاد می کند. اما تمام لحظات و ساعت های روزهای عید برای بچه ها به این خوشی هم نمی گذرد، چون گاهی مجبور می شوند برای مهمان ها چای ببرند؛ از آن ها پذیرایی کنند و حتی کفش های مهمان ها را مرتب کنند یا در خانه باشند تا در را بر روی مهمان ها باز کنند.

عید زنان

اما نقش زنان در این روزها چیست؟ به خصوص در روستاها و حاشیه های شهرها، خسته کننده ترین نقش را آن ها دارند. چای دم کردن، ظرف و پیاله شستن، جارو و مرتب کردن خانه آن هم با این تعداد مهمانی که در روزهای عید رفت و آمد می کنند واقعا کار خسته کننده ایست در صورتی که از خانه تکان خورده هم نمی توانند چون ممکن است هر آن مهمانی بیاید.

زن ها و بچه ها معمولا صبح روز اول عید همراه دیگر اعضای خانواده به دیدار اقوام نزدیک می روند و زن ها دیگر اوقات سه روز عید را در خانه نشسته اند.

اما جذابیت عید برای آن ها از روز چهارم شروع می شود که درست نمی دانم تا کی ادامه پیدا می کند، فکر هم نمی کنم کس دیگری هم این مسأله را به خوبی بفهمد چون گاهی تا یک ماه بعد از عید هم به دیدار اقوام و آشنایان با عنوان عیدی می روند روزهایی که در قمست هایی از خاک افغانستان به آن روزها عید زنان می گویند.

مطالب مرتبط