داوود سلطان‌زوی: وظایفم در مجلس ناتمام مانده است

بی بی سی فارسی سوالات مشابهی را به شماری از اعضای مجلس نمایندگان در مورد کارنامه مجلس پیشین در میان گذاشته و از آنها خواسته است بصورت مستقیم و یا ضمنی به این سوالات جواب دهند.

یکی از کسانی که به این سوالا پاسخ داده، داوود سلطانزوی نماینده غزنی است.

Image caption محمد داوود سلطان‌زوی، عضو مجلس نمایندگان

پنج سال عضویت در پارلمانی که بعد از سی سال جنگ و جدال تشکیل شده است، توام با دشواری ها و خوشی ها و در یک کلام تلخی و شیرینی های زیادی همراه بود. و هر نماینده از این دوره خاطرات زیادی دارد. برای من یکی از بهترین روزهای من در مجلس روزی بود که وزیر تجارت وقت را جهت استیضاح دعوت نموده بودیم و مسئولیت طرح سوالات برعهده من گذاشته شده بود. نمایندگان مجلس از پاسخ های وزیر قانع نشدند و در نهایت وزیر تجارت با اکثر آرا سلب اعتماد شد و مجلس نمایندگان با یکپارچگی کامل به یکی از وظایف خود مبنی بر نظارت برکار حکومت عملی کرد.

یک خاطره جالب دیگر هم دارم. قانون خصوصی‌سازی تصدی‌های (شرکت‌های) دولتی و اجاره زمین‌های دولتی طوری تهیه شده بود که اصل شفافیت و نظارت در آن چندان رعایت نشده بود. اعضای پارلمان مواردی را جهت بیشتر شدن شفافیت به این قانون افزودند. اما موادی که در این قانون از سوی مجلس افزوده شده بود، از جانب رئیس جمهوری رد گردید.

در یکی از روزهایی که جو سیاسی در ولسی جرگه (مجلس نمایندگان) مساعد بود، موضوع را مطرح کردیم و رد این اصلاحات در قانون از جانب رئیس جمهوری را با دوثلث آرای اعضای ولسی جرگه بازگرداندیم و اصلا حات را دوباره در آن جایگزین ساختیم که از دیدگاه تاریخی رد وتوی رئیس جمهوری در هر پارلمانی پراهمیت شمرده می‌شود و اعضای پارلمان افغانستان هم با وحدت و یکپارچگی در این مورد عمل کردند و موفق شدند.

دو خاطره تلخ من از مجلس پیشین از خاطراتی است که هیچگاهی فراموش نخواهند شد. یکی ترور چند نفر از همکارانم در یک حادثه دلخراش در بغلان است.( در این حادثه شماری از اعضای مجلس نمایندگان در اثر حمله انتحاری کشته شدند).

خاطره تلخ دومی ام بر می گردد به روزی که دو تن از وزرا برای گرفتن رای اعتماد به مجلس معرفی شده بودند. می‌خواستم به طور علنی در بیانیه‌هایم به آنها رای رد بدهم، به دلیل این که آنها شاید در انتخابات ریاست جمهوری وسایل تقلب را فراهم کرده باشند.

اظهاراتم توسط عده‌ای از "وکلای حکومتی" با زدن دست بر میزهای‌شان اخلال شد و دبیر مجلس میکروفن مرا خاموش کرد، ولی با آن هم رای عدم اعتماد خود را به آنها اظهار و در آرشیف ولسی جرگه ثبت نمودم.

مجلس پیشین قوانین زیادی را تصویب کرد که من شاید به اکثر این قوانین با تغییرات و تبدیلات که از سوی اعضای پارلمان صورت می گرفت رای داده باشم. اما به قانونی که رای ندادم "طرح عفو عمومی" بود طرحی را که در ولسی جرگه مطرح شده بود، به این دلیل به این طرح رای ندام که من فکر می کنم و هنوز هم اعتقاد دارم که پارلمان صلاحیت چنین عفو و بخشش ها را ندارد. به قانون رسانه‌ها نه تنها رای مثبت دادم، بلکه در اصلاح و بهتر ساختن آن قانون و پذیرش آن توسط بقیه اعضای پارلمان در کنار شماری دیگر از اعضای پارلمان تلاش کردم.

من بار دیگر خود را کاندیدا کردم زیرا احساس می کنم وظایفم در مورد پیاده کردن حکومت قانون، بر شانه‌های ناتوان مردم وطنم و یک سلسله اقدامات دیگری که در مورد تقنین و نظارت آغاز نموده‌ام، هنوز هم به پایه اکمال نرسیده است.

تعدادی از همکارانم در مجلس و همچنین کارکنان جوان دارالانشاء (دبیرخانه) همیشه باعث دلگرمی ام بوده اند. همچنین عده ای از اعضای قوه اجرایی و بخشهای دیگر دولت با این جانب همکاری داشته، که خاطرات خوشی را در یک جامعه آسیب دیده زنده ساخته و باعث امیدواری ام شده است.

هر پارلمان در دوره خدمتش مد و جذرهایی دارد، لذا روزهای خوب آن و روزهای نه چندان خوب آن آموزنده و پراهمیت است. امیدوار شدن و ناامید بودن در سیاست افغانستان پدیده‌هایی اند که با آن همه مردم آشنا هستند.

افتخار دارم که به عنوان صدای مردم بدون در نظر داشت زبان، منطقه و مذهب، از همه مردم در همه موضوعات نمایندگی کرده ام.