چرا کرزی از بیانیه شورای علما استقبال کرد؟

حق نشر عکس president.gov.af
Image caption حامد کرزی از اعلامیه اخیر شورای علما، حمایت کرده است

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان روز ۶ مارچ، از اعلامیه "شورای علمای افغانستان" حمایت کرد.

در اعلامیه شورای علمای افغانستان که در وبسایت ریاست جمهوری افغانستان منتشر شد، بر تفکیک جنسیتی و درجه دوم خواندن زنان تاکید شده است.

در واکنش به این اعلامیه، گروه های حامی زنان در افغانستان این اقدام را "چراغ سبزی" برای شورشیان طالبان دانستند. اما واقعا چرا حامد کرزی از بیانیه ای که صریحا با قانون اساسی و تعهدهای بین المللی مغایرت دارد، دفاع کرد؟

نزدیکترین و سریعترین برداشت از این اقدام رئیس جمهور افغانستان، همان است که گروه های مدافع حقوق زنان تاکید می کنند؛ یعنی چراغ سبز دادن به طالبان. اما اگر این فرضیه درست باشد، آیا این مسئله اقدام دندانگیری برای نزدیک شدن به طالبان هست واقعا؟

از آنجایی که طالبان در ده سال اخیر بارها و بارها نوع رفتار خود با زنان را در زمان حاکمیت این رژیم کتمان کرده اند، ظاهرا به نظر می رسد که چندان علاقه ای به پرداختن به مسائل زنان، به عنوان مساله محوری، دستکم در شرایط کنونی، ندارند.

علاوه بر این، دولت افغانستان بارها امتیازاتی را برای طالبان و افراد سابق این گروه در کابل در نظر گرفته است. کرزی چندین بار کودکانی را که قصد عملیات انتحاری داشتند، رها کرده و طالبان را "برادر" خوانده است.

حل مشکل مشروعیت؟

حق نشر عکس gmic.gov.af
Image caption شورای علمای افغانستان خواستار جدایی زن و مرد در محیط کار و همچنین الزامی بودن محرم شرعی در هنگام مسافرت زنان شده است

فرضیه دوم می تواند مسئله "مشروعیت" باشد. شاید کرزی می خواهد دامنه مشروعیت خود را گسترده تر کند و این بار به طور روشن و واضح "نهاد دین" را در کنار خود داشته باشد. اما به نظر نمی رسد وضعیت ناکارآمد حکومت حامد کرزی، ناشی از کمبود مشروعیت بوده باشد.

آقای کرزی تقریبا از تمام عناصری که به حکومت او مشروعیت می بخشند، بهرمند است. او سران اقوام دیگر را در ارگ ریاست جمهوری به عنوان بخشی از "مشروعیت تباری" با خود دارد.

او همچنان با رای مستقیم مردم در یک انتخابات ظاهرا دموکراتیک به قدرت رسیده است. علاوه بر این ها، او بزرگان مناطق دور دست افغانستان را نیز زیر خیمه لویه جرگه جمع می کرد که حضور همه آنها به دعوت آقای کرزی به معنی تائید او است. مهمتر از همه، مشروعیت او در جهان یا همان مشروعیت خارجی دولت اوست که آن نیز با ملاحظه به وضعیت درونی، از سوی خارجی ها تضمین شده است.

بنابراین دولت حامد کرزی از عدم مشروعیت – به مفهوم سیاسی- رنج نمی برد. پس نمی توان این گونه پنداشت که "شورای علما" - که نه نهادی قانونگذار است و نه اجرایی، بتواند نقشی کلیدی در راستای مشروعیت بخشی بیشتر به دولت کرزی بازی کند.

بازیگر یا کارگردان؟

کرزی می داند که به زودی (سال ۲۰۱۵) پس از ۱۳ سال از قدرت کنار می رود، اما آنچه که او را نگران کرده است بی سرنوشتی سیاسی پس از آن و بی اعتنایی اکنون غرب نسبت به خودش می باشد.

حامد کرزی برای متحدانش دیگر قهرمان رداپوش سال ۲۰۰۱ نیست؛ بلکه او رئیس جمهوری ناکارآمدی است که با وجود میلیاردها دلار کمک جهانی، هنوز فساد در دولتش عصیان می کند، وضعیت امنیتی وخیم تر شده است، تولید مواد مخدر افزایش یافته، و رد پای وابستگان او در مراکز قدرت همواره به چشم می خورد.

