لویه جرگه و سوالهای بی پاسخ

پرچم های افغانستان و آمریکا حق نشر عکس BBC World Service

شش سال پیش، رئیس جمهور افغانستان یک جلسه مشورتی را در کابل برگزار کرد و ظاهرا با کسب رضایت شرکت کنندگان این جلسه، روانه واشنگتن شد و در ۲۳ می ۲۰۰۵ اعلامیه مشارکت استراتژیک را با ایالات متحده آمریکا به امضا رساند.

در آن وقت پارلمان و اعضای لویه جرگه قانونی وجود نداشت، از این رو، برگزاری جلسه مشورتی و امضای اعلامیه، بدون سر و صدای زیاد انجام یافت.

اکنون در حالی که پارلمان افغانستان و اکثر اعضای لویه جرگه قانونی وجود دارند، رئیس جمهور بار دیگر برگزاری لویه جرگه عنعنوی(سنتی) خیلی بزرگ، پر مصرف و پر سر و صدا را به بهانه مشوره پیرامون سند روابط استراتژیک با آمریکا برگزار می کند.

بر اساس ماده هشتم قانون اساسی، دولت وظیفه دارد که سیاست خارجی کشور را بر مبنای حفظ استقلال، منافع ملی، تمامیت ارضی، عدم مداخله، حسن همجواری، احترام متقابل و تساوی حقوق تنظیم کند. همچنان، بر اساس ماده ۶۴ قانون اساسی، از صلاحیت ها و وظایف رئیس جمهور است که خطوط اساسی سیاست کشور را تعیین و به تصویب شورای ملی برساند.

هشت سال بعد از توشیح(امضای رئیس جمهوری) قانون اساسی، نه سیاست خارجی تنظیم شده و نه هم چیزی در این راستا به تصویب شورای ملی رسیده است. از این رو، میکانیسم مشورتی برای امضای اسناد روابط استراتژیک نیز در کشور وجود ندارد و در خلاء آن، سیاست خارجی کشور دست خوش گمانه زنی ها، چند گانگی ها و موضعگیری های مقطعی و موسمی قرار گرفته است.

چرا لویه جرگه؟

در صورتی که ضرورت مشورت با نمایندگان مردم افغانستان موجه باشد، چرا به جای مشورت با نمایندگان مردم در شورای ملی و یا هم لویه جرگه قانونی، اشخاص غیر منتخب برای مشورت فرا خوانده می شوند؟

در قانون اساسی مصوب 1382 خورشیدی لویه جرگه در قانون اساسی تعریف شد و اعضا و اختیارات آن هم مشخص شد. قانونی ساختن لویه جرگه در چارچوب قانون اساسی، در واقع به این معنی بود که لویه جرگه های سنتی دیگر باید پایان یابند. از طرفی، در صورتی که سند نظر به ادعای مقامات افغانی یک پیمان باشد، به اساس جزء پنجم ماده نود قانون اساسی، مرعی الاجرا شدن آن به تصدیق شورای ملی تعلق می گیرد. اما اگر یک اعلامیه است، الزام آور نیست و رئیس جمهور می تواند بدون کدام مشورت بیرون از حکومت، آنرا به امضا برساند.

حق نشر عکس .
Image caption در موجودیت پارلمان، مشورت رئیس جمهور با شرکت کنندگان لویه جرگه مورد انتقاد بوده است

سوال جدی دیگر این است شکل مشورت موثر با این تعداد نفر در سه روز چگونه خواهد بود؟ چه تعداد از آنها از حساسیت های محتویات سند روابط استراتژیک با آمریکا آگاهی دارند و می توانند مشورت موثر ارائه کنند؟ و سرانجام مصارف گزاف این جرگه از کدام منبع پرداخت می شود؟

تجارب جرگه امن منطقه ای در سال ۲۰۰۷ و جرگه مشورتی صلح در سال ۲۰۱۰ نشان می دهد که این جرگه ها زیادتر به خاطر تقویت ذهنیت قبیله ای و قانون شکنی در برابر تطبیق دموکراسی و حاکمیت قانون و نظام است تا به مقاصدی که رسما اعلام می شود.

