تاثیر فروپاشی شوروی بر افغانستان، پس از بیست سال

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption کودتا علیه گورباچف که در دوشنبه نوزدهم اگست ۱۹۹۱ به راه افتاد و سه روز ادامه یافت، در نهایت نافرجام ماند

۲۰ سال پیش درچنین روزهایی، اعضای تندروی حزب کمونست، برضد میخائیل گورباچف رهبر وقت اتحاد شوروی کودتا کردند.

به رغم اینکه کودتا، که در دوشنبه نوزدهم اگست ۱۹۹۱ به راه افتاد و سه روز ادامه یافت، ناکام ماند، اما اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی درظرف چند هفته بعد از کودتا، فرو پاشید و سرانجام در ۲۵ دسامبر همان سال، میخائیل گورباچف، رسما پایان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را اعلام کرد.

جدا از پیامدهای این رویداد بزرگ برای جهان، فروپاشی اتحاد شوروی ظاهرا تاثیرمستقیمی بردولت مورد حمایت آن درکابل و همچنین برافغانستان بطور کل، داشته است.

حفظ قدرت پس ازخروج ارتش سرخ

باخروج آخرین سربازنیروهای شوروی سابق از افغانستان، پیش بینی می شد که رژیم دکتر نجیب الله به زودی سرنگون خواهد شد.

با این حال و به رغم شدت گرفتن حملات مجاهدین و کودتای نا کام وزیر دفاع دکتر نجیب الله علیه او درسال ۱۹۹۰، دولت کابل توانست برای بیش از دوسال قدرت خود را دربیشتر نقاط افغانستان همچنان حفظ کند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption باخروج آخرین سربازنیروهای اتحاد شوروی ازافغانستان درفبروری/فوریه ۱۹۹۱، پیش بینی ها چنین بود که رژیم دکتر نجیب الله به زودی سرنگون خواهد شد.

دکترنجیب الله درگفتگویی با بی بی سی درسال ۱۹۹۰، با اعتماد به نفس بالا صحبت کرد و دلیل عدم روی آوردن مجاهدین برای گفت و گو را منطق قوی دولت خود وضعف گروه های مجاهدین تلقی کرد.

اما ظاهرا آغازفروپاشی اتحاد شوروی، آغاز پایان رژیم مورد حمایت آن درکابل نیز بود.

درپی کودتای نافرجام نوزدهم اگست ۱۹۹۱، اعضای قدیم حزب کمونست شوروی که حامی دولت کابل بودند، نفوذ قبلی خود را ازدست دادند و نیروهای جدید دموکراسی خواه با رنگ ملی گرایی به رهبری بوریس یلتسن، که نقش سازنده درخنثی کردن کودتا داشتند، به بازیگران اصلی تبدیل شدند.

تاثیر روانی سقوط شوروی بر دولت دکتر نجیب الله

محمد اکرام اندیشمند پژوهشگر و نویسنده کتاب "حزب دموکراتیک خلق افغانستان کودتا حاکمیت و فروپاشی" می گوید، پس از آنکه بوریس یلتسن به عنوان رئیس جمهوری روسیه فدرال انتخاب شد، کمکهای اتحاد شوروی به افغانستان قطع شد و این مساله "سقوط دولت دکتر نجیب الله را سرعت بخشید و در نهایت به سرنگونی کامل آن انجامید."

ژنرال نور الحق علومی از افسران ارشد در ارتش آن زمان افغانستان معتقد است که فروپاشی اتحاد شوروی تاثیر روانی عمیقی بر دولت مردان کابل و دولت دکتر نجیب الله داشت.

به باور آقای علومی سقوط شوروی به همان اندازه که بر دولت مردان کابل تاثیر منفی داشت، مخالفان دولت کابل، یعنی مجاهدین را روحیه بخشید و آنها را به غلبه بر دولت کابل امیدوار تر کرد.

به باور او، تاثیر فروپاشی شوری آنقدر عمیق بود که در داخل حزب حاکم در کابل، حس همبستگی تقریبا از بین رفت و احساس تنها ماندن جای آن را گرفت.

اما آیا واقعا فروپاشی اتحاد شوری عامل اصلی سقوط دولت وقت کابل بود؟ برخی از تحلیلگران، به این سئوال پاسخ منفی می دهند.

نقش مسائل قومی در سقوط دکتر نجیب الله

اسدالله ولوالجی نویسنده کتاب "خروج ژنرال دوستم وسقوط داکترنجیب الله" به این باور است که فروپاشی اتحاد شوری درپایان بخشیدن به دولت وقت کابل کمک کرد، اما به نظر او آنچه دولت دکتر نجیب الله را به سرعت به سمت پرتگاه سقوط کشاند، اختلافات درونی وبالا گرفتن مسایل قومی در درون دولت بود:

"جناح پرچم به دو دسته تاجیکها و پشتونها تقسیم شد ... وژنرال جمعه خان اثک که در آن زمان فرماندهی نیروهای امنیتی در شمال افغانستان را به عهده داشت، مسایل قومی را در شمال افغانستان دامن زد، و این مساله روابط میان دکتر نجیب الله وژنرال دوستم و همچنین دیگر ژنرالها درشمال افغانستان را تیره کرد که به نظر من دلیل اصلی ازهم پاشی دولت داکترنجیب الله بود".

