فصلنامه نبراس، تلاشی درجهت علمی اندیشیدن

فصلنامه نبراس حق نشر عکس nebras
Image caption با توجه به محتوای مقالات و شیوه پرداخت به موضوعات در نبراس، بدون تردید، این فصلنامه را می توان از نشریه های پیشتاز علمی در این راستا برشمرد.

اخیرا شماره های سوم و چهارم فصلنامه علمی، پژوهشی نبراس در یک جلد از چاپ بیرون شده است.

این فصلنامه برای نخستین بار در زمستان ۱۳۸۸ از سوی موسسه مطالعات و تحقیقات نبراس درکابل منتشر شد.

هدف از نشر نبراس تلاش برای "ترویج فرهنگ نقد و نظرهای علمی و پژوهشی" عنوان شده و اینکه "با اسلوب های علمی به طرح مباحث و تحلیل مسائل بپردازد."

چنین تلاشی تا حد زیادی در درونمایه این فصلنامه تازه بنیاد بازتاب یافته است.

واقعیت این است که افغانستان درحال حاضر در زمینه چاپ نشریه ها، از نگاه کمیت و عناوین تازه، بی نیاز به نظر می رسد.

نزدیک به ۳۰۰ روزنامه، هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه و سالنامه در این کشور، به خصوص در کابل منتشر می شود و این اتفاقی بی سابقه است.

با این حال، محتوا، سبک، قالب، صحافت و مهم تر از همه عدم تداوم انتشار این نشریه ها بطور منظم و دوره ای، به خصوص آن عده که علمی و پژوهشی نامیده می شوند، مکررا از سوی علاقمندان و اهل تخصص مورد انتقاد قرار داشته است.

از همین رو، نبود نشریه های علمی تخصصی سالهاست که در جامعه فرهنگی و علمی افغانستان احساس می شود.

در این میان اما برخی از نشریه های انگشت شمار در تلاش اند تا چنین نیازی را برآورده سازند.

با توجه به محتوای مقالات و شیوه پرداخت به موضوعات در نبراس، بدون تردید، این فصلنامه را می توان از نشریه های پیشتاز علمی در این راستا برشمرد.

ساختار فصلنامه

در کنار سرمقاله یا حرف اول سردبیر، نبراس متشکل از سه بخش است: مقالات، گزارشها و معرفی کتاب.

بخش اصلی آن البته همان مقالات است که قسمت اعظم این فصلنامه قطور ۲۵۰ صفحه ای را به خود اختصاص داده است.

در بخش گزارشها، خواننده با گزارش های مفصل از برخی رویدادهای مهم علمی و فرهنگی در افغانستان و جهان و از زندگی و آثار دانشمندان و اندیشمندانی که با جهان وداع گفته اند، مطلع می شود.

در معرفی کتاب ها نیز تلاش شده تا ضمن رعایت معیارهای علمی در معرفی یک کتاب، مطالب کتاب هایی مانند خسوف خرد اثر ماکس هورک هابمر و در آمدی بر فلسفه و ادبیات اثر اولی مارتین اسکیلاس، به زبان ساده برای یک خواننده غیرمتخصص توضیح داده شود.

درونمایه نبراس

تنوع موضوعات مقاله های نبراس و تازه بودن مطالب برخی از آن ها برای جامعه فرهنگی افغانستان، از ویژگی های این فصلنامه است.

در کنار نقد ادبی، اندیشه سیاسی و حقوق بشر، مقاله های این فصلنامه شامل موضوعات فلسفی، بخصوص فلسفه اسلامی و مدرن و فلسفه های مضاف، مانند فلسفه دین، فلسفه علم، فلسفه عقل و فلسفه اخلاق نیز می شود.

"اندیشه پست مدرن و ادعای بحران روایت های بزرگ"، "عقل و معرفت درسنت بلخیان"، "نقد اخلاقی و حقیقت پراگماتیسم"، و " به سوی حقوق جزای انسانی" از مطالب تخصصی است که در شماره های سوم و چهارم نبراس منتشر شده اند.

نکته مهم این است که مقاله های نبراستوسط پژوهشگرانی نوشته شده که در رشته خود تخصص دانشگاهی دارند، که این می تواند امتیازی برای این فصلنامه به شمار آید.

ترجمه برخی مقالات تأثیر گذار علمی از دیگر زبان ها به فارسی، مانند "عناصر یک نظریه در باب حقوق بشر" نوشته آمارتیا سن، فیلسوف و نظریه پرداز پرآوازه هندی تبار آمریکایی، از دیگر ویژگی های نبراساست.

