خاصیت کارت لویه جرگه در همکاری با آمریکا

حق نشر عکس Reuters
Image caption رئیس جمهور کرزی با گرفتن تائید لویه جرگه می تواند در مذاکرات با آمریکا در هر نوع گفتگو و معامله با آمریکا، از مضامین آن بهره ببرد و با داشتن کارت حمایت لویه جرگه کارت حمایت عمومی افغانها را در بازی داشته باشد.

واقعیت این است که آمریکا دیگر نمی تواند بنا بر تزهای "حمله پیشگیرانه" و مبارزه با تروریسم و تصمیم های شورای امنیت حضور خود پس از ۲۰۱۴ در افغانستان را توجیه کند و نیاز به پشتوانه حقوقی دارد.

پس از جنگ دوم جهانی در کمتر موردی رخ داده که آمریکا از کشوری که زمانی در آنجا نیروی نظامی داشته است به طور کامل خارج شده باشد.

از سوی دیگر افغانستان نیاز به حمایت درازمدت آمریکا به ویژه تجهیز و آموزش ارتش پس از ۲۰۱۴ دارد، هزینه ای چیزی که تخمین زده می شود سالانه بیش از سه میلیارد دالر است و تامین آن از توان بودجه افغانستان خارج است.

چگونگی عملیات های نظامی از هم اکنون و به ویژه پس عملیات های احتمالی پس از ۲۰۱۴ و تعداد و محل پایگاه های آمریکایی و مساله زندانیان موضوع های دشواری شده است که نیاز به کار تخصصی و مذاکرات پیچیده و نفس گیر دارد.

آیا پس از امضای این سند، سربازان آمریکایی در صورت ارتکاب جرم در برابر قوانین و محاکم افغانستان مسئولیت خواهند داشت یا خیر؟ چگونه آمریکا از توسعه دموکراسی، حقوق بشر و آزادی ها در افغانستان حمایت خواهد کرد؟ پس از ۲۰۱۴ که قرار است افغانستان عملا حاکمیت ملی خود را تثبیت کند، هر کدام از اینها، موضوع حساس و جنجالی خواهد بود.

افغانستان خواستار نوعی تضمین حمایت اقتصادی درازمدت آمریکا از توسعه اقتصادی افغانستان نیز هست، آمریکا با وجود خرج پول فراوان در افغانستان در ده سال گذشته برای توسعه اقصادی افغانستان برنامه یی همه جانبه نداشت و علاقه ای به آن نشان نداد، هیچ شرکت بزرگ آمریکایی حاضر به سرمایه گذاری در افغانستان نشده است و با وجود پروژه هایی پراکنده با خرج زیاد، آمریکا بودجه ای برای برنامه های توسعه زیربنایی افغانستان اختصاص نداده است.

در اعلامیه همکاری های استراتیژیک میان افغانستان و آمریکا که در سال (۲۰۰۵) به امضا رسید، نیز به صورت گذرا به همه این جنبه ها پرداخته شده بود، اما افغانستان نتوانست بر اساس آن اعلامیه، اسناد حقوقی، برنامه های اجرایی و عملی را بسازد و جز برانگیختن حساسیت های منطقه ای، عملا چیزی نصیب افغانستان نشد.

ایجاد پایگاههای دایمی آمریکا در افغانستان به افکار عمومی افغانستان اطمینان می دهد که به طالبان و القاعده اجازه داده نخواهد شد تا بار دیگر کنترل افغانستان را به دست گیرند.

خلاء قدرت پس از ۲۰۱۴ و دخالت همسایگان، مهمترین دغدغه افغانستان است که نخبگان سیاسی همه بر آن اتفاق نظر دارند، اما در واقع مشکل افغانستان با همسایگانش از نوع رقابت و تنش میان دو کشور نیست که چتر حمایتی یک قدرت بزرگ مانند آمریکا بتواند تضمین امنیت ملی ایجاد کند.

مشکل در اینجاست که کشورهایی که سابقه دخالت در افغانستان دارند مانند پاکستان و ایران و روسیه، زمینه دخالت شان را گروه های سیاسی و حلقه های نفوذی در کابل که حتی در دولت نیز حضور دارند، به پیش برده اند و جای تردید بسیار است که در آینده پیمانی میان آمریکا و افغانستان بتواند مانع فعالیت این گروه ها گردد.

پیش نویسی که در اختیار لویه جرگه قرار داده شده است بیشتر خواسته های تاکتیکی افغانستان است، که البته به نظر خیلی از اشتراک کنندگان مناطق جنوبی و شرقی لویه جرگه ممکن است مهم هم به نظر برسد، مانند منع بازرسی شبانه خانه ها و توقف عملیات شبانه اما اینها موضوعاتی نیست که در یک پیمان استراتیژیک بیاید، آنهم پیمانی که ناظر به همکاری درازمدت پس از خروج نیروهای آمریکایی پس از ۲۰۱۴ باشد.

