دولت مستعجل آزدای مطبوعات در دهه دموکراسی

ظاهرشاه
Image caption ظاهر شاه بعد از استعفای محمد هاشم خان عموی بزرگش توانست از بخشی از اختیاراتش استفاده کند

سال ۱۹۴۵ میلادی ۱۳۲۴ خورشیدی، جنگ جهانی دوم پایان یافت و زوال امپراتوری های استعماری آغازشد.

در همسایگی افغانستان درهند و در سایر مستعمرات در آسیا، آفریقا هنگامه استقلال برپا بود. سازمان نو تاسیس ملل متحد پذیرش عضویت کشور ها را منوط به رعایت منشور خود و رعایت حقوق بشر کرد.

در افغانستان بحران اقتصادی و فقر از یکسو و استبداد و مطلق العنانی سردار محمد هاشم خان از سوی دیگر، باعث نارضایی مردم و فاصله آن ها از سلطنت شده بود. محمد ظاهرشاه که از مرز سی سالگی گذشته بود می خواست خود ممثل اصلی قدرت باشد، نه عمو هایش. در همین حال نسل تازه ای از روشنفکران در کنار تجدد طلبان امانیست که در زندان ها محبوس بودند، ظهور کرده بودند.

به باور بسیار ی از مورخان و پژوهشگران، همین تحولات داخلی و بین المللی باعث تغییرات در سیاست و حکومت درافغانستان می شود. و روز ۱۹ ثور / اردیبهشت ۱۳۲۵ خبر استعفای سردار محمد هاشم خان از مقام صدارت پخش می شود. و سردار شاه محمود خان برادرش به جای اومی نشیند.

آقای آهنگ استاد پیشین روزنامه نگاری در دانشگاه کابل، معتقد است که ظاهر شاه بعد از استعفای هاشم خان، توانست نقش خود را برجسته تر کند: "شاه خود مانند ما یک زندانی بود. شاه مثل ما در وقت هاشم خان هیچ حق نداشت. در وقتیکه شاه محمود خان آمد شاه شاید پنجاه در صد اختیاراتش را اعمال کرد، اما شاه محمود خان، باید اعلامیه حقوق بشر ملل متحد را در نظر می گرفت و روشنفکران با استفاده از این فرصت، صدای خود را بلند کردند."

دوره "دموکراسی اول"

دوران شاه محمود خان را برخی دوره "دموکراسی اول" در دوران سلطنت خانواده نادر شاه می دانند. دوره ای که شاهد برگزاری انتخابات آزاد بلدیه ها(شهرداری ها) در سال ۱۳۲۸ خورشیدی، انتخابات آزاد، سری و مستقیم شورای ملی در سال ۱۳۲۹ خورشیدی و انتشار جراید آزاد و آزادی مطبوعات در پی آن بود.

محمد آصف آهنگ می گوید که اولین کاری که شاه محمود خان انجام داد پذیرش دو پیشنهاد از جانب مردم مبنی بر انتخابات بلدیه ها (شهرداری ها) و اعضای شورای ملی بود. و هر دو انتخابات هم بدون دخالت دولت انجام شد.

پیش از تصویب قانون مطبوعات و انتشار جراید آزاد، تحول تدریجی نخست در جراید دولتی آغاز شد. روز نامه های انیس و اصلاح آهسته آهسته مطالبی را منتشر کردند که انتشار آن در زمان هاشم خان ممکن نبود.

انتشار مقاله معروف "اقتصاد ما" به قلم میر غلام محمد غبار، روزنامه نگارشناخته شده آن روزگار در مجله اقتصاد یکی ازین مطالب است. در این مقاله انتقاد شدیدی از کار و زندگی عبدالمجید خان زابلی یکی از مقتدر ترین شخصیت های سیاسی و اقتصادی آن زمان صورت گرفته بود.

