پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

گفت‌وگو با دبیر کمیته بین المللی شورای صلح افغانستان

کمتر روزی در افغانستان می‌گذرد که مخالفان مسلح ِ دولت یا نیروهای وابسته به طالبان، با انفجار یا حمله در نقطه‌ای از این کشور قربانی نگیرند. با این حال دولت افغانستان، کماکان مصرانه به دنبال صلح و گفتگو با طالبان و ورود آنها به پروسه سیاسی در این کشور است.

قرار است تا سه روز دیگر کمیته ای درسازمان ملل متحد تصمیم خود را درباره لغو تحریم ۱۸ نفر از اعضای طالبان بگیرد. دولت افغانستان که خواستار لغو این تحریم‌ها شده می‌گوید این کار برای پیشبرد مذاکرات صلح و اعتماد سازی لازم است. به همین مناسبت مهرنوش پورضیایی خبرنگار بی بی سی در واشنگتن، با «فاروق وردک، دبیر کمیته بین المللی شورای صلح افغانستان»، گفتگو کرده و پرسش‌هایی را درخصوص مذاکرات صلح و انتقادات از این گفتگوها با او درمیان گذاشته است. متن کامل مصاحبه را در زیر می خوانید:

چرا با وجود گذشت زمان زیادی از آغاز طرح مذاکره نتیجه محسوسی در کاهش خشونت‌ها در افغانستان دیده نمی‌شود؟

ما تماس هایی را با مخالفین خود داشته ایم. مخالفین ما به تعداد کثیری مراجعه کرده اند و خواهان مذاکره شدند. ما هم خواهان مذاکره شدیم. ابتکار از طرف ما بوده اما آنها به آواز ما لبیک گفته اند. چنین نیست که شما می فرمایید که تاثیر این گفت‌و‌گوها محسوس نیست. تاثیر گفت‌و‌گوهایی که ما با طالبان و مخالفان آغاز کرده ایم خودمان می فهمیم که چقدر بوده چون در عمق مسائل هستیم.

شما اشاره می کنید که عده ای ازمخالفان باشما تماس گرفته اند. اما این عده رهبران اصلی و عاملان اصلی جنگ نیستند، آیا این مذاکرات نتیجه بخش خواهد بود؟

طالبان امروز با طالبان دهه ۹۰ متفاوت است. در دهه ۹۰ ما نمی دانستیم طالب افغان کیست و طالب خارجی کدام است. امروز این تفکیک صورت گرفته و صحبت ما با طالب افغانی است. طالب دهه ۹۰ تشکیلات و "هایرآرکی" داشت امروز افراد و اشخاص و گروه هایی هستند که لزوما تحت یک چتر نیستند اما در صف مخالفین نظام ما قرار دارند. اینها به ما مراجعه کرده اند. اینکه دیگران باخبر می شوند یا نه و با هم تفاهم دارند یا نه... به این معنی نیست که مذاکرات ما چون با شخص اول طالبان نیست نتیجه نمی دهد. نتیجه داده و دارد می‌دهد.

فکر می کنید چه وقت می شود نتیجه این مذاکرات را عملا دید؟

من امیدوارم که ملت عزیز ما و همکاران ما در جامعه جهانی در آخر سال جاری شاهد تغییرات مثبتی برای آوردن صلح دوام دار در وطن عزیز ما باشند.

آقای کرزی از منتقدان جدی عملکرد نیروهای خارجی در افغانستان است به دلیل تلفات غیرنظامی ها. در حالیکه طبق آمار حدود هفتاد درصد از تلفات غیرنظامی ها در افغانستان به دست نیروهای طالبان هست و چیزی حدود هفت درصدش به دست نیروهای خارجی است. با توجه به این وضعیت، آیا آقای کرزی نباید بیشتر منتقد طالبان باشد تا پیش برنده تئوری مذاکره با آنها؟

تا جایی که به یاد من می آید هر فرد افغانی که شهید شده از طرف مخالفان مسلح نظام جمهوری اسلامی افغانستان ، رییس جمهوری افغانستان به عنوان نماینده منتخب ملت افغانستان آن را تقبیح کرده و با شهدا و قربانیان غم شریکی کرده و با فامیل هایشان هم دردی کرده و مساعدت کرده.

