القاعده منهای بن لادن

اسامه بن لادن حق نشر عکس BBC World Service
Image caption به گفته برخی از ناظران بن لادن در عمل دیگر ارزش یک رهبر و اداره کننده روزمره سازمانی مانند القاعده را نداشت

اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده پانزده سال پس از اعلان جنگ به آمریکا و یک دهه پس از حملات مرگبار یازدهم سپتامبر 2001 بدست آمریکایی ها کشته شد. مرگ او در ابیت آباد پاکستان، برای آمریکایی ها و کشورهای مبارزه کننده با فعالیت های شبکه القاعده یک پیروزی تبلیغاتی عظیم و برای خود شبکه القاعده یک ضربه بزرگ و دردناک است.

مقامات اطلاعاتی آمریکا بر این باورند که شبکه القاعده از مرگ رهبر خود ضربه سختی خورده و مدتی طول خواهد کشید تا خود را بازیابد.

بر اساس گزارشی از خبرگزاری آسوشیتدپرس، آمریکایی ها معتقدند که شخصیت اسامه بن لادن به خاطر ویژگی هایی نظیر محبوبیت و کاریزماتیک بودن، یک حالت وحدت بخش و یکدستی در سازمان القاعده ایجاد کرده بود. ظاهرا ایمن الظواهری که از او با عنوان مرد شماره دو در القاعده یاد می شود، شخصیتی نسبتا جنجالی دارد و از شباهت جدی با اسامه بن لادن در زمینه کاریزما و محبوبیت بدور است. به نظر ناظران با این نگاه، پس از مرگ بن لادن، شبکه القاعده دچار چند دستگی شده و در نهایت تضعیف شود.

طی دهسال گذشته و در شرایطی که اسامه بن لادن مجبور بود برای پنهان ماندن از جستجوی سرویس های اطلاعاتی تمامی ارتباطات خود را قطع کند، به گفته برخی از منابع اطلاعاتی، این ایمن الظواهری مصری الاصل بود که اداره القاعده را بر عهده داشت. از دیدگاه ناظران امور اطلاعاتی، اسامه بن لادن به یک شخصیت نمادین تبدیل شده بود که هر روز که زنده ماندنش ادامه می یافت به معنی شکست آمریکایی ها در یافتن وی بود. در مقابل مرگ او بدست نیروهای ویژه موسوم به Navy Seals پیروزی روانی و تبلیغاتی بزرگی برای آمریکایی ها بود که نشان دهند کسی که رهبری حملات یازدهم سپتامبر را بر عهده داشت و حدود ده هزار آمریکایی را کشته و زخمی کرد، بالاخره در چنگال آمریکایی ها گرفتار شد.

به گفته برخی از ناظران بن لادن در عمل دیگر ارزش یک رهبر و اداره کننده روزمره سازمانی مانند القاعده را نداشت و در اصل، کار اداره شبکه بر عهده وی نبود، مگر در موارد کلی و ارائه خط مشی های اصلی. از همین رو، بعید بنظر می رسد که امیدواری آمریکایی ها نسبت به ایجاد شکاف در القاعده در دوران پس از بن لادن به سرعت محقق شود، چرا که آمریکایی ها کسی را از بین برده اند که به عنوان "زعیم تنظیم" (رهبر القاعده) به یک چهره معنوی تبدیل شده بود تا یک کارگزار تمام عیار عملیاتی. بخشی از این احتمال به این موضوع برمی گردد که شبکه القاعده طی سالهای اخیر به چه تشکیلاتی تبدیل شده است.

از دید سرویس های اطلاعاتی در آمریکا، شبکه القاعده توانایی خوبی در تطبیق خود با شرایط حاکم دارد.

به عنوان مثال، به نوشته خبرگزاری آسوشیتدپرس، عوامل عملیاتی القاعده طی سالهای گذشته و در جریان آنچه "مبارزه با تروریسم" معروف شده است، با توجه به تسلط آمریکایی ها در شنود مکالمات تلفنی و ارتباطات اینترنتی، توانستند که با پیدا کردن راههای جایگزین برای برقراری ارتباط، از دسترس شنود آمریکایی ها دور بمانند. شبکه القاعده همچنین با استفاده از تکنولوژی های نوین در حوزه اینترنت، توانست ارتباطات خود را به گونه ای به رمز انجام دهد که بخش های کشف رمز در سیستم اطلاعاتی آمریکا با دردسرهای جدی مواجه شدند.

