افغانستان و پاکستان؛ سایه بدگمانی بر دو همسایه

افغانستان و پاکستان به عنوان دو کشور همسایه، مدت زمانی طولانی است که روابط متزلزل، نا استوار و سر شار از بد گمانی نسبت به همدیگر را تجربه می کنند.

در خلال نیم قرنی که از تاسیس پاکستان می گذرد، دو کشور انبوهی از اختلاف نظرها و ادعاهایی متفاوت و مختلف را با خود حمل کرده اند.

رقابت پاکستان با هند بر سر نفوذ در افغانستان، مساله کشمیر و چشم انداز آینده پاکستان در آسیای میانه، مناسبات دو کشور همسایه را نه تنها با دشواری و پیچیدگی، که با بی اعتمادی شدید نیز همراه کرده است.

احتمالا نخستین بار در دهه پنجاه میلادی بود که ناسیونالیسم خام و ساده انگارانه افغانی با طرح مساله پشتونستان و ادعای ارضی علیه پاکستان، بد گمانی و خصومت همسایه را تحریک کرد.

ابعاد گسترده استراتژی پاکستان

اما اکنون اهداف استراتژیک پاکستان ابعاد گسترده یافته است بگونه ای که حتی اگر جانب افغانی از هر نوع ادعا در خصوص خط مرزی دیورند صرف نظر کند، بر استراتژی منطقه ای پاکستان تأثیری نخواهد داشت.

در گیر کردن دایمی هند به مساله کشمیر و جلو گیری از نفوذ این کشور در آسیای میانه و دیگر نقاط جهان اسلام، استراتژی اصلی منطقه ای پاکستان را تشکیل می دهد.

دراین راستا، اسلام آباد همزمان با اینکه، به یاری بنیاد گرایی، به مقابله با هند برخاسته است، حمایت های گسترده اقتصادی و نظامی غرب به خصوص ایالات متحده آمریکا را به عنوان لنگر ثبات در منطقه و جدال با بنیاد گرایی به دست آورده است.

تنها در ده سال گذشته پاکستان ۲۰ میلیارد دلار از ایالات متحده آمریکا در یافت کرده است.

به علاوه، این کشور با این سیاست توانسته است کانون های نا امنی احتمالی را نیز تا حدی زیادی به بیرون مرزهای خود (کشمیر و افغانستان) منتقل کند.

موازنه منفی که در کشمیر ایجاد شده است، بیش ازهمه به سود نظامیان در پاکستان است و احتمال نمی رود که شاهد ابتکار عمل جدی از هردو سوی در این زمینه باشیم؛ اما به تدریج که هند ثبات داخلی و اعتبار بین المللی بیشتری به دست می آورد، کار پاکستان در کشمیر دشوار تر می شود.

استراتژی پاکستان در مورد افغانستان اما، صرف به یک موازنه منفی که افغانستان را به یک محل نزاع دایمی و میدان جدل های استراتژیک منطقه ای و بین المللی مبدل کند، خلاصه نمی شود.

پاکستان برای ایجاد پایگاه استوار و مطمئن در آسیای میانه، افغانستان ِ دارای روابط چند جانبه را به زیان خود می داند.

به همین دلیل درسه دهه اخیر، اسلام آباد به شدت تلاش کرده است که از یک طرف گروه هایی مخالف سیاست پاکستان را حذف و به حاشیه براند و از طرف دیگر، با سرمایه گذاری های گسترده، کوشیده است که آرایش نیروهای سیاسی در داخل افغانستان را همواره به سود خود هدایت کند.

نزدیکی با جناح خاص درحکومت

اخیرا برخی محافل سیاسی به خصوص در دولت افغانستان از بهبود مناسبات با پاکستان با خوش بینی یاد کرده اند، ازجمله محمد عمر داودزی، سفیر جدید افغانستان در پاکستان گفته است که "دو کشور در حال عبور از مرحله خصومت و سوء تفاهم است."

واقعیت اما این است که بهبود مناسبات با پاکستان را باید در پس زمینه استراتژی یاد شده پاکستان مورد بررسی قرار داد.

از این منظر بهبود مناسبات دو کشور بیشتر به معنای تحمیل دیدگاهای پاکستان بر بخشی از حکومت افغانستان است.

درده سال گذشته دولت حامد کرزی هیچگاه به دلیل آنچه که از نظر پاکستان، نفوذ اتحاد شمال در این حکومت خوانده می شود، مورد رضایت پاکستان نبوده است، و حضور برخی گروه هایی که هنوز رویای "پشتونستان بزرگ" را در سر می پرورانند، در حکومت حامد کرزی، سوء ظن پاکستان را تشدید نیز کرده است.

اگر اظهارات برخی مقام های دو کشور را فراتر از تعارف های دیپلماتیک تلقی کنیم، این به آن معنی است که بخش های عمده از دولت به خصوص حلقه های نزدیک به رئیس جمهور کرزی در راستای استراتژی بلندمدت پاکستان وارد همکاری و ایتلاف با این کشور شده اند که این بی تردید آغاز نوع شقاق در سیاست داخلی افغانستان به شمار می رود.

