پاکستان: گرفتار یک مثلث استراتژیک

حق نشر عکس .

تحولات جهانی و منطقه ای بیانگر این واقعیت است که امروزه پاکستان گرفتار یک "مثلث استراتژیک" شده که در نتیجه یک سری حرکتهای زنجیره‌ای مراحل تکمیلی خود را طی می کند.

در ظاهر، سه زوایه این مثلث یعنی آمریکا، هند و افغانستان به لحاظ تاریخی دارای هیچ گونه اشتراک در منافع و اهداف خود نبوده اند. اما اکنون و پس از امضای موافقت‌نامه‌های استراتیژیک بین آمریکا و هند (مارس ۲۰۰۶)، هند و افغانستان (اکتبر ۲۰۱۱) و حالا آمریکا و افغانستان، نشان دهنده چشم‌اندازهایی این سه کشور است که بیشترین تاثیر را بر سیاست های داخلی، منطقه‌ای و بین المللی پاکستان گذاشته‌اند.

موافقت‌نامه‌ای استراتژیک که اکنون میان کابل و واشنگتن در حال شکل‌گیری است، می‌تواند پاکستان را با چالشهای جدیدی رو برو سازد و متعاقبا روند صلح و ثبات افغانستان و منطقه را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد.

اعلام آمریکا برای خارج ساختن نیروهای خارجی از خاک افغانستان و انتقال مسئولیتهای امنیتی این کشور به خود نیروهای افغان، این احساس را به وجود آورد که بازی در افغانستان در حال اتمام است و افغانستان حاکمیت و آزادی از دست رفته خود را بازیافته زمینه را برای امنیت و ثبات همسایگان خود نیز فراهم خواهد ساخت.

همزمان با آن، آشکار شدن قصد آمریکا مبنی بر ایجاد پایگاه های دائمی در حداقل پنج نقطه افغانستان (شیندند، شورآبک، قندهار، خوست و بگرام) و استقرار دراز مدت نیروهای آمریکایی در خاک این کشور در چارچوب یک پیمان یا اعلامیه استراتیژیک برخی ناظران سیاسی را بر آن داشت تا چنین اقدام را به معنای ادامه ناامنی در افغانستان و متعاقباً زمینه بی‌ثباتی در منطقه قلمداد کنند. اما برخی موافقان موافقت‌نامه مذکور با اذعان به ضعف نیروهای امنیتی – نظامی افغان، تهدیدات داخلی مانند طالبان و و تهدیدات خارجی بویژه تهدیداتی که به تعبیر آنها از سوی پاکستان متوجه افغانستان می شود را نیز از جمله زمینه موافقت‌نامه استراتژیک میان آمریکا و افغانستان می پندارند. برخی منابع اعتقاد دارند که فشار دولت آمریکا که بر اساس منافع درازمدت واشنگتن در این منطقه صورت می‌گیرد، دولتمردان افغان را برای نوشیدن جام زهر کاپیتولاسیون نیز آماده کرده است.

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان با نادیده گرفتن برخی مخالفتهای جدی، تصمیم گرفته تا مفاد موافقت‌نامه مذکور را به جای مجلس ملی منتخب مردم از طریق لویه جرگه‌ای که هنوز ساختار قانونی اش تکمیل نشده، به تصویب رساند. اگرچه مقامات افغان می‌گویند که سند مورد مشورت قرار گرفته را برای تایید نهایی پارلمان کشور ارایه خواهند کرد؛ پارلمانی که بسیاری از اعضای آن این جرگه را غیر قانونی خوانده اند.

اما اینجا پرسشهای مطرح می‌شود مبنی بر اینکه حضور دراز مدت آمریکا در یکی از نقاط استراتژیک جهان، در قلب آسیا یعنی افغانستان چه پیامدهای را برای افغانستان و کشورهای همسایه آن از جمله پاکستان در پی خواهد داشت؟ و عملی شدن این اقدام چه نوع واکنشهایی را در سطح منطقه برخواهد انگیخت و روابط افغانستان را با پاکستان چگونه ترسیم خواهد کرد؟

گرچه حضور دائمی آمریکا در افغانستان از همان اوائل حمله نظامی آمریکا به افغانستان پس از وقایع یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، توسط برخی کارشناسان سیاسی پیش‌بینی می‌شد و گفته می‌شد احمقانه خواهد بود اگر کسی فکر کند که آمریکاییها فقط به خاطر کمک به مردم افغانستان به اینجا سرازیر شده‌اند و به جز آن، هیچ سودی در افغانستان ندارند. اما اینگونه پیش‌بینی ها در چارچوب تئوری توطئه نگریسته می‌شد.

