دوران هاشم خان دوران اختناق و سانسور

محمد ظاهر شاه
Image caption اگر چه بعد از قتل نادرشاه پسرش محمد ظاهر به تخت نشست، اما حاکم اصلی افغانستان در 14 سال پس از آن سردار محمد هاشم خان بود

قتل نادرشاه در ۱۶ عقرب/آبان ۱۳۱۲ (نوامبر ۱۹۳۳) خانواده سلطنتی و به ویژه برادارن او را سخت تکان داد و آنها را بیشتر از پیش متوجه تجدد طلبان طرفدار شاه امان الله ساخت.

اگرچه، چند ساعتی پس از قتل نادرشاه پسرش محمد ظاهر توسط عموهایش شاه اعلام شد، اما به باور مورخان و پژوهشگران، حاکم اصلی افغانستان در ۱۴ سال پس از نادرخان، سردار محمد هاشم خان بود و بسیاری این دوره را به دوره هاشم خان یا هاشمخانی مسما کرده اند. دوره ای که از نگاه مورخان با استبداد، اختناق کم سابقه ای مشخص می شود.

میر غلام محمد غبار مورخ افغان در جلد دوم «افغانستان در مسیر تاریخ» از سلب آزادی های اساسی در این دوره این گونه یاد کرده است: "در طی این مدت هیچکس آزادانه به خارج کشور سفر کرده نمی توانست و روشنفکران در داخل کشور قادر به رفتن بی اجازه از ولایتی به ولایتی نبودند. تمام مکاتبات این گروه به عنوان داخل و خارج مملکت در پسته خانه هاباز و مطالعه می شد و پنج نفر از روشنفکران نمی توانستند در محفلی گرد آیند."

دکتر اکرم عثمان نویسنده و پژوهشگرمسائل سیاسی در خصوص دوره هاشم خان می گوید در این دوره تعداد زیادی از امانیست ها و حتی سرکرده های قبایل به زندان رفتند. او می افزاید که از آن رو که هدف اصلی هاشم خان در این دوره تحکیم ثبات و امنیت بود و در چنان دورانی تأمین امنیت نیازمند حضور گسترده ای پلیس مخفی یا ضبط احوالات بود. " روی این ملاحظه این دوره از نظر آزادی های اندیشه و فکر، دوران بسیار منضبط و سختگیر بود."

بسیاری از مورخان و شاهدان عینی هاشم خان را مردی فراتر از قانون توصیف می کنند که زندان های مخوف ارگ شاهی، سرای موتی، دهمزنگ، و سایر محبس ها را با تعداد کثیری از روشنفکران تجدد طلب و از جمله روزنامه نگاران، پر کرده بود.

Image caption دکتور اکرم عثمان: دوره هاشم خان از نظر آزادی های اندیشه یی و فکری دوران بسیار منضبط و سختگیر بود

حبیب الله رفیع از پژوهشگران افغان می گوید: بعد از کشته شدن نادرشاه گرفتاری روشنفکران و خصوصا اهل فکر بشدت ازدیاد یافت. پانزده نفر را اعدام کردند و یک تعداد از مردمی را که اهل قلم بودند، آنها را هم در زندان انداختند که از آن جمله یکی هم میر قاسم خان بود. او اولین رئیس مطبوعات افغانستان در دورۀ امانی و در عین حال مسئول نشریه« امان افغان» بود.

افزون بر او : انور خان بسمل، غلام محمد غبار، سرور جویا، عبدالهادی داوی، محی الدین انیس، نیز در این دوره در زندان بودند و محی الدین انیس موسس روزنامه انیس سرانجام در زندان درگذشت.

آقای رفیع می افزاید: " کسانی که به زندان انداخته شده بودند، اولادهایشان از مکتب/مدرسه، محروم شدند. به این ترتیب آغاز دوره سلطنت چهل ساله ظاهر شاه که در واقع همه امور در دست هاشم خان عموی او بود، یک دوره اختناق بود که روشنفکران نمی توانستند که در آن دوره فعالیت کنند و اکثر شان در زندان بودند."

افزایش مطبوعات دولتی و کاهش خواننده ها

به نظر می رسد که سلب آزادی بیان و مطبوعات در دوره هاشم خان مانع گسترش مطبوعات و رسانه ها نشد.درین دوره شمار جراید وانتشار مجله های اختصاصی تحت کنترل دولت افزایش یافت. اما به قول میر محمد صدیق فرهنگ مورخ افغان، این همه جریده و مجله خواننده چندانی نداشت:"حجم و تعداد مطبوعات متعلق به دولت رو به افزایش بود. درین ضمن وزارتخانه ها هم به تاسیس مجله های اختصاصی پرداختند که هدف آن بلند بردن سطح آگهی کارمندان دولت و عامه مردم بود، اما در عمل تقریبا هیچ یک ازین نشرات خواننده نداشت".

