بی‌بی‌سی؛ همراه روزهای سخت افغان‌ها

ناجیه حنیفی
Image caption امواج رسانه هایی مانند صدای آمریکا و رادیو مشهد در زمان جنگ های داخلی و حاکمیت طالبان در کابل و سر تا سر کشور قابل دریافت بود، ولی بی بی سی به خاطر کیفیت و اعتبار قدیمی اش همچنان جایگاه خود را در میان مردم عام افغانستان حفظ کرده بود

از بدو ورود رادیو و تلویزیون به افغانستان، دولت با انحصار این دو نهاد جو رسانه ای را طوری حاکم کرد که گویا وظیفه رسانه ها پراکندن تبلیغات رسمی است.

این رویکرد موجب سلب اعتماد عمومی از رادیو و تلویزیون افغانستان شد. زیرا مردم از تلویزیون و رادیوی عمومی که با پول عامه اداره می شد، توقع داشتند که منابع و علایق آنها را منعکس نماید و اطلاع رسانی را بر اساس اصولی چون توازن، صحت معلومات و بی طرفی انجام دهد.

با دریافت امواج رسانه های غیر دولتی ای چون بی بی سی این خلا تا حدی پر شد، هر چند که مردم فارغ از دغدغه های شکاکانه سیاسی به اخبار و برنامه های معلوماتی و فرهنگی رادیوی بی بی سی گوش می دادند ولی نخبگان افغانستان در استقلال سیاسی آن از دولت بریتانیا که از بازیگران سیاسی و اقتصادی در منطقه به حساب می آید، تردید داشتند.

امواج رسانه های مانند صدای آمریکا و رادیو مشهد در زمان جنگ های داخلی و حاکمیت طالبان در کابل و سر تا سر کشور قابل دریافت بود، ولی بی بی سی به خاطر کیفیت و اعتبار قدیمی اش همچنان جایگاه خود را در میان مردم عام افغانستان حفظ کرده بود.

در روز های داغ و خونین ١٩٩٤ تا ١٩٩٨ میلادی که با یک رسانه دولتی محلی (رادیو و تلویزیون بلخ) در شمال افغانستان کار می کردم، به خوبی به یاد دارم که از آژانس خبری دولتی گرفته تا مراکز نشراتی و حتی پاسگاه های امنیتی به جای شنیدن و دیدن رسانه رسمی آنجا، به رادیو بی بی سی گوش می دادند.

جالب تر اینکه دفتر نشرات رادیوی ما در کنار این که همواره میدان بگو مگوی نمایندگان نشراتی تنظیم های حاکم سیاسی وقت برسر اولویت در نشر اخبار و گزارش های فعالیت های رهبران شان بود، مکانی شده بود برای این نماینده ها که در کنار هم بنیشیند و با ما اخبار و گزارش های رادیوی بی بی سی فارسی را گوش داده و به تحلیل آن بپردازند.

گوش دادن به تحلیل ها و تبصره های رادیو بی بی سی به صورت گروهی در نزدیک بقالی های هر کوچه و پس افغانستان سبب ایجاد اتحادیه ها و گروه های مشورتی مردمی شده بود.

به یاد دارم که پدرم با دیگر مردان کوچه ما از ساعت پنج عصر تا دیر هنگام شب برای شنیدن اخبار رادیو دور هم جمع می شدند و پس از تحلیل اوضاع سیاسی به چاره سنجی مشکلات محل ما که در نبود شهرداری مسئول، بی شمار بود، می پرداختند.

افزون بر این، این گوش دادن به بی بی سی به صورت دسته جمعی به باور من در کاهش افسردگی های ناشی از جنگ و فقر مردان که هیچ امید و خوشبینی به فردای آرام و صلح آمیز کشور و فرزندان شان نداشتند، کمک می کرد.

من نیز با وجود این که به برنامه ها و اخبار بی بی سی گوش می دادم بی صبرانه انتظار آمدن پدرم را به خانه می کشیدم تا برداشت او و همسایه های مان را از اوضاع سیاسی کشور دریابم.