دستاوردهای شکننده

در حالی که خروج نیروهای آمریکایی و متحدان بین المللی شان از افغانستان قبلا آغاز شده است، جناح های مختلف، دستاوردهای امنیتی، سیاسی و توسعه ای ده سال گذشته را شکننده ارزیابی می کنند.

از نظر امنیتی، حملات راکتی از جانب پاکستان که اخیرا انتقاد دولتمردان افغانستان را نیز در پی داشت، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان را به چالش کشیده است. اظهارات مقام های آمریکایی در مورد حمایت سازمان استخباراتی پاکستان از گروه حقانی، نشان می دهد که ذهنیت استفاده از خشونت برای برنامه های سیاسی و اقتصادی نزد نظامیان پاکستان قویتر از گذشته باقی مانده است.

تغییر تاکتیک جنگی نیروهای مسلح مخالف دولت، از جنگ های جبهه ای به جنگ های چریکی شهری و ترور چهره های سرشناس سیاسی و امنیتی از طریق افزایش حملات انتحاری، فصل نوی از تهدیدات را باز کرده است.

از نظر سیاسی جنجال مجلس نمایندگان و حکومت افغانستان بر سر نتایج انتخابات و همچنین جنجال بین پارلمان و حکومت، پروسه حاکمیت قانون و نظام سازی را سخت آسیب رسانده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دستاوردهای ده سال اخیر افغانستان شکننده باقی مانده است

از نظر اقتصادی، افغانستان به یکی از مصرفی ترین کشورهای جهان تبدیل شده و نیروی تولیدی آن خیلی محدود باقی مانده است. اقتصاد جنگ، مواد مخدر، فساد و واردات مواد بی کیفیت، با تولید ناخالص داخلی خلط شده و ایجاد یک اقتصاد سالم را ناممکن ساخته است.

تعهد آمریکا با افغانستان

با در نظر داشت چالش های فوق، بقای صلح، ثبات و توسعه افغانستان به تضمین های قوی بین المللی ضرورت دارد که از جمله ایجاد روابط استراتژیک با ایالات متحده آمریکا است.

محتویات سند همکاری استراتژیک با آمریکا، فواید و زیانهای خود را برای هر دو جانب دارد که با دقت لازم می توان میزان فواید را زیاد کرد و از زیانهای آن کاست.

مهم است که سند حداقل یک موافقتنامه اجرایی، مقید به قوانین بین المللی و دارای یک میکانیسم تطبیقی عملی باشد و به تصویب پارلمان های هر دو کشور برسد.

کمک های آمریکا باید مشروط به تعهدات جدی حکومت افغانستان در احیای اعتبار از دست رفته و برگزاری یک انتخابات سالم ریاست جمهوری، در وقت معین و قانونی آن باشد. همچنان مهم است تضمین جدی وجود داشته باشد که تیم حاکم از مساعدت های آمریکا به خاطر تداوم قدرت، استفاده نمی کند.

کسب تعهد دراز مدت آمریکا در تجهیز و تربیه نیروهای امنیتی افغانستان یک امر فوق العاده مهم است. به این شرط که اهداف دسترسی آمریکا به پایگاه ها و تسهیلات نظامی افغانستان، به شکل واضح و مشخص تعریف شده باشد و منافع ملی افغانستان را تقویت کند، محدویت زمانی آن تعیین شده باشد و افغانستان بتواند آن را مدیریت کند. این امر حداقل در کوتاه مدت و میان مدت، به نفع هر دو کشور و صلح و ثبات منطقه خواهد بود.

نحوه کمک های آمریکا در دفاع از حاکمیت ملی افغانستان در برابر تعرضات بیرونی باید بصورت روشن در سند گنجانده شود.

در سند باید به وضاحت کامل درج شود که تحت هیچ گونه شرایطی آمریکا اجازه ندارد از این تسهیلات به منظور حمله به یک کشور سوم استفاده کند.

با استفاده از مساعدت های آمریکا، افغانستان باید از کشوری محاط به خشکه آسیب پذیر، مصرفی، فقیر و با اقتصاد بی پایه، به پل ارتباطی مطمئن منطقه تبدیل شده، متکی به خود شود و با شاخصه های معین توسعه بشری و رشد اقتصادی واقعی و با عبور از اقتصاد جنگ، مواد مخدر، بالای خط فقر قرار گیرد.

مطالب مرتبط