ارگان اصلی هیات حاکم "روزنامه اصلاح" بود. و عمدتا به انتشار خط مشی حکومت، بیانیه های مقامات بلند پایه، اخبار فعالیت حکومت اعلامیه ها، انتشار تصمیم های محاکم در مورد مجرمین و مخالفان سیاسی می پرداخت.

جریدهء انیس، که روز گاری مونس عوام الناس بود، نیز دولتی شده بود و مشی انتشاراتی اصلاح را تعقیب می کرد. در این میان آنچه از حرکت باز نمی ایستاد قیچی سانسور بود.

سردار محمد نعییم خان حامی مطبوعات

با وجود این شواهد و پژوهش های تاریخی نشان می دهد که پس از سا ل ۱۳۱۷ خورشیدی (۱۹۳۸ میلادی) در وضعیت مطبوعات آهسته آهسته تغییری رونما شد. برخی از پژوهشگران این تغییر را ناشی از فعال شدن تدریجی محمد ظاهر شاه و برخی از اعضای جوان خانواده سلطنتی، به ویژه سردار محمد نعیم خان می دانند.

سید قاسم رشتیا از روزنامه نگاران معروف و از رهبران مطبوعات این دوره درباره علاقمندی پادشاه به مطبوعات می نویسد:" اعلیحضرت شخصا به کار های مجله کابل که نگارندگی آن به من متعلق بود اظهار علاقه نموده و در انتخاب عکس ها و مضامین هدایت می دادند. مجله کابل روز به روز بهتر می شد و کارکنان مطبعه که توجه اعلیحضرت را مشاهده می کردند بیش از پیش به بهتر ساختن کیفیت کار، خصوصاً عکاسی و صحافت بهتر مجله، تشویق می شدند."

حق نشر عکس bbc
Image caption مؤرخین، محققین و شاهدان عینی در باره شخصیت سردار محمد هاشم خان (عموی محمد ظاهر شاه) و کارنامه های او تقریبآ متفق النظر اند و او را حاکمی مستبد، سختگیر قسی القلب، توصیف کرده اند.

اما به نظر می رسد که درین تغییرات تدریجی نقش سردار محمد نعیم خان بر جسته تر از علاقمندی های شخصی شاه به یک مجله بوده است.

عبدالحمید مبارز روزنامه نگار و پژوهشگر افغان می گوید: زمانیکه سردار محمد نعیم خان به عنوان معاون صدراعظم و وزیر معارف/آموزش و پرورش تعیین شد، چون او بعد از یک دوره خدمت بحیث وزیر مختار و سفیر در خارج، از اروپا به افغانستان آمده بود، طبعا در اروپا به این عقیده رسیده بود که یک دولت نمی تواند بدون مطبوعات باشد.

به باور آفای مبارز آنچه باعث رشد مطبوعات در این زمان شد در اصل نظر سردار محمد نعیم خان است که دو همکار نزدیک هم برای خود تعیین می کند که یکی از آنها صلاح الدین سلجوقی و دیگری سید قاسم رشتیا است.

ادغام انجمن ادبی پایتخت با انجمن ادبی قندهار و ایجاد "پشتو تولنه" با بخش های زبان، ادبیات، تاریخ، و نشرات از اولین کار های سردار نعیم خان بود که نظریات مخالف و موافقی پیرامون آن وجود دارد.

در همین حال تحولی در شکل و مضمون روزنامه های اصلاح و انیس نیز پدید می آید. خبر های خارجی روزنامه اصلاح که تا آن زمان سه روز تا یک هفته پس از وقوع حوادث و رویداد ها منتشر می شد، پس از آن با استفاده از اخبار رادیوها، ولو کاملآ مجاز و قابل اطمینان هم نبود، روز بعد از حادثه منتشر می شد و نسبت به گذشته تازگی داشت.

سعی می شد جریده هفتگی انیس هم با استفاده از وسایل و امکانات آن زمان به شکل مجلات هفتگی مصور جهان منتشر شود. اما عمده ترین تحولی که در این زمان در مطبوعات صورت گرفت تاسیس ریاست مستقل مطبوعات افغانستان در سال ۱۳۱۸ خورشیدی بود. سید قاسم رشتیا در باره ضرورت تاسیس این نهاد می نویسد:

"تا این زمان چنان مرکزی که تمام شعبات مطبوعاتی مملکت یعنی جراید و مجلات مرکز و ولایات و انجمن های ادبی و فرهنگی موجود را اداره نماید، وجود نداشت. بلکه هر کدام آن ها به صورت مستقل تحت اثر یک مقام یا یک شخص اداره می شد. بر علاوه جراید ولایات اکثرا هفتگی بودند و خبرهای خود را از (روزنامۀ) اصلاح ویا مطبوعات خارجی نزدیک به خود می گرفتند. در عین حال برای خبر های داخلی هم کدام مرجع معین وجود نداشت".

