کنفرانس بن و معضل سه بعدی افغانستان

اجلاس اول بن حق نشر عکس .
Image caption اجلاس اول بن ده سال پیش با موضوع افغانستان برگزار شد که منجر به تشکیل دولت موقت در این کشور شد

در آستانه‌ی آغاز دهه دوم حضور جامعه‌جهانی در افغانستان، شهر بن آلمان میزبان کنفرانس بین المللی دیگری است .

برخلاف بعضی از تصورات موجود و همچنان علاقمندی و تلاش قبلی برخی از همکاران غربی افغانستان، در این کنفرانس در مورد مسایل مهم و انتخاب های سرنوشت ساز تصامیمی گرفته نخواهد شد.

در این نشست، نمایندگان بیش از ۹۰ کشور و سازمان بین المللی حمایت های قبلی و موضعگیری های خود را در برابر مسایلی چون تعهد بلند مدت جامعه‌ی جهانی، تسریع روند انتقال مسئولیت های امنیتی و روند بازگرداندن شورشیان به زندگی عادی، تاکید و تکرار خواهند کرد.

در جریان مسابقه جذب طالبان، یکی از کشورهای اروپایی، نشست بن دوم را به عنوان نقطه‌عطفی در این مسابقه تبیین کرده بود و امیدوار بود که در این نشست، با قانع کردن طالبان و پرداخت رشوه های چشم‌گیر، مانند تغییر قانون اساسی افغانستان مطابق خواست طالبان حسن ختام این مسابقه گردد.

اما با تحولات اخیر، این مسابقه به یک بن بست رسیده است. از طرف دیگر، کنفرانس بین المللی افغانستان، فرصت طلایی برای این کشور بود که با تدوین یک چشم‌انداز بلندمدت و ارائه آن به جامعه جهانی، چارچوب یک رابطه‌بلندمدت و غنامند را با جامعه‌جهانی فراهم آورد. با کمال تاسف، به دلیل تنش‌های داخلی ماه‌های اخیر، چنین فرصتی تا اندازه‌ زیادی از دست رفت.

بن بست مسابقه‌جذب طالبان، ادامه مقاومت پاکستان، همایش بین المللی بن را بیشتر به یک نشست نمادین تقلیل داده است. اما به رغم نمادین بودن کنفرانس بن، این نشست فرصت خوبی را برای تبادل نظر در مورد آینده‌ی افغانستان به وجود آورده است.

منازعه‌ افغانستان، معضلی است سه‌بعدی که این سه بعد عبارتند از عوامل و بازیگران داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی. بر مبنای چنین ارزیابی، روند و راهکار‌های حل این منازعه مستلزم همکاری‌های مشترک و مکمل در هر سه حوزه می‌باشد. یکی از این راهکار‌ها، تدوین سه قرارداد اجتماعی است:

الف: قرارداد اجتماعی بین الافغانی

ب: قرارداد اجتماعی بین افغانستان و کشورهای همسایه

ج: قرارداد اجتماعی بین افغانستان و جامعه‌جهانی

قرارداد اجتماعی بین‌الافغانی

قرارداد اجتماعی بین‌الافغانی باید بتواند اجماع ملی در مورد هویت سیاسی افغانستان و راه‌های غلبه بر مشکلات و شکاف‌های گسترده‌کشور را از طریق یک روند و گفتمان ملی جستجو کند. سه دهه خشونت متداوم و دخالت‌های بیرونی، در کنار چند دهه خشونت ساختاری و انزوای بین المللی، شکاف های متعددی را در جامعه و نهادهای دولتی افغانستان به وجود آورده است.

این شکاف‌ها در حوزه‌های مختلفی چون دین، زبان، منطقه، روابط اقوام، نوع نظام سیاسی و روابط خارجی تبارز یافته اند. کمتر حوزه‌خصوصی و عمومی وجود دارد که از این شکاف ها مصون مانده باشد. یک گفتمان ملی شفاف و دموکراتیک و در سطوح مختلف می تواند راه‌حل‌های عقلانی و عملی را برای این شکاف‌ها دریابد. چنین گفتمنانی باید مسایل زیر را مورد تبادل نظر قرار دهد:

۱_ ارزیابی و نقد بعضی از حوادث تاریخی

۲_ هویت سیاسی، دینی و فرهنگی افغانستان

۳_ جایگاه دین در جامعه و دولت

۴_ نقش دو زبان فارسی و پشتو در دولت و روابط اجتماعی

۵_ چگونگی حل معضل و گره خط دیورند

۶_ هویت سیاسی گروه طالبان

۷_ نوع نظام سیاسی و چگونگی توزیع اختیارات بین سه قوای اصلی دولت و مرکز و ولایات

Image caption آغاز و ایجاد مکانیزم گفتگو‌های استراتژیک انتقادی با پاکستان یکی از اولویت‌های اساسی سیاست خارجی و امنیتی افغانستان است

تبادل نظر و تلاش برای رسیدن به یک درک و تفاهم ملی در مورد مسایل فوق از طریق پارلمان، رسانه‌ها، احزاب سیاسی و مراکز علمی-تحقیقاتی در یک فضای دموکراتیک، عاری از خشونت، می تواند مرهمی باشد برای شکاف‌های عمیق افغانستان. انکار واقعیت‌ها و یا پاک کردن اصل سوال، شکاف‌ها را عمیق‌تر خواهد کرد.