اطلاعات اولیه حاکی از آن است که واشنگتن عمدتاً موافقت حامد کرزی را در موافقت نامه استراتژیک مورد نظر خود جلب کرده است، اما آنچه می‌تواند آمریکا و حامد کرزی را برای رسیدن به هدف شان به مشکلات جدی مواجه سازد، علاوه بر مخالفتهای داخلی، مخالفت های همسایگان افغانستان از جمله ایران و پاکستان است که هر کدام به نوبه خود در مورد این موافقت‌نامه واکنشهایی را از خود نشان داده اند.

البته با توجه به حساسیتهای منطقه‌ای نسبت به استقرار پایگاه های دائمی آمریکا در خاک افغانستان، حامد کرزی اعلام کرده که افغانستان هیچ گاه اجازه نخواهد داد تا از خاکش کشوری دیگری مورد هدف قرار گیرد. وی اذعان می‌ دارد "دیدگاه همسایه های ما در این مورد برای ما بسیار اهمیت دارد. ما در یک جزیره زندگی نمی‌کنیم که در اطرافش هیچ چیز نباشد. ما نه تنها همسایه داریم، بلکه در منطقه‌ای زندگی می کنیم که بسیار پرتشنج است." در عین حال، برخی از همکاران حامد کرزی ملاحظات کشورهای همسایه افغانستان را بی‌مورد دانسته و آنرا به نوعی دخالت در امور داخلی افغانستان تلقی کرده اند.

صرف‌نظر از این اظهارات ضد و نقیض مقامات افغان، عمده نگرانی پاکستان اقداماتی است که با استفاده از قضیه افغانستان در تعارض با منافع و حاکمیت ملی پاکستان، صورت می گیرد. به ویژه، با عوض شدن اولویتهای آمریکا در قبال منطقه که اکنون خواهان نقش کلیدی هند در افغانستان و امور منطقه‌ای است، نگرانی های پاکستان را چند برابر کرده است.

روابط پاکستان با افغانستان که همسایه تحت تاثیر اختلافات دو کشور ناشی از خط دیوراند بوده، در زمان پس از تهاجم شوروی به افغانستان، تا حدودی تعدیل گردید و پاکستان به عنوان بازیگر جبهه مقدم ائتلاف غرب و آمریکا علیه شوروی پشتیبانی از قوای دفاعی افغانستان را به عهده گرفت. پس از وقایع یازدهم سپتامبر، پاکستان یک بار دیگر به عنوان متحد کلیدی آمریکا در قضیه افغانستان جلوه‌گر شد که البته در ده سال گذشته این نقش پاکستان با فراز و نشیب‌های زیادی رو برو بوده است.

گرچه پاکستان متحد کلیدی آمریکا در منطقه به حساب می آید، اما بدون شک اکنون امضای موافقت‌نامه استراتیژیک میان کابل-واشنگتن از اهمیت روابط استراتیژیک اسلام‌آباد-واشنگتن می‌کاهد. به عقیده سیاستگزاران پاکستانی، پس از نزدیکی هند به آمریکا در زمان پس از فروپاشی شوروی و برقراری روابط استراتیژیک میان دهلی نو و واشنگتن، اکنون امضای پیمان استراتژیک میان کابل و واشنگتن، اهمیت پاکستان را از چشم جهانیان بیش از پیش خواهد انداخت و اسلام‌آباد از عمق توجه آمریکا به حاشیه کشانیده می‌شود.

از سوی دیگر، به باور سیاستگزاران پاکستانی با امضای توافق‌نامه استراتژیک بین کابل-واشنگتن، رقیب دیرینه‌ پاکستان یعنی هند از آزادی عمل بیشتری در افغانستان برخوردار خواهد شد. پاکستان که حضور رو به گسترش هند در افغانستان را به لحاظ سیاسی غیرقابل توجیه می‌داند، نگران فعالیت کنسولگریهای هند در افغانستان بویژه در مناطق مرزی پاکستان است و سرویسهای اطلاعاتی هند را پشتیبان گروه‌های مسلح مخالف دولت پاکستان می‌داند که به عقیده اسلام‌آباد این سرویسها با همکاری عوامل ضد پاکستانی افغان از یک سو بوسیله تبلیغات منفی به افزایش احساسات ضد پاکستانی در افغانستان، دامن می‌زنند و از سوی دیگر زمینه های ناامنی در مناطقی از پاکستان بویژه در مناطق قبائلی این کشور و همچنین در ایالت بلوچستان را فراهم می‌سازند.

