کنفرانس بن دوم، پرسش از آینده افغانستان بدون پاکستان

اجلاس بن
Image caption آیا آینده افغانستان به ویژه پس از ۲۰۱۴ متفاوت از دهه پیش خواهد بود؟

کنفرانس بین المللی بن در مورد آینده افغانستان در ۵ دسامبر ۲۰۱۱، ده سال پس از بنیادگذاری نظام سیاسی جدید افغانستان محصول توافقنامه یی در همین شهر در ۲۲ دسامبر ۲۰۰۱ با اشتراک نمایندگان حدود ۱۰۰ کشور و ۱۵ سازمان بین المللی برگزار شده است.

دستور کار کنفرانس بن دوم در واقع یادآور خلاءهایی است که در کنفرانس بن اول به آنها توجه نشده بود و پرسش هایی را باید پاسخ دهد که ده سال پیش بی پاسخ رها شدند، با آن که انتظار افغان ها و جامعه جهانی پیام روشنی از این کنفرانس برای تامین آینده افغانستان است، تنش ها در منطقه بر چشم انداز موفقیت این کنفرانس سایه انداخته است.

خروج برنامه ریزی شده نیروهای بین المللی تا ۲۰۱۴ و انتقال مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان، تداوم آموزش و تجهیز ارتش و بازسازی و توسعه افغانستان و تعهد همسایگان برای حمایت از آینده افغانستان در دستور کار کنفرانس است.

یوسف رضا گیلانی، صدراعظم پاکستان، اعلام داشت که کشورش به نشانه اعتراض به حمله هوایی اخیر ناتو بر یک مرزبانی ارتش پاکستان در منطقه قبایلی مهمند که به کشته شدن ۲۴ نظامی این کشور منجر گردید، کنفرانس بن را تحریم می کند. هر چند رییس جمهور کرزی مصرانه ازاسلام آباد خواست تا در این مورد تجدید نظر کند.

آیا ممکن است یک پروسه سیاسی در افغانستان بدون پاکستان موفقانه به پیش رود و به نتیجه برسد؟

این پرسشی است که کمتر کسی با اطمینان در مورد آن می تواند اظهار نظر بکند. کنفرانس بن اول بدون حضور طالبان برگزار شد، حتی تب و تلاش دیپلماسی پاکستان با معرفی بخشی از طالبان به عنوان "طالبان معتدل" برای اشتراک در تاسیس نظام آینده افغانستان به جایی نرسید و و در نتیجه پس از سه چهار سال، طالبان باز تجهیز شدند و به گونه جدی دولت و نیروهای بین المللی را به چالش کشیدند.

گرچه ماه ها پیش بی اعتمادی امریکا به نظامیان پاکستان تشدید شده بود، حادثه حمله اخیر ناتو به مرزبانی پاکستان به شدیدترین پاسخ پاکستان روبرو شد، کمیته دفاعی پاکستان در "تمام همکاری‌ها، برنامه‌ها و فعالیت‌های مشترک خود با ناتو، آمریکا و نیروهای ائتلاف" تجدید نظر کرد. مسیر تداکارتی ناتو از خاک خود که نیمی از تدارکات ناتو از آن می گذرد، و پایگاه شمسی امریکا در بلوچستان را بست و کنفرانس بن در مورد افغانستان را تحریم کرد که به عقیده تحلیل گران تاثیر مستقیم بر روند گفتگوهای صلح با طالبان و خروج برنامه ریزی نیروهای بین المللی تا ۲۰۱۴ از افغانستان خواهد داشت.

هنوز روشن نیست این اقدام نظامیان پاکستان که به تحللیل برخی از ناظران، آن را در فرصت التهاب فضای ضد آمریکایی افکار عمومی انجام داده اند، تا چه حدی همراهی دولت ملکی (غیر نظامی) را با خود داشته باشد؛ این در حالیست که فاش نامه‌ای منسوب به حسین حقانی، سفیر سابق پاکستان در آمریکا در باره احتمال کودتا و دخالت نظامیان در سیاست و طلب یاری دولت ملکی از آمریکا منجر به استعفای وی شد.

به عقیده برخی تحلیل‌گران پاکستانی نیز پیش بردن سیاست خارجی این کشور بر اساس کشته شدن چند سرباز در یک مرزبانی درست نیست.