خوشبختانه، در مورد بعضی از مسایل مهم و اساسی چون حفظ تمامیت ارضی، نبود جریان‌های منظم تجزیه طلب، محوریت قانون اساسی به عنوان یک وثیقه‌مشترک ملی اجماع و تفاهم ملی وجود دارد. سیاستمداران افغانستان می توانند با استفاده از چنین چارچوب پذیرفته شده‌مشترک، گفتمان ملی را در مورد مسایل اختلاف برانگیز تعقیب کنند.

تجارب کشور‌ها و جوامع بحران‌زده و متفرقی چون پاکستان شرقی و غربی، اتحاد جماهیر شوروی، یوگوسلاوی، اندونیزی، سودان و عراق باید درس عبرت و هشداری باشد برای سیاستمداران افغانستان.

در صورت انکار واقعیت‌ها و یا ناکامی در ایجاد تفاهم ملی و مرهم گذاشتن بر شکاف‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی چرا باید انتظار داشت همین عوامل که در کشورهای ذکر شده منجر به فروپاشی گردیدند، به نتایج متفاوتی در افغانستان بینجامد؟

تبادل نظر و تلاش برای ایجاد تفاهم ملی در مورد روایت‌های تاریخی، هویت سیاسی، فرهنگی و نظام ارزشی، بخشی از روند ملت سازی یا ملت شدن است. هم‌زمان با این پروسه، روند دولت‌سازی یکی دیگر از پایه‌های اساسی توافق اجتماعی بین‌الافغانی است.

عنصر مهم دیگر قرارداد اجتماعی بین الافغانی، مشارکت فعال شهروندان و بسیج سرمایه اجتماعی می‌باشد. در حال حاضر، شهروندان افغانستان بیشتر تماشاچی و مصرف کننده‌ حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. انفعال اجتماعی موجود را می توان در سکوت شهروندان در برابر ترور و وحشت طالبان و بی‌تفاوتی در برابر فساد در اداره‌های دولتی مشاهده کرد. بازسازی و نوسازی نظام و ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی جامعه یکی از اولویت‌های اساسی جوامع بحران‌زده است.

قرارداد اجتماعی افغانستان با همسایگان

با توجه به مشکلات متعدد افغانستان، بار خیلی از مشکلات و شگاف‌های منطقه‌ای بر شانه‌های افغانستان افتاده است. قرارداد اجتماعی-سیاسی افغانستان با کشورهای پیرامونی باید بر دو محور استوار باشد:

۱_ تقویت و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای در زمینه‌های مختلف

۲_ جلوگیری از مداخلاف بیرونی در امور داخلی افغانستان به ویژه از سوی پاکستان

گفتمان غالب در سال‌های اخیر، گفتمان همکاری‌های منطقه‌ای بوده است و افغانستان نتوانسته مکانیسم‌ موثری برای قطع مداخلاف پاکستان را جستجو و نهادینه کند. همکاری‌های منطقه‌ای و قطع مداخلات در امور داخلی افغانستان مکمل و نیازمند یکدیگر است.

دیپلماسی فعال و هوشمندانه بهترین و مهمترین مکانیسم برای تدوین و اجرای یک قرارداد اجتماعی-سیاسی بین افغانستان و منطقه است. آغاز و ایجاد مکانیسم گفتگو‌های استراتژیک انتقادی با پاکستان یکی از اولویت‌های اساسی سیاست خارجی و امنیتی افغانستان است، نه دیپلماسی منفعلانه که مجریان آن عوامل استخباراتی پاکستان باشند، راه حل است و نه دیپلماسی احساساتی-تهاجمی.

گفتگوی انتقادی پاکستان و افغانستان باید تمام موضوعات مورد اختلاف دو کشور را در چارچوب اصول پذیرفته شده‌ بین المللی بررسی و برای آنها راه‌حل‌های مشروع پیدا کند. مراجعه به نهاد‌های بین‌المللی چون شورای امنیت سازمان ملل متحد و دادگاه‌های بین المللی یکی از راه‌حل‌های مشروع برای مجبور کردن پاکستان به قطع حمایت از تروریزیسم و همچنین حل معضله‌ خط دیورند است.

پاکستان و کشورهای منطقه همزمان اهداف و نگرانی‌های مشروع و سیادت طلبانه دارند. دیپلماسی فعال و هوشمندانه می تواند و باید از عملی شدن اهداف هژمونیک در افغانستان جلوگیری و همزمان نگرانی‌های مشروع این کشورها را رفع کند. جلوگیری از عملی شدن محاصره‌ استراتژیک افغانستان یکی دیگر از اولویت‌های مهم افغانستان است.

