کابل و تجربه وحشت در اولین شب برنامه انتقال مسوولیت

جان محمد خان حق نشر عکس afp
Image caption جان محمد خان، یکی از مشاوران ارشد حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، در کابل ترور شده است.

از امروز (۱۷ ژوئیه ۲۰۱۱) تا زمان کامل شدن برنامه خروج سربازان خارجی در سال ۲۰۱۴ هنوز به درستی معلوم نیست چه اتفاقاتی در سرنوشت سیاسی افغانستان رخ می‌دهد. اما، مهم این است که شماری از شهروندان کابل، پایتخت، در شب آغاز شدن برنامه انتقال مسوولیت از سربازان خارجی به نیروهای داخلی، تا صبح بیدار ماندند.

در این شب جان محمد خان، یکی از مشاوران ارشد حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، در کابل ترور شد. مهاجمان، او را در منزلش واقع در کارته ۴ در غرب کابل، از پای در آوردند.

از زمان فروپاشی رژیم طالبان تا هنوز، این اولین شبی بود که از ساعت هشت شام تا حوالی پنج صبح، صدای تفنگ و رگبار مسلسل بلند بود. شبی که بدون شک برای شمار زیادی از شهروندان کابل تداعی کننده بدترین خاطراتشان از شب‌های خون و خمپاره در زمان جنگ‌های داخلی در این شهر بود؛ جنگ‌هایی که درست پس از خروج سربازان ارتش سرخ و با سقوط حکومت دکتر نجیب الله بدست مجاهدین آغاز شد و سیاه ترین روزگار را در کابل رقم زد.

شاید این بدبینانه ترین قضاوت باشد اگر بلند شدن صدای تفنگ و انفجار در اولین شب از شروع شدن برنامه انتقال مسوولیت به نیروهای داخلی در کابل را فال بد و شگون بد بگیریم. اما، با توجه به بحران امنیت و آشفتگی سیاسی در درون نظام سیاسی افغانستان، این بدبینی آنقدرها هم دور از واقعیت نیست. واقعیت تلخ که هر روز مردم افغانستان آنرا زندگی می کنند.

حادثه شب گذشته (یکشنبه ۱۷ ژوییه/ ۲۶ تیر) به عنوان یک رویداد خبری، اتفاقی بود که منجر به کشته شدن یکی از مشاورین رئیس جمهوری افغانستان، یکی از نمایندگان مردم در پارلمان و چند تن دیگر شد. ولی نکته در این است که آیا بازتاب اجتماعی– سیاسی این حادثه در ذهن مردم افغانستان نیز در حد یک رویداد خبری معنی شدنی است، یا چیزی فراتر از آن.

به راستی، چه کسی می‌تواند اضطراب و سراسیمگی خانواده‌ها، زنان و کودکانی را بفهمد که محل زندگیشان به یکباره به میدان جنگ بدل می‌شود و برای زنده ماندن مجبور می‌شوند چراغ‌ خانه‎‌هایشان را خاموش نگهدارند تا مبادا توجه تروریستی را جلب کند.

واقعیت این است که ما تا زمانی که خبر انتحار و مرگ دیگران را می‌نویسیم، بیشتر با یک رویداد خبری طرف هستیم. ذهن و هوش ما نیز درگیر جمع آوری جزئیات دقیق رویداد است. جستجو می کنیم که چه تعدادی کشته شده، انتحار چند مجروح بجا گذاشته، چه گروهی مسوولیت حمله را به عهده گرفته، به کدام مقام دولتی و چهره مطرح آسیب رسیده یا نه.

ولی وقتی در موقعیتی قرار می‌گیریم و مجبور می‌شویم برای زنده ماندن چراغ‌های ساختمان محل کار و زندگی مان را خاموش کنیم تا کشته نشویم خود را در امن ترین گوشه‌های اتاق نگهداریم، قضیه فرق می‌کند. تازه متوجه می‌شویم بحران یعنی چه و جنگ و انتحار یعنی چه.

حق نشر عکس AP
Image caption چند روز پیش از این نیز احمد ولی کرزی، برادر رئیس جمهوری افغانستان و رئیس شورای ولایتی قندهار ترور شد

برای همین، اتفاقی که دیشب در کابل رخ داد، برای من هیچگاهی یک رویداد خبری نبود. هر لحظه از شنیدن صدای تبادل آتش میان یورشگران مسلح و سربازان دولتی تکان می‌خوردم و سراسیمگی کشنده ا‌ی در من فراگیر می‌شد. برای همین، مثل خیلی‌های دیگر که در کارته ۴ کابل زندگی می‌کنند، تا صبح بیدار ماندم.

شب گذشته تکان دهنده‌ترین و وحشتناک‌ترین شب در زندگی‌ام بود. ذهنم هر لحظه درگیر داستان هایی بود که پیش از این در مورد سال‌های جنگ و بحران داخلی در کابل شنیده بودم. درگیر داستان‌هایی که از ویران شدن و سوختن همین کارته چهار در غرب کابل می‌گفتند. از این که آن وقت‌ها نیز مردمانی زیادی مجبور می‌شده اند برای زنده ماندن چراغ‌ خانه‌ها شانرا خاموش کنند و درست مثل امشب من، در امن ترین گوشه‌های منزل قرار بگیرند.

حالا اگر در یک چنین وضعیتی، این ضرب المثل به یادت بیاید که "سالی که نیکوست، از بهارش پیداست"؛ پیامد انتقال مسوولیت به نیروهای افغان برایت چگونه معنی می شود و نرخ امید به آینده‌ات تا کجا سقوط خواهد کرد؟

وقتی دومین روز انتقال مسوولیت از سربازان خارجی به نیروهای افغان با خبر جنگ و انتحار در شب گذشته شروع شود، معلوم است که مردم با چه روحیه ا‌ی از منزل به شهر و محل کارشان خواهد رفت.

اما در کل، رویداد شب گذشته در کابل، این واقعیت را افشا می‌کند که در حال حاضر نیروهای امنیتی داخلی در حدی نیستند که بتوانند از پس تامین امنیت برآیند. رویدادهای امنیتی یکی دوماه اخیر در افغانستان نشان داده است که گستردگی بحران امنیتی در افغانستان در حدی است که طالبان هر نقطه‌ را که بخواهند، می‌توانند هدف قرار بدهند. پس، این یعنی برنامه انتقال مسئولیت و تصمیم برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان برنامه‌ای شتاب زده است. برنامه‌ای که هنوز معلوم نیست به کجا و به چه تجربه‌هایی می‌انجامد.

هر چند برنامه انتقال مسئولیت به نیروهای داخلی از ولایت بامیان کلید خورد، اما قرار است این برنامه در کابل پایتخت، پنجشیر، و مرکز ولایت های هرات، لغمان، بلخ و هلمند نیز به زودی اجرا شود. برنامه‌ای که به نظر می‌رسد در آن هیچ تضمینی برای بهتر شدن وضعیت امنیتی وجود ندارد.

با این حساب، برای ساکنان تمام این مناطق که برنامه انتقال مسوولیت در عمل از آن‌ها شروع می‌شود، جای این نگرانی وجود دارد که ممکن این برنامه به بدتر شدن وضعیت امنیتی در افغانستان بیانجامد و منجر به گسترش دامنه بحران به مناطق نسبتا امن گردد.

مطالب مرتبط