پاکستان خواستار میانجی گری بریتانیا میان پاکستان و آمریکا شده است. روزنامه گاردین، ۲۹ نوامبر از واجد شمس حسن سفیر پاکستان در لندن که با الیستر برت معاون وزیر خارجه در امور جنوب آسیا دیدار داشته است، نقل کرده که "ما از بریتانیا درخواست کردیم که از نفوذ بی شائبه خود بر آمریکا استفاده برده و به آنها فشار بیاورد تا سیاست خود در مورد پاکستان را پیش از آن که خیلی دیر شود، تغییر دهد." "ما از دیوید کامرون (نخست وزیر بریتانی) می‌خواهیم که به اوباما بگوید در مورد رفتار آمریکا با پاکستان بازاندیشی شود." وزیر خارجه پاکستان نیز در تماسی با وزیر خارجه بریتانیا این درخواست را مطرح کرده است. به گفته سفیر پاکستان، رفتار آمریکا، فضایی برای مانور دولت ملکی زرداری- گیلانی باقی نگذاشته است.

این در حالی است که پاکستان مانع پخش شبکه جهانی بی بی سی روز سه شنبه به خاطر پخش برنامه "راز پاکستان" شد، برنامه ای که به جزییات رابطه سازمان استخبارات نظامی پاکستان، ای اس ای، با طالبان می‌پردازد.

روزنامه نیویورک تایمز، روز ۳ دسامبر به نقل از یک مقام رسمی آمریکایی روابط دو کشور را یک "بحران خسته کننده" خوانده است که به نقطه ای رسیده که هر کسی "انتظار یک مشکل جدید" را دارد. در همین حال بر اساس برخی از گزارش‌ها، ژنرال اشفق پرویز کیانی، فرمانده ارتش پاکستان نیز اجازه آتش متقابل بدون دستور قبلی به هر نوع "تجاوز" نیروهای ناتو را به ارتش پاکستان داده است.

بدیهی است که احساسات تنها عاملی نیست که نظامیان پاکستان را وارد تقابل و تنش با آمریکا سازد؛ به دنبال ایجاد فضای بی اعتمادی و افزایش تنش در مناسبات دوکشور پس از کشتن بن لادن در ابیت آباد، کمک های آمریکا به پاکستان کاهش یافته و مشروط به همکاری صادقانه اردوی پاکستان شده است.

امضای موافقت نامه همکاری های استراتژیک افغانستان با هند، آمریکا، بریتانیا و ناتو و همکاری استراتیژیک "یک جانبه" آمریکا و هند در برنامه هسته ای غیرنظامی هند در محاسبات استراتژیک نظامیان پاکستانی پیام های ناخوشایندی دارد که اولاً دیگر پاکستان یگانه همکار و کانال سیاست غرب در جنوب آسیا نخواهد ماند و ثانیاً پاکستان در مثلث آمریکا، هند و افغانستان، در محاصره یا نوعی تنگنای استراتژیک قرار خواهد گرفت.

اگر ده سال پیش در منطقه در مورد حمایت از حضور نیروهای خارجی و تاسیس نظام سیاسی جدید افغانستان اجماع نظر وجود داشت و در اجندای (دستور کار) بیشتر کنفرانس های بین المللی در مورد افغانستان، فصلی نیز به همکاری های منطقه ای اختصاص داده می‌شد و تایید دیپلماتیک همسایگان را نیز هرچند اسمی و اعلانی به همراه می داشت، اما در کنفرانس بن دوم، پاکستان با تحریم کنفرانس رسماً پیام می دهد که تعهدی نخواهد داد، و همکار پروسه مصالحه با طالبان نخواهد بود. پاکستان همچنان کارت طالبان، حقانی و حکمتیار را برای بازی در آینده افغانستان نزد خود نگاه می‌دارد.

از طرف دیگر، بنا به احتمال تحریم بانک مرکزی و تحریم نفت ایران به مثابه "نوعی اعلان جنگ" برای این کشور تلقی شده و به اشغال سفارت بریتانیا در تهران، با حمایت ضمنی دولت انجامید، اما پاسخ بریتانیا شدید بود، سفارت ایران در لندن تعطیل شد و جامعه اروپا تحریم های سخت تر بر اشخاص و شرکت های ایرانی وضع کرد، اکنون مناسبات ایران با بریتانیا و اروپا در تنش آلودترین سطح در دو دهه اخیر سقوط کرده است.