انتشار شعر مولانا خال محمد خسته از شاعران معروف آن دوره نمونه دیگری ازین تحول بود. .یکی از مصراع های این شعر اینست:

حق به صد حجت و برهان نکند عرض وجود

تا به ارباب عمایم رگ گردن باقیست

با توجه به نفوذ گسترده مذهبی خانواده (حضرات مجددی) و آخوند های دستار پوش در آن زمان انتشار چنین شعری، ظاهرا نمونه دیگری از تحمل و انعطاف پذیری نسبی حکومت در این دوره شمرده می شود. اما همین یک مصراع هم به قول سید قاسم رشتیا معاون ریاست مستقل مطبوعات آن زمان در کابینه مورد بحث قرار داده شد و سپس علیه شاعر آن توطئه صورت گرفت:

"بلآخره موضوع بدون آن که رسمیت پیدا کند خاموش شد. ولی به زودی معلوم شد که این توطئه برای جلوگیری از کاندید شدن مولانا خسته برای وکالت شورا به میان آمده بود. چون به جایی نرسید، اسم مولانا خسته با وصف کبر سن به قرعه عسکری ظاهر شده و به این صورت از وکالتش جلو گیری به عمل آمد."

انتشار نشریات حزبی

Image caption میر غلام محمد غبار در دوران صدارت شاه محمود خان نشریه وطن را ایجاد کرد

در بین نمایندگان دوره هفتم شورای ملی که بر اساس آ راء " آ زاد، سری و مستقیم " مردم انتخاب شده بودند، ده ها تن از روشنفکران طرفدار دموکراسی حضور داشتند. تصویب قانون مطبوعات در ماه جدی/دی ۱۳۲۹ خورشیدی (جنوری ۱۹۵۰ میلادی) یکی ازدست آورد های این شورا بود .قانونی که در آن آزادی محدود مطبوعات تضمین شده بود. به زودی شماری از جراید آزاد، از طرف احزاب و جمعیت های سیاسی ای که پیشتر تاسیس شده بودند و همچنین از طرف افراد مستقل، یکی پی دیگری منتشر شدند. اسماعیل اکبر از پژوهشگران افغان جراید عمده احزاب و جمعیت های سیاسی را برشمر ده است:

"در این وقت احزاب ایجاد میشوند و تقریبا سه یا چهار نشریه معتبری که داریم تمامشان مطبوعات حزبی هستند،« وطن» از حزب وطن است،« ندای خلق» از حزب خلق است به رهبری محمودی فقید و «انگار» و« ولس» هردو از نشرات "ویش زلمیان" است که اینها افکار مهم خود را مطرح می کنند. جریده «انگار» به صاحب امتیازی فیض محمد انگار، جریده «ولس» به صاحب امتیازی گل پاچا الفت، جریده «وطن» به صاحب امتیازی غبار و جریده« ندای خلق» به صاحب امتیازی دکتور محمودی و مدیریت عبدالحمید مبارز(منتشر شدند)."

این جراید همه طرفدار استقلال، دمکراسی، آزادی و توسعه اقتصادی- اجتماعی بودند، محمد کاظم آهنگ مولف "سیر ژورنالیسم در افغانستان" مطالب منتشره این جراید را به طور عمده به مطالب روشنفکری، مطالبی ضد دستگاه دولت، مطالب ضد خرافات و مطالبی ضد دستبازی های جهان و فتنه انگیزی ها دسته بندی می کند.

استاد آهنگ نشریه "ندای خلق" را در سر دسته این جریان میداند و می گوید که "ندای خلق که دکتور محمودی آنرا به نشر می رساند، برای بازتاب اندیشه های آزاد تدابیری جالبتری اتخاذ کرده بود. و در این میان به نشر جریانات شورای ملی در این جریده اشاره می کند:

" شورای ملی و مطالبی که در آنجا نشر می شد از تعرض مصئون بود. فلهذا جریده ندای خلق، به نام اخبار ملی مطالبی را که به نشر می رساند این را کسی سانسور نمی کرد و در حقیقت امر یک نوع تدبیر خیلی عالی بود برای انعکاس دادن بعضی آرمان های که مردم آنرا انتظار داشتند."

این جراید با وجود وجوه اشتراک در کلیات، از لحاظ موضعگیری و میزان مخالفت با سیاست های حکومت یکی با دیگری تفاوت هایی داشتند.