لویه جرگه سنتی در کابل یادآور لویه جرگه نوامبر ۱۹۵۵ است که سردار داود در دو موضوع خرید اسلحه از شوروی و موضوع پشتونستان خواستار نظر جرگه شد و لویه جرگه با سیاست سردار داود موافقت کرد.

دو موضوعی که در دهه های بعدی نقطه آغاز بسیاری از تحولات در افغانستان شد. اگر دیپلوماسی سردار داود موفق به جلب حمایت آمریکا می شد، به شوروی روی نمی آورد و حتی پس از این لویه جرگه نیز سردار داود تلاش کرد به آمریکا نزدیک شود و در واقع خلاء داستان دیپلوماسی سردار داوود ناکامی وی در جلب توجه آمریکا به افغانستان است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آمریکایی خواسته است موضوع موافقت نامه با افغانستان کمتر رسانه ای و جنجالی شود، اما رئیس جمهور کرزی هم برای بار اول از مذاکرات پرده برداشت آن را اعلام کرد و هم بیشتر عمومی سازی کرده است.

انتظار می رود نتیجه لویه جرگه فهرستی از خواسته هایی که پیش از این بارها تکرار شده است، باشد. که بیشتر بر جزئیات نیازهای افغانستان، تاکید شود، و بحث در مورد رد یا تایید کلی موافقت نامه در دستور کار جرگه نیست، به همین خاطر هم حکومت نظر جانب آمریکایی را به جرگه ارائه نداده است.

با وجود ماهیت مشورتی جرگه، رییس جمهور کرزی با گرفتن تائید لویه جرگه می تواند در مذاکرات با آمریکا در هر نوع گفتگو و معامله با آمریکا، از مضامین آن بهره ببرد و با داشتن کارت حمایت لویه جرگه کارت حمایت عمومی افغانها را در بازی داشته باشد.

هر چند جانب آمریکایی خواسته است موضوع این موافقت نامه کمتر رسانه ای و جنجالی شود، اما رئیس جمهور کرزی هم برای بار اول از مذاکرات پرده برداشت آن را اعلام کرد و هم بیشتر عمومی سازی کرده است، موضوعی که شاید برای واشنگتن خوشایند نباشد.

هنوز عنوان دقیق این سند نهایی نشده است، بهتر است از واژه ها و تعبیرهای دقیق تر که واقعیت موضوع را توضیح دهد استفاده شود. مذاکرات چند ماه اخیر بیشتر متمرکز بر "جایگاه حقوقی نیروهایی آمریکایی" در افغانستان به ویژه پس از ۲۰۱۴ و نحوه عملیات فعلی شان دارد که در حقوق بین المللی مشهور به (Status of Force Agreement (SOFA است و آمریکا با ده ها کشور دیگر و حتی با فرانسه و آلمان و ژاپن که نیروی نظامی در خاک آن کشورها دارد، امضا کرده است.

آخرین موافقت نامه از این نوع، بین آمریکا و عراق بود که در ۱۷ نوامبر ۲۰۰۸ هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق و رایان کروکر سفیر آمریکا در بغداد امضا کردند.

یکی بنام "موافقت نامه آمریکا و جمهوری عراق در مورد خروج نیروهای آمریکایی از عراق و تشکل فعالیت هایشان در دوره موقت حضور در عراق" و دیگری "چارچوب موافقت نامه استراتیژیک روابط، دوستی و همکاری میان آمریکا و جمهوری عراق".

تائید نهایی این موافقت نامه ها از کابینه و پارلمان عراق گذشت، جنجالی ترین بخش این سند رفع مصونیت سربازان آمریکایی در محاکم عراقی در صورت ارتکاب جرم بود.

دشوار است آنچه میان افغانستان و آمریکا در لوی جرگه سنتی کابل در جریان است "پیمان استراتیژیک" نام گزارده شود و اگر "پیمانی" قرار باشد میان دو کشور امضا شود، ضرورت به تایید کنگره آمریکا نیز دارد و الزام حقوق بین المللی ایجاد می کند که آمریکا کمتر علاقه ای به زیر بار رفتن آن نشان داده است.

بنابراین بعید به نظر می رسد که متن نهایی این سند یا جزئیات مصالحه با طالبان در اختیار لویه جرگه یا پارلمان یا هر مرجع دیگر گذاشته شود.

مطالب مرتبط