ادامه وابستگی یا آغاز درانداختن طرحی نو

حق نشر عکس MoD

نگاهی هرچند گذرا به عناوین اخبار و مطبوعات در مورد افغانستان نگران کننده است. در کنار خبر کشته شدن احمد ولی کرزی، برادر رئیس جمهوری افغانستان، به این خبرها نیز بر می‌خوریم:

"شش ماه گذشته مرگ بار ترین دوره برای غیر نظامیان افغانستان بوده است."، "رئیس شورای علمای قندهار در یک حمله انتحاری کشتنه شد."، "۳۵ نفر در غرب افغانستان ربوده شدند."، "پنج سرباز فرانسوی در شمال شرق افغانستان کشته شدند."

کشته شدن سربازان فرانسوی یک روز پس از سفر نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، اتفاق افتاد. روز ۲۱ سرطان/تیر ساکوزی با سربازان کشورش دیدار داشته و پایان سال ۲۰۱۲ را تاریخ خروج نیروهای خود از افغانستان اعلام نمود.

گروه طالبان مسئولیت تمام این حملات را به عهده گرفته است.

بنابراین از یک سو بر میزان حملات طالبان علیه نیروهای افغان و ائتلاف افزوده شده است، و از یک سو، شماری از کشورهای غربی حاضر در افغانستان از تاریخ خروج نیروهای خود سخن می‌رانند.

پرسشی که مطرح می شود این است که در شرایط افزایش حملات طالبان در جهت تلاش برای نشان دادن ناتوانی نیروهای افغان و ائتلاف در تامین امنیت، حتی برای شخصیت‌های تراز اول افغان، بحث سپردن هرچه بیشتر مناطق به ارتش ملی تا چه حد با توان واقعی این ارتش همخوانی دارد؟

کانادا ماموریت نیروهای خود در افغانستان را از نبرد به آموزش تغییر داده و عده‌ای از این نیروها را در آینده بسیار نزدیک از این کشور خارج می‌کند. این پایان حضور کانادا در جنگی است که نزدیک به یک دهه مخالفان و موافقان آن را در برابر هم قرار داد.

اوائل ماه ژوئیه ۲۰۱۱ بود که نخست وزیر بریتانیا از خروج رودهنگام نیروهای نظامی خود از فغانستان سخن به میان آورد. گرچه این سخن هشدار فرماندهان نظامی بریتانیایی را برانگیخت ولی در جهت سخنان باراک اوباما، آقای کرزی رئیس جمهوری افغانستان، و تصمیم اعلان شده سارکوزی بود.

دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، که در مجلس عوام این کشور سخن می‌گفت اعلام کرد که قصد دارد ظرف امسال و سال آینده نزدیک به هزار نفر از ۹۰۰۰ سرباز حاضر در افغاسنتان را به کشور باز گرداند. تلاش فرماندهان نظامی برای متقاعد کردن سیاستمداران جهت احتیاط در زمینه خروج چندان موفقیت آمیز نبود.

سخنان نخست وزیر بریتانیا منعکس کننده تصمیم رئیس جمهوری آمریکا بود که پیشتر از خروج بیش از ۳۰۰۰۰ سرباز آمریکایی تا پیش از شروع پاییز سال آینده خبر داده بود.

این تصمیم ها بر این عقیده استوارند که ماموریت آنها در افغانستان در حال تغییر از "نبرد به پشتیبانی" است، در شرایطی که نیروهای افغانستان خود را آمده می کنند برای به دست گرفتن رهبری جنگ.

عواملی که روند خروج را تسریع کردند

به نظر می رسد سه عامل رهبران کشورهای غربی را واداشته تا نیروهای خود را از افغانستان خارج کنند.

حق نشر عکس afp

عامل نخست عدم محبوبیت و پایان همراهی اکثریت مردم است. جذابیت اولیه جنگ برای نبرد با تروریسم در ذهنیت مردم در غرب به تدریج به ضد جنگ تبدیل شد.

