پاسخ به چند پرسش اساسی درباره لویه جرگه

کابل حق نشر عکس AFP
Image caption دولت افغانستان لویه جرگه کنونی را، لویه جرگه عنعنوی (سنتی) خوانده اند

دولت افغانستان روز ۲۵ عقرب (آبان)، با دعوت از حدود ۲۰۰۰ نفر، لویه جرگه ای را برگزار می کند. محور های اصلی بحث در این لویه جرگه چیست؟ چرا شماری از احزاب و چهره های سیاسی با برگزاری آن مخالفت کرده اند و گفته اند که در آن شرکت نخواهند کرد؟ چرا این لویه جرگه در اسم خود پسوند عنعنوی (سنتی) دارد و چرا مخالفان و موافقان برگزاری آن، بر این پسوند خیلی تاکید دارند و بالاخره تصمیم های این لویه جرگه، از چه جایگاه حقوقی برخوردار است؟ اینها سوالاتی است که در هفته های اخیر در رسانه های داخلی افغانستان و گروه های سیاسی مطرح بوده است.

محورهای اصلی بحث در لویه جرگه

۱. رابطه با آمریکا:

در ماده ۶۵ قانون اساسی افغانستان آمده است که : "رئیس جمهور می تواند در موضوعات مهم ملی سیاسی، یا اجتماعی اقتصادی به آراء عمومی مردم مراجعه کند."

لویه جرگه ای که قرار است در ۲۵ عقرب برگزار شود، با استناد به همین ماده ۶۵ قانون اساسی برگزار خواهد شد تا حامد کرزی با آنها در دو مورد مهم مشورت کند.

آیا افغانستان می تواند با آمریکا پیمان استراتژیک امضا کند؟ دولت افغانستان با طالبان چه کند؟

بحث برسر این دو سوال و یافتن پاسخ برای آنها محور اصلی لویه جرگه ای است که قرار است حدود ۲۰۰۰ تن از چهره های سیاسی، ریش سفیدان قومی، نمایندگانی از نهاد های مدنی، در آن شرکت کنند.

روز گذشته رنگین دادفر اسپنتا مشاور امنیت ملی رئیس جمهور کرزی با حضور در مجلس نمایندگان گفت که هیچ بحث دیگری در این لویه جرگه مطرح نخواهد شد.

این سخنان آقای اسپنتا در واقع پاسخ به شایعاتی بود مبنی بر این که آقای کرزی می‌خواهد با برگزاری این لویه جرگه راهی را برای ماندن در مسند قدرت بعد از پایان دور دوم ریاست جمهوری اش بیابد.

بحث برسر امضای پیمان استراتژیک با آمریکا، حدود دو سال قبل بصورت جدی در رسانه های مطرح شد و افکار عمومی در این دو سال با این مساله درگیر بوده است، آنچه سبب شده است دولت افغانستان نتواند به سادگی در این مورد تصمیم بگیرد حساسیت و اهمیت منطقه ای این پیمان است.

در دو سال گذشته نه تنها سیاستمداران افغانستان، بلکه مقام های منطقه و بخصوص کشور های همسایه بارها نسبت به امضای چنین پیمانی واکنش نشان داده‌اند.

از جمله علی اکبر صالحی، وزیر خارجه ایران قبل از سفرش به اجلاس منطقه ای امنیت افغانستان در استانبول در دوم نوامبر، گفت که دولت جمهوری اسلامی با امضای هرگونه پیمان راهبردی بین آمریکا و افغانستان "قاطعانه" مخالف است.

حق نشر عکس .
Image caption شماری از نمایندگان پارلمان و گروه های سیاسی با برگزاری لویه جرگه مخالفت کرده اند

پیش از آن محمد مصطفی نجار وزیر کشور ایران نیز در سفری به کابل مخالفت کشورش را با حضور دراز مدت آمریکا در افغانستان اعلام کرده بود.

حتی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد حضور آمریکایی ها واکنش نشان داد. رهبر ایران در ماه ژوئن در دیدارش با حامد کرزی گفت، امیدوار است تا سه سال دیگر خارجی افغانستان را ترک کنند و افغانها خود سرنوشت شان را به دست بگیرند، آقای خامنه ای در این دیدار همچنین گفته بود: "مردم افغانستان از حضور نظامیان آمریکا در کشورشان رنج می برند زیرا این حضور یک نقمت برای آنان و همچنین تمام منطقه است."