این در حالی است که آمریکایی ها طی سالهای پس از روی کار آمدن باراک اوباما در کاخ سفید، رویکرد مبارزه سخت افزاری با شبکه القاعده را روی ضربات تاکتیکی، بویژه در پاکستان، متمرکز کردند. در این مدت، تعدادی از فرماندهان و عناصر کلیدی القاعده در حملات هواپیماهای بدون خلبان آمریکایی کشته شده اند اما آمریکایی ها هیچ گاه در موقعیتی نبوده اند که بتوانند از یک پیروزی استراتژیک بر القاعده سخن بگویند. این تمرکز حملات روی مناطق قبایلی از یک نظر می توانسته به زمین گیر شدن رهبر القاعده در یک نقطه منجر شده باشد.

با تمام اینها، از تلاش القاعده برای انجام حملات چشمگیر بویژه در آمریکا در طی سالهای گذشته کاسته نشد. درست است که حملاتی نظیر حمله به ناو آمریکایی یو اس اس کول در آبهای یمن تکرار نشد، اما از موارد تلاش برای انجام حملاتی که در اصطلاح اطلاعاتی به نام "حمله چشمگیر و خارق العاده" معروفند، چیزی کم نشد.

این عدم کاهش از روی موارد اطلاع رسانی پلیس و سرویس های اطلاعاتی در آمریکا و کشورهای اروپایی به وضوح قابل مشاهده است. ترافیک خبری مربوط به اقدامات القاعده همچنان ترافیک نسبتا سنگینی بود. از بازداشت سه مراکشی در آلمان تا ماجرای لباس زیر منفجره و یا محفظه های جوهر پرینتر که به شکل پیچیده ای پر از مواد منفجره بسیار قوی شده و جاسازی های ماهرانه آنها را از دید چشم های جستجوگر ماشینی و انسانی پنهان نگاه داشته بود.

ناظران با در نظر گرفتن همین توانایی القاعده در تطبیق با شرایط، به این شبکه در یافتن راههای جدید برای نفوذ در تور امنیتی کشورهای غربی و بویژه آمریکا نمره بالایی می دهند و برای نمونه به موفقیت یک مهاجم انتحاری اشاره می کنند که چندی پیش از تور امنیتی که میلیاردها دلار برای افزایش امنیت فرودگاهها هزینه شده است باز هم توانست مواد منفجره جاسازی شده در لباس زیر را وارد هواپیما کرده و تا یک قدمی منفجر کردن یک هواپیمای مسافربری بر فراز آمریکا پیش رفت.

چشم انداز حیات و مرگ القاعده

Image caption مرگ او در ابیت آباد پاکستان، برای آمریکایی ها و کشورهای مبارزه کننده با فعالیت های شبکه القاعده یک پیروزی تبلیغاتی عظیم و برای خود شبکه القاعده یک ضربه بزرگ و دردناک است

تصور اینکه شبکه القاعده با مرگ اسامه بن لادن از بین خواهد رفت، تصوری کودکانه بنظر می رسد. این شبکه اکنون با آنچه در سالهای موسوم به جهاد علیه هجوم شوروی سابق به افغانستان ریشه انداخته و رشد کرد، متفاوت است. شبکه ای که پس از شکست شوروی سابق در افغانستان به اصطلاح لوله تفنگ خود را به سوی آمریکا به عنوان دشمن اصلی جهان اسلام نشانه گرفت، در دوران اشغال افغانستان به روش های مختلف، همانند دیگر گروههای جهادی آن زمان، از کمک های آمریکایی ها بهره مند شده بود. رشد سریع القاعده در سالهایی اتفاق افتاد که بیل کلینتون رییس جمهوری وقت آمریکا از آن با عنوان "غفلت" یاد کرد، چرا که آمریکا و جامعه بین المللی افغانستان پس از خروج شوروی سابق را به حال خود گذاشته بود.

در مقایسه با سالهای پس از خروج شوروی و مقایسه با دوران حاکمیت طالبان در کابل، فضای باز عملیاتی و آموزشی القاعده در افغانستان به حداقل ممکن رسیده است. از همین روست که این شبکه عمده حضور خود را در مناطق قبایلی نشین نزدیک به مرز در خاک پاکستان متمرکز کرده است.

