بازخوانی ترانه ها

بازخوانی ترانه ها با گویشهای گوناگون میان آوازخوانان کشورهای منطقه، رویه دیگری از تبادل فرهنگی در سرزمینهایی را به تصویر می کشد که به یک حوزه مشترک فرهنگی تعلق دارند. در این میان بویژه میان کشورهای افغانستان، ایران و تاجیکستان هنرمندان به بازخوانی ترانه ها و اجرای دوباره آنها با سبک و گویشی متفاوت مبادرت کرده اند، و گفته می شود این روند با گسترش امکانات ارتباطی نظیر اینترنت و رسانه ها سرعت بیشتری یافته است.

چند و چون این موضوع و نقش آن در تبادل فرهنگی میان کشورهای منطقه را در مجله فرهنگی این هفته با گیسو شاکری آوازخوان ایرانی مقیم سویدن که چند آهنگ افغانی را بازخوانی کرده، و همکار ما شهباز ایرج، که شاعر است و در موسیقی و آواز هم دستی دارد، به بحث گرفتیم.

گیسو شاکری می گوید که از دوران کودکی به آهنگهای افغانی با گویش دری با علاقه گوش می داده و سادگی و پرمعنا بودن واژه ها و در عین حال بیان عمق احساس در آنها او را بیشتر به این موضوع می کشانده است. خانم شاکری، فرهنگ و زبان مشترک و بویژه درد مشترک باعث شد که او آهنگهایی مانند «سرزمین من» و «نام چو جاوید شد» را با گویش دری بازخوانی کند.

شهباز ایرج می گوید بازخوانی ترانه ها با گویشهای مختلف در کشورهای منطقه نشان از آن دارد که همه در عرصه های ادب، شعر، موسیقی و هنر به یک بستر فرهنگی بزرگتر تعلق داریم که مرزهای سیاسی نمی تواند در میان بخشهای مختلف آن فاصله ایجاد کند.

در ادامه مجله فرهنگی با خالق اثر کوچه ما گفتگویی داشته ایم. اخیراً نویسندگان بخش افغانستان دانشنامه ادب فارسی در ایران، تلاشی را برای تدوین فرهنگ اصطلاحات دری آغاز کرده اند. گفته می شود رمان پرحجم «کوچه ما» منبع مهمی برای تدوین این فرهنگ به شمار می رود. ما در برنامه های آینده بیشتر به فرهنگ نویسی خواهیم پرداخت، اما این هفته به این بهانه پای صحبت نویسنده کوچه ما نشستیم.

این اثر نوشته دکتر محمد اکرم عثمان داستان نویس و پژوهشگر بعد از انتشار در آلمان، در ایران نیز توسط انتشارات عرفان به نشر رسید و اکنون مسئولان این انتشارات برای چاپ مجدد آن آمادگی می گیرند. به نظر منتقدین، اطلاعات تاریخی خوبی در این رمان 1700 صفحه ای از نیم قرن تاریخ اخیر افغانستان ارائه شده و نثر به کار رفته در این اثر، مبین شیوه ای از نثر نویسی در این دوره تاریخی در این کشور به شمار می رود. امری که خود از آشنایی عمیق نویسنده با جامعه و مردم کوچه و بازار و جامعه خودش در یک برهه مهم از تاریخ افغانستان حکایت دارد.

با این وصف برخی از کارشناسنان بر این نظرند که برخی از معیارهای داستان نویسی در این اثر رعایت نشده و از این رو شماری از منتقدین «کوچه ما» را بازنویسی تاریخ به گونه داستانی می دانند و با مسامحه آن را یک رمان به شمار آورند.

آقای عثمان به ما گفت که در شماری از ارزیابیها، ارائه تصویر درست از تمام اقشار جامعه در افغانستان و حجیم ترین اثر در گسترده داستان نویسی در این کشور از ویژگیهای این اثر خوانده شده است. نویسنده کوچه ما پذیرفت که ممکن است این اثر خالی از نقص و عیب نباشد، اما در عین حال گلایه کرد که برخی از خوانندگان با اثر او برخورد ایدیولوژیک کرده اند.

در پایان این مجله رادیویی گزارشی داریم درباره برگزاری نمایشگاه زن و جامعه در غرب افغانستان، که در آن جنبه های امیدوارکننده فعالیت زنان در این کشور به تصویر کشیده شده است.

مطالب مرتبط