جایگاه روسیه در اقتصاد افغانستان

در روزهای اخیر موضوع گسترش روابط میان روسیه و افغانستان در عرصه های سیاسی و اقتصادی مورد توجه رسانه ها و حلقات سیاسی قرار گرفته است. دیدار رئیس جمهوری افغانستان از مسکو و تأکید رهبران دو کشور بر افزایش مناسبات دو جانبه در حالی صورت می گیرد که کشورهای غربی و بویژه آمریکا برنامه ای را برای خروج تدریجی قسمت عمده نیروهای خود از افغانستان اعلام کرده اند.

روابط بین روسیه و افغانستان پیشینه ای دراز دارد و به دوران اتحاد جماهیر شوروی و روسیه تزاری از یک طرف و دولت پادشاهی افغانستان از طرف دیگر باز می گردد. در آن سال ها مناسبات بازرگانی گسترده به مقیاس این دوره میان دوکشور وجود داشت. شماری از فرآورده های روسی میان مردم افغانستان از شهرت زیادی برخوردار بود و برخی از محصولات افغانستان به طور سنتی به روسیه، و از جمله به کشورهای مستقل آسیای میانه کنونی، صادر می شد.

پیشینه مناسبات اقتصادی افغانستان و روسیه

این مناسبات درجریان "بازی بزرگ" میان امپراتوری روسیه تزاری و امپراتوری بریتانیای کبیر، فرود و فرازهای زیادی به خود دید. در دهه ١٩٢٠ و دوران پادشاهی امیر امان الله که از یکسو افغانستان استقلال خویش را به دست آورد و ازسوی دیگر با پیروزی انقلاب اکتبر، روسیه جای خود را به اتحاد شوروی داد، مناسبات گسترده بازرگانی و همکاری های اقتصادی، دیپلماتیک و سیاسی میان دوکشور، آغاز شد. در این سال ها، افغانستان کمک های اقتصادی و فنی قابل توجهی از اتحاد شوروی آن زمان دریافت کرد.

با این وصف، مناسبات سیاسی و همچنین بازرگانی میان دو کشور تا زمانی که محمد داوود به عنوان صدراعظم افغانستان آغاز به کار کرد (دهه ٤٠ خورشیدی)، محدود بود. ولی دردوران ده ساله حکومت وی، افغانستان ازنگاه توسعه اقتصادی– اجتماعی شرایط نوینی را تجربه کرد که کمک های اقتصادی و فنی اتحاد شوروی نقش مرکزی را درآن داشت.

براساس نخستین برنامه پنجساله رشد اقتصادی – اجتماعی (۱۹۵۶ – ۱۹۶۱) که با همکاری گروه پلانگذاران اتحاد شوروی مستقر در وزارت پلان افغانستان طرح گردیده بود، صدها پروژه متوسط و بزرگ اقتصادی عمدتا با کمک های اقتصادی و فنی اتحاد شوروی تکمیل و به بهره برداری سپرده شد. همچنان برنامه پنجساله دوم (۱۹۶۲ – ۱۹۶۷) نیز طرح گردید و با همان شرایط برنامه پیشین عمدتا در دوران حکومت دکتر محمد یوسف به اجرا درآمد. به دنبال آن، برنامه پنجساله سوم (۱۹۶۸ – ۱۹۷۳) نیز طرح و در دوران حکومت های دوره موسوم به دهه دموکراسی با نتایح نه چندان موفقیت آمیز به پایان رسید.

بر پایه برنامه های پنج ساله، بویژه با اجرای برنامه های اول و دوم، شماری از پروژه های مهم اقتصادی و اجتماعی مورد بهره برداری قرارگرفت. غالب سرمایه گذاری ها از سوی دولت در چهارچوب اقتصادی مختلط و تاحدودی رهبری شده با تشویق و توسعۀ بخش خصوصی اقتصاد، انجام گرفت. بخش بیشتر پروژه ها خصلت زیربنایی داشت که با اجرای آنها زیرساخت های لازم اقتصادی ایجاد شد.

این پروژه ها با امدادها و قرضه های درازمدت اتحاد شوروی و با کمک های فنی و تجهیزاتی آن کشور عملی شد که عمده ترین آنها عبارتند از: احداث شاهراه کابل– پلخمری از طریق رشته کوه های هندو کش و تونل سالنگ؛ شاهراه بتونی قندهار- هرات– تورغندی؛ تأسیسات آبیاری ننگرهار؛ سد و دستگاه برق آبی درونته؛ سد و دستگاه برق آبی نغلو؛ دستگاه برق حرارتی مزار شریف؛ دستگاه برق آبی غوری؛ کارخانه کود کیمیاوی مزار شریف؛ کارخانه خانه سازی کابل؛ فرودگاه ها و پایگاه های بگرام و شیندند؛ فرودگاه کابل، فرودگاه مزار شریف، فرودگاه قندوز؛ شرکت تفحصات نفت و گاز شمال؛ تمدید خط لوله گاز شبرغان؛ اعمار بندرگاه هایی روی دریای آمو در ولسوالی امام صاحب قندوز و حیرتان؛ اعمار مرحله اول مکروریان ها درکابل؛ شفاخانه چهارصد بستر کابل؛ پولی تکنیک کابل؛ انستیتوی های پولی تخنیک کابل و مزارشریف و ده ها موسسۀ بزرگ و متوسط دیگر با اهمیت در زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم افغانستان. پرورش صدها هزار کارگر فنی درپروژه های اقتصادی و موسسات آموزشی اتحاد شوروی نیز در تشکل نیروی کار درافغانستان از اهمیت بزرگی برخوردار شد.

کشورهای غربی و سهم گیری در برنامه های اقتصادی افغانستان

درچارچوب برنامه های پنجساله، افزون براتحاد شوروی، کمک های اقتصادی قابل توجهی از سوی برخی ازکشورهای دیگر مانند ایالات متحده امریکا، جمهوری فدرال آلمان، برخی ازکشورهای عربی، هند و مؤسسات مالی بین المللی مانند بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی، انجام می شد. به گونۀ نمونه، ساختمان شاهراه کابل– قندهار– لشکرگاه، فرودگاه قندهار و توسعۀ تأسیسات پروژۀ وادی هلمند از سوی امریکا و دستگاه های برق آبی سروبی و ماهی پر و ساختمان کارخانجات نساجی گلبهار و پلخمری از سوی آلمان انجام شد.

دهه ۱۹۸۰ میلادی و مناسبات اقتصادی افغانستان – اتحاد شوروی

با تغییر و تحولی که از نخستین روزهای سال ۱۹۸۰ در نظام سیاسی کشور پدید آمد، کمک ها و همکاری های اتحاد شوروی در عرصه های اقتصاد و فرهنگ نه تنها ادامه یافت، بلکه تنوع و گستردگی ویژه ای کسب کرد. در سال های هشتاد میلادی همچنین رشد اقتصاد برپایه زیرساخت های پیشین انجام شده و تداوم و گسترش یافت. در نخستین سال های دهۀ هشتاد، به موازات انجام آمادگی ها برای طرح برنامه پنجسالۀ نوین، برنامه های کوتاه مدت یک ساله طرح و مورد اجرا قرار گرفت. در این برنامه ریزی ها و تأمین هزینه های آنها نیز کمک های اقتصادی و فنی اتحاد شوروی جایگاه مهمی داشت.

درآن سال ها که منابع مالی افغانستان محدود بود، کمک های خارجی عمدتا ازسوی اتحاد شوروی و اندکی ازسوی برخی ازکشورهای دیگر سوسیالیستی و همچنین شماری از کشورهای دیگر مانند هند انجام شده و از این کمک ها به عنوان سرمایه گذاری های دولتی و مختلط، استفاده می شد. شایان ذکر است که سرمایه گذاری های دولتی و کارهای ساختمانی از سوی موسسات دولتی دو کشور (افغانستان و شوروی) بدون وجود پیمانکارهای خصوصی صورت می گرفت و به این شکل زمینه ای برای استفاده های نادرست به میان نمی آمد. همچنین مناسبات اقتصادی و بازرگانی از جمله میان روسیه و افغانستان بر پایه برابری حقوقی، تفاهم و همکاری متقابل انجام می شد.

سهم کمک های خارجی در اقتصاد افغانستان

امدادها و قرضه های خارجی برای ایجاد زیرساخت های اقتصادی و تاسیسات زیربنایی مانند تولید انرژی، تفحص و استخراج معادن، رشد کشاورزی وتوسعه شبکه های آبیاری، راه سازی و ایجاد زمینه های عینی برای سرمایه گذاری های خصوصی درعرصه های صنعتی، به کار گرفته می شد. این کمک ها در شرایطی که قرضه ها و امدادها از کشورهای غربی، مؤسسات مالی بین المللی و سازمان های وابسته به ملل متحد با کاهش شدید از ۱۵ درصد پیشین به صرف ۲ درصد اُفت داشت، به ضرورتی جدی مبدل شده بود.

درسال های هشتاد میلادی بخش بزرگی از درامد های دولتی از منابع داخلی و خارجی صرف امور توسعه اقتصادی و اجتماعی می شد. به طوری که حجم سرمایه گذاری های توسعه از منابع داخلی بیش از یک سوم بودجه دولت را تشکیل می داد و بیش از ۹۰ درصد درآمد های خارجی درامور توسعه به مصرف می رسید. سهم کشورهای سوسیالیستی در سرمایه گذاری ها از منابع خارجی بیش از ۹۰ درصد مجموع کمک ها و امداد ها و از آن جمله سهم اتحاد شوروی بیش از ۷۰ درصد آن بود.

بودجۀ دولتی و همکاری های اقتصادی

به طور کلی بودجه دولتی متشکل از دوبخش بودجه عادی و بودجه انکشافی (توسعه) بود. بودجه عمومی از یکسو نیازمندی های عادی تمام ارگان های مرکزی و محلی دولت از جمله وزارتخانه ها و ادارات، ارگان های قضا، دادستانی و نظامی را برآورده می ساخت و ازسوی دیگر مسئله رشد آتی اقتصاد و فرهنگ را بازتاب می داد.

در این دوره حدود ۹۰ درصد بودجۀ انکشافی برای رشد اقتصاد و فرهنگ به کار می رفت. همچنین بودجه توسعه دارای دو بخش منابع داخلی و خارجی بود. بخش خارجی به شکل مواد صنعتی، ماشین آلات، وسایل و تجهیزات و خدمات و بخش داخلی از ناحیه درامدهای پولی دولت تامین می شد.

نمونه هایی از همکاری های اتحاد شوروی

همکاری های اقتصادی اتحاد شوروی با افغانستان بیش از هرمورد دیگر در طرح و اجرای پروژه های اقتصادی با کمک مالی و فنی آن کشور برجستگی دارد. در دهه هشتاد میلادی بیش از ۲۵۰ پروژه بزرگ و متوسط در زمینه های گوناگون تکمیل و به بهره برداری رسید و کار ساختمانی ۲۴۷ پروژه دیگر آغاز گردید. تأمین مالی ۹۰ درصد این پروژه ها به کمک اتحاد شوروی صورت گرفته است.

برخی از مهمترین پروژه های زیربنایی عبارتند از:ساختمان پلهای بزرگ و کوچک، ایجاد خط آهن روی آمودریا و همچنین ایجاد تأسیسات بندری و مرزی حیرتان؛ ساختمان بزرگراه ها و بازسازی شاهراه ها؛ ساختمان و توسعه فرودگاه ها؛ ایجاد گدام ها و ذخیره گاه های مواد نفتی و مواد جامد؛ ساختمان سیلوها، آسیاب ها و کارخانجات نان پزی؛ گسترش کار تفحص نفت و گاز، انتقال و فرآوری گازطبیعی، تولید گاز مایع و پروژه سازی کارخانۀ تصفیۀ نفت خام در ولایت سرپل؛ بازسازی معادن ذغال سنگ؛ فرآوری و پروسس مواد معدنی از جمله آماده ساختن معدن مس عینک برای استخراج و بهره برداری.

در عرصه امور زراعتی می توان به ساختمان سدهای ذخیرۀ آب وشبکه های گستردۀ آبیاری به شمول توسعه تاسیسات مجتمع آبیاری ننگرهار و همچنین پروژه بزرگ آبیاری و کشاورزی کوکچه در خواجه غار ولایت تخار؛ ایجاد کوپراتیفها (صندوقهای تعاونی) و ایستگاه های مکانیزۀ زراعتی و نهادهای کمک کننده کشاورزی و دامپروری اشاره کرد.

کار در عرصه هایی چون ساختمان نیروگاههای تولید برق از جمله دستگاه های بزرگ تولید برق حرارتی در کابل و مزارشریف و توربینهای گازی در ولایات کابل، قندهار، کاپیسا و سمنگان؛ تمدید شبکه های توزیع برق و ساختمان خطوط انتقال برق با ولتاژ بلند از مرزهای شمالی کشور تا کندز، پلخمری، مزارشریف و شبرغان؛ توسعۀ چند برابر فابریکۀ خانه سازی کابل، با پیش بینی ساخت چند هزار اپارتمان درسال؛ آغاز کار احداث کارخانه های تولید خشت (آجر) پخته؛ توسعه تسهیلات مخابراتی و فرستنده های تلویزیونی ماهواره ای؛ ایجاد ایستگاه های پخش نشرات رادیویی و تلویزیونی و دستگاه های مکمل تولید برق حرارتی در مراکز ولایات کشور؛ احداث پروژه های آبرسانی و تهیۀ آب آشامیدنی در مسیر رودخانه های کابل و لوگر؛ آسفالت جاده های شهری و همچنین ساختمان شفاخانه ها و مراکز صحی و کلینیکها از دیگر جنبه های همکاری اتحاد شوروی را تشکیل می داد.

در عرصه های آموزشی، ایجاد دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و از جمله توسعۀ پلی تخنیک و ساختمان انستتیوت علوم اجتماعی و انستتیوت دولتی طب کابل شایان ذکر است. گفتنی است که آموزش و پرورش گروه های بزرگی از جوانان در موسسات آموزشی افغانستان و اتحاد شوروی از دیگر عرصه های همکاری دو طرفه بود که به بعدها به سرمایۀ معنوی و فرهنگی بزرگی برای افغانستان تبدیل شد. به عنوان مثال در سال های دهه هشتاد میلادی سالانه بیش از یک هزار دانشجو از افغانستان در اتحاد شوروی در رشته های گوناگون علمی و فنی آموزش می دیدند.

عرصه های کنونی گسترش مناسبات اقتصادی

با توجه به پیشینه مناسبات اقتصادی میان افغانستان و روسیه، از سرگیری و گسترش چنین روابطی در شرایط کنونی امکان پذیر و از اهمیت ویژه ای برای دو طرف برخوردار است. باید درنظر گرفت که شرایط هم در پهنه جهانی و هم در هر دو کشور روسیه و افغانستان به صورت بنیادی تغییر کرده است و مناسبات دو جانبه در شرایط حاضر می تواند برپایه برابری حقوق و حفظ مواضع مستقلانه هر یک از دو کشور در مطابقت با هنجارها و مقررات پذیرفته شده جهانی تأمین گردد.

با این وصف، گسترش مناسبات و همکاری بازرگانی، ترانزیتی و تدارکاتی با فدراتیو روسیه و کشورهای مستقل آسیای میانه و اوکراین به نفع افغانستان خواهد بود. مقامات افغانستان می توانند از امکانات این کشورها برای بازسازی تأسیسات ساخته شده و نیمه کاره و ایجاد تأسیسات مشابه نوین بهره گیرند. آشنایی قبلی با سیستم صنعتی و اقتصادی این کشورها در افغانستان می تواند انجام پروژه های مختلف را با هزینه های کمتر و به شکل آسان تر در افغانستان امکان پذیر سازد.

به طور کلی، دولتمردان افغانستان در شرایط پس از جنگ سرد باید به تنوع منابع مالی برای رشد و توسعه اقتصادی، تأمین صلح و امنیت پایدار و کاهش فقر شدید بیاندیشند، از تمام امکانات به شکل معقول و مؤثر استفاده کنند و با روحیه تبعیض و تمایز در مناسبات بین المللی مبارزه کنند. ارتقای اعتبار افغانستان در عرصه بین المللی در گرو تأمین مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان افغانستان و کشورهای دیگر بر پایه برابری، تفاهم و همکاری متقابل خواهد بود.

مطالب مرتبط