معاون پیشین وزارت خارجه آمریکا: داستان افغانستان پیچیده است

توماس پیکرینگ حق نشر عکس AP
Image caption توماس پیکیرینگ یکی از تهیه کننده گان یک گزارش اختصاصی در باره مذاکرات صلح است که بنیاد آمریکایی "قرن" اخیرا آنرا منتشر کرده است

توماس پیکیرینگ دیپلمات ارشد آمریکایی و معاون پیشین وزارت خارجه آمریکا به این نظر است که روند مذاکرات صلح در افغانستان پیچیده و مغلق است و رسید ن به صلح در افغانستان آرزویی نیست که به آسانی بر آورده شود.

او برگزاری کنفرانس بین المللی بن دوم را برای حمایت از آینده صلح آمیز افغانستان مهم می داند.

توماس پیکیرینگ یکی از تهیه کننده گان یک گزارش اختصاصی در باره مذاکرات صلح است که بنیاد آمریکایی "قرن" اخیرا آنرا منتشر کرده است. همکار ما مینه بکتاش در آغاز یک گفتگوی اختصاصی با آقای پیکرینگ از او در باره همین گزارش پرسیده است:

شما یکی از تهیه کننده گان گزارش بنیاد قرن زیر عنوان افغانستان در حال مذاکره هستید که مهم ترین نکات آن طرح فوریت مذاکره با مخالفان مسلح در افغانستان، بررسی ابعاد ملی، منطقه ای و بین المللی مذاکرات صلح، ایجاد یک مکانیسم برای انجام آن و تعین یک تسهیل کننده برای کمک به پیش برد آن است. تمام این موارد به نحوی از انحا در گذشته مطرح شده است چه نکاتی باعث می شود که طرح شما را عملی تربپنداریم؟

واقعیت این است که در این گزارش گفته شده است که این روند بسیار طولانی، مشکل، پیچیده و مغلق است. همچنین گفته شده است که تضمینی برای موفقیت این طرح وجود ندارد. در هر حال در جریان صحبت ها و مطالعاتی که انجام شد، ما به این برداشت رسیدم که این یک گزینه عملی است و نزد شماری از طرف ها از جمله دولت افغانستان و طالبان علاقه مندی واقعی به یافتن یک راه حل دیپلماتیک برای مشکل موجود و پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره وجود دارد.

ما به این برداشت رسیدیم که بسیار به نفع ما خواهد بود که اگرطرفین را تشویق به پیشرفت در این سمت کنیم و تمام جوانب ذی دخل را ترغیب کنیم که باهم تماس برقرار کنند با این ایده که یک روند شروع شود.

این کار اکنون انجام می شود اما پیشبینی های ما در مورد وجود مشکلاتی بر سر راه، یقینا نشان می دهد که این آرزو به آسانی و به سرعت برآورده نخواهد شد.

همین پرسش در مورد تعدد کنفرانس های بین المللی نیز مطرح است شما فکر می کنید کنفرانس استانبول فرقی با کنفرانس های منطقه یی در گذشته داشت و یا کنفرانس بن دوم مشکلی را حل خواهد کرد؟

من می خواهم بگویم که برگزاری این کنفرانس ها بخشی از یک برخورد دقیق و درازمدت با مساله افغانستان است. کنفرانس دوم بن زمینه را برای تائید گسترده بین المللی طرح رسیدن به یک راه حل از طریق مذاکره، فراهم خواهد کرد.

به نظر من از اهمیتی زیادی برای طرف های درگیر برخوردار است، هم به عنوان نشانه ای از حمایت از نتایج مذاکرات وهم به عنوان نشانه ای ازتضمین برای هرگونه راه حل از سوی بازیگران اصلی بین المللی.

آیا فکر می کنید که اراده واقعی برای آوردن صلح در افغانستان، در منطقه وجود دارد، زیرا سوالات زیادی برای مخصوصا پاکستان و ایران در حال حاضر بی جواب است؟

من فکر می کنم که تمام طرف ها، این را درک کرده اند که دست یابی به پیروزی نظامی ناممکن است و همه طرف ها در صحبت با ما خاطر نشان کرده اند که به مذاکرات علاقه مند هستند، مشکل این است که طرف ها در مورد نتایج احتمالی مذاکرات، نظر مختلف دارند، اما ما در جریان مطالعات خود به این نتیجه رسیدیم که اگر اراده برای سازش وجود داشته باشد، این ممکن است که از مجموع این نظرات به یک نظر بالقوه واحد رسید.

ما هنوزنمی دانیم که تا چه حدی چنین اراده ای وجود دارد و نخواهیم دانست تا زمانیکه که طرف ها واقعا داخل صحبت نشوند. ولی ارزیابی های ما می رساند که واقعا ارزش این را دارد که طرف ها تلاش کنند.

