رمز موفقیت طالبان در چیست؟

حق نشر عکس Reuters
Image caption پیکارجویان طالبان که در سال‌های ابتدایی حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان به حاشیه رانده شده بودند، با سازماندهی تازه و تجدید قوا به صحنه باز گشته‌اند

ده سال پیش هزاران نفر از پیکارجویان طالبان قدرت را در افغانستان واگذار کردند، از پایگاه های نظامی‌شان گریختند و راهی کوه و بیابان شدند تا نیروهای غربی بدون جنگ و درگیری قابل توجه افغانستان را تسخیر کنند.

این شبه نظامیان رانده‌شده دیروز، امروز به نیروهای چریکی چیره‌دستی تبدیل شده‌اند. در حالی که آمریکایی‌ها در حال برنامه‌ریزی برای خروج آرام و موفقیت‌آمیز از افغانستان هستند، نیروهای طالبان به تازگی چند موضع بسیار حساس و مهم را مورد هدف قرار داده‌اند.

نکته قابل توجه این است که پیشرفت‌های اخیر این گروه بدون داشتن رهبری کاریزماتیک، سلسله مراتب فرماندهی متمرکز و دیدگاه سیاسی-اقتصادی محقق شده است.

رمز موفقیت آنها در چیست؟

تا سه سال بعد از سقوط دولت طالبان توسط نیروهای ائتلاف در اکتبر سال ۲۰۰۱، این گروه فعالیت بسیار محدودی در افغانستان داشت.

محمود شاه، رئیس سابق امور امنیتی در مناطق شمال غرب پاکستان می‌گوید: "طالبان در ابتدا به دلیل پایان دادن به جنگ داخلی چهارساله در افغانستان، مورد استقبال مردم قرار گرفتند، اما بعد از آغاز اجرای قوانین سخت‌گیرانه شریعت، آزردگی مردم هم شروع شد."

به گفته محمودشاه "مردم از آمدن آمریکایی‌ها خوشحال شدند چون آنها را نیروهای آزادی‌بخش خود می‌دانستند. در آن زمان دیگر جایی برای بازگشت فوری طالبان نبود."

با وجود این تا سال ۲۰۰۶ طالبان توانستند به بخش‌های بزرگی از جنوب افغانستان به ویژه ولایات زابل، قندهار و هلمند نفوذ کنند.

از سال ۲۰۰۸ آنها شروع به افزایش فعالیت و حوزه نفوذشان به سوی کابل کردند.

سرتیپ محمودشاه معتقد است آمریکایی‌ها در دو مورد مرتکب اشتباهاتی شدند که پیروزی‌هایشان را تحت تاثیر قرار داد.

او می‌گوید: "آنها به جای توجه به برقراری ثبات و توسعه در افغانستان، بر روی اهداف نظامی تمرکز کردند و علاوه بر این طی مدت کوتاهی وارد جنگی دیگر در عراق شدند و از توجه کافی به افغانستان بازماندند."

حق نشر عکس AFP
Image caption شورش‌های طالبان گسترده‌تر شده و به مناطقی در اطراف پایتخت و حتی مناطق آرامی چون ولایات شمالی افغانستان سرایت کرده است

به گفته محمودشاه نداشتن برنامه برای بازسازی افغانستان و بروز فساد شدید دولتی در میان مقام‌های این کشور، درست در زمانی که میلیون‌ها پناه‌جوی افغان در حال بازگشت از ایران و پاکستان بودند، باعث ایجاد سرخوردگی گسترده و در پی آن تقویت نیروهای شورشی شد.

پاکستان، خانه امن

شمار زیادی از تحلیلگران نقش پاکستان را هم در بازگشت طالبان مهم می‌دانند؛ کشوری که در سال ۱۹۹۴ طالبان در آن متولد شد ودر سال ۲۰۰۱ نیز بسیاری از نیروهای این گروه به آن گریختند.

بسیاری معتقدند که شورش‌های تازه در افغانستان، در منطقه قبیله‌نشین وزیرستان پاکستان متولد شده است.

به گفته آنها در حالی که دیگر نقاط افغانستان آرام بود، وزیرستان شاهد فعالیت‌های روزافزون طالبان بود که اخبارش کم‌کم به عناوین رسانه های بین‌المللی راه پیدا می‌کرد.

در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ درگیری‌هایی بین نیروهای پاکستان و طالبان رخ داد که منجر به یک رشته قرارداد صلح بین این گروه با ارتش پاکستان شد. به این ترتیب در عمل کنترل بخش بزرگی از مناطق قبیله‌ای پاکستان در مرز افغانستان در اختیار طالبان قرار گرفت.

بیشتر تحلیلگران بر سر این نکته توافق دارند که تشکیلات امنیتی پاکستان با وجود داشتن فرصت وامکان سرکوب طالبان به آنها اجازه داد تا منطقه وزیرستان را به پناهگاهی امن برای خود تبدیل کنند.