با آنکه پاکستان از متحدان آمریکا در منطقه به حساب می آید، اما این دو کشور در مورد افغانستان نه تنها توافق نظر نداشته اند، بلکه در سالهای اخیر مقام های آمریکایی بارها سازمان استخباراتی ارتش پاکستان آی اس آی را متهم به حمایت از شورشی هایی کرده است که علیه نیروهای آمریکایی در افغانستان می جنگند و هدف اصلی شان شکست دادن آمریکا در پروژه افغانستان است.

در میان چهره ها و احزاب سیاسی پاکستان نیز افراد زیادی را می توان یافت که با حضور درازمدت و موثر آمریکا در افغانستان و منطقه مخالف است.

قاضی حسین احمد رهبر سابق جمعیت اسلامی پاکستان در مورد حضور دراز مدت آمریکا در افغانستان گفته است : "چه کسی می‌گوید که آمریکا برای افغانستان و یا برای منطقه امنیت می آورد و بودن آمریکا در منطقه به نفع ما است؛ و یا اینکه ما بدون حضور نظامی آمریکا اصلا زندگی کرده نمی‌توانیم."

آفتاب شیرپاو، رهبر حزب پی پی پی ( شاخه شیرپاو) و وزیر کشور پاکستان در زمان ژنرال مشرف، گفته است آمریکا در ده سال گذشته نتوانست در افغانستان امنیت بیاورد و بنا براین هرچه زودتر باید، افغانستان را ترک کند.

از حساسیت های منطقه ای رابطه افغانستان و آمریکا که بگذریم، کنار آمدن مردم افغانستان با این مساله نیزساده نیست. دولت افغانستان از آغاز تاکنون از این هراس داشته است که امضای چنین پیمانی، از سوی مردم، به معنای اشغال افغانستان تلقی شود و بهانه ای به دست شورشیان بدهد.

رسانه ای شدن اهمیت رابطه افغانستان با آمریکا و اهمیت آن برای افغانستان در شرایط کنونی، در دوسال گذشته، سبب شد تا افکار عمومی تا حدی با آن کنار بیاید. به عبارت دیگر، همیشه وقتی سوال حضور دراز مدت آمریکایی ها در افغانستان مطرح شده است، بلا فاصله این سوال نیز مطرح شده است که اگر آمریکایی ها نباشند آیا افغانستان می تواند در مقابل همسایه های قدرتمند خود، بایستد؟

به نظر می‌رسد حالا دولت افغانستان از این که گروه های مخالف مسلح بتوانند از امضای سندی میان آمریکا و افغانستان استفاده سوء کنند، هراسی ندارد و زمینه را برای انجام چنین توافقی مساعد دیده و با برگزاری این جرگه می خواهد این گام را بردارد.

۲- مصالحه با طالبان:

وقتی برهان الدین ربانی، رئیس شورای عالی صلح افغانستان توسط فردی کشته شد که خود را پیام آور صلح از سوی طالبان معرفی کرده بود، برنامه صلح و گفت و گو با طالبان، با سوال جدی مواجهه شد.

طرفداران آقای ربانی و شماری از گروه های سیاسی، برنامه مصالحه با طالبان را برنامه ناکام خواندند و خواستار لغو این برنامه شدند.

حامد کرزی در مراسم خاک سپاری آقای ربانی گفت که برای ادامه یا هم قطع روند مصالحه با طالبان، با "بزرگان افغانستان" مشورت خواهد کرد و از آنها خواهد پرسید که آیا مصالحه با طالبان را ادامه دهد یا نه و اگر ادامه دهد با چه مکانیسمی؟

حالا شماری از هواداران آقای ربانی از جمله عبدالله عبدالله، رهبر ائتلاف تغییر و امید، که مخالف ادامه مصالحه با طالبان با روش کنونی هستند، اعلام کرده اند که در لویه جرگه شرکت نخواهند کرد. در این صورت سوال جدی که مطرح می شود این است که آیا مساله مصالحه با طالبان از دید گاه های متفاوت، در لویه جرگه مطرح خواهد شد؟

چرا شماری از احزاب سیاسی با جرگه مخالفت کرده اند؟

تاکنون دو جریان مطرح سیاسی از جمله ائتلاف تغییر و امید به رهبری عبدالله عبدالله و جبهه ملی که احمد ضیا مسعود معاون پیشین ریاست جمهوری، محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و ژنرال عبدالرشید دوستم از رهبران پرنفوذ ازبک ها آن را تشکیل داده اند، اعلام کرده اند که در لویه جرگه شرکت نخواهند کرد.