کنفرانس اخیر استانبول نشانه‌هایی را از ایجاد یک ائتلاف جدید منطقه‌ای به نمایش گذاشت. این ائتلاف جدید عبارت بود از نزدیک شدن کشورهای پاکستان، ایران، روسیه و تا اندازه‌ای چین. محوریت افغانستان در مناسبات و روابط منطقه‌ای، هدف مشترک افغانستان، هندوستان، آمریکا، ترکیه، تاجیکستان، ترکمنستان و اتحادیه‌ اروپا است. تنها دیپلماسی فعال و هوشمندانه می تواند منافع افغانستان را در این بازی‌ها و ائتلاف‌ها پاسداری کند.

قرارداد اجتماعی افغانستان و جامعه‌ جهانی

Image caption کنفرانس اخیر استانبول نشانه‌هایی را از ایجاد یک ائتلاف جدید منطقه‌ای به نمایش گذاشت

از زمان تاسیس نهاد دولت مدرن در افغانستان، کشور ما یکی از قربانی‌های مناسبات بین المللی و رقابت‌های جهانی بوده است. حتی اصل تاسیس و حریم جغرافیایی افغانستان محصول این رقابت‌ها و مناسبات بوده است. بنابر این، ثبات و امنیت افغانستان وابسته است به مناسبات و شرایط حاکم بین المللی.

با توجه به ارتباط مستقیم ثبات و امنیت افغانستان با امنیت جهانی، قرارداد اجتماعی-سیاسی افغانستان با جامعه‌ جهانی باید مکانیزم‌های عملی برای نهادینه شدن ثبات افغانستان را تبیین نماید. چنین قراردادی مبتنی بر دو اصل خواهد بود:

۱_ تعهد بلندمدت و عملی جامعه‌ی جهانی

۲_ اصل مسئولیت‌پذیری و حسابدهی مشترک

با توجه به عمق مشکلات و شگافهای متعدد داخلی و منطقه‌ای، افغانستان به کمک‌های بلندمدت و موثر جامعه‌ جهانی در عرصه‌های گوناگون نیاز دارد. بنابر یک تخمین بانک جهانی در سال ۲۰۰۲، بازسازی افغانستان نیازمند ۲۵۰ میلیارد دلار آمریکایی است. در صورتی که در ده سال اخیر کمتر از ده درصد از این مبلغ در بازسازی افغانستان به مصرف رسیده است.

همچنین، مطابق یک تخمین و محاسبه‌ اخیر بانک جهانی، افغانستان نیازمند حد اقل ده میلیارد دلار کمک مستقیم جامعه‌ جهانی در سال‌های ۲۰۱۴-۲۰۲۴ است. قرارداد اجتماعی بین افغانستان و جامعه‌ جهانی باید تعهدات مشخص و مکانیسم عملی برای تضمین این کمک‌ها ایجاد کند.

اصل مهم دیگر، همانا اصل مسئولیت‌پذیری مشترک بین افغانستان و جامعه‌ جهانی است. متاسفانه، هم افغانستان و هم جامعه‌ی جهانی از قبول مسئولیت خود فرار کرده و بار تمام مشکلات و اشتباهات را به یکدیگر محول می کنند. اصل مسئولیت‌پذیری مشترک باید حوزه صلاحیت‌ها و مسئولیت‌های مشترک دو طرف را تبیین نموده و شامل راهکارهای عملی برای حسابدهی متقابل باشد.

روند انتقال مسئولیت‌های (امنیتی) و افغانیزه کردن، شمشیر دو لبه‌ای است که می تواند جامعه‌ جهانی را از قبول مسئولیت های مشخص خود رها کند و بار تمام مسئولیت ها را برشانه‌های افغانستان منتقل کند. روند انتقال و افغانیزه کردن باید با گفتمان مسئولیت‌‌پذیری مشترک مکمل و همراه گردد.

نتیجه گیری

Image caption سه دهه جنگ و خشونت و دخالت‌های بیرونی، افغانستان را بر یک دوراهی و انتخاب استراتژیک قرار داده است

سه دهه جنگ و خشونت و دخالت‌های بیرونی، افغانستان را بر یک دوراهی و انتخاب استراتژیک قرار داده است. توانایی افغانستان برای انتخاب درست مسیر و مقصد خود مستلزم تلاش‌های مشترک بین الافغانی، منطقه‌ای و جهانی می باشد.

نوسازی و بازسازی نهادهای دولتی، بازتعریف هویت ملی افغانستان در قرن ۲۱ و جایگاه این کشور در مناسبات منطقه‌ای و جهانی، مسئولیت اصلی افغانها است.

نقش دوستان و شرکای منطقه‌ای و جهانی افغانستان تنها یک نقش کمکی و تشویقی خواهد بود.علی رغم پیچیده بودن مشکلات، مردم افغانستان چاره‌ای جز انتخاب‌های اساسی در مورد خود نخواهند داشت.

مطالب مرتبط