دشوار است تصور کنیم که ایران در کنفرانس بن، نقش همکار غرب در مورد آینده افغانستان را بازی کند. آمریکا به خوبی از پیامدهای تنش با ایران بر ثبات افغانستان آگاه است و ایران نیز همواره به گونه پراگماتیک و عملی نفوذ خود در کشورهای منطقه را به مثابه اهرم قدرت منطقه ای خود به رخ غرب کشیده است.

در کنفرانس بن مصالحه با طالبان مهمترین اجنداست، لویه جرگه سنتی اخیر نیز آن را تایید کرده است، روندی که به دنبال کشته شدن برهان الدین ربانی، رییس شورای صلح به حال تعلیق درآمده بود. رییس جمهور کرزی برنامه جدید و یک جانبه خود را برای مصالحه اعلام می کند، در حالی که رهبری طالبان کمترین نشانه یی مثبت در مورد مصالحه نشان نداده است.

رییس جمهور کرزی می‌خواست با بردن نمایندگان طالبان به کنفرانس بن دوم نقطه عطفی در تاریخ مصالحه با طالبان بیاورد، اما مخالفت آمریکا با حضور نمایندگان طالبان و سیر حوادث چند ماه اخیر در افغانستان و منطقه در جهتی به پیش رفته است که هرگونه ابتکار جدید صلح را با چالش جدی مواجه می سازد.

پرسش از آینده افغانستان

آیا آینده افغانستان به ویژه پس از ۲۰۱۴ متفاوت از دهه پیش خواهد بود؟

انتظار می رود کنفرانس بن در این مورد روشنی اندازد، خوش بینی ها و حمایت عمومی که از توافقنامه کنفرانس بن ۲۰۰۱ شد، با گذشت ده سال تغییر زیاد کرده است.

ارزش های تکثرگرایی مبنای دولت سازی توافقنامه بن ۲۰۰۱ بود، برای نخستین بار رسماً پذیرفته شد که افغانستان کشوری متشکل از همه ی اقوام است، اما پس از ده سال، تناسب قومی و منطقه یی آن گونه که باید آرامش و همگرایی هرچه بیشتر اقوام را عملی سازد، با موفقیت همراه نبوده است. در واقع سیاست دولت بر مبنای سازش با افراد مشخصی از هر قوم شاخص قومی را در دولت برجسته تر ساخته است.

شهروندان برخی از ولایت ها به ویژه ولایت های مرکزی شکایت می کنند که کمترین سهم بازسازی و پروژه های توسعه یی را دریافت کرده اند. هنوز بسیاری از جوانان احساس می کنند که تنها قومیت شان سبب بازماندن از ورود و یا ارتقا در برخی از وزارت ها و محروم شدن از بورسیه های تحصیلی می شود.

ده سال پس از به رسمیت شناختن ارزش های یک جامعه آزاد در کنفرانس بن اول اکنون افغانستان دارای ۴۴ شبکه تلوزیون خصوصی، ده ها رادیو و روزنامه و موسسه های آموزش عالی خصوصی و شمار زیاد نهادهای جامعه مدنی است.

با آن که جامعه مدنی نوپای افغانستان گسترش و.تنوع زیادی یافته است اما بخش اساسی جامعه مدنی بدون کمک های مالی نهادهای غربی ادامه داده نمی‌توانند و کمتر ارزش های خود را که برای آن باید مبارزه کنند، یافته اند، هنوز دولت علاقه ای به شنیدن صدای جامعه مدنی ندارد.

در یک ارزیابی کلی، تحلیل‌گران دستاوردهای ده سال گذشته افغانستان را نتیجه کنفرانس بن (۲۰۰۱) و ناکامی ها را از زاویه خلاءها و یا ناکامی در تطبیق ارزشهای توافقنامه بن برمی‌شمارند.

تنش های منطقه ای کنفرانس بن دوم در مورد آینده افغانستان را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد، افغانستان نمی تواند رابطه خود را با جامعه جهانی بدون واقعیت های منطقه تنظیم کند. دورنمای موفقیت آینده افغانستان نیز بدون نظرداشت واقعیت های جدید افغانستان و منطقه در ده سال اخیر دشوار به نظر می‌رسد.

مطالب مرتبط