دکتر حسن عسکری رضوی، تحلیلگر دفاعی می‌گوید: "به نظر من ارتش پاکستان بر سر طالبان دچار دودستگی شد. هم آنها را تحمل می‌کرد و هم به آنها کمک می‌کرد."

نیروهای ائتلاف اولین تلفات سنگین خود را در جنوب شرق افغانستان، درست در کنار مرز وزیرستان تجربه کردند.

بیشترین تمرکز نیروهای ائتلاف در درگیری‌های افغانستان بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ در منطقه جنوب شرق و بعد از آن در شمال شرق افغانستان، یعنی ولایت کنر در جوار مناطق قبیله ای باجور و مومند در پاکستان بود.

درگیری‌ها در این مناطق باعث شد توجه زیادی به تجمع و فعالیت نیروهای طالبان در بلوچستان پاکستان نشود. آنها به آرامی از مناطقی مانند کویته، چاغی و چمن در پاکستان توانستند به ولایات زابل، قندهار و هلمند نفوذ کنند.

نه نیروهای ائتلاف در افغانستان – که شمارشان در این مناطق کمتر از آن بود که بتوانند وارد درگیری شوند – و نه ارتش پاکستان، هیچ کدام توجه چندانی به این تحرکات طالبان نشان ندادند.

نتیجه قابل پیش بینی بود.

مقام‌های غربی اذعان کرده‌اند که تا سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نیروهای ائتلاف در جنوب افغانستان قادر نبودند کنترل مناطقی را که برای طالبان مهم بود، به دست بگیرند؛ مناطقی مانند بخش بزرگی از ولایت قندهار در مرکز و هلمند در جنوب که طالبان در آنها کارگاه‌های ساخت بمب، انبارهای سلاح و مواضع دفاعی ساخته بودند و در عین حال خطوط ارتباطی خود را نیز در این مناطق حفظ کرده بودند.

'طالبان پنجابی'

از زمان آغاز اعلام افزایش نیروها در افغانستان توسط باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۱۰، تا کنون نیروهای ائتلاف موفق شده‌اند طالبان را از مواضعشان در قندهار و هلمند عقب برانند.

اما شورش‌ها اکنون گسترده‌تر شده و به مناطقی در اطراف پایتخت و حتی مناطق آرامی چون ولایات شمالی افغانستان نیز سرایت کرده است.

در حال حاضر به نظر می‌رسد نیروهای طالبان بیشتر به بمب‌گذاری های انتحاری و حملات ویژه با بمب و اسلحه برای تهاجم به اهدافی با تاثیر روانی بیشتر روی آورده‌اند.

در عین حال سیل پایان‌ناپذیر پیکارجویان تازه‌نفسی که در پاکستان – و به خصوص منطقه وزیرستان – آموزش نظامی دیده‌اند، به سوی افغانستان در جریان است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption به گفته منابع بی‌بی‌سی از سال ۲۰۰۹ این جنگجویان برای رفتن به سوی مرز افغانستان از خودروهای نظامی پاکستان استفاده می‌کنند تا هدف هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی قرار نگیرند

منابع معتبر به بی‌بی‌سی گفته‌اند که این پیکارجویان عمدتا پاکستانی هستند و در منطقه به آنها "طالبان پنجابی" می‌گویند.

تخصص آنها در اجرای حملات طراحی‌شده با بمب و اسلحه به طور هم‌زمان است و این جنگجویان بخش اصلی شبکه حقانی مستقر در وزیرستان را تشکیل می‌دهند.

به گفته منابع بی‌بی‌سی از سال ۲۰۰۹ این جنگجویان برای رفتن به سوی مرز افغانستان از خودروهای نظامی پاکستان استفاده می‌کنند تا هدف هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی قرار نگیرند.

یک منبع نظامی پاکستان در منطقه به همکاری با این پیکارجویان اذعان کرده است. اما سرلشگر عطار عباس این موضوع را "بدخواهانه و جعلی" می‌داند.

او در پاسخ به پیامک اخیر من در این باره نوشت: "آن چه گفته شده، دروغ محض است."

با وجود این از زمان مطرح شدن اتهامات اخیر مقام‌های آمریکایی مبنی بر این که شماری از حملات در کابل احتمالا به دستور ISI (سازمان اطلاعاتی پاکستان) انجام شده، سوال‌های زیادی درباره نقش واقعی ارتش پاکستان در شورش‌های افغانستان مطرح شده است.

بسیاری در غرب معتقدند که کلید صلح در افغانستان را باید در ارتش پاکستان جست‌وجو کرد.

در ماه‌های آینده درستی این موضوع و این که پاکستان تا چه اندازه حاضر است تن به خواسته‌های جامعه بین‌الملل دهد، تا حد زیادی مشخص خواهد شد.

مطالب مرتبط