شمس النهار، نخستین نشریه در افغانستان

شمس  النهار
Image caption شمس النهار در دور دوم سلطنت امیر شیر علی خان شروع به چاپ کرد

از ظهور مطبوعات در افغانستان نزدیک به یک صد و سى سال می گذرد. اهمیت مطبوعات در زندگی سیاسی و اجتماعی مردم افغانستان و به ویژه نقش آن در توسعه فرهنگی و ملی از موضوعات قابل توجه است. مطبوعات افغانستان در بیش از سیزده دهه گذشته، نشیب و فراز های متعددی را پشت سر گذاشته و عموما با کنترل شدید دولتی، سانسور، تعطیل و مصادره روبرو بوده است. ولی در این میان در برهه هایی، آزادی را نیز تجربه کرده است.

گذشته مطبوعات در افغانستان

در قرن نوزدهم در برخی از کشور های مستقل اسلامی یک رشته جنبش های سیاسی و اجتماعی به وجود آمد، این جنبش ها اگرچه عموما واکنشی بود در برابر تجاوز و استعمار کشور های اروپایی ولی از سویی تلاشی برای دستیابی به دستاورد های تمدن اروپا نیز بود.

به عقیده بسیاری از مورخان این جنبش ها در مصر، ترکیه ،ایران و افغانستان عمدتاً تحت تأثیر افکار سید جمال الدین افغانی اندیشمند بزرگ آن عصر قرار داشت و به شکل اصلاحات در ساختار های سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و گرایش به سوی مدرنیسم یا تجدد گرایی آشکار می شد.

در افغانستان این گونه اصلاحات در دور دوم سلطنت امیر شیرعلی خان بین سال های ۱۸۶۸-۱۸۷۸ میلادی روی دست گرفته شد ، "ایجاد یک ارتش منظم، تشکیل نخستین کابینه وزرا، اصلاحات مالیاتی، وارد کردن کارخانه های تولید اسلحه و ماشین، وارد کردن مطبعه و چاب نخستین نشریه یعنی "شمس النهارکابل" از اهم اصلاحات امیر شیرعلی خان بود "

Image caption به باور برخی از مورخین جنبش های تجددگرایی در قرن نوزدهم در افغانستان و برخی کشور های اسلامی عمدتاً تحت تاثیر افکار سید جمال الدین افغانی دانشمند بزرگ آن عصر قرار داشت

پروفیسور حبیب الرحمان هاله استاد سابق روزنامه نگاری دانشگاه کابل به این باور است که شیر علی خان به این درک رسیده بود که تا زمانی که کشورش با سلاح های سیاسی و نظامی نظیر انگلیس ها مجهز نشده نمی تواند با انگلیس مقابله کند: "برای اینکه از یک طرف مردم از فعالیت ها و اجرات حکومت آگاهی حاصل نموده باشند و از سوی دیگر برای اینکه در بین مردم یک ذهنیت نوین برای پیشبرد امور به یک شیوه نوین ایجاد شده باشد یک نشریه اطلاعاتی به نام شمس النهار تأسیس کرد."

نشریه های فارسی زبان پیش از شمس النهار

قبل از پرداختن به شمس النهار باید گفت که انتشار نشریه ها به زبان فارسی درقرن نوزدهم و نخست از هند آغاز شد. راموهان روی، مصلح هندی برای نخستین بار نشریه مرآت الاحوال را به زبان فارسی در سال ۱۲۲۴ هجری قمری در کلکته هند منتشر کرد. و این نشریه نسبت به نخستین نشریه در ایران یعنی "کاغذ اخبار میرزا صالح" در سال ۱۲۵۳هجری قمری قریب سی سال و نسبت به جریده "شمس النهار کابل" نخستین نشریۀ در افغانستان قریب شصت سال قدمت دارد.

پیش از انتشار شمس النهار کابل شماری از نشریه های چاپ هند و ایران اگرچه کم و نامنظم به افغانستان می رسید.

شمس النهار نخسیتن جریده افغانستان

شاید همین آشنایی با نشریه ها و جراید کشورهای همسایه یکی از اسباب تشویق دستگاه سلطنت و منورین دربار برای تاسیس نخستین جریده در افغانستان شد.

به هر حال جریده شمس النهار کابل در سال ۱۸۷۳ میلادی به اهتمام میرزا عبدالعلی در مطبعه چاپ سنگی کابل منتشر شد. در نخستین شماره شمس النهار تاریخ روز انتشار آن درج نشده است. برخی از پژوهشگران تاریخ نخستین شماره آن را پنجشنبه پانزدهم ذی الحجه الحرام ۱۲۹۰ هجری قمری ذکر کرده اند.

