حملات روز عاشورا 'ریشه در پاکستان دارد'؛ نگرانیها کاهش می‌یابد؟

حق نشر عکس AFP
Image caption حملات روز سه شنبه به مراسم عاشورا بیش از شصت کشته و صد و نود زخمی بجا گذاشت

اگر ثابت شود که بمبگذاریهای روز عاشورا در افغانستان کار یک گروه پاکستانی بوده، آیا نگرانیها از گسترش تنشهای مذهبی در افغانستان کاهش می یابد؟ به نظر می رسد که این طور باشد.

پس از وقوع این انفجار، به همان سرعت انفجار، نگرانیها از افزایش اختلافهای فرقه ای در افغانستان در میان مردم و محافل سیاسی این کشور گسترش یافت.

مقامهای دولتی افغانستان در ارائه اطلاعات در باره چند و چون این حادثه، جانب احتیاط را بیش از حد معمول رعایت کردند و حامد کرزی، رئیس جمهوری، که در آلمان بود، سفر خود به بریتانیا را لغو کرد تا به کشورش بازگردد.

شماری از منتقدان، نیروهای امنیتی را متهم به کوتاهی در تامین امنیت مراسم عاشورا کردند و برخی هم از شیعیان انتقاد کردند که با سیه پوش کردن شهر و بیرون آوردن این مراسم از تکیه ها به خیابانها، باعث تحریک حساسیتها شدند.

ولی گمانه زنی های اولیه مبنی بر این بود که احتمالا این بمبگذاریها کار طالبان باشد، اما این گروه با واکنش سریعی نه تنها مسئولیت آن را نپذیرفت، بلکه آن را به شدت محکوم کرد. یک سخنگوی طالبان این بمبگذاریها را "وحشیانه و ظالمانه" خواند.

هر چند طالبان در زمان حاکمیت خود میانه خوبی با شیعیان نداشتند، اما هیچگاهی مانع برگزاری مراسم عاشورا نشدند و در سالهای اخیر هم این گروه برخی از تجمعات و همایشهای عمدتا سیاسی را هدف حمله قرار داده، ولی به همایشهای مذهبی و به ویژه گردهمایی های شیعیان حمله نکرده اند.

'لشکر جنگوی'

Image caption در حمله انتحاری روز عاشورا در کابل هم شیعه ها و هم سنی ها کشته شدند

در صورتی که ثابت می شد که این بمبگذاریها کار یک گروه داخلی است، احتمال گسترش خشونتهای فرقه ای در افغانستان وجود داشت، اما حالا که یک گروه تندرو پاکستانی مسئولیت این بمبگذاریها را به دوش گرفته، تب و تاب نگرانیها تا حدود زیادی کاهش یافته است.

مردی که خود را سخنگوی گروهی موسوم به "لشکر جنگوی العالمی" معرفی کرد، در تماسی با دفتر بی بی سی درپاکستان گفت که این حملات کار این گروه بوده است.

این گروه شاخه ای از گروه "لشکر جنگوی" است که در پاکستان به ضدیت با شیعیان معروف است. این گروه تندرو، که در سال ۱۹۹۶ تشکیل شده، با طالبان و القاعده ارتباط دارد. لشکر جنگوی بارها علیه شیعیان پاکستانی حملات مرگباری انجام داده است.

رهبران سیاسی و مذهبی شیعه و سنی در افغانستان گفته اند که حادثه روز عاشورا ریشه های بیرونی دارد و نمی تواند باعث اختلافهای فرقه ای در این کشور شود.

'دشمن چه کسی است'؟

Image caption محقق: "این حادثه نه تنها بر وحدت ملی افغانستان تاثیر منفی بجا نمی گذارد، بلکه باعث انسجام و همبستگی بین مردم خواهد." شد

محمد محقق، از رهبران شیعیان افغانستان گفت: "فکر می کنم که این حادثه نه تنها بر وحدت ملی افغانستان تاثیر منفی بجا نمی گذارد، بلکه باعث انسجام و همبستگی بین مردم خواهد شد، برای این که حادثه عاشورا تنها اختصاص به یک قوم یک مذهب خاص ندارد."