عامل دوم افزایش تعداد کشته های سربازان غربی بود که واقعیت جنگ را بار دیگر به خانه ها برد. مردم از خود می پرسیدند که آیا این جنگ، جنگ آنان است برای پیش برد ارزشهای حاکم در جوامع غربی، یا نبردی است امپریال برای پیشرفت بینشی در سرزمین های دور دست؟

و بالاخره عامل سوم، به هزینه مالی جنگ بر می گردد. به عنوان نمونه، طبق برآورها، بریتانیا طی یک دهه بیش از ۲۲ میلیار دلار هزینه جنگی کرده است که همچنان ادامه دارد و پایانی برای آن نامتصور.

بسیارند کسانی که در غرب به این نتیجه رسیده اند که جنگ با طالبان پیروزی به دنبال نخواهد داشت و بردنی نیست. هزینه ماهانه جنگ برای ملت آمریکا نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار است که با در نظر داشتن بحران اقتصادی عمیقی که در این کشور و به طور کلی غرب را در نور دیده، بهتر است در داخل مرزهای ملی این ممالک هزینه شود تا در افغانستان و نبرد با دشمنی که دیدنی نیست.

در افغانستان نیز ظاهرا توافقی فراگیر میان رهبران سیاسی و نظامی در مورد شرایط امنیت در کشور با در نظر گرفتن خروج نیروهای خارجی وجود ندارد.

درحالی که سیاسیون از خارج شدن نیروهای غربی استقبال می‌کنند، نظامیان این خروج را زود هنگام ارزیابی می کنند و از نیاز به ماندن بیشتر و طولانی‌تر سربازان خارجی یاد می کنند. نقشه راه نشان می دهد که در پایان سال ۲۰۱۴ تمام مسئولیت های امنیتی به ارتش افغاسنتان سپرده خواهد شد ولی آموزگاران غربی به آماده سازی نیرویهای ملی ادامه خواهند داد.

منابع دولتی در افغانستان اعلام کرده اند شمار نیروهای امنیتی افغان تا پایان سال ۲۰۱۱ به رقم بسیار مهم ۲۰۰ هزار نفر خواهد رسید.

سوالهای بی پاسخ

آنچه مهمتر از عدد می نماید، البته توانایی است. آیا این نیروها می توانند ملت و حکومت را در برابر گروهی هرچند کم تعداد حفظ کرده و شرایط امنیتی را به گونه ای فراهم کنند که کشور بتواند در آرامشی نسبی در صلح و بدون تهدید انفجار، آدم ربایی، عدالت طالبانی، ادامه حیات دهد؟

آیا به راستی خروج نیروهای خارجی، "برادران ناراضی" طالب را ، آنگونه که رئیس جمهوری کرزی آنها را می خواند، متقاعد خواهد کرد که دست از تجاوز به حریم مردم برداشته، سلاح بر زمین نهاده و با حکومت در راستای افغانستانی آرام به گفتگو بنشینند؟

در تحلیل نهایی آنچه شرایط امنیت و آسایش را برای مردم و حاکمان افغان می آفریند، توافقی فراگیر بین نیروهای قدرتمند داخلی است با کمک خارجی.

آیا طالبان و گروههای نزدیک به آنها در یک دهه گذشته و در کنار کشتن و کشته شدن به آینده افغانستان اندیشیده‌اند که چیزی غیر از اجحاف‌های گذشته خود آنها به حریم شخصی و اجتماعی مردم باشد؟

آیا به عنوان بازیگر مهم در محاسبات آتی، طالبان به خوانش جدیدی از شریعت اسلام و اعمال آن در جامعه پرداخته‌اند؟

این پرسش‌ها تنها در شرایطی جواب مثبت خواهند داشت که دولت مرکزی مستقر در کابل در زمینه‌های مختلف اصلاح شده باشد و ارتش افغانستان از چنان اقتدار سالمی برخوردار گردد که بتواند امنیت را به گونه‌ای فراهم کند که وحشت "عدالت طالبانی" بر زندگی مردم سایه نیفکند.

این ارتش امروز از چنین اقتداری برخوردار نیست.

شرایط فردا می‌طلبد که گروه های افغان منافع و امنیت ملی را بر خواسته های جناحی و فردی برتر نهاده و طرحی نو در اندازند.

مذاکره در ضعف دولت به پذیرش افغانستان نو توسط طالبان نخواهد انجامید.

مطالب مرتبط