ولی فرید بیژند پژوهشگر افغان در آسترلیا که به غنی ترین کلکسیون این نشریه دست رسی دارد در مورد تاریخ دقیق انتشارنخستین شمارۀ شمس النهار چنین گفت:

"دو شماره نخستین شمس النهار نه تاریخ دارد و نه شماره گزاری. اما در اولین شماره سال دوم نشراتی مهتمم نشریه نکتۀ جالبی را ذکر می کند که می توانیم از این به اولین نشریه برسیم که نخستین نشریه کدام زمان به نشر رسیده بود. ایشان می فرماید که "در این سال گذشته یعنی از ابتدا پانزده شعبان سنۀ ۱۲۹۰ الغایت حال سال به اختتام است." از این بر می آید که نخستین شماره شمس النهار در پانزده شعبان ۱۲۹۰ به نشر رسیده است."

Image caption امیر شیر علی خان انتشار شمس النهار را برای پخش اطلاعات و ذهنیت بخشیدن به مردم آغاز کرد

شمس النهار از شماره اول تا آخرین شماره ای که تا حال دیده شده به اهتمام میرزا عبدالعلی خان منتشر شده و به جز او مدیر مسئول و یا دبیری نداشته است .

شمس النهار بطور عموم در هفته یکبار و در شانزده صفحه با خط نستعلیق منتشر می شد.

این نشریه مطالب نسبتا متنوع را با استفاده از چند ژانر یا نوع روز نامه نگاری منتشر می کرد. محمد کاظم آهنگ استاد سابق ژرونالیسم در دانشگاه کابل معتقد است که: "شمس النهار اگرچه مطالب خیلی ثقیل و سنگین را به نشر می رساند، خبرها، مقاله ها، اشعار، موعظه ها و حتی اعلانات هم در شمس النهار به نشر می رسید. مطابق همان شرایط".

شمس النهار خبر های داخلی و خارجی را منتشر می کرد و در ولایت های عمده افغانستان خبرنگارانی داشت که در جریده از آنها عموما با واژه انگلیسی "کارسپاندنت" یاد شده است.

فرید بیژند: "از لحاظ تعداد خبرنگاران اصلاً شمس النهار ظاهراً بسیار غنی تر از نشرات بعدی خود مثل سراج الاخبار بود، یعنی یک تعدادی فراوانی از خبرنگارانش در نقاط مهمی داخل کشور و خارج از کشور وجود داشتند."

به گفته آقای بیژند در نقاط داخل کشور خبرنگاران در ترکستان، بدخشان، غوربند، کابل، قندهار، سیستان، میمنه، لغمان، هلمند، بلخ و هرات وجود داشتند. در شهرهای مهم خارج از کشور که آن زمان خبرنگاران این نشریه از آنجا می نوشتند بخارا، پشاور، کشمیر، چترال، تاشکند دست کم از این جا ها بودند.

شمس النهار از چند طریق خبر بدست می آورد. یکی از طریق خبرنگاران یا کارسپاندنت های خود و منبع دوم اخبار خارجی بود که بیشتر اخباری که در هند نشر می شد و همچنین اخباری که در ترکیه، ایران و آسیای مرکزی به نشر می رسید.

Image caption شمس النهار نخستین نشریه رسمی در افغانستان

در خصوص محتوای مطالب شمس النهار نظریات مختلفی وجود دارد. میر محمد صدیق فرهنگ مورخ افغان در مورد نشریه شمس النهار می نویسد: "مضامین شمس النهار از محتوای اجتماع و سیاسی که ذهن خواننده را روشن سازد، عاری بود. بنابرین نمی توانست وظیفه بیداری افکار عامه را که شرط موفقیت هرنوع اصلاحات است اجرا کند".

کاظم آهنگ استاد سابق دانشگاه کابل نیز به این عقیده است که مردم کم سواد و نیمه با سواد از درک مطالب این نشریه عاجز بودند.

ولی فرید بیژند پژوهشگر افغان در آسترالیا می گوید که شمس النهار اصلاحات امیر شیرعلی خان و سیاست های او را منعکس می کرد:" به طور نمونه در شمس النهار مقالات فراوان را در تعریف علم و خواص آن می بینید، در مورد اخبار کارخانه جات کابل می بینیم و در عین حال از زبان مسئول نظامی افغانستان در آن زمان عبدالقادر میلیتری سکرتر (دبیر) به اصطلاح امروزی وزیر دفاع در باره نظم اردو (ارتش) صحبت ها و اخبار فراوان است و شاید هم عبدالقادر خان یگانه شخصی است که بیانیه هایش به طور منظم در شمس النهار نشر می شد. به همان خاطر است که گاهی بعضی ها گمان می برند که ممکن است عبدالقادر خان مدیر این نشره بوده باشد".

