افغانستان پس از 10 سال؛ بیم ها و امیدها

جنگ افغانستان حق نشر عکس BBC World Service
Image caption جنگ افغانستان طولانی ترین عملیات نظامی تاریخ آمریکا لقب گرفته است

حدود ده سال پیش و با سقوط دولت طالبان در نتیجه حمله آمریکا و نیروهای بین المللی، من در کابل شاهد بادباک هایی بودم که دوباره بر فراز آسمان ها می رقصیدند و این نمادی بود از پایان کابوس طالبان.

افراشتن بادبادک ها، جشنی بود که رهایی دوباره افغان ها را تجلی می داد؛ رهایی از محدودیت هایی چون آواز خوانی، نقاشی تمثال آدم ها و پوشش سختگیرانه برای زنان و نظایر آن که با مجازات های شدید طالبان برای متمردان همراه بود.

دولت تحت کنترل طالبان، بی رحم ترین دولتی بود که من به عمرم دیده بودم و بدتر از آن اینکه من مردی را دیدم که دست ها و پاها را به "اتهام دزدی" قطع می کرد و خود وزیر بهداشت دولت طالبان بود.

هنگامی که با حمله نیروهای غربی، طالبان شهر به شهر عقب نشینی کرد، من به خود می گفتم که آنها دیگر هیچگاه باز نخواهند گشت.

من هیچگاه فکر نمی کردم که آمریکا و بریتانیا تنها یک سال پس از حمله به افغانستان، دوباره تدارک حمله به کشوری دیگر را ببینند و بودجه ای که قرار بود برای آبادانی و رهایی افغانستان از فلاکت پس از طالبان هزینه شود را خرج براندازی صدام حسین، دیکتاتور عراق، کنند.

'هوشمندی بیشتر'

حق نشر عکس AFP
Image caption افراشتن بادبادک ها در کابل، پس از سقوط طالبان جشنی بود که رهایی دوباره افغان ها را تجلی می داد

در حد فاصل سالهای ۲۰۰۵-۲۰۰۱ هنگامی که غرب کمتر به افغانستان توجه داشت، طالبان گام به گام بازگشت. دیپلمات های آمریکایی و بریتانیایی که در افغانستان مستقر بودند، هنگامی که شاهد این امر بودند، نمی دانستند که از فرط عصبانیت و ناراحتی چه کنند.

و از آن بدتر، بنابر گزارش رویترز، در سال ۲۰۰۶ جان رید، وزیر دفاع بریتانیا که اکنون لقب لرد هم گرفته، گفت که سربازان بریتانیایی مشغول کمک به افغان ها برای دوباره ساختن کشورشان هستند و آماده اند که با کمال خوشحالی و پس از سه سال که حتی یک تیر هم در نکرده اند، خاک افغانستان را ترک کنند.

اگرچه این اظهارات بعدها بر علیه آقای رید استفاده شد اما اوضاع در سال ۲۰۰۶ این چنین به نظر می رسید.

اوضاع افغانستان در حال تغییر کردن بود و آن هم نه از نوع خوب و این بار هم علت، ریشه در جایی در عراق داشت. آمریکا سهل‌انگاری نیروهای بریتانیایی در بصره عراق را مورد انتقاد قرار می دادند و خواستار سخت گیری بیشتر و خشونت فراگیر تر از جانب آنها بودند.

در آخر هم نیروهای هر دو کشور عراق را ترک کردند و دوباره تمرکز خود را بر روی افغانستان قرار دادند. اما این بار سیاست بریتانیا در افغانستان تغییر کرده بود و به جای مشارکت در بازسازی، سربازان بریتانیا به درگیری رو در رو پرداختند.

به نظرم، انتقاد آمریکا از بریتانیا و متهم کردن نیروهای این کشور به "آسان گیری" برای بریتانیایی ها گران تمام شده بود و می خواستند نشان دهند که می توانند خشن هم باشند و جنگ را هم ببرند.

این ایده زیاد هم بد به نظر نمی رسید و کمی پس از آغاز آن و با پیوستن نیروهای بین المللی، جالب تر هم شد اما همزمان بمب سازها هم به طرز اعجاب آوری هر روز باهوش تر شدند.

حالا آمریکا و بریتانیا سال ۲۰۱۴ را به عنوان زمان خروج کامل نیروهایشان از افغانستان تعیین کرده اند و طالبان هم با تغییر تاکتیک تلاش می کنند که نشان دهند حتی قادر به انجام عملیات در قلب کابل هستند.

آنها اخیرا، توانستند که به مقر ناتو و سفارت آمریکا حمله کنند و آن طور که گفته می شود توانستند برهان الدین ربانی را از پای درآورند.

در خارج کابل اما مناطق قابل توجهی در اختیار طالبان قرار دارند.

حدود دو سال پیش من از مدرسه دخترانه ویران شده ای در لوگر گزارش تهیه کردم که طالبان آن را منهدم کرده بودند و حالا در تعجبم که آنها گستره خود را تا پایتخت افزایش داده اند.

اکنون سفر به لوگر برای غربی ها بسیار خطرناک توصیف می شود و من در تعجبم که آیا اکنون پس از ۱۰ سال، طالبان در حال مراجعت است.

آیا طالبان دوباره به کابل خواهند آمد و کودکان بادبادک باز را شلاق خواهند زد؟

مطالب مرتبط