به باور اسماعیل اکبر پژوهشگر افغان، نشریات "انگار" و "ولس" باپیشنهاد اصلاحات جریده های معتدل و نسبتا نرم محسوب می شدند نشریه "وطن" میانه رو بود. در حالی که "ندای خلق" انتقادات تندتری را مطرح می کرد و در مقایسه به "انگار" و "ولس" جریده رادیکال محسوب می شد. اما آقای اکبر می افزاید که با وجودیکه "ندای خلق" با استفاده از ادبیات و اصطلاحات برانگیزنده میخواست احساسات ضد استبدادی را تحریک کند اما تمامی این نشریه ها زیر ردیف مشروطیت فعالیت داشتند و خواستگاه همهء انها نظام مشروطه بود.

گفتنی است که این جراید آزاد از لحاظ امکانات چاپ و قطع، تیراژ و توزیع با روزنامه ها و جراید دولتی رقابت نمی توانستند. مطبوعات دولتی با استفاده از تکنولوژی پیشرفته طباعتی با قطع و صحافت بهتر و غالبا به گونه مصور و با تیراژ بلند چاپ می شدند. اما جراید آزاد فاقد این امکانات بودند. حبیب الله رفیع پژوهشگر افغان می گوید که ، احزابی که نشریه های خود را داشتند، تلاش می کردند تا این نشریه ها را به طرفداران و هم فکران شان در دور ترین نقاط کشور برسانند.

واکنش مطبوعاتی دولت

در این زمان ۸ جریده غیر دولتی دیگر نیز برای مدت کوتاهی منتشر شدند. آن ها عبارت بودند از نیلاب، آیینه، ولس، اتوم، صدای ملت، پامیر، پیام افغان و الفبا، اما شاهدان می گویند که از این شمار، جراید نیلاب و آیینه را حکومت علیه نهضت پارلمانی تاسیس کرد. و به قول عبدالحمید مبارز روزنامه نگارو پژوهشگر افغان (از نویسندگان مطبوعات چون حبیب نوابی و اکبر اعتمادی علیه نهضت پارلمانی کار گرفت) محمد کاظم آهنگ در باره جراید نیلاب و اتوم می گوید:

"اخباری (نشریه های) دیگری در اینجا بودند که یکی آن نیلاب بود این نیلاب هر که بود و هر چه بود بر ضد این سه یا چهار اخبار (نشریه)دیگر بود .غالبا می گویند که این شاهی بود. کسی بنام محمد رحیم خان شیدا اخباری را به نام "اتوم" به نشر می رساند که آن را هم اخبار آزاد می گویند لیکن من در نوشته های خود ذکر کرده ام که آن نشریه بلدیه میمنه بوده که جز قصاب و نانوا کسی دیگری را انتقاد نمی کرد."

محمد آصف آهنگ از مبارزان دموکرات آن دوره می گوید ، نیلاب، آیینه و جراید مشابه آنها خواننده نداشت. بر عکس، مردم به جراید ندای خلق، وطن، انگار و ولس دلبستگی داشتند زیرا این جراید بازتاب درد ها و آرمان های آن ها بود.

حال این سوال مطرح می شود که در دوره صدارت شاه محمود خان نقش سانسور در محدود کردن آزادی مطبوعات چگونه بود؟ دکتر اسدالله شعور پژوهشگر افغان به این نظر است که در سال های آغازین شاه محمود خان که قسمت بیشتری صدارت او را تشکیل می دهد ریاست مستقل مطبوعات وظیفه سانسور را به عهده داشته ولی سانسور به آن شکل که در دورۀ هاشم خان حاکم بود، نیست. او می افزاید بعد از قانون مطبوعات که روزنامه های ملی بوجود آمد سانسور به این جراید از طرف دولت وجود نداشت. اینها به طور آزادانه هر چیزی را که می خواستند می توانستند نشر کنند

حبیب الله رفیع به این باور است که حکومت علی رغم اعلام آزادی مطبوعات ازهمان آغاز قصد داشت که مطبوعات آزاد را سانسور کند. اما داشتن ماشین های گستتنر (ماشین ها چاپ دستی) آمکان سانسور قبل از نشر را ازحکومت سلب کرده بود.