این همدردی که شما بهش اشاره می کنید فکر می کنید واقعا با مذاکره با گروهی از مخالفان مسلح که عامل قتل این غیرنظامی ها هستند هماهنگی دارد ؟

جنگ ما بر علیه تروریسم کار خود را می کند و مذاکره ما با مخالفینمان کار خود را می کند. ابعاد مختلف این ابتکار است و بالاخره باید در وطن ما امن (امنیت ) برقرار شود. همانطور که شما می بینید همین الان جنگ ادامه دارد ولی صحبت هم ادامه دارد. اگر کسی بخواهد از طریق صحبت (مذاکره) به وطن خود بیاید چرا که نه؟ آغوش وطن ما و رهبری ما به رویشان باز است. خدا برایشان خوش بیاورد. اما اگر کسی ترجیح بدهد که جنگ بکند ما ناگزیر هستیم از وطن خود دفاع کنیم.

وضعیت امنیت در افغانستان چندان تعریفی ندارد. دیدیم طالبان در حملات اخیرش تا پشت در وزارت دفاع افغانستان هم رسیده. چقدر دولت افغانستان را برای به دست گرفتن حفظ امنیت این کشور را آماده می دانید؟

اگر ما درباره یک عمل انتحاری در جایی صحبت می کنیم نباید بپنداریم که طالب یا مخالف به دیوار وزارت دفاع رسیده. چنین نیست. شش ماه پیش که والی پنجاب پاکستان در اسلام آباد کشته شد مفهومش این نبود که مخالف رسیده به پنجاب. اعمال تروریستی در هر جا می تواند صورت بگیرد. در افغانستان هم صورت می گیرد

اما نشانه یک مشکل امنیتی جدیست؟

بدون شک یک مشکل است اما قطعا این را نباید به این مفهوم بپنداریم که نظام به اندازه ای ضعیف است که مخالف آمده به شهر کابل و به دیوار وزارت دفاع ما. نه خیر . این را باید بسیار با صراحت و وضاحت بگویم. ملت افغانستان، دولت افغانستان، صاحب افغانستان است . بالاخره این مسئولیت را ما باید به دوش بگیریم. این بسیار واضح است . نمی شود تا آخر دیگران ازما دفاع کنند. ما باید از خود دفاع کنیم. ما باید مسئولیت خود را به دوش بگیریم. و بالاخره اگر در دفاع از حریم ملی ما خون کسی ریخته می شود باید خون ما باشد نه خون دیگران.

در این شهر (واشنگتن) بسیاری موافق خروج هر چه زودتر نیروهای آمریکایی از افغانستان هستند. آیا حاضرید این پیام و آمادگی رو به همین افراد - فرضا در کنگره آمریکا- برسانید؟

دو چیز متفاوت هست. اول برآمدن بسیار زود و سریع و غیر پلان شده (بدون برنامه ریزی)، دوم مسئولیت ما، که مسئولیت دفاع از حریم خود را به دوش بگیریم. این دو چیز کاملا جداست. ما مکلفیت (تکلیف ) داریم. مکلفیت ملی و وطنی و قانونی داریم که از خاک خود دفاع کنیم. خارجی ها با ما همکار هستند. اما این همکاری به شکل فوری نباید قطع شود. اگر بشود نتایج بدی خواهد داشت. من به کنگره و تمام کسانی که در اینجا ملاقات کردم یا خواهم کرد، به تصمیم گیرنده ها خواهم گفت که حضور جامعه جهانی باید تابع مقتضیات و تقاضاهای وقت باشد. ده سال قبل ما نهاد نداشتیم. به افراد تعلیم یافته ضرورت بود. امروز ما از خود نهادها و افراد تعلیم یافته داریم اما این هرگز به این مفهوم نیست که اسامه بن لادن کشته شد پس تهدیدی که برای رفعش جهان با افغانستان متحد شد - آن تهدید از بین نرفته. اعراض و علائم (آن) تهدید از بین رفته. یکی از اعراض و علائم تهدید از بین رفته؛ منبع تهدید از بین نرفته.

دولت افغانستان معتقد است که منبع ترور درپاکستان قرار دارد. اگر اینطور باشد چه دلیلی دارد که نیروهای خارجی در افغانستان به جنگ ادامه بدهند؟

در افغانستان لانه تروریسم جهانی به وجود آمده بود. در نتیجه همکاری مشترک ما با جامعه جهانی، آن تهدید از خاک و سرحدات افغانستان رانده شد و رفت به جای دیگر پناه گرفت. اما آهسته آهسته دوباره شروع به روان کردن اعراض و علائمش به سوی خاک ما کرد. چیزی که رییس جمهور ما ، ملت ما و من می گویم این است که توجه همکاران ما در جامعه جهانی تنها مبذول به اعراض و علائم تروریسم نشود بلکه منابع تنویل و تجهیز تروریسم باید به طور جدی از بین برود.