صدارت داوود خان و باز گشت محدودیت و سانسور

سردار محمد داوود خان
Image caption با آغاز صدارت داوود خان خانواده سلطنتی آزادی های محدود دموکراتیک را از مردم پس گرفتند

همزمان با استعفای شاه محمود خان در سپتامبر ۱۹۵۳ سردار محمد داوود برادر زاده اش به جای او می نشیند.

در این وقت جنگ سرد بین ایالات متحده آمریکا و اتحاد شوروی در حال تشدید بود. ایالات متحده آمریکا سعی داشت با ایجاد پیمان های نظامی، اتحاد شوروی را که تازه از انزوای استالینی بیرون شده محاصره کند و جلو پیشروی آن را بگیرد.

افغانستان مثل سایر کشور های کوچک باید مناسبات بین المللی خود را با توجه به این جنگ سرد، تعیین می کرد و این در حالی بود که مرز های تحمیل شده استعماری در بسیاری از مناطق آسیا و خاور میانه و ازجمله در افغانستان مورد سوال قرار گرفته بود.

در داخل افغانستان، خانواده سلطنتی آزادی های محدود دموکراتیک دهه دموکراسی را از مردم پس گرفته بودند.

آزادی مطبوعات سلب شده بود، جراید آزاد و مطبعه های خصوصی که در واقع ماشین های گستتنر بودند مصادره شد، حکومت دوباره در انتخابات شورا مداخله کرد و شماری از روشنفکران و ژورنالیست های آزادیخواه به زندان افتادند.

سردار محمد داوود که در سراسر دوره ده ساله نخست وزیری خود توسعه اقتصادی و تشکیل پشتونستان را شعار قرارداده بود، بازگشت به آزادی های دموکراتیک را همچنان متروک گذاشت.

برخی از تحلیلگران و فعالان سیاسی آن دوره به این عقیده اند که سردار داوود و برادرش سردار محمد نعیم خان، که فرد شماره سوم هرم قدرت شناخته می شد، اصلآ مخالف دموکراسی بودند.

محمد آصف آهنگ یکی از طرفداران دموکراسی و مشروطیت که در این دوره به زندان رفت، می گوید که با به قدرت رسیدن شاه محمود خان، سردار داوود خان و نعیم خان، طرفداران عموی خود هاشم خان بودند، با شاه محمود خان همکاری نکردند و در عوض در لندن و پاریس سفیر شدند و زمانیکه آنها متوجه شدند که مردم در داخل افغانستان روز بروز بیشتر متوجه اخبار می شدند و پی بردند که مردم دارند آگاه می شوند و شاید قدرت را در دست بگیرند، برای جلو گیری این روند، به افغانستان باز گشتند.

اما عزیز نعیم، برادرزاده سردار محمد داوود و استاد تاریخ سیاسی در دانشگاه کابل، به این باور بود که عمویش به اولویت پیشرفت و توسعه اقتصادی معتقد بود و محدودیت بر آزادی ها و از جمله آزادی مطبوعات را تنها برای دوره کوتاهی می خواست.

آقای نعیم به این عقیده است که زمانی که داوود خان دید که شرایط برای توسعه مساعد است، خودش پیشنهادات مقدماتی خود را برای دموکراسی و دگرگونی به شاه پیشکش کرد و شاه را از نارضایتی مردم در خفا آگاه کرد.

عبدالحمید مبارز که در این دوره نقش فعالی در مطبوعات داشت نیز این نکته را تائید می کند. او به این نظر است که داوود خان علی رغم آن که شخصیتی وطندوست و ترقی خواه بود، آزادی مطبوعات و آزادی های اساسی را در دوره های صدارت و ریاست جمهوری خود نپذیرفت.