آزادی مطبوعات، دولت مستعجل

اما دموکراسی، آزادی بیان و آزادی مطبوعات، دولت مستعجلی بود. نخست حکومت، اتحادیه محصلین را منحل کرد. میر غلام محمد غبار مورخ که در آن زمان صاحب امتیاز جریده وطن بود می نویسد:

"در طی جنبش های سیاسی که در کشور به وجود آمد محصلین (داشنجویان) سهم فعالی گرفتند. این ها با حلقه های سیاسی، مطبوعات آزاد و دست چپ پارلمان مناسبات سیاسی بر قرار کردند و بالاخره در آغاز سال ۱۳۲۹ خورشیدی (اپریل ۱۹۵۰ میلادی) به تشکیل اتحادیه محصلین پرداختند. تمام صنوف لیسه های عالی و عموم روشنفکران مبارز و حلقه های سیاسی و معلمین طرفدار ایشان بودند. اینست که حکومت از این نهضت سیاسی جوانان و نسل نو ترسید و عمر اتحادیه محصلین را به هفت ماه کوتاه کرد."

سپس نوبت جریده های آزاد وابسته به احزاب یا جمعیت های سیاسی رسید. نخست جریده «انگار» ارگان نشراتی "ویش زلمیان" در ماه دوم پس از ظهورش مصادره می شود اما جریده «ولس» به صاحب امتیازی گل پاچا الفت به عنوان ارگان "ویش زلمیان" جای آن را می گیرد. پس از «انگار»، جریده «ندای خلق» سه ماه پس از انتشار نخستین شماره اش مصادره می شود. و سر انجام نوبت به جریده «وطن» می رسد که پس از یازده ماه مصادره می شود.

«انگار» به اتهام چاپ مطلبی به قلم غلام حسن خان صافی در باره زیارت موی مبارک مصادره شد. گفته می شود که غلام حسین خان در مقاله ی افتتاح و تاسیس زیارت موسوم به موی مبارک از سوی والی ننگرهار را مورد انتقاد قرار داد و پرسشی را مطرح که کرد که چه دلیل برای اثبات اینکه این موی واقعا موی مبارک(پیامبر اسلام ) است وجود دارد. این امر سبب خشم عملیای دین شد و به گفته حبیب الله رفیع پژوهشگر افغان، روحانیون تظاهرات راه انداختند و خواستار زندانی شدن و اعدام غلام حسین خان صافی شدند. که این تظاهرات منجر به دستگیری غلام حسین خان شد و او دو سال را در زندان سپری کرد.

پس از "انگار" نوبت "ندای خلق" رسیده بود. این جریده سه ماه بیش نپایید. ندای خلق را به اتهام انتشار مرامنامه حزب خلق قبل از قانونی شدن احزاب سیاسی در افغانستان، بستند. به دنبال آن جریده وطن را بدلیل نشر خبری دردفاع از قاضی محکمه مرافعه ولایت قندهارکه جنرال عبداالغنی خان نایب الحکومه، مشتی به سینه او کوبیده بود، مصادره کردند.

مدتی بعد، انتشارجریده ولس که بجای انگار منتشر می شد با توجه به فضای پر اختناق سیاسی به تصمیم گل پاچا الفت صاحب امتیاز آن متوقف شد.

در این میان مطبوعات دولتی از جمله روزنامه اصلاح و انیس که گاه گاه مطالب انتقادی منتشر می کردند نیز در امان نماندند سید قاسم رشتیا کفیل ریاست مستقل مطبوعات در این دوره در آغاز در خاطرات خود می نویسد که علی محمد خان معاون صدارت اعضای رهبری مطبوعات دولتی را فرا خوانده به آنها گفت: "می خواهم به شما واضح بگویم که در آینده هیچگونه انتقاد و تعرض بالای ادارات، اشخاص و حتی مؤسسات غیر حکومتی قابل تحمل نمی باشد تنها پیشنهادات اصلاحی را می توانید در مطبوعات نشر کنید. هرکس به این پروگرام موافقت دارد با ماست و هرکس که موافق نیست از همین ساعت او را بخدا می سپارم."

عبدالحی حبیبی مورخ افغان که از اعضای "ویش زلمیان" و وکیل دوره هفتم شورای ملی بود با اظهار نارضایی از وضعیت، دوره وکالت را ناتمام گذاشته به پاکستان می رود و در آن جا حزب سیاسی آزاد افغانستان را تاسیس می کند، به انتشار جریده آزاد افغانستان می پردازد و در آن به تبلیغات علیه خانواده نادرشاه می پردازد.