اگرچه برخی از این ترجمه ها از سلاست لازم برخوردار نیستند، اما پی ریزی چنین سنتی درجامعه فرهنگی و علمی افغانستان، در جای خود کار ستودنی است.

برخلاف بسیاری از "ترجمه ها" در افغانستان که بیشتر توسط افراد غیرمتخصص انجام می گیرد، مقالات علمی که در نبراس به چاپ رسیده اند، توسط پژوهشگران متخصص به فارسی برگردانده شده اند.

تداوم چنین سنتی از یکسو می تواند در بهبود ترجمه هایی که از کارهای علمی در افغانستان انجام می گیرد، کمک کند و از سوی دیگر در فراهم کردن زمینه آشنایی اهل فرهنگ و دانش در افغانستان با دغدغه های فکری و جریان های فرهنگی در غرب و دیگر کشورهای جهان، نیز می تواند کمک کننده باشد.

مدرن گرایی و آینده نگری

با این حال، پرداختن به موضوعات و نظریه های نسبتا معاصر علمی که برای بسیاری ها در افغانستان تازگی دارد، شاید مهم ترین ویژگی نبراسباشد.

آینده شناسی و دوجهانی شدن ها و آینده هویت های همزمان، از جمله همین موضوعات نسبتا تازه است که درمقاله های جداگانه به آنها پرداخته شده است.

دکتر علی اصغر داودی در پژوهشی در مورد آینده شناسی در حوزه علوم اجتماعی تلاش کرده است تا اهمیت مطالعات مربوط به آینده، امکان پذیری آینده شناسی و عمده ترین روش های رایج آینده شناسی، مانند روش تعمیم یا برون یابی، تکنیک دلفی، روش سناریوهای جایگزین وشبیه سازی را بیان کند.

سید حسین اشراق در مقاله ای با تکیه بر برخی از این روش های آینده شناسی، به بررسی چالش های برقراری صلح در افغانستان پرداخته است.

در همین چارچوب، دکتر سعید رضا عاملی، ظهور جهان جدید، یعنی جهان مجازی فرازمان و بی مکان و رقابت آن با جهان واقعی یاعینی را پژوهیده است و این که کشمکش میان این دو عالم، چه تأثیری بر آینده جهان خواهد داشت و مهم تر از همه در چنین فضایی، فرد و جامعه در آینده چه نوع هویتی خواهند داشت؟

چند ملاحظه

برغم مزیت های فراوان نبراس، چند عیب را نیز می توان در این فصلنامه ملاحظه کرد.

معمولا بیشتر فصلنامه ها و نشریه های علمی درجهان هر شماره خود را به یک موضوع اصلی اختصاص می دهند و بیشتر مقالات فصلنامه نیز پیرامون همان موضوع اصلی می چرخند.

اما چهار شماره نبراس که تا کنون از چاپ بیرون شده اند، هیچ یک محور اصلی ندارد.

جدا از این که در این فصلنامه روش واحدی در مآخذ نویسی ونوشتن پاورقی ها -چه توضیحی یا ارجاعی-دنبال نشده است، ساختار مقاله ها نیز یکسان نیست.

در برخی مقاله ها، معاییر علمی مقاله نویسی، مانند ارائه چکیده، مقدمه نویسی و طرح مسأله پیش از ورود به متن اصلی مقاله و سرانجام نتیجه گیری، به خوبی رعایت شده است، اما شمار دیگر فاقد چنین ساختاری هستند.

در بیشتر نشریه های معتبر علمی سنت این بوده است که سردبیر در آغاز به اهمیت موضوعات و مسائل مطرح شده در مقالات نشریه، و این که چرا انتخاب شده اند پرداخته، و فشرده ای از آنها را نیز ارائه می کند تا خواننده تصوری کلی از مطالب بدست آورد.

در نبراس اثری از این سنت دیده نمی شود.

همچنین برغم چاپ و صحافت نسبتا مرغوب، این فصلنامه از یک سلسله اشتباهات املایی و چاپی، مانند: (خطاءبه) به جای (خطابه) و (شرائط) به جای (شرایط)، (فرهگ) به جای (فرهنگ) رنج می برد، اشتباهاتی که در چندین مورد تکرار شده اند.

در زمینه صفحه آرایی نیز سهل انگاری به چشم می خورد، به گونه ای که مثلا صفحات ۸۱ تا ۸۸ هریک دوبار تکرار شده اند.

به هرحال، این ملاحظات به هیچ وجه از ارزش علمی این فصلنامه و گام مهمی که دست اندرکاران آن برداشته اند نمی کاهد.