"من بعد از آنکه از زندان رها شدم. فرصتی پیدا شد و سردار محمد داود خان مرا احضار کرد. همین موضوع را وی برایم به این شکل گفت که:« برادر شما در هر نقطه افغانستان که بروید کسی سخن شما را قبول نمی کند و اگر یک ملا برود گپ او را قبول می کنند. بنا شما اول بگذارید که توسعه اقتصادی بیاید، یک روشنی در مملکت بیاید، بعد از آن پروگرام تانرا روی دست بگیرید".

آزادی مطبوعات قربانی رشد اقتصادی

برخی دیگر از پژوهشگران به این عقیده اند که در پی جنگ جهانی دوم، توجه به توسعه اقتصادی و خدمات اجتماعی که محمد داوود در پی آن بود در واقع یک مشی عمومی در بسیاری از کشور های آسیا، خاورمیانه و آفریقا بوده است.

اسماعیل اکبر پژوهشگر و تحلیلگر امور سیاس در افغانستان:

"این یک روال تقریباً عمومی بود. شوروی حامی اکثر دولت های تازه به استقلال رسیده بود و آنها مثلاً سوریه، مصر و عراق و خاورمیانه یا الجزایر، تا جایی که من به خاطر دارم مثل دیگرکشور ها، اکثرا همین مشی را داشتند که بیشتر بالای اقتصاد تکیه کنند و در همه جا ها در عرصه سیاست و مطبوعات یک نوع دیکتاتوری ملایم اعمال می شد".

لغو قانون مطبوعات دوره شاه محمود خان و سلب آزادی بیان، ناگزیر سانسور شدیدی را در پی داشت. دردوران نخست وزیری محمد داوود ریاست مستقل مطبوعات وظیفه نظارت بر مطبوعات و سانسور را به عهده داشت. دکتور اسدالله شعور پژوهشگرافغان می گوید که ریاست مستقل مطبوعات به همان شکل دوره قبل ،اعمال سانسور را ادامه داد و در این دوره حق آزادی بیان را از روشنفکران گرفت.

به گفته آقای شعور در دوراه صدارت داوود خان، خانواده مطبوعات رنج فراوانی کشید: " در همین دوره است که بازهم مطبوعات قربانی های زیادی می دهد و اشخاص زیادی مثل مرحوم غلام محمد شاکر و یا یونس حیران، مدیر روزنامه انیس، به زندان می روند. در این دوره بازهم سانسور به صورت بسیار شدید بر مطبوعات اعمال می شود. در طول ۹ سال و شش ماه صدارت داود خان حاکمیت بسیار ظالمانه بر مطبوعات از لحاظ سانسور و کنترل حاکم است."

توسعه کمی مطبوعات و رسانه ها

سلب آزادی مطبوعات در دوره نخست وزیری محمد داوود، مانع توسعه کمی و گسترش فعالیت مطبوعاتی و رسانه ای نمی شود. زیراحکومت برای آگاه ساختن مردم از اهداف سیاسی و اقتصادی خود و بسیج آن ها برای اجرای این اهداف به توسعه مطبوعات و سایر رسانه ها و بخصوص رادیو نیاز داشت. درین دوره مطبوعات و رسانه ها از نظر کمی توسعه یافت.

حبیب الله رفیع پژوهشگر افغان نشریات زمان داوود خان را چنین بر می شمارد: " نشرات دولتی در دوره داوود خان گسترش یافت، مثلاً از طرف وزارت معارف نشرات زیاد بوجود آمد. در همین دوره مجله «ادب»، مجله «وژمه»، مجله« جغرافیا»، مجله «اخبار عرفانی» و مجله« شوونکی» تأسیس شدند. تقریباً ده الی دوازده نشریه از وزارت معارف بود و در تعداد نشرات بسیار زیاد شد."

همچنین دراین دوره سعی می شود که روزنامه نگاری در افغانستان با معیار های بین المللی سازگار شود. در همین دوره است که برای نخستین بار شعبه ژورنالیسم در دانشگاه کابل تاسیس می شود. وحید غروال رئیس دانشکده ژورنالیسم دانشگاه کابل،تاسیس این شعبه را دستاورد بزرگ می شمارد و می گوید که در همین دوره بود که برخی از داشنجویان دانشکده ژورنالیسم مانند صلاح الدین کشککی و محمد خالد روشان برای آموزش، عازم ایالات متحده آمریکا می شوند.