اخیرا ادبیات سیاسی سه گروه قومی عمدتا پشتون یعنی حزب اسلامی به رهبری حکمتیار، طالبان و جناح نزدیک رئیس جمهور کرزی در دولت افغانستان، به شدت باهم نزدیک شده است.

حق نشر عکس AFP
Image caption مقامات ارشد ائتلاف سابق شمال، کشته شدن برخی از فرماندهان ارشد خود را به دلیل مقابله دربرابر پاکستان ارزیابی می کنند که ممکن است با همدلی حلقاتی دردرون حکومت افغانسان انجام شده باشد

رئیس جمهور کرزی اخیرا واکنش تند و بی سابقه ای در برابر تلفات غیر نظامیان توسط نیروهای ناتو ابراز کرد و خواهان قطع عملیات شبانه این نیروها علیه گروهای شورشی طالبان شد.

محافل داخلی افغانستان این سخنان رئیس جمهور را جدی نگرفتند، اما اغلب آن را نشانه نوعی چرخش به سوی طالبان و پاکستان تلقی کردند.

برای اولین بار است که به​دنبال قتل دو فرمانده ارشد امنیتی در شمال و رئیس شورای ولایتی دربامیان، انگشت ها تنها به طرف طالبان نشانه نمی روند و حلقه هایی را در درون حکومت افغانستان نیز دخیل می دانند.

مقام های ارشد ائتلاف شمال پیشین، قتل های اخیر را انتقام پاکستان از این جریان به دلیل مقابله در برابر طالبان ارزیابی می کنند که به باور آنها احتمالا با همدلی و همراهی حلقه هایی از درون حکومت افغانستان انجام شده است.

به این ترتیب نزدیکی با پاکستان نمی تواند بدون تغییر آرایش نیروهای سیاسی در درون افغانستان صورت بگیرد.

اگر اظهارت اخیر سفیر افغانستان در اسلام آباد درست باشد که بهبود واقعی در مناسبات دو کشور در حال وقوع است، این اتفاق بیشتر در جناح خاص در درون حکومت است که خود به معنای تجزیه و شقاق سیاسی در درون حکومت و فعال شدن شکاف های قومی و بروز شکل تازه از بحران در افغانستان خواهد بود.

دولت رئیس جمهور کرزی از آنجایی که ترکیبی از جریان های مختلف است، در برخورد با پاکستان فاقد یک اجماع درونی است و سیاست های نزدیکی با پاکستان اغلب دور از چشم جریان های داخلی از جمله هردو معاون رئیس جمهور پیش برده شده است.

رابطه یک جانبه

Image caption تعداد مسافرت هايي مقامات ارشد دو کشور به کابل و اسلام آباد، به خصوص در يک سال اخير، افزايش داشته است، اما هيچگونه نشاني از تغيير استراتژي که بهبود واقعي مناسبات دو کشور تنها درآن صورت قابل تصور است، ديده نمي شود.

واقعیت این است که در روابط افغانستان و پاکستان هیچگونه توازن قوا وجود ندارد و به خصوص دست جانب افغانی از هر گونه ابزار فشار دیپلماتیک تهی است.

بدون فشار های جدی، پاکستان از استراتژی خود دایر بر سر کار آوردن یک حکومت مطمئن و صد در صد حافظ منافع پاکستان در افغانستان، صرف نظر نخواهد کرد.

نباید از یاد برد که پرویز مشرف حاکم نظامی سابق پاکستان بازگشایی قونسولگری های هند در قندهار و جلال آباد را، دور زدن پاکستان خوانده و در این خصوص به رئیس جمهور کرزی اعتراض کرده بود.

موانع بهبود روابط پاکستان و افغانستان در واقع بیشتر ازآن است که در ظاهر به چشم می آید.

تعداد مسافرت هایی مقامات ارشد دو کشور به کابل و اسلام​آباد، به خصوص در یک سال اخیر، افزایش داشته است، اما هیچ​ نشانی از تغییر استراتژی، که بهبود واقعی مناسبات دو کشور تنها درآن صورت قابل تصور است، دیده نمی شود.

از دید بسیاری از جریان های سیاسی افغانستان، پاکستان هنوز به افغانستان به عنوان یک پشت جبهه و عمق استراتژیک نگاه می کند، تا یک کشور همسایه که باید با آن روابط دو جانبه و احترام متقابل داشت.

افزایش قربانیان تروریسم در داخل افغانستان و بیشتر شدن احتمال رابطه حکومت پاکستان با سران القاعده (بخصوص پس از کشته شدن اسامه بن لادن در ابیت آباد) و حمایت از گروه طالبان ( شاخه افغانی القاعده) از لحاظ افکار عمومی و جریان های سیاسی داخلی، روابط دو کشور را در بد ترین وضعیت قرار داده است.

بنابر این، به نظر می رسد که افغانستان تا داشتن روابط متقابل با پاکستان، هنوز راه درازی در پیش دارد.

مطالب مرتبط