تاثیر شمس النهار بر زبان و ادبیات

پیش از انتشار شمس النهار زبان دفتر و دیوان و مدرسه در افغانستان زبان منشیانه و پر تعقیدی بود. به نظر میرسد که با شمس النهار گرایش به سوی ساده کردن زبان آغاز می شود.

فرید بیژند به این باور است که شمس النهار نقطه آغازی برای دگرگونی نثر فارسی دری "یعنی این نثر متکلف و مصنوع بحران زده دوران فتور" بود ، این نثر یک باره در شمس النهار به طرف نثر ساده حرکت می کند. از این لحاظ شمس النهار اهمیت بسیار درخشان در تاریخ نثر فارسی دری دارد.

اما به نظر عده ای از پژوهشگران -دست اندرکاران شمس النهار علی رغم تلاش شان برای ساده ساختن زبان، در عرصۀ ادبیات و تعمیم شعر و نثر ادبی کار قابل ملاحظه ای انجام ندادند.

لطیف ناظمی شاعر، نویسنده و پژوهشگر افغان در آلمان می گوید: "نثر هنری هرگز در شمس النهار در یگانه کلکسیون مدونی که به نظر من رسیده، دیده نشد و به استثنای چند شعر از واصل کابلی و یک شاعر هندی".

پایان انتشار شمس النهار

برخی از پژوهشگران عقیده دارند که شمس النهار با حمله نیرو های انگلیس به کابل در سال ۱۸۸۷میلادی و پایان سلطنت امیر شیر علی خان از انتشار باز ماند. ولی در کلکسیون های بسیار معدود این نشریه ،آخرین شماره ها به سال سوم انتشار آن یعنی سال ۱۸۷۵ میلادی تعلق دارد.

به باور عده ای از پژوهشگران در همین سالها نشریه دیگری بنام جریدۀ کابل یا مجلۀ کابل نیز منتشر می شد. پایه استدلال این گروه مطلبی است به قلم آل بگدانوف پژوهشگر فرهنگ اسلامی که در سال ۱۹۲۹ میلادی در مجلۀ "اسلامیک کلچر " (فرهنگ اسلامی) در هند منتشر شده است ، آل بگدانوف می نویسد:

"ما در اینجا از جریده کابل که در شش ماه اخیر سلطنت امیر شیر علی خان در پایان سال ۱۸۷۸ منتشر می شد یادی نمی کنیم . پس از آن برای سی و سه سال دیگر در افغانستان نشریه ای منتشر نشد".

ولی تا حال هیچ شماره ای ازین نشریه دیده نشده بنابر این اکثریت مورخین موجودیت آن را منتفی می دانند.

مرگ شیر علی خان و زوال مطبوعات

پس از مرگ امیر شیر علی خان در اوایل سال ۱۸۷۹ سلطنت کوتاه مدت پسرش امیر محمد یعقوب خان در بی نظمی های ناشی از جنگ دوم افغان وانگلیس سپری شد و خبری از فعالیتهای فرهنگی و ازجمله مطبوعات نبود.

در دوره بیست سالۀ سلطنت امیر عبدالرحمن خان، فعالیت فرهنگی درخششی نداشت.

عبدالرحمن خان اگرچه با فرهنگ وتمدن جدید آشنا بود، اما در عهد او به تاسیس مدرسه و مکتب توجهی صورت نگرفت و نشریه ای منتشر نشد و به قول میر غلام محمد غبار مورخ افغان: "برعکس مطبوعات و رسالات خرافی و اساطیری از هند انگلیسی مثل سیل به افغانستان می ریخت و نسل جوان کشور را به رجعت قهقرایی به جانب فالگیری و اوهام و تاریکی می کشاند".

با این همه عبدالرحمن خان یک مطبعه حروف سنگی وارد کرد و چند رساله وکتاب در آن چاپ شد .

به این ترتیب، پس از شمس النهار در بیش از سه دهه، نشریه ای در افغانستان منتشر نشد تا آن که جریده سراج الاخبار افغانیه فصل تازه ای در تاریخ مطبوعات این کشور گشود.