پشتونستان و سیاست بی طرفی در محور مطبوعات

پژوهشگران به این نظر اند که در مطبوعات و رسانه ها ی این دوره علاوه بر اخبار و گزارش رویداد های داخلی و خارجی و پژوهش های تاریخی و ادبی سه موضوع اساسی یعنی رشد اقتصادی افغانستان، مسئله پشتونستان و سیاست بی طرفی افغانستان در میان دو قطب بزرگ، جایگاه ویژ ای داشت.

بدیهی است که مطبوعات و رسانه ها برنامه های اقتصادی وسایر فعالیت ها ی دولت را به طور گسترده و با استفاده از همه ژانر های مطبوعاتی بازتاب می دادند و اما ببینیم که مطبوعات وسایر رسانه های در بازتاب دو موضوع اساسی دیگر یعنی مسئله پشتونستان و سیاست بیطرفی افغانستان چه گونه عمل می کرد؟

مسئله پشتونستان

با حاد شدن مسئله پشتونستان دولت روز نهم سنبله را به عنوان روز پشتوستان اعلام کرد، جاده ای را به نام پشتونستان مسما کرد و در عرصه مطبوعات روزنامه تازه ای به نام هیواد ظهور کرد.

به نظر عبدالحمید مبارز روزنامه نگارو پژوهشگر افغان "چون نهضت پشتونستان در عصر سردار محمد داوود خان بسیار زیاد پشتبانی و حمایت می شد روزنامه هیواد برای معرفی مسائل مربوط به پشتونستان بوجود آمده بود."

در خصوص فعالیت های مطبوعاتی و رادیویی برای برجسته ساختن مسئله پشتونستان سوالی مطرح می شودکه این فعالیت ها تا چه حدی در بسیج مردم به دفاع از داعیه پشتونستان موثر بود؟

اسماعیل اکبر پژوهشگر و کارشناس امور سیاسی به این باور است که تبلیغات دولت در مورد اختلافات با پاکستان به گوش مردم رسیده بود این تبلیغات در مورد پشتونستان خیلی ها موثر واقع شده بود .

اما داکتر اکرم عثمان نویسنده و تحلیلگر مسایل سیاسی عقیده دارد که پیشاپیش حدس زده می شد که این سیاست به ناکامی منجر می شود و مطبوعات آن زمان هم ظرفیت لازم را برای بیان این قضیه نداشت.

او می گوید که داوود خان درک درستی از ظرفیت سیاسی اقتصادی افغانستان نداشت و با در نظر داشت اینکه پاکستان از پشتیبانی انگلیس و آمریکا برخوردار بود، حدس زده می شد که سیاست داوود خان به ناکامی بیانجامد. و در دوره های بعدی چنین شد و قضیه پشتونستان به بن بست مواجه شد.

بسیاری از پژوهشگران به این عقیده اند که سردار محمد داوود و همکارانش در این دوره ده ساله، سیاست خارجی بی طرفی مثبت و فعال افغانستان را با موفقیت ادامه دادند و توازن را در مناسبات و جلب کمک ها از شرق و غرب حفظ کردند. و مطبوعات جدا تحت کنترل قرار داشت تا چیزی مخالف این سیاست منتشر نکند.

سیاست بی طرفی در مطبوعات

عزیز نعیم برادر زاده داوود خان و استاد علوم سیاسی در دانشگاه کابل می گوید که چون دولت روی سیاست بی طرفی تاکید داشت، نمی خواست که نوشته ای مخالف این سیاست در مطبوعات بروز کند و دولت می کوشید تا سیاست بی طرفی خود را حفظ کند.

در مورد کنترل سیاست بی طرفی در مطبوعات مثال های زیادی وجود دارد. به طور نمونه در آستانه دیدار آیزنهاور رئیس جمهور آن وقت ایالات متحده آمریکا از افغانستان روزنامه اصلاح در ضمن معرفی اونوشته بود که: "چون در سالهای اخیر دهه ۴۰ حرکات تجاوزکارانه اتحاد شوروی در اروپا و نقاط دیگر جهان شدت اختیار نمود، رئیس جمهور ترومن، ژنرال آیزنهاور قهرمان جنگ عمومی دوم را به عنوان قوماندان اعلای پکت آتلانتیک شمالی تعیین نمود."

سید قاسم رشتیا رئیس مستقل مطبوعات آن زمان در ین باره می نویسد که: "این جمله که در بین یک مضمون مطول چندان جلب توجه نمی کرد (که حتی خودم هم متوجه آن نشده بودم) از کدام منبع به توجه سردار محمد نعیم خان رسانیده شده و به ایشان چنین وانمود گردیده بود که گویا این جمله قصدا به غرض تحریک اتحاد شوروی گنجانیده شده است و آن ها راسا به صباح الدین کشککی مدیر روزنامه اصلاح تلفن نموده و پس از تذکر عصبانیت به او ابلاغ کرده بودند که به صورت فوری وظیفه را ترک کند."

نمونه دیگر این حساسیت جدی اظهارات نجیب الله توروایانا سفیر افغانستان در آمریکا است، آقای توروایانا گفته بود که کمونیسم مخالف اسلام است و این جمله می توانست به اتحاد شوروی بر بخورد و مخالف سیاست بی طرفی افغانستان تلقی شود. سید قاسم رشتیا رئیس مستقل مطبوعات که به سبب این حادثه در جلسه کابینه مورد مواخذه سردار محمد داود قرار گرفته بود در خاطرات سیاسی خود می نویسد:

"سردار بولتن را به من نشان داده پرسید آیا شما بولتن را دیده اید؟ گفتم تا به حال به ملاحظه من نرسیده است. دفعتا با لحن افروخته ای گفت: پس معلوم می شود که شما از کار هایی که به اداره مطبوعات تعلق دارد خبر ندارید."

رشتیا ادامه می دهد که او سعی کرد استدلال کند و از خود و همکارانش دفاع کند آن گاه سردار محمد نعیم خان وزیر خارجه به لحن شدید تری به او گفت: "از شما به حیث شخص مسئول مطبوعات سوال می کنم که اصلا ریاست مطبوعات چرا اجازه داد که این بولتن نشر شود؟"

مطبوعات زنان

بسیاری ازمورخین، پژوهشگران و تحلیلگران رویداد های تاریخی افغانستان رفع حجاب در دوره نخست وزیری سردارمحمد داوود خان را یکی از مهمترین دستاورد ها برای افغانستان آن زمان می دانند و معتقدند که شخص محمد داود درین مورد با تدبیر و کاردانی کار موفقانه ای انجام داده است.

رفع حجاب مشارکت بیشتر زنان در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و سپس سیاسی را در پی داشت. تقویت و گسترش فعالیت موسسه نسوان یا دمیرمنو تولنه (جمعیت زنان)، تاسیس مجله میرمن یا "زن" از طرف این موسسه و فعالیت گروهی از زنان پیشتازی که این موسسه و مجله را مرکز فعالیت خود ساخته بودند، نقش موثری در آگاهی زنان از حقوق و مسئولیت های شان ایفا کرد.

نجیبه ایوبی خبرنگار و رییس رادیوی کلید در افغانستان می گوید که با تاسیس مجله "میرمن" (زن) در سال ۱۳۳۲ خورشیدی مسائل حقوقی مربوط نان و و مسائل سیاسی اجتماعی مربوط زنان در این نشریه بازتاب یافت. اما خانم اوبی می افزاید که در کنار "میرمن" مجله های دیگری ویژه بانوان نیز قبل از آن و بعد از آن نشر می شدند . از آن جمله از "ارشاد النسوان" و مجله "مهری" که در سال ۱۳۳۷ در هرات آغا به چاپ کرد نام می برد.

به گفته ء خانم ایوبی زنان فعال در ساحه مطبوعات در آن زمان عبارت بودند از:

"خانم های که در آن دروه همکار مجلهء «میرمن» بودند، خانم رقیه ابوبکر، خانم کبرا نورزائی و خواهر شان(حمیرا نورزایی) ، خانم معصومه وردک، خانم نفیسه عباسی و خانم شفیقه کبیر سراج بودند و در کنار اینها در ولایت هرات خانمی که مسوول مجله «مهری» بودو در کار روزنامه نگاری بسیار معروف بود،خانم رؤوفه احراری بود."

مطبوعات کودکان

یکی دیگر از دستآورد های این دوره در عرصه مطبوعات را ظهور نشریه های کودکان می دانند. پس ازسقوط سلطنت شاه امان الله در مدت قریب به یک ریع قرن کسی به فکر نشریه ای برای کودکان نبود. امادر این دوره بار دیگر توجه به کودکان معطوف می شود و نشریه هایی کودکان منتشر می شود.

حبیب الله رفیع در دوره صدارت داوود خان از انتشار نشریه "کوچنیان ژغ" (صدای اطفال)، "د ولو انیس" (انیس کودکان) و نشریه "د انجونو روزل" (آموزش دختران) یاد می کند. و می گوید که دیگر موسسات تحصلات عالی و مدارس نیز شورع به نشر مجلات پرمایهء علمی کردند.

در دوره ده ساله نخست وزیری محمد داوود رهبری مطبوعات را بالترتیب، صلاح الدین سلجوقی، محمد هاشم میوندوال، سید قاسم رشتیا، و محمد آصف سهیل به عهده داشتند.

شماری از روزنامه نگاران معروف این دوره این ها بودند: عبدالروف بینوا، عبدالحمید مخمور، محمد یونس حیران، عبدالحمید مبارز، قیام الدین خادم، محمد شاه رشاد، صباح الدین کشککی، محمد عمر شاکر. محمد ابراهیم عباسی، محمد محسن فیروز، محمد شفیق وجدان، محمد بشیر رفیق، محمد ولی زلمی،علام حضرت کوشان، نور محمد تره کی،سید گلاب ننگرهاری، عبدالله غمخور و ارسلان سلیمی.

به گواهی بسیاری از مورخان و تحلیلگران دوره نخست وزیری محمد داوود به مقایسه با زمامداران سلف و خلف او شاهد پیشرفت های قابل ملاحظه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی بود، اما مطبوعات این دوره نتوانست با این پیشرفت ها همگام باشد.

به نظر میرسد که ناکامی محمد داوود در حل اختلافات با پاکستان و بحرانی شدن روابط افغانستان و پاکستان، وابستگی فزاینده نظامی و اقتصادی به اتحاد شوروی ، تنش های داخل خانواده سلطنتی وبه ویژه مخالفت سردارشاه ولی خان عمو و سردار ولی پسر عمویش با او و سر انجام متروک گذاشتن آزادی های دموکراتیک، ادامه حکومت او را سخت دشوار ساخت.

سرانجام محمد داوود در ماه حوت/اسفند ۱۳۴۲ خورشیدی استعفا کرد و با کنار رفتن او دور تازه ای آغاز شد.

در این دوره که ده سال و چند ماه ادامه یافت گام هایی در راه مشروطیت برداشته شد.از جمله با تصویب یک قانون اساسی دموکراتیک، بیشترین بخش از حقوق و آزادی های اساسی مردم از جمله آزادی بیان تضمین شد و بار دیگر نشریه های آ زاد و غیر دولتی ظهور کرد.