مجله فرهنگی؛ از رمان زریاب در کابل تا نشریه سیمرغ در لندن

Image caption 'رمان اخیر زریاب، اثر متفاوتی است و ساختار روایی اش به دیگر کارهای زریاب شباهت ندارد.'

در مجله این هفته، رهنورد زریاب از رمان تازه اش می گوید، گفت و شنودی هم با گردانندگان هفته نامه سیمرغ در مورد حال و آینده کارشان در لندن داریم و نیز از هادی میران و شعرهای تازه او می شنویم.

چارگرد قلا گشتم

انتشارات تاک به تازگی "چار گرد قلا گشتم " رمان رهنورد زریاب از نویسندگان مشهور افغانستان را روانه بازار کتاب کرد. پس از گلنار و آئینه این دومین رمان زریاب است که چاپ می شود. نام این رمان از یک آهنگ فلکلوریک افغانستان گرفته شده است: چارگرد قلا(قلعه) گشتم _ پای زیب طلا یافتم.

زریاب که ۶۶ سال دارد از مشهورترین چهره های داستان نویسی افغانستان است. او با نوشتن داستانهای کوتاه در ده های پنجاه و شصت خورشیدی در افغانستان مشهور شد.

محمد حسین محمدی که خود نیز نویسنده است و این کتاب را مرور کرده، می گوید رمان اخیر زریاب، اثر متفاوتی است و ساختار روایی اش به دیگر کارهای زریاب شباهت ندارد.

او گفت در این کتاب عنصر تکرار زیاد به چشم می خورد و مهم تر از این ها اینکه داستان آن سرراست نیست تا بتوان با خواندن سراسر اثر خلاصه ای از قصه را به شخص دیگری تعریف کرد قصه ای که در یک بستر تاریخی اتفاق می افتد.

در این اثر از حمله نوادگان چنگیز به سرزمین های شمالی اروپا و روسیه سخن گفته می شود ، از حمله شوروی به افغانستان و از رویدادهای سال های 30 و 40 افغانستان، اما تمامی این ها به گفته آقای محمدی در حال رفت و برگشت های زمانی و تغییر زاویه دید و راوی ها رخ می دهند و همین امر باعث شده است تا خواننده ای که دنبال قصه است نتواند به آسانی با این اثر رابطه برقرار کند.

راوی اول شخص رمان که نوجوانی در کابل همسالان و دوستان خود را به خواننده معرفی می کند و از بچه فلان و فلان حرف می زند اما معلوم نمی شود که خود او فرزند چه کسی است.

خود آقای زریاب نیز معتقد است که رمان اخیر او به لحاظ ساختار، جدید است و نخستین تجربه او در این نوع پرداخت داستانی است. نویسنده معتقد است که او پیش از این رمانی به چنین سبک و سیاق را ندیده است و بنا بر این به گفته او رمانش به لحاظ شکل و پرداخت کاملا جدید و دارای ارزش خاص است.

سیمرغ سوم

وقتی سومین شماره هفته نامه سیمرغ هم در لندن چاپ و منتشر شد، دیگر جای تردیدی باقی نماند که سیمرغ می تواند دور تر و دور تر هم بپرد و به زندگی خویش ادامه بدهد.

هفته نامه سیمرغ در بیست صفحه و در سه زبان فارسی، پشتو و انگلیسی منتشر می شود که در آن هر زبانی مدیر مسئول خود را دارد و بانی آن هم یک شرکت توریستی افغان ها موسوم به آریانا تراول در لندن است.

سیدرضا محمدی شاعر هم مدیر مسئول این نشریه است که همراه با یاسر احمد صاحب امتیاز و حمید کبیر مدیر مسئول بخش انگلیسی در صحبت کوتاهی از چند و چون کار سیمرغ می گفتند.

آقای احمد می گفت جای نشریه ای که در قطع روزنامه و با تعداد صفحات بیشتر و مطالب متنوع تر در میان افغان ها در لندن منتشر شود، خالی بود و ما با سیمرغ این خالیگاه را پر کردیم.

نشریه های زیادی پیش از این در همین لندن از سوی مراجع فرهنگی مربوط به افغان ها منتشر می شده اند که البته انتشار شان بعد از مدتی متوقف شده است و دلیل اصلی چنین سرنوشتی مشکل مالی بوده است اما چون سیمرغ به یک شرکت وابسته است و این شرکت هم در نظر دارد در آینده رادیویی برای افغان ها در لندن نیز فعال کند، به نظر می رسد امیدواری ها برای تداوم کار این هفته نامه بیشتر باشد.

عجالتا برای تو

دومین مجموعه از شعرهای هادی میران شاعر افغان مقیم سویدن، به تازگی از سوی انتشارات تاک در کابل چاپ شده است.

این کتاب ۱۳۰ صفحه ای، حاوی بیش از پنجاه غزل شاعر است که از سال های ۲۰۰۶ تا ماه های اخیر سال جاری نوشته شده اند.

هادی میران شاعر ۴۲ ساله ای است که در سال های جنگ از وطن آواره شده و به ایران و پاکستان رفت و رفته رفته آوارگی ها او را به سویدن رساند که از سال ۱۳۷۸ تا کنون مقیم آنجاست.

حق نشر عکس bbc

شماری از اشعار این مجموعه در مجموعه قبلی شاعر نیز آمده است.

سراسر این کتاب را شعرهایی با رنگ و بوی عاشقانه احتوا کرده است.

عاصی آنلاین شد

سایت انترنتی روند سبز افغانستان تمامی کتاب های شعر عبدالقهار عاصی را آنلاین کرده و در اختیار کاربران انترنت قرار داده است.

آثار عاصی به ویژه نخستین مجموعه اش لالایی برای ملیمه را کتاب لطافت های شعر معاصر افغانستان دانسته اند.

او در شاعری طرحی نو افگند و با زبان و پرداخت دیگرگونه نشان داد که از قالب های غزل، دوبیتی و رباعی می توان استفاده های بیشتری کرد.

نمونه هایی از کارهای او:

دوبیتی:

شبانه رو به دشت سرخ رنگی

به پای بیشه و دریا و سنگی

فقط یک خواب می بینم همیشه

چراغی، پرچمی، مردی تفنگی.

رباعی:

روزی که تو را تراش می کرد خدا

آیینه به خود تلاش می کرد خدا

چون کار به چشم های زیبات رسید

راز دل خویش فاش می کرد خدا

شعر نو:

تو را هر شام می بینم

که خورشید از فراز شانه هایت

جلگه را پدرود می گوید.

تقریبا بر تمامی شعرهای کتاب های نخست عاصی فرهاد دریا آهنگ ساخته و آن ها را خوانده است.

مطالب مرتبط