چنانکه ارزیابی های شما هم می رساند اختلافاتی عمیقی در خود جامعه افغانی وجود دارد ، تا چه حدی شما خوشبین هستید که این اختلافات بالاخره حل شود؟

فکر می کنم انتخاب بسیار روشن است، آنهایی که علاقه مند مذاکرات صلح هستند از جمله نهاد بین المللی یا شخص تسهیل کننده این مذاکرات، که ما در مورد آن صحبت کرده ایم، وظیفه بسیار مهمی را به عهده دارد و آن این که باید طرف ها را قانع کند که روند موجود عملکرد ها به جایی نمی رسد و بهتر است که به کشتار و ویرانی پایان داده شود.

رسیدن به یک راه حلی جستجو شود که پاسخگوی حداقل خواستهای تمام گروه ها و طرف ها در داخل افغانستان باشد. ما مطمین نیستیم که چنین شود ولی آنچنانکه قبلا گفتم ما مطمئن هستیم که می ارزد در این جهت تلاش صورت گیرد.

در رابطه با مذاکرات صلح، بزرگترین گروهی که نگران است زنان افغانستان است، عده ی زیادی به این نظراند که طالبان برخوردشان با زنان را عوض نخواهند کرد. اگر طالبان به صحنه سیاسی افغانستان برگردند، چه بر سر تمام ارزش ها ودستآورد های ده سال گذشته خواهد آمد؟

این یک سوال بسیار مهم است و به همین علت ما حس کردیم که جامعه مدنی شامل زنان و گروه های مدافع حقوق بشرو حقوق مدنی و آنهایی که در باره مسایل اجتماعی در داخل افغانستان نگرانی دارند، باید در روند مذاکرات نقش داشته باشند و مانند تمام گروه های سیاسی افغانستان، در میز مذاکرات نماینده داشته باشند.

البته ما این موضوع را نمی توانیم تحمیل یا دیکته کنیم ولی مثلا تضمین ایالات متحده آمریکا از چنین روند نتایج آن، حمایت بسیار مهمی است ولی البته ما می دانم نتایج هرگونه مذاکراتی را نمی توان از قبل پیشبینی کرد.

ولی به نظرمن عده زیادی در خارج و داخل افغانستان، براساس ارزیابی های ما، به این عقیده هستند که سوالی را که شما مطرح کردید از اهمیتی زیادی برای آینده کشور برخوردار است.

آنچه که جامعه افغانستان در حال حاضر به شدت از فقدان آن رنج می برد، تحمل و بردباری است، آیا شما خوشبین هستید که روزی تحمل در افغانستان احیا خواهد شد و اقشار و گروه های مختلف، با دیدگاه های مختلف سیاسی و ایدیولوژی های مختلف، همدیگر را خواهند پذیرفت و تحمل خواهندکرد؟

جنگ همیشه عدم تحمل را به بار می آورد، اما در طول تاریخ افغانستان، گذشته طولانی عدم تحمل وجود نداشته است و درک من این است که تحمل در جریان مذاکرات باید یک عامل عمده باشد.

وجود تحمل به این معنی است که باید سازش صورت بگیرد، نه تنها در توافقات بلکه در عملی شدن توافقات در دراز مدت نیز. در این عرصه مردم افغانستان باید نقش اساسی را بازی کنند و امید می رود که دوستان بین المللی شان نیز به آنها کمک کنند. زمان آن فرا رسیده است که مردم افغانستان بنشینند و اختلافات عمیق شانرا حل کنند.

اگر با وجود تمام تلاش های شما و سایر نهاد و سازمان های بین المللی، افغانها نتوانند بر اختلافات شان فایق آیند وبعد از ۲۰۱۴ جنگ همچنان ادامه یابد، به نظر شما جامعه بین المللی افغانستان را رها خواهدکرد؟

فکرمی کنم رئیس جمهوری آمریکا ابن را روشن ساخته که نیرو ی های ائتلاف افغانستان را ترک خواهند کرد، در واشنگتن بحث هایی هم در باره ادامه کمک ها به دولت افغانستان جریان دارد.

من دردولت نیستم و دقیقا نمی دانم چه می گذرد ولی این استراتیژی وجود دارد و قویا روحیه چنین است که باید بیشترین تلاش های ممکن در جهت تقویت نیروی های مسلح افغانستان صورت بگیرد تا آنها بتوانند دست آورد های نیروهای ائتلاف را حفظ کرده و از آن دفاع کنند.

بنابر این در واقع من انتظار ندارم که تغییری زیادی بعد از ۲۰۱۴ دراوضاع رخ دهد و فکر می کنم که با درنظرداشت شرایط موجود، این به طرف های درگیر افغان مربوط می شود که به این تصمیم برسند که ایجاد تماس ها مفید است.

طرف های مختلف در صحبت های خود با ما گفته اند که روحیه اکنون چنین است، بنابر این وقت آن فرارسیده که این روند آغاز شود و برگزاری کنفرانس های بین المللی در باره افغانستان می تواند فرصت مهمی برای برداشتن گام های عملی در این جهت باشد.