به عقیده محافل سیاسی پاکستان، استفاده هند از خاک افغانستان برای ناامن و بی ثبات کردن پاکستان پس از امضای موافقت نامه استراتژیک میان دهلی نو و کابل افزایش یافته و این امکان وجود دارد که پس از اجرای موافقتنامه استراتژیک کابل-واشنگتن، جای پای هند در افغانستان بازتر شده و به دلیل تعارض منافع منطقه‌ای اسلام‌آباد و دهلی نو، روند آشتی ملی و صلح و امنیت در افغانستان را با پیچیدگی‌های بیشتری رو برو خواهد ساخت و ممکن است افغانستان تبدیل به صحنه برخورد میان هند و پاکستان سازد.

پاکستان همچنان نگران مطرح شدن موضوع پشتونستان نیز هست و خواستار به رسمیت شناخته شدن خط دیوراند توسط افغانستان به عنوان مرز بین‌المللی می‌باشد. بنا به برخی اطلاعات، یکی از طرحهای که آمریکاییها برای حضور دائم در خاک افغانستان مورد بررسی قرار داده اند، این است که در صورتی که طالبان با ترک مخاصمه، وارد پروسه سیاسی شوند، می‌توان افغانستان را به شمال و جنوب تجزیه نموده و حاکمیت مناطق جنوبی را که عمدتاً پشتون‌نشنین می‌باشند، به طالبان سپرد. گرچه این طرح تاکنون به صورت جدی مطرح نشده، اما پاکستان نگران بازتابهای این گونه طرحها است که می‌تواند زمینه تجزیه و بی ثباتی در پاکستان را نیز فراهم سازد.

علاوه بر مسئله پشتونستان موضوع حضور چشمگیر جدایی طلبان بلوچ در خاک افغانستان نیز از نگرانی های جدی پاکستان می‌باشد. لذا پاکستان خواستار جلوگیری از فعالیتهای گروه های جدایی طلب در افغانستان است تا آنها نتوانند با استفاده از فعالیتهای نظامی بویژه مثلا از طریق بی.آل.ای (ارتش آزادیبخش بلوچ) از خاک افغانستان، فعالیتهای جدایی طلبانه خود را ادامه دهند.

یکی دیگر از نگرانی‌های پاکستان ادامه نقض حاکمیت ملی این کشور توسط اقداماتی مانند حملات هواپیماهای بدون خلبان آمریکایی است. پاکستان که هم پیمان کلیدی آمریکا در جنگ علیه تروریسم بوده و زیان های جانی و مالی جبران ناپذیری متحمل شده است، اکنون حاکمیت و امنیت ملی خود را در برابر آمریکا شدیداً در خطر می‌بیند و این موضوع از جمله چالشهای جدی نظامیان و نیروهای اطلاعاتی پاکستان به حساب می آید.

واکنشهای شدید احزاب و گروه‌های مذهبی و سیاسی پاکستان علیه حملات هواپیماهای بدون خلبان آمریکایی به خاک پاکستان بویژه در دوران پس از سرنگونی حکومت ژنرال پرویز مشرف دولتمردان و نظامیان این کشور را نیز شدیداً تحت فشار قرار داده است تا آنها چاره ای برای جلوگیری از اینگونه تجاوز آشکار به خاک پاکستان بیاندیشند. این اعتراضات پس از عملیات فوق سری کماندوهای آمریکایی که بدون هیچگونه هماهنگی با دولت پاکستان در شهر ابیت آباد پاکستان صورت گرفت و به ادعای دولتمردان آمریکایی منجر به کشته شدن اسامه بن لادن رهبر القاعده شد به اوج خود رسید.