بی بی سی همراه روزهای سخت و ناامیدی خانه به خانه و گذر به گذر افغانستان در سه دهه جنگ بود. ما در آن روزگار به دنبال کسی بودیم که برای ما خبری از نتیحه مذاکرات صلح و پایان جنگ بگوید. ولی هرگز رادیو های کوچک و بزرگ روسی و چینی ما این خبر را نرساند.

با سقوط طالبان، آن زمان نیز گذشت که رادیوی بی بی سی با امواج متوسط رادیویی اش تنها اطلاع رسان خانه های مردم در شهرها و روستاهای افغانستان بود.

رقبای بلندپرواز و سخت جانی چون تلویزیون های تازه تاسیس پا به میدان رقابت گذاشته بودند. هرچند تاسیس تلویزیون بی بی سی فارسی پاسخی به این رقابت ها در بازار پر رونق رسانه ای بود، و می توانست به گسترش روابط مخاطبان افغان با این رسانه کمک کند. ولی به نظر می آید که جایگاه اندک مسایل افغانستان در این تلویزیون، تماشاگران افغان خود را هنوز محتاج موج کوتاه رادیو و تارنمای بی بی سی نگهداشته است.

با این حال، به عنوان یک بیننده ثابت رسانه های گوناگون افغانستان، بی بی سی را هنوز استاندرد روزنامه نگاری و نوآوری رسانه ای در افغانستان می دانم. هنوز فکر می کنم که به اصول بنیادین حرفه ای خود وفادار است. ولی از سوی دیگر، در جهان سریع تحولات و خلاقیت های رسانه ای، انتظارات من نیز از بی بی سی فارسی برای افغانستان بیشتر و متنوع تر شده است.

به عنوان مثال اصل در توجه رسانه های افغانستان، از جمله بی بی سی فارسی برای افغانستان، رویداد های سیاسی و بین المللی مرتبط با افغانستان است. بیشترین بخش محتوای تولید شدۀ آنها به مسایل جاری سیاسی، جنگ با تروریسم، سیاست های نظامی و سیاسی ناتو در افغانستان و..... اختصاص دارد.

به باور من، اهمیت دادن بیش از حد رسانه ها به مسایل سیاسی جاری، آنها را از زندگی عادی افغانها دور ساخته و دنیای این مردم را به بیانیه ها و مواضع دولتمردان بین المللی، فعالیت های طالبان و..... تقلیل داده است. در این میان مسایل مهم زندگی و چهره مردم افغانستان محو شده است. انگار آنها مخاطبانی فرض می شوند که باید از دیگران بشنوند و کسی از آنها نگوید.

من امیدوارم که بی بی سی فارسی افغانستان همانند بی بی سی فارسی ایران، نگاه خود را به جامعه، اقتصاد و سیاست افغانستان عمیق تر و گسترده ترسازد. افغانستان را نمی شود به چند سرخط خبر و گزارش در بارۀ طالبان و سربازان ناتو محدود کرد. رسانه ای در افغانستان موفق خواهد بود که بازتاب دهنده زندگی افغان ها باشد و نه فقط باز تاب دهنده نظر حکومت و نخبگان سیاسی از واشنگتن تا کابل.

مسایل اقتصادی و اجتماعی افغانها به اندازه مسایل جاری سیاسی مهم است. این تصور مرا آزار می دهد که ارزش خبری افغانستان تنها در بمب های انتحاری طالبان و ماجرایی جویی های رئیس جمهوری در انتقاد از متحدان بین المللی اش خلاصه می شود.

آیا مطالب و مسایل فرهنگی، اقتصادی، تحولاتی که در ده سال اخیر در زندگی مردم رونما شده و همچنین مسایلی چون محیط زیست و گفتمان های مطرح بین روشنفکران افغان، موفقیت های استادان و پژوهشگران افغان در دانشگاه های غربی، تحولاتی در عرصه های کشاورزی و بانکداری و صنایع افغانستان اتفاق افتاده، بالاخره جایگاه مناسب خود را در تلویزیون و رادیوی بی بی سی فارسی خواهد یافت؟