این شبکه علاوه بر پاکستان، در چند کشور دیگر هم نفوذ و احتمالا حضوری قوی دارد. این کشورهای عبارتند از یمن، سومالی، عراق و الجزایر. نقاط دیگری مانند برخی جمهوری های شوروی سابق هم شاهد تحرک برخی عوامل القاعده بوده اند اما این افراد بیشتر سعی کرده اند که نام و شهرت القاعده ای خودشان را صرف مناقشات منطقه ای کنند که در مجموع توان خاصی برای شبکه القاعده ایجاد نمی کنند. در حالت کلی، هواداران و کمک کنندگان مالی به القاعده همچنان در میان کشورهای عمدتا عربی بچشم می خورند. استمرار حیات القاعده تا حدود زیادی به خاطر تداوم جریان کمک های مالی هوادارانش در کشورهای عربی بوده است.

در حال حاضر، مهم ترین و فعالترین بخش شبکه القاعده که نگاه سرویس های امنیتی غربی را به خود معطوف کرده، نه شاخه پاکستانی القاعده، بلکه شاخه فعال در یمن است. همین شاخه مسئول سازماندهی و اجرای عملیات نافرجام انفجار انتحاری یک هواپیمای مسافربری بر فراز آمریکا و عملیات نافرجام انفجار از طریق مواد انفجاری قاچاق شده به درون دو هواپیمای باربری به مقصد آمریکا بود.

حق نشر عکس AFP
Image caption شبکه با آنچه در سالهای موسوم به جهاد علیه هجوم شوروی سابق به افغانستان ریشه انداخته و رشد کرد، متفاوت است

شبکه القاعده در عراق، تا اندازه زیادی قدرت مانور خود را از دست داده است. در زمان حیات ابومصعب الزرقاوی، شبکه القاعده در عراق مهم ترین و قویترین بازوی القاعده محسوب می شد. اما اشتباهات استراتژیک ابومصعب الزرقاوی در متمرکز کردن عمده توان عملیاتی در حمله به شیعیان و غیر نظامیان باعث شد تا در نهایت عراقی های عمدتا اهل سنت به این شبکه پشت کنند.

در جستجوی پاسخ برای اثرگذاری مرگ بن لادن بر القاعده، می توان مقایسه ای بین مرگ ابومصعب الزرقاوی و شخص بن لادن برقرار کرد. آقای زرقاوی تا لحظه آخر عمرش و قبل از کشته شدن در عملیات نیروهای آمریکایی و عراقی، رهبر تمام عیار شبکه خود بود. به همین خاطر بود که پس از مرگ او، جانشینانش نتوانستند مانند او به کارزار ادامه دهند. این وضع در مورد بن لادن صادق نیست چون به اذعان اکثر کارشناسان اطلاعاتی و ضد تروریسم، بن لادن سالها بود که فرمان هدایت القاعده را واگذار کرده بو و خود در نقش رهبر معنوی به تولید نوار پیام های ویدیویی و صوتی مشغول شده بود. از این رو بعید است که تحول خاصی در فعالیت شبکه القاعده اتفاق بیفتد.

اما مرگ اسامه بن لادن می تواند در کوتاه مدت، باعث حملات تلافی جویانه توسط عوامل و هواداران بن لادن در نقاط مختلف دنیا باشد تا استمرار حضور خود در صحنه را به رخ آمریکایی ها بکشند. در هر دو صورت، تحول خیلی خاصی در معادلات موجود ایجاد نشده است. از طرفی باید دید، موج انقلاب های عربی و اعتراضاتی که خاورمیانه را بشدت تحت تاثیر خود قرار داده چگونه بر عملکرد و میدان فعالیت القاعده تاثیر خواهد گذاشت.

بطور خلاصه، سازمان های مسلح بزرگ مانند القاعده، ارتش جمهوری خواه ایرلند (به معنای سابق سازمانی و مسلح آن)، حزب الله لبنان یا حماس در نوار غزه با از بین رفتن رهبرانشان از پا در نیامده و با جانشین شدن چهره های جدید کارها ادامه می یابد. از این جهت، برد استراتژیک خاصی در نتیجه حذف اسامه بن لادن از صدر فهرست افراد تحت تعقیب آمریکا نصیب سرویس های اطلاعاتی آمریکا و غرب نمی شود، عمده این پیروزی نصیب سیاستمدارانی چون باراک اوباما خواهد شد که از مرگ بن لادن برای اثبات توانایی رهبری و جلب نظر مردم در انتخابات استفاده کنند. با همه اینها، حسی که آمریکایی ها با حذف بن لادن پیدا کرده اند را نباید دست کم گرفت. این احساس که بالاخره بن لادن به چنگ ما افتاد، می تواند زمینه استمرار حمایت برای سیاست هایی باشد که افکار عمومی رفته رفته داشت از آنها خسته می شد.

مطالب مرتبط