پاکستان این عملیات را تجاوز آشکار به حاکمیت و امنیت ملی و نقض آشار قوانین بین المللی تلقی کرد. پس از عملیات ابیت آباد، کشته شدن دو شهروند پاکستانی توسط ریموند دیویس یکی از نیروهای سیا در شهر لاهور، موج جدید نارضایتی دولت و مردم پاکستان علیه آمریکا روابط اسلام‌آباد- واشنگتن که از قبل رو به وخامت بود را دچار شدیدترین تنش در تاریخ خود کرد و هر دو کشور به جای ادامه همکاری به گزینه‌های دیگری روی آوردند که این امر از یکسو به شدت بر آینده روابط این دو کشور سایه افکنده است و از سوی دیگر، قضیه افغانستان را نیز با پیچیدگی‌های جدیدی رو برو کرده است.

نتیجه:

- در پاکستان این باور وجود دارد که آمریکا علیرغم خرج میلیاردها دلار، نقشه‌ای که برای افغانستان کشیده بود، به واقعیت نپیوست. لذا آنها به آهستگی خواهان تغییر این نقشه هستند. شکست‌خوردگان بازی افغانستان اکنون می‌خواهند گناه کم‌کاری، ندانم‌کاری و ضعف شانرا به گردن دیگران بویژه پاکستان بیاندازند.

- برای پاکستان روی کار آمدن حکومت ضد پاکستان با ترغیب آمریکا و پشتیبانی هند در افغانستان، نگرانی عمده پاکستان است. با استقرار چنین حکومتی در کابل، حضور و فعالیت گروههای شورشی ضد پاکستان در افغانستان تقویت خواهد شد.

- لذا عمده سناریوی که اکنون پاکستان آنرا پیگیری می کند حمایت از تشکیل دولت ائتلافی در افغانستان است، شبیه آنچه در عراق تشکیل شد. دولتی که در آن تمام گروههای افغان از جمله طالبان صرفنظر از وابستگی های قومی، نژادی و مذهبی شان سهم داشته باشند.

- برای امنیت و ثبات پایدار در افغانستان لازم است تلاشهایی در سطح منطقه صورت گیرد زیرا حضور مستمر و بلندمدت آمریکا در افغانستان نه فقط اینکه واکنشهایی را در داخل افغانستان برخواهد انگیخت، بلکه موجب نارضایتی کشورهای منطقه نیز خواهد شد.

- شریک نمودن کشورهای منطقه بویژه همسایگان افغانستان در ترسیم نقشه آینده سیاسی افغانستان می تواند زمینه را برای امنیت و ثبات پایدار در افغانستان و منطقه فراهم کند. البته این تلاشها باید بر اصل توانمند کردن استعدادهای داخلی افغانستان بویژه آموزش و تقویت نیروهای نظامی افغانستان برای رو برو شدن با چالشهای داخلی و خارجی استوار باشد. آمریکا و غرب با توجه به توانمندی های غیرقابل انکار شان در این میان می‌توانند نقش تسهیل کننده را در تلاشهای منطقه ای برای حل قضیه افغانستان ایفا کنند.

- احساس بی‌اعتمادی بین افغانستان و پاکستان از بین برده شود. بویژه نسبت به این باور که پاکستان خواهان بی‌ثباتی افغانستان از طریق حمایت از گروههای شورشی است.

- حملات هواپیماهای بدون خلبان آمریکایی به خاک پاکستان متوقف شوند و این فن آوری در اختیار پاکستان قرار داده شود تا در صورت نیاز ارتش پاکستان به کمک همکاری اطلاعاتی آمریکا بتواند علیه لانه های تروریست‌ها وارد عمل شود.

- نفوذ گروه‌های شورشی معضل دو کشور است. با توجه به حضور صدها هزار مهاجر افغان در پاکستان، روزانه حدود ۵۰ هزار نفر از مرزهای دو کشور رفت و آمد دارند. برای بازگردان مهاجران افغان به وطن، نیاز به همکاری است.

- نقش پاکستان در روند آشتی ملی و مذاکره با طالبان بصورت رسمی پذیرفته شود. پاکستان نیز باید نقش سازنده‌تری در افغانستان ایفا کند.

- اقداماتی مانند آموزش نیروهای نظامی افغانستان توسط نظامیان پاکستان و تمرینات و رزمایشهای مشترک نظامی می‌تواند با رفع سوءتفاهمات بین دو کشور زمینه را برای همکاریهای گسترده تری در سطح منطقه فراهم سازد.