Image caption صلاح الدین سلجوقی اولین رئیس ریاست مستقل مطبوعات در افغانستان

به زودی ریاست مستقل مطبوعات محل تجمع برخی از نویسندگان ، ژورنالیست ها، و هنرمندان مستعد شد. ریاست مستقل مطبوعات یک نهاد رسمی دولتی بود و باید سیاست دولت را اجراء می کرد. سانسور مطبوعات هم به عهده خود این دستگاه بود.

با وجود آن ظاهرا برخی از روشنفکران و روزنامه نگاران جوان این ریاست، سعی می کردند کار هایی، ولو کوچک و ناچیز، به سود آزادی مطبوعات بکنند و تحریم و تابو را بشکنند. ولی شبح سیاه ریاست ضبط احوالات (اطلاعات وقت) همه جا حاضر بود و تیغ بران سانسور بر سر آنها قرار داشت.

عبدالحمید مبارز روزنامه نگار و پژوهشگر افغان می گوید که در آن زمان ریاست ضبط احوالات ،یک اداره جاسوسی بسیار قوی بود و سردار محمد هاشم خان روی نظریات اداره جاسوسی خود بسیار حساب می کرد و میرزا محمد شاه خان معروف در رأس آن بود. اداره ضبط احوالات همیشه زیر بعضی از شعرها و مقالات خط سرخ کشیده و به صدراعظم می گفت که اینها نویسنده هایی هستند که آزادی می خواهند و این آزادی به زیان دولت تمام می شود و مردم را علیه دولت تحریک می کند.

رشد رسانه های چاپی و شنیداری

شواهد تاریخی نشان می دهد که علی رغم سلب آزادی بیان و استبداد در دوره هاشم خان، مطبوعات و سایر رسانه ها درین دوره ولو با کندی، توسعه یافت و از جمله رادیو و تیاتر دایمی پایه گذاری شد.

عزیز نعیم از استادان سابق علوم سیاسی در دانشگاه کابل به این نظر است که مطبوعات نه تنها در مرکز، بلکه در ولایات هم توسعه یافت. و بعد انجمن ادبی توسعه یافت و به مرور زمان به شعبه های مختلف تقسیم شد.

آقای نعیم با اشاره به تحولی که در رسانه های چاپی و شنیداری در این دوره رو نما شد می گوید:

" اگرچه رادیو قبلا به دورۀ اعلیحضرت امان الله خان بوجود آمد اما عمرش بسیار کوتاه بود. ولی این رادیوی جدید در افغانستان و کشور های همسایه شنیده می شد و برنامه های جالبی داشت و مخصوصا در آغاز یک سلسله برنامه ها به نام دیالوگ منتشر می شد که نویسنده آن مرحوم نیسان بود و به زبان عامیانه یک سلسله معلومات راجع به افغانستان و یک سلسله معلومات صحی، معلومات جغرافیایی و معلومات تاریخی به زبان عوام به مردم داده می شد. و دیگر هم از نقطه نظر تفریحی رادیو بسیار نقش مهم داشت. و این که یک عده هنرمندان در ساحۀ رادیو تربیه شدند."

اما در ارتباط به رادیو برخی از مؤرخان به این عقیده اند که تاسیس این رسانه بیشتر دلیل سیاسی داشت. آن ها می گویند که هیات حاکمه با توجه به این که جهان در آستانه جنگ جهانی دوم قرار داشت و با در نظر داشتن موقعیت افغانستان درقبال این جنگ و دسته بندی های پیچیده ای که به وجود آمده بود، نیاز تاسیس رادیو را برای آماده ساختن ذهنیت مردم در مواقع خطر حس می کرد.

رونق کارهای ادبی

برخی از کارشناسان به این عقیده اند که مطبوعات و سایر رسانه های این دوره در رونق کار ها و آفرینش های ادبی نقش نسبتآ مهمی داشته اند. لطیف ناظمی شاعر و پژوهشگر افغان عقیده دارد که دوران هفده ساله که دوران اختناق بوده اما از لحاظ ادبی دوره نسبتا پرباری بوده. به گفته او ، به ویژه داستان نویسی از همین دوره آغاز می شود و اثار فراوانی آفریده می شود و از طرف دیگر مجموعه ای از پژوهش های ادبی در مجله کابل و جاهای دیگری چاپ می شوند.