کرزی این واقعیت را به خوبی درک کرده است. به ویژه آن که مقام های سنای آمریکا با مخالفان سیاسی اش در برلین دیدار می کنند و روی طرح تغییر نظام سیاسی به گفتگو می نشینند و یا این که با مخالفان نظامی اش (طالبان) در قطر معامله می کنند. در هر دوی این رویدادها جای آقای کرزی یا نماینده اش خالی است. او به شدت از این بی اعتنایی غرب رنج می برد.

اما رئیس جمهوری افغانستان آن گونه که پنداشته می شود همواره "بازیگر" میدان است، نیست. او این بار می خواهد که "کارگردان" باشد. او حداقل یک برگ برنده در دست دارد تا با آن بر آمریکا فشار بیاورد تا با او مهربان تر باشد.

مهمترین برگ بازی حامد کرزی، امضای "پیمان همکاری های استراتژیک" با ایالات متحده آمریکا است. او هرچند در ماه نوامبر سال گذشته میلادی لویه جرگه چند هزار نفری را به منظور کسب مشروعیت و مشورت در این مورد برپا کرد، اما نهایی شدن این سند تاکنون، ظاهرا از سوی افغانستان به تعویق افتاده است.

کرزی دانسته است که تا این سند مهم امضا نشده، دست آمریکا زیر سنگ اوست و او می تواند از این طریق فشار وارد کند.

او پیش تر بر توقف عملیات شبانه نیروهای خارجی، توقف مرگ غیرنظامیان در اثر بمباران و بستن زندان های مربوط به نیروهای غربی در افغانستان را به عنوان اهرم فشار استفاده کرده بود.

اما این بار به نظر می رسد که او یک ابزار قدرتمند دیگر، یعنی "نهاد متولیان دین" را نیز به آنها افزوده است.

احتمالا اعتراض های اخیری که در ارتباط به "بی حرمتی به قرآن" راه افتاد احساسات ضد آمریکایی را افزایش داد، در واقع به رئیس جمهوری افغانستان فهماند که می تواند این بار، از این اهرم برای فشار بیشتر بر غرب استفاده کند؛ چرا که آمریکا در مورد این حادثه به طور باور نکردنی کوتاه آمد و رئیس جمهوری و مقامات بلندرتبه آن رسما عذرخواهی کردند.

مهمتر از همه این که دقیقا در جریان آشوب های قرآن سوزی و چند روز پس از سفر حامد کرزی به اسلام آباد و گفتگوی تنش آلود او با مقامات پاکستانی، یک هیئت بلندرتبه آمریکایی به رهبری سناتور مک کین به کابل سفر کرده بود تا در مورد جزئیات "پیمان استراتژیک" با حامد کرزی مذاکره کند؛ اما با شعله ور شدن آشوب ها، این هیئت بی سر و صدا کابل را ترک کرد.

اعتراض های خشونت بار پنج روزه و مرگ حدود ۴۰ تن، و در پی آن کشته شدن دو افسر آمریکایی در درون ساختمان وزارت داخله/ کشور، فضا را طوری رقم زد که حامدکرزی توانست به متحدان غربی اش بفهماند که آنها همیشه بازیگران اصلی میدان نیستند.

اما چرا امضای "پیمان همکاری استراتژیک" برای آمریکا مهم است؟ آمریکایی ها تلاش دارند تا به زودترین وقت مسئله "پیمان استراتژیک" را نهایی کنند؛ چرا که انتخابات ریاست جمهوری این کشور در اواخر سال روان (نوامبر ۲۰۱۲) برگزار می شود، و سرنوشت این پیمان و مسائل جانبی آن، مانند خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، برای احزاب رقیب سرنوشت ساز است.

باراک اوباما، از حزب دموکرات برای پیروزی دوباره نیاز دارد تا به تمام وعده هایش در سیاست خارجی و داخلی وفا کند. او باید ۲۳ هزار نیروی باقیمانده حمایتی را که در سال ۲۰۰۹ به افغانستان فرستاده بود، تا پایان امسال به خانه بازگرداند.

بنابراین به نظر می رسد که آمریکایی ها در یک تنگنای زمانی برای نهایی شدن "پیمان استراتژیک" روبرو هستند. گویا آنها می خواهند تا این پیمان که همواره به تعویق افتاده است، پیش از نشست سران ناتو در شیکاگو در ماه می و آغاز مبارزات انتخاباتی در آمریکا، امضا شود.

مطالب مرتبط