روابط افغانستان و آمریکا در گرو پرونده رابرت بیلز

حق نشر عکس AP
Image caption روبرت بیلز به قتل هفده نفر از جمله نه کودک در قندهار متهم است

اگرچه جنجال بر سر کشتار غیر نظامیان توسط نیروهای بین المللی در افغانستان تازگی ندارد، اما آنچه که رابرت بیلز ۳۸ ساله در قندهار انجام داد، با حوادث دیگر قابل مقایسه نبود. کاری که او کرد در واقع شبی‌خون بر منازل مردم بود بی آنکه ماموریتی در کار باشد، یا در راستای مبارزه با تروریزم توجیه گردد، واقعا حادثه ای بود، بی سابقه.

این حادثه مرگبار و تکاندهنده، زمانی اتفاق افتاد که پس لرزه های حادثه قرآن سوزی در بگرام، هنوز کاملا آرام نشده بود. اینکه چه انگیزه ای در ورای این حادثه پنهان است، هنوز روشن نیست.

در نخستین واکنش، از قول مقامات آمریکایی گفته شد که رابرت، مشکل روانی داشته است؛ اما توجیه مشکل روانی چندان پذیرفتنی نبود. به راستی اگر روبرت مشکل راونی داشت چرا در حساس ترین منطقه به ماموریت گماشته شد؟ اساسا چرا به افغانستان اعزام شد؟ چرا در درون پایگاه نظامی آمریکایی ها به کسی آتش نکرد؟ اینها پرسشهایی هستند که توجیه مشکل روانی را تا حد زیادی کمرنگ می سازد.

برخی از تحلیل گران عقیده دارند که ممکن است، این سرباز خسته از جنگ، به نشانه اعتراض، دست به یک عمل آگاهانه؛ اما به ظاهر جنون آمیز زده باشد. حقیقت روشن نیست؛ اما واقعیت همان است که اتفاق افتاد. کشته شدن ۱۷ نفر بی گناه، در نیمه های شب و در خانه های خود.

عمل سرباز آمریکایی، بسیاری ها را شوکه کرد. عکس العمل های مختلفی را نیز برانگیخت. بازماندگان قربانیان و بسیاری از مردم و مقامات افغانستان، خواهان محاکمه علنی این سرباز، در داخل افغانستان شدند.

رئیس جمهور کرزی، در دیدار با بزرگان قندهار، تا آنجا پیش رفت که گفت: به آمریکایی ها می گویم، از روستاهای افغانستان بیرون شوند. در آنجا تروریست ها نیستند. آنها مخالفان دولت من هستند من یا با آنها کنار می آیم و آنها را قانع می کنم؛ یا اینکه آنها مرا مرخص می کنند.

اینها همه در زمانی روی می دهد که سرنوشت پیمان استراتژیک آمریکا و افغانستان و فراتر از آن، نحوه تعامل آمریکا و افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

اکنون این انتظار که اقای بیلز در داخل افغانستان محاکمه می شود، عملا منتفی است؛ اما اینکه سرنوشت روبرت در مواجهه با قانون و دستگاه دادستانی و دادگستری آمریکا به کجا می کشد؛ خود به یک پرسش جدی دیگر تبدیل شده است.

اگر قرار باشد، یکبار دیگر بحث مشکل روانی در دادگاه مطرح شود؛ یا روند محاکمه، ابهام آلود، پیچیده و طولانی شود و یا هم آنگونه که وکیل رابرت اظهار داشته است، در اصل انجام جنایتی که او مرتکب شده اما و اگر به میان آید، چند پیامد جدی می تواند داشته باشد.

۱_ نوع معافیت برای سربازان آمریکایی فراهم می شود و امکان تکرار جنایت های مشابه، بیشتر خواهد شد.

۲_ دست طالبان و مخالفان دولت افغانستان را در میدان جنگ تبلیغاتی بیشتر از گذشته باز می کند. طالبان و مخالفان دولت افغانستان از وقوع حوادث مشابه، بدشان نمی آید بلکه از آنها به عنوان فرصت های بی بدیل، در جهت تحریک انزجار عمومی بر علیه نیروهای خارجی استفاده می کنند.

3_ امضای پیمان استراتژیک و نیز روابط آمریکا و افغانستان را درکل، تحت تأثیر قرار خواهد داد. زیرا همانگونه که اشاره شد، بزرگان قندهار آقای کرزی را تحت فشار شدید قرار داده اند و این فشارها از جانب جناح های مختلف سیاسی و اجتماعی روز افزون خواهد شد.

با توجه به موارد یاد شده، نحوه محاکمه رابرت بیلز، از اهمیت و حساسیت فوق العاده ای برخوردار است. او را نمی توان به چشمی دید که یک شخص متهم متعارف را می بینند. آنچه که روبرت را به دادگاه حاضر کشیده است؛ علاوه بر جنبه جنایی آن، جنبه سیاسی و یا حداقل پیامدهای جدی سیاسی دارد.

به نظر می رسد، اگر در فرایند محاکمه آقای بیلز، سرعت، شفافیت و جدیت، در کنار عدالت بنشینند، می تواند، از بروز خطرات احتمالی بعدی جلو گیری نماید.

دسترسی بازماندگان قربانیان به جریان محاکمه و فراهم کردن فرصت برای آنان غرض اقامه شواهد و همچنین نظارت دولت افغانستان از جریان محاکمه، از اهمیت بسیار بر خودار می باشد.

رابرت بیلز، اکنون تفهیم اتهام شده است. اتهام، سنگین است. قتل هفده غیر نظامی بی گناه از جمله ۹ کودک، آنهم در دل شب، در رخت خواب و در اندرون خانه هایشان از سوی کسی که مسئولیت تأمین امنیت را به عهده دارد.

از این جهت شاید مبالغه نباشد، اگر ادعا کنیم، جنایتی را که رابرت بیلز به آن متهم است، یک جنایت استثنایی است و محاکمه استثنایی می طلبد.

همچنین شاید تعجبی نداشته باشد اگر چشم میلیون ها انسان، از هر سوی عالم، به دادگاهی دوخته شود که پرونده روبرت به آن محول شده است.

مهم است که ببینیم روند محاکمه روبرت چگونه به پیش می رود.

مطالب مرتبط