شماری از اعضای مجلس نمایندگان نیز مخالف برگزاری این جرگه هستند.

استدلال مخالفان برگزاری جرگه این است که رئیس جمهوری افغانستان به جای اینکه به نمایندگان منتخب و نهاد‌های قانونگذار مانند مجلس نمایندگان و سنا، رجوع کند، به افرادی که به صورت غیر انتخابی و فقط با دعوت دولت به این جرگه می آیند، رجوع می کند و با راه اندازی یک جرگه از افراد غیرمنتخب، می‌خواهد نیت و تصمیم خود را ظاهرا صبغه قانونی دهد. به گفته آنها برگزاری جرگه باید با توجه به مفاد قانون اساسی باشد و در چنین جرگه ای نمایندگان پارلمان، روسای شوراهای ولایات و روسای شوراهای ولایت باید شرکت کنند. انتخابات شوراهای ولسوالی‌ها‍‌ در افغانستان هنوز برگزار نشده است.

در حالی که دولت افغانستان می گوید، از همه اعضای مجلس نمایندگان و سنا که عضو نهاد قانونگذاری افغانستان هستند و افراد منتخب مردم هستند نیز دعوت کرده است، و دعوت افراد بیشتر برای مشورت در یک امر مهم، غیردموکراتیک نیست.

همچنین دولت افغانستان می گوید جرگه صرفا برای مشورت است و دولت افغانستان بعد از مشورت با اعضای جرگه، تصمیم می گیرد و تصمیم خود را در نهایت به مجلس نمایندگان می فرستد تا با تصویب از سوی مجلس صبغه قانونی به خود بگیرد.

چرا بر سنتی بودن این لویه جرگه تاکید می شود؟

لویه جرگه در افغانستان تا قبل از تصویب قانون اساسی در سال ۱۳۸۲ خورشیدی، به همایشی گفته می شد که بطور سنتی در افغانستان رایج بود. شاهان و قدرتمندان زیادی در افغانستان برای کسپ مشروعیت یا تصمیم گیری در امور مهم، لویه جرگه برگزار کرده اند.

اما در ماده ۱۱۰ قانون اساسی ۱۳۸۲ لویه جرگه "عالی ترین مظهر اراده مردم افغانستان" تعریف شد.

در این قانون اعضای لویه جرگه نیز به این ترتیب مشخص شد: اعضای شورای ملی (مجلس نمایندگان و سنا) ، روسای شوراهای ولایتی و شوراهای ولسوالیها.

همچنین در قانون تصریح شد که وزرا، رئیس و اعضای دادگاه عالی دادستان کل نیز می توانند بدون حق رای در لویه جرگه شرکت کنند.

این جرگه چنانچه در قانون اساسی آمده است، هر تصمیمی بگیرد، الزام آور است و همچنین تنها نهادی است که حق تعدیل قانون اساسی را دارد.

به همین دلیل است که دولت افغانستان لویه جرگه کنونی را، لویه جرگه عنعنوی (سنتی) خوانده اند و بر پسنوند سنتی آن نیز تاکید خاصی دارد تا نشان دهند که این لویه جرگه، لویه جرگه ای نیست که در قانون اساسی به عنوان عالی ترین مظهر اراده مردم افغانستان، از آن تعبیر شده است.

مخالفان برگزاری لویه جرگه اما می گویند، لویه جرگه بعد از تصویب قانون اساسی ۱۳۸۲ در قانون تعریف شد و بعد از آن اگر لویه جرگه ای، برگزار می شود باید همان باشد. و برگزاری جرگه های مشورتی به مصارف گزاف و به درد سرش نمی ارزد.

تصمیم های این جرگه، از چه جایگاه حقوقی برخوردار است؟

اعضای این جرگه هر تصمیمی بگیرند، نمی تواند الزام آور باشد، زیرا این لویه جرگه آن لویه جرگه ای نیست که در قانون اساسی تعریف شده است.

دولت افغانستان می گوید نتایج بحث در این لویه جرگه در تصمیم گیری های آنها در مورد مساله رابطه با آمریکا و همچنین مصالحه با طالبان، اثر دارد و به دولت کمک می کند تا تصمیم درست تری بگیرد، آنگاه تصمیم نهایی را به نهادهای قانونگذار خواهند فرستاد.