مولوی عزیزالله خیرخواه، از علمای سنی ولایت ننگرهار در شرق افغانستان گفت: "افغانها با هم برادر هستند و می فهمند که دشمن چه کسی است. دشمنان از خارج از مرز افغانستان می خواهند که نفاق و شقاق در بین افغانها با عنوان شیعه و سنی به وجود آورند... اما در برنامه های خود کامیاب نخواهند شد."

اعضای خانواده های قربانیان روز عاشورا در کابل هم گفته اند که این حادثه نمی تواند بر اختلافهای مذهبی در افغانستان دامن بزند. یکی از آنها گفت: "ما انفجار دیروز را متعلق به مذاهب و اعتقادهای مذهبی نمی دانیم. ما این انفجار را متعلق به دشمنان افغانستان می دانیم."

یکی دیگر از این افراد گفت: "این کار مزدوران پاکستان است و هدف آنها این است که افغانستان پیشرفت نکند." همچنین یک مرد دیگر در مراسم خاکسپاری قربانیان این حادثه گفت: "مردم افغانستان چنین غلطی را نمی کنند. این کار پاکستان است که قصد دارد تعصب و تضاد را در بین مردم افغانستان بیاورد."

پس‌منظر تاریخی

Image caption برخی انتقاد کرده اند که سیه پوش کردن شهر و افراط در برگزاری مراسم عاشورا "حساسیت برانگیز" بوده است

مردم افغانستان عمدتا پیرو مذاهب سنی حنفی و شیعه جعفری و اسماعیلی هستند. هر چند تا حال آمار دقیقی در مورد تعداد پیروان این مذاهب وجود ندارد، اما برخی آمار تخمینی از سوی برخی منابع ارائه شده است. این آمارها عمدتا بیانگر حضور ۲۰ درصدی شیعیان در افغانستان است.

اختلافهای مذهبی در تاریخ افغانستان چندان قابل توجه نبوده است. برجسته ترین موردی که در این زمینه در تاریخ این کشور آمده، صدور "فتوای" شماری از روحانیون تحت فشار امیر عبدالرحمان خان، پادشاه وقت افغانستان در جریان جنگهای ۱۸۸۷-۱۸۹۰ علیه هزاره ها است.

براساس این فتوا امیر عبدالرحمان خان، هزاره ها را که عمدتا شیعه هستند، "تکفیر" و مجوز لشکرکشی به هزاره جات را صادر کرد. این جنگها منجر به قتل عامهای گسترده و آوارگی دهها هزار خانواده هزاره تبار شد. در عین حال شماری از افراد مربوط به این قوم به عنوان "برده" فروخته شدند.

ولی در واقع این "فتوا" و جنگها هیچ وقتی به عنوان یک جنگ مذهبی مورد قبول واقع نشده است، بلکه عمدتا ناشی از قومگرایی و جاه طلبی امیر برای تمرکز قدرت دانسته می شود. اما پس از آن تا سالهای اخیر پیروان مذاهب مختلف در افغانستان با هم زندگی مسالمت آمیز داشته اند. در این مدت از خشونت ناشی از اختلافات مذهبی گزارش قابل توجهی در دست نیست.

'جنگ قدرت'

Image caption بر اساس آمارهای تخمینی، بیست درصد جمعیت افغانستان شیعه است

جنگهای داخلی دهه هفتاد افغانستان هم عمدتا قومی بوده است. هر چند در راس گروههای درگیر در این جنگها عمدتا "مجاهدین" و "روحانیون" بوده اند، ولی این جنگها بیشتر "جنگهای قدرت" و ناشی از اختلافهای سیاسی و قومی دانسته می شود.

پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۱۳۸۰، روحانیون برجسته افغانستان در پی اتحاد مذاهب اسلامی در این کشور، تشکلی را موسوم به "شورای اخوت اسلامی" تشکیل دادند. ایده تشکیل این شورا ریشه در اندیشه های "مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی" دارد که مرکز آن در قاهره است.

در این شورا روحانیون شیعه و سنی عضویت دارند و در راس آن آیت الله محسنی، یکی از شناخته شده ترین روحانیون شیعه قرار دارد. این شورا تلاش دارد که مذاهب مختلف اسلامی را در افغانستان با هم نزدیک کند و از اختلافات آنها بکاهد.

مطالب مرتبط