با این حال، آقای ولوالجی، بروز مسایل قومی درمیان رهبران رژیم دکترنجیب را به دخالت (کا.گ.ب) سازمان استخبارات اتحاد شوروی سابق نسبت می دهد که به گفته او پس از خروج ارتش سرخ از افغانستان آغاز شد.

حق نشر عکس AFP
Image caption شوروی نه سال در افغانستان حضور نظامی داشت و پس از ترک نیروهایش نیز همچنان از دولت کابل حمایت مالی و سیاسی می کرد

به باور آقای ولوالجی، مقام های (کا.گ.ب) فکرمی کردند که با برانگیختن مسایل قومی، می توانند جلو نفوذ اسلامگرایی افراطی و شکل گرفتن گروههای اسلامی را درجمهوری های مسلمان نشین آسیای میانه بگیرند.

اما اگراتحاد جماهیرشوری به آن شکل دراماتیک فرو نمی پاشید و اصلاحات میخائیل گورباچف به موفقیت می انجامید، احتمال اینکه حیات رژیم دکترنجیب الله نیز ادامه یابد، ظاهرا زیاد بود وطرح آشتی ملی او نیزکه به عقیده اکرام اندیشمند، متأثر از پروستریکای گورباچف بود، دراین راستا به وی کمک می کرد.

شکست طرح صلح

درآخرین روزهای رژیم دکترنجیب الله، سازمان ملل توسط بنان سوان نماینده ویژه این سازمان در امورافغانستان، طرح پنج فقره ای صلح را برای انتقال قدرت از حکومت نجیب الله به یک شورای مورد قبول همه طرفها درافغانستان مطرح کرد. طرحی که در فرجام بجای اینکه سبب تشکیل یک حکومت ائتلافی از مجاهدین و دولت دکتر نجیب شود، سبب سقوط دولت دکتر نجیب الله شد.

ژنرال علومی معتقد است که رویداد جدی و عمیقی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رخداد، بر طرح صلح سازمان ملل متحد در مورد افغانستان نیز سایه انداخت، مشورت لازم وکافی با اطراف مختلف در مورد آن صورت نگرفت و در نتیجه، قدرت بدون آمادگی و بدون برنامه به مجاهدین انتقال منتقل شد.

اما دیگر تحلیلگران معتقدند که طرح تشکیل حکومت ائتلافی از مجاهدین و دولت نجیب اصلا عملی نبود.

به عقیده اکرام اندیشمند، شوروی سابق پس از ترک افغانستان دولت و نظامی را بجا نگذاشت که بتواند بدون اتکا به شوروی یا نیروی خارجی دیگر به حیات خود ادامه دهد.

به نظر او شوروی ها افغانستان را در وضعیتی ترک کردند که هیچ نوع ضمانت و توافق بین المللی برای تحقق صلح درآن بدست نیامده بود.

اسدالله ولوالجی معتقد است که غرب به عنوان حامی گروه های مجاهدین نیز، برنامه ای برای تشکیل یک دولت مورد قبول و یا برقراری ثبات درافغانستان برای مرحله پس از سقوط دولت دکتر نجیب الله، دردست نداشت و دولت مجاهدین نتوانست حمایت بین المللی را جلب کند.

افراط گرایی و مواد مخدر

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پس از پیروزی مجاهدین غرب افغانستان را فراموش کرد و این کشور دچار جنگهای داخلی شد.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سقوط حکومت طرفدار آن در کابل، افغانستان دیگر آن جاذبه و اهمیتی را که قبلا برای غرب داشت، ازدست داد. کمونیسم که ستاره آن روبه افول بود، غرب را دیگر تهدید نمی کرد و درنتیجه، طبیعی به نظر می رسید که غرب نیز نیاز احساس نکند تا به کمکهای خود به مجاهدین ادامه دهد.

ودر واقع به گفته آقای اندیشمند "آمریکایی ها وغربی ها به افغانستان پشت کرده واین کشور را به حال خودش رها کردند".

این وضعیت، درکنار دیگر مشکلات، افغانستان را دستخوش کشمکش های منطقه ای میان کشورهمسایه ساخت، یک جنگ نیابتی تمام عیار دراین کشور به راه افتاد و افغانها دریک رو در رویی خونین طولانی وخانمان برانداز، در برابرهم دیگر قرار گرفتند.

با پایان قرن بیستم، افغانستان به بستر مناسبی برای رشد افراط گرایی و افزایش کشت و قاچاق مواد مخدر تبدیل شد و گروههای تندرو مانند القاعده، به عنوان تخته مشقی ازاین کشور درنبرد خود برضد آمریکا استفاده کردند.

اما درست نزدیک به نه سال پس از سقوط دولت داکترنجیب الله، با وقوع حملات یازدهم سپتامبر درسال ۲۰۰۱، غرب ظاهرا بهای فراموشی افغانستان را پرداخت وسربازان خارجی بار دیگر به خاک این کشورقدم گذاشتند.

مطالب مرتبط