اهالی مطبوعات در زندان

وقتی انتخابات دوره هشتم شوری فرا می رسد حکومت بار دیگر دخالت در انتخابات را شروع کرده و به این ترتیب مشعل های دموکراسی یکی پی دیگری خاموش شدند. و مخالفان حکومت به ویژه رهبران احزاب وطن و ندای خلق که تقریبآ اکثریت آن ها نویسندگان مطبوعات هم بودند به زندان می روند. برخی ازین زندانیان عبارت اند از: غبار، جویا، فرهنگ، فتح جان فرقه مشر، عبدالحی عزیز، فاروق اعتمادی، قیوم رسول، علی یاور نعیمی، علی محمد خروش، طاهر غزنوی و از اعضای خلق دکتور محمودی، برادرش رحیم محمودی، و یک برادر دیگر دکتور محمودی، یوسف آیینه، مبارز برادرم یونس مهدوی و داکتر نصرالله یوسفی.

عوامل روگردانی از دموکراسی

در مورد عوامل سیاسی روگردانی از دمکراسی و آزادی های محدود دموکراتیک و از جمله آزادی مطبوعات نظریات متفاوتی وجود دارد. محمد آصف آهنگ از اعضای حزب وطن بر مخالفت سردارمحمد داود خان و محمد نعیم خان بردارش با دموکراسی تاکید می کند. و می گوید که آنها دموکراسی را خطری برای قدرت و سلطه خود در افغانستان می دیدند و با وجودیکه در اروپا زندگی کرده بودند ولی خواهان دموکراسی در افغانستان نبودند.

عبداالحمید مبارزمدیر مسئول جریده ندای خلق علاوه بر مخالفت طرفداران سردار محمد داود علیه روشنفکران و مطبوعات آزاد ترس خانواده سلطنت از تحولات در منطقه و به ویژه ایران را نیز از عوامل سقوط دموکراسی و آزادی مطبوعات ذکر می کند:

" وقتی که تحولاتی در ایران بوجود آمد و آن تحول داکتر مصدق بود، فراری شدن پادشاه ایران، این یک فکتور خارجی بود که بر افغانستان تأثیر کرد و محافظه کارانی که چه در داخل خاندان سلطنتی بودند و چه در خارج آن بودند بر پادشاه فشار میآوردند که این گروه ها هم بالآخره مثل گروهی که در ایران با پادشاه مخالفت کرد اینها نیز مخالف سلطنت خواهند شد و از طرف دیگر سردار محمد داود خان که منتظر بود که بعد از شاه محمود خان به صدارت برسد طرفداران وی هم در این قسمت تبلیغات زیادی برعلیه این روشنفکران و این جراید به عمل می آوردند تا پادشاه قناعت کند"

آقای مبارز می افزاید که در عین حال ، برخی از رویداد ها مانند ویران کردن پایه های تلفن در نزدیکی کابل به دانشجویان دانشگاه و طرفداران غبار و محمودی نسبت داده می شد و این نیز دولت را برای اقدام علیه آنها وا می داشت.

اما عزیز نعیم پسر سردار محمد نعیم و بردرزاده سردارمحمد داود فقدان زمینه های اقتصادی و اجتماعی دموکراسی را دلیل می آورد و می گوید که در سال ۱۹۴۶ میلادی رهنمونی دموکراتیک وجود نداشت و گفت و گو میان حکومت و مردم وجود نداشت. وی همچنین عدم توجه به توسعه اقتصادی و اجتماعی را از اعوامل سد راه رشد دموکراسی در آن زمان می داند.

با وجود اینکه این دوره آزادی های نسبی دموکراتیک کوتاه بود اما به باور بسیاری از آگاهان و پژوهشگران اثر خود را بر بیداری و ارتقای شعور سیاسی نسل های بعدی گذاشت.

سردارشاه محمود خان که به قول میر محمد صدیق فرهنگ، عضو حزب وطن و از فعالان مطبوعاتی و سیاسی آن دوره بود، در مصاحبه ای گفته بود:

تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک

باور مکن که دست ز دامن بدارمت

سرانجام بدون آگاهی قبلی خبر استعفای خود را در ششم ماه سپتامبر ۱۹۵۳ میلادی از رادیوی کابل شنید. روز دیگر سردار محمد داود بر جای او نشست و دور تازه ای آغاز شد.