مسعود حسینی، خبرنگاری که خودش سوژه خبری شد

حق نشر عکس bbc
Image caption مسعود می گوید وقتی داشت کوله بار سفر را می بست، از طریق توییتر، از دریافت جایزه پولیتزر باخبر شد

برای پوشش خبری اهدای جایزه بهترین تک عکس خبری جهان به مسعود حسینی، عکاس افغان خبرگزاری فرانسه، به آمستردام آمده ام.

دو روز پیش از این سفر و در حالی که خود مسعود هم داشت خود را برای سفر از کابل به آمستردام و دریافت جایزه آماده می کرد، خبر دیگری، شادی او را دو چندان کرد: دریافت جایزه پولیتزر که از معتبرترین جوایز بین المللی برای هنرمندان و روزنامه نگاران است.

مسعود می گوید وقتی داشت کوله بار سفر را می بست، از طریق توییتر، از دریافت جایزه پولیتزر باخبر شد.

در چند روز گذشته، بیشتر وقت مسعود، پای تلفن می گذرد، البته نه فقط برای خوش و بش کردن با دوستان و خانواده، بلکه برای مصاحبه دادن به رسانه های مختلف از سراسر جهان.

خبری که خبرگزاری فرانسه از اختصاص جایزه پولیتزر به عکسی از مسعود حسینی منتشر کرده بود، نخستین بار در روزنامه های آمریکا بازتاب یافت. سپس تلویزیون، رادیو و سایت فارسی بی بی سی ضمن انتشار خبر، با مسعود مصاحبه کردند.

از آن پس دیگر تمام وقت این خبرنگار عکاس، با موبایلش و درحال گفتگو با نمایندگان رسانه هایی می گذرد که می خواهند با نخستین افغان دریافت کننده این جایزه معتبر بین المللی مصاحبه کنند.

یکی می پرسد چه احساسی داری. دیگر می گوید برای مان از آن لحظه که این عکس را گرفتی تعریف کن و آن یکی می خواهد بداند که مسعود، عکاسی را از کجا و چگونه فرا گرفته است؛ مسعود حسینی، خبرنگاری است که این روزها خودش سوژه خبر شده است.

می گوید در فرودگاه کابل، تا واپسین لحظات سوار شدن به هواپیما، در حال مصاحبه دادن به یک رادیو بود بود. اینجا در آمستردام، همین که از فرودگاه وارد شهر شد، از یکی – دو روزنامه ایرانی زنگ زدند و مصاحبه کردند. شب، پیش از شام، تلویزیون انگلیسی الجزیره زنگ زد و این مصاحبه آنقدر طول کشید تا شام مسعود سرد شد؛ و صبح با زنگ تلفن یک خبرنگار دیگر از داخل ایران از خواب بیدار شد.

اما داستانی که برای همه این رسانه ها تعریف می کند، کمابیش یک‌سان است، با قدری تفاوت در بیان آن خاطره. خاطره دختر نوجوان سبزپوشی که در مراسم عزاداری عاشورای سال گذشته، چشم تیزبین این عکاس را به خود جلب کرد و تک عکسی که به اندازه تمام گزارش های صوتی و تصویری از حمله انتحاری به این مراسم، گویا بود.

نکته جالب اینجاست که خود مسعود، هرچند از دریافت سه جایزه بین المللی، به ویژه پولیترز، از چاپ شدن اثرش در صفحه اول روزنامه های معتبر بین المللی، از انتشار و دست به دست شدن این عکس در سایت های مختلف اینترنتی و از پیام های شادباشی که دریافت می کند، خوشحال است و در پوست خود نمی گنجد، اما خودش تمایل زیادی به دوباره دیدن این عکس ندارد؛ گویی با هر بار دیدن عکس آن دختر - که در حلقه ای از جنازه های سوخته و پاره پاره شده، گریه و شیون می کرد – همه آن صحنه ها، دوباره جلوی چشمش مجسم می شود.

من همچنان، اینجا در آمستردام به همراه مسعود هستم و دفعه بعد خواهم نوشت که چرا مسعود حسینی، هر وقت عکس معروفش را می بیند، چهره درهم می کشد.

مطالب مرتبط