نشریات بی‌درآمد در بازار رسانه‌ای افغانستان

حق نشر عکس BBCPersian.com
Image caption بازار رسانه ای افغانستان در سالهای اخیر با هجوم غولهای رسانه های همراه بوده است

رسانه‌های چاپی ما از سال ۱۲۵۲ تاکنون با وجود چشیدن گرم و سردهای بسیار، رشد پیوسته‌ای نداشته و به پختگی نرسیده است.

در بی‌ثباتی‌های این ۱۳۸ سال، مطبوعات نیز مانند خود افغانها با تیغ "پادشاه گردشی‌ها" پارچه پارچه شده است - پارچه پارچه شدنی که غیر از دردها و تلفات آشنا، دو آسیب جدی را بر پیکر مطبوعات وارد کرده است.

اول اینکه در بسیاری موارد رابطه آیندگان با گذشتگان قطع شده و تجارب یک نسل به نسل دیگر انتقال نیافته است. دوم، رسانه‌های چاپی افغانستان نتوانسته همپای همتایان خود حرکت کند و بسیار عقب مانده است.

وقتی پس از سقوط طالبان فضا برای رشد رسانه‌های چاپی باز شد، روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها و جراید بدون حتی پشتوانه تجارب نسبی که روزنامه‌نگاران چند دهه قبل به دست آورده بودند، ناآشنا با مخاطب و بسیار مبتدی از نو آغاز کردند.

اما دیگر نه دوره میرزا عبدالعلی خان بود، که زمان برای رشد کودکی چون شمس النهار بقدر کافی شکیبایی داشته باشد، و نه دوره محمود طرزی، که سراج‌الاخبار، نهال دست عبدالرووف قندهاری را پس از نزدیک به شش سال توقیف، از سیاهچال سانسور بیرون کرده و به ثمر برساند.

دهه پس از رژیم طالبان، دوران پرسرعت، پرشدت، کم دقتی و هجوم غولهایی بود که سراسر بازار رسانه‌ای افغانستان را لقمه‌ای بیش نمی‌دانستند و در هوای فتح "دهکده جهان" بودند.

در این حال و هوا روزنامه‌ها و جراید افغانستان برای فتح وزارت خانه‌ها، سفارتخانه‌ها، (دفاتر ان‌جی‌او) ها و معدود دفاتر افراد و گروههای سیاسی، مطبوعاتی و فرهنگی لاک‌پشت ‌وار به راه افتادند (روزنامه‌ها و مجلات افغانستان هنوز حتی در شهرهای بزرگ فقط در دفاتر توزیع می‌شوند و به خانه‌ها و بازارها راه نیافته‌اند).

اما این لاک‌پشت نیز شانس موفقیت دارد، به شرط آنکه خود محیط و مسیرش را بشناسد و بجای دویدن با پای پیاده ابزار و امکانات عصرش را در اختیار گیرد، ولی از آن جایی که اقتصاد زیربنای بسیاری از حرکت های اجتماعی است، این موفقیت بدون درآمدزا بودن رسانه‌های چاپی میسر نیست.

وابستگی اقتصادی رسانه‌های چاپی

حق نشر عکس BBCPersian.com
Image caption به نظر می رسد که انتشار نشریه شغل اصلی بسیاری از ناشران آنها نبوده است

از نظر مالی رسانه‌های چاپی افغانستان هنوز به استقلال دست نیافته است. نشریه‌هایی که دوام آورده‌اند، همه از لحاظ مالی به منابع عایداتی دیگری وابسته‌اند و در نتیجه در خدمت مراجعی که تامین کننده منافع مالی آنها است، قرار دارند. این وابستگی مانع جدی در راه رشد روزنامه‌ها و جراید می‌باشد. البته استثنا همیشه وجود دارد.

الگوهای مشهور منابع مالی رسانه‌های چاپی افغانستان از این قراراند:

۱. یک موسسه یا نهاد افغانی، با مبالغ هنگفت پول برای تطبیق برنامه‌هایش با عناوینی چون ترویج دمکراسی، تساوی جنسیتی، توسعه جامعه مدنی، حقوق بشر، اطلاع رسانی، تقویت رسانه‌ها و عناوین دیگری که در این سالها بسیار شنیده‌ایم، به کار آغاز می‌کند و قسمتی از این پول نصیب رسانه‌های چاپی می‌ شود.

یعنی چنین موسسه ای احساس نیاز می کند که روزنامه یا هفته نامه و یا هم مجله ای داشته باشد که فعالیت های خود را در آن منعکس کند و در کنارش، به اطلاع رسانی و چاپ مطالب سرگرم کننده و آموزشی هم بپردازد اما اصل تبلیغ مستقیم یا غیر مستقیم نهادی است که این نشریه را ایجاد کرده است.

۲. فرد قدرتمندی به تربیون ارزان و کم دردسری نیاز دارد که بتواند در شرایط حساس زمینه مانور سیاسی را برایش مهیا سازد. به همین خاطر نشریه‌ای راه می‌اندازد و همه مصارف آن را می‌پردازد. ۳. سازمانهای بین‌المللی و سفارتخانه‌های خارجی از طریق کانالهای مستقیم یا غیر مستقیم، برخی نشریه‌ها را حمایت مالی می‌کنند. پولی که از این منابع به رسانه‌های چاپی سرازیر می‌شود، با مبالغی که بخاطر خرج دسترخوان (سفره)، مصارف مبارزات انتخاباتی و جلب توجه صاحبان قدرت پرداخته می‌شود، هرگز قابل مقایسه نیست.

۴. در مواردی نیز تاجران و سرمایه‌گذاران به برخی رسانه‌ها کمک مستقیم و مستمر می‌کنند و به برخی دیگر در قالب آگهی‌های تجاری و کمکهای مناسبتی (مانند دوره انتخابات) یاری می‌رسانند.

۵. گروهی از رسانه‌های چاپی از سوی دولت، احزاب و سازمانهای سیاسی حمایت مالی شوند.

در همه رسانه‌ها و در هرجای دنیا جلب حمایتهای مالی رایج است و در شرایطی که کل بودجه عمرانی و نصف بودجه عادی دولت افغانستان از سوی خارجی ها تامین می‌گردد و حداقل در یک مورد دفتر ریاست جمهوری نیز رسما اعلام کرد که برای رسیدگی به برخی امور خاص ریاست جمهوری کانالهای رسمی دریافت کمکها را دور زده و به طور مستقیم از سفارت ایران پول دریافت کرده است، جنبه سیاسی منابع مالی رسانه‌های چاپی چندان جای بحث ندارد.

پولی که از فروش نشریات به دست می آید، در اکثر رسانه‌های چاپی افغانستان بسیار ناچیز و در مواردی در حد هیچ است. اما درآمد آگهی‌ها چنین نیست. بسیاری روزنامه‌ها و مجله‌ها آگهی چاپ می‌کنند و مهمتر از آن، فرصت بالقوه خوبی برای جلب آگهی‌ها وجود دارد. ولی آیا رسانه‌های چاپی از ظرفیت لازم برای جذب آگهی برخوردار هستند؟

نبود ظرفیت لازم برای جذب آگهی

رسانه‌های چاپی در مجموع زنجیره تولید، بازاریابی، توزیع و مصرف مشکل دارد. در بخش تولید سرمایه‌گذاری لازم نشده، اکثر این رسانه‌ها به منابع دست اول اطلاعات دسترسی ندارند و به ندرت نوشته‌های مخاطب پسند در آنها دیده می‌شود.

صفحه‌آرایی و حتی قطع بسیاری نشریه‌ها نازیبا است؛ توزیع به موقع و پوشش وسیع ندارند (روزنامه‌ها و هفته نامه‌های افغانستان از ۵۰۰ نسخه تا ۵۰۰۰ نسخه تیراژ دارند).

از همین رو، اگر کسی برای تبلیغ خدمات یا محصولاتش از میان ابزارهای مختلف (رادیو، تلویزیون، تبلیغات محیطی، رسانه‌های چاپی و اینترنت) انتخاب کند، با توجه به نوعیت کار و ساحه پوشش خدمات و محصولاتش در قدم اول به یکی از سه گزینه رادیو، تلویزیون و تبلیغات محیطی روی می‌آورد و انتظار نمی‌رود که از این سه نوع رسانه بگذرد و به روزنامه یا هفته‌نامه‌ای آگهی بدهد.

ولی آگهی‌های نیازمندی، کاریابی و تدارکاتی ادارات دولتی و برخی موسسات استثنا هستند. این گونه آگهی نوعی رفع مسئولیت بوده و آگهی دهنده به نتایج آن دلچسپی ندارد.

امروز در روزنامه‌های افغانستان غیر از آگهی چند شرکت بزرگ که پس از مشبوع کردن رادیوها، تلویزیونها و تبلیغات محیطی به سراغ رسانه‌های چاپی می‌آیند؛ آگهی‌های رفع مسئولیتی که در بالا ذکرشان رفت و برخی آگهی ها مناسبتی، آگهی دیگری، در روزنامه ها دیده نمی‌شود. جای شرکتهای متوسط و تازه کار، آگهی‌های نیازمندی، معاملات و خرده اعلانات (Retail Ads) در این نشریه‌ها خالی است.

از آگهی‌های موجود نیز برخی نشریه‌ها بخوبی استفاده نمی‌کنند. چنانچه گاه دیده می‌شود آگهی‌ها بسیار بدترکیب چاپ می‌شوند و بجای آنکه به رنگینی و خوشنمایی روزنامه یا هفته‌نامه کمک کنند، آن را زشت جلوه می‌دهند.

گاه هر دو صفحه پشت و روی روزنامه به آگهی اختصاص داده می‌شود و هیچ جایی برای متن باقی نمی‌ماند. معلوم نیست که آیا درآمد اینگونه آگهی‌ها به قربانی کردن محتوا و دلسرد کردن مخاطبان روزنامه می‌ارزد یا خیر.

فرصت هنوز باقی است

حق نشر عکس BBCPersian.com
Image caption رسانه های چاپی نیاز به تلاش و سرمایه گذاری بیشتری دارند

با آنکه همگانی شدن رادیو، تلویزیون و در آینده اینترنیت کار رسانه‌های چاپی را دشوار می‌کند و ممکن است بسیاری، ترجیح دهند که بجای خواندن خبر در یک روزنامه آن را از تلویزیون تماشا کنند؛ اما تجربه کشورهای دیگر ثابت کرده است که رسانه‌های چاپی می‌توانند در این رقابت خودسازی کنند و از ابزارهای جدید رسانه‌ای بهره ببرند.

از این رو، امید می‌رود آن‌عده رسانه‌های چاپی ما که در پی جایگاه مناسب در آینده رسانه‌ای افغانستان هستند، برای برنده شدن با جدیت بیشتر تلاش کنند؛ از جمله در عرصه‌های ذیل سرمایه گذاری و همت به خرج دهند:

۱. شناخت بهتر مخاطب و پاسخ به نیازهایش. ۲. حرفه‌ای کردن روزنامه‌نگاری و بالا بردن کیفیت و محتوا ۳. تمرکز بیشتر بر تجزیه و تحلیل رویدادها، بجای نشر خبر محض. ۴. بهره‌گیری از پیشرفت‌های تکنولوژیک و رسانه‌ای برای تقویت کار روزنامه‌نگاری از جمله دسترسی به اطلاعات گوناگون، صفحه‌آرایی زیبا، کاهش هزینه و افزایش تبلیغات. ۵. توجه همزمان به تولید، بازاریابی، توزیع و فروش.