تاثیر تحولات مصر بر تندروی اسلامی در افغانستان

حق نشر عکس BBC World Service

تنها واکنشی که افغانستان در مورد تحولات مصر نشان داد این بود که از سلامتی حدود ٢١٦ دانشجوی افغانی که در قاهره گیر مانده بودند، ابراز نگرانی کرد. سفارت افغانستان در قاهره اعلام کرد که با وزارت خارجه در تماس شده و قرار است که یک هواپیمای اختصاصی از افغانستان برای انتقال دانشجویان به قاهره پروازکند.

دولت افغانستان جز این هیچگونه واکنش یا اظهار نظری در مورد تحولات مصرنداشته و رویداد های مصر در رسانه های افغانی نیز بازتاب رقیق وکم رنگی داشته است.کافی است بدانیم که تا کنون هیچ روزنامه ای در افغانستان تحولات مصر را تیتر اول خود نکرده است.

آیا این بی اعتنایی به رویدادهای مصر به این معنا است که تحولات مصر و در مجموع خاورمیانه بر افغانستان بی تأثیراست؟ یا به این معنا است که رسانه های افغانی هنوز به آن بلوغ و هوشیاری نرسیده اند که در مورد تحولات منطقه و جهان واکنش درست وبه جا و به موقع نشان دهند.

دولت افغانستان که خود با مشکلات متعددی در داخل کشور مواجه است، احتمالا به صلاح خود نمی داند که راجع به کشور های دیگر اظهار نظر کند. اما این به آن معنا نیست که تحولات مصر بر افغانستان بی تاثیر است.

رابطه مصر و افغانستان

در شکل دهی افغانستان معاصر، مصر کشور تاثیرگزاری بوده است. مصر دیر پا ترین روابط فرهنگی را با افغانستان داشته و میان دانشگاه کابل و الازهر قرارداد رسمی همکاری وجود داشت. از طریق همین اعزام دانشجویان افغانی به مصر بود که اندیشه های اخوان المسلمین به افغانستان راه یافت و به شکل گیری جریانی بنام "اخوانیزم" در این کشور یاری رساند.

غلام محمد نیازی، حبیب الرحمن، برهان الدین ربانی رئیس جمهوری دولت مجاهدین و صبغت الله مجددی رئیس پیشین سنا جز نخستین دانشجویانی بودند که نسل اول اخوانی ها را در افغانستان تشکیل دادند که به نوبه خود بر چهره های جوان تری چون احمدشاه مسعود وگلبدین حکمتیار تاثیرگزار بودند. این جریان ازدهه پنجا به بعد نقش مهمی درتحولات افغانستان بازی کرده است.

در افغانستان معاصر، مصر الگویی اصلی برای افغانستان نیز بوده است. قانون مدنی افغانستان کاملا بر الگوی قانون مدنی مصر استوار بوده است و توجه به متفکران عرفی گرای مصری چون احمد فؤاد الاهوانی و زکی نجیب محمود وعزمی اسلام در دهه چهل و اوایل دهه پنجا در دانشگاه کابل به خصوص دانشکده ادبیات وعلوم انسانی به چشم می آید.

در خلال همین سال ها کتاب "منطق وضعی" اثر زکی نجیب محمود که بزرگترین کتاب پوزیتیویستی دنیای عرب خوانده می شد، توسط غلام حسن مجددی به فارسی ترجمه شد، هرچند بعید است که خواننده جدی در افغانستان یافته باشد و اشخاص و چهره هایی چون غلام سرورهمایون، علی محمد زهما، سید بهاءالدین مجروح، عبد الحی حبیبی و بخصوص محمد اسماعیل مبلغ به آثار و نوشته های متفکران مصری و درکل تحولات اندیشه در این کشور، در حد امکان، توجه تمام نشان داده اند.

مصر و جنبش های اسلامگرا

در سی سال گذشته علی رغم محدودیت روابط سیاسی، مصر همچنان موقعیت کانونی خود را در جهان اسلام حفظ کرده است و عواطف عمومی در افغانستان نیز به مصر به عنوان کانون الهام، نگاه کرده است. همچنین می دانیم که سرمشق اولیه بسیاری از جنبش های بنیاد گرا درخاورمیانه، جریان اسلام گرای کهن سال اخوان المسلمین پنداشته می شود.

اما تحولات جدید نشان می دهد که اسلام سیاسی در مصر بیش از گذشته ماهیت مدنی یافته است و سرکوب و خشونت های سه دهه گذشته بسیاری از گروه های اسلامی رادر خاورمیانه عربی در مجموع و در مصر به خصوص به پختگی رسانده و به مفاد و مزایایی مبارزه مدنی آگاه ساخته است و بنا براین رویداد های کنونی که در حوزه خاور میانه عربی در حال وقوع است، بسی بیشتر از اعتراضات داخلی متعارف، نشانه نوعی جابه جایی در الگوی مبارزاتی گروه های اسلامی است.

خیزش های جدید در خاورمیانه خیلی‌ بیشتر از آنچه که به نظر می رسد، ماهیت مدنی، دموکراتیک و حقوق بشری دارد و نمی توان با مفاهیم چون بنیاد گرایی اسلامی، جهاد و غرب ستیزی، آن را تبیین کرد. این گفته کمال الحلباوی عضو ارشد اخوان المسلمین که "اگر مسیحیت می تواند با دموکراسی سازگار باشد، چرا اسلام نتواند". نشان یک تحول گفتمانی در میان گروه های اسلام گرای خاورمیانه است.

واکنش فوری این گروه به سخنان آیت الله خامنه ای که حرکت مردم مصر را بر اساس الگوی انقلاب اسلامی در دهه هفتاد ایران ارزیابی کرده بود، حتی اگر تاکتیکی هم باشد، نشان آگاهی این گروه به بسترجدید عمل سیاسی در منطقه و آگاهی از جغرافیای فرهنگی و سیاسی جدید است.

تاثیر تحولات مصر بر تندروی اسلامی

اگر در دهه شصت و هفتاد قرن گذشته، استعمار، سوسیالیزم و استقلال، ترمنولوژی اصلی گروه های سیاسی را تشکیل می داد، اکنون حتی اخوان المسلمین نیز به مبارزات خود شکل مدنی و مسالمت آمیز داده است و شاخص ادبیات سیاسی گروه های اسلامگرا نیز، انتخابات آزاد، دموکراسی و حقوق بشر است.

این دگردیسی ها به خصوص در مصر به عنوان یک کشور مرجع، بی تردید تاثیرات عمیق و پایداری در سراسر دنیای اسلام به خصوص در افغانستان باقی خواهد گذاشت. اگر گذار کنونی مسالمت آمیز صورت گیرد، مصر دموکراتیک تأثیر خیلی بسیار مثبت تر، مؤثرتر و پایدار تر بر جهان اسلام به شمول افغانستان خواهد گذاشت.

پیروزی جنبش جدید در مصر، ریشه های بنیاد گرایی را در جهان اسلام ضعیف خواهد کرد، به جریان های دموکراتیک رمق و رونق تازه خواهد داد، براسطوره ناسازگاری دموکراسی و مسلمانی نقطه پایان خواهد گذاشت و مشروعیت دینی تمامیت خواهی را متزلزل خواهد کرد.

این‌ها همه تاثیرمستقیم، تعیین کننده و زود هنگام بر افغانستان خواهد داشت. بنیاد گرایی پدیده است که از بیرون به افغانستان راه یافته، اما افکار عمومی در افغانستان با روایت معتدل، مدارا جوایانه و دیگر پذیر از اسلام، آنچنان که طبقه متوسط در مصر اکنون پرچمدارآن است، مناسبت وسازگاری